TGViewer
کاریز کاریز @kariznotes · 1.61K subscribers
Post #446 892
این یادداشت در باب فیلم اورانیوم را سیزده سال پیش در فیس بوک نوشته بودم و هفته پیش - در آن روزها که ایران زیر شدیدترین تهدیدات تمدّنی رفت که هر پل و نیروگاه ایران را ویران می‌کنیم- یاد آن کردم. آن ساعات که هر خبر از زدن نیزه‌ای به تن ایران بود وتاختن و کشتن و شکستن استخوانی از زیرساخت‌های آن. سیزده سال پیش هم، در بدترین کابوس‌های خویش انتظار همچو وقایعی را نداشتیم. باشد که حق، بیش از این، رها نکند، چنین عزیز نگینی، به دست اهرمنی. آن را اینجا هم می‌گذارم، به یادگار.

**
ایرانیوم، ورقه و گلشاه و تبارشناسی القاعده

یادی کنیم از فیلم ایرانیوم، که دو سال پیش و در اوج نگرانی عمومی ما ساخته و منتشر شد. فیلمی که سازندگان آن تمام شرور عالم را، شاید غیر از تصادفات رانندگی در یکی دو ایالت آمریکا، جمع کرده‌ و به ایران نسبت داده بودند تا مبلّغ و مشوّق حمله نظامی به ایران باشند. ‌با یکی دو جمله مبهم و بزن و برو هم به همه محصولات القاعده مارک ایران زده‌ بودند. انصافاً چیزی در مایه‌ مقالات حسین شریعتمداری یا سخنان احمدی‌نژاد با ادعاهایی که «سندش هم موجود است». همه حرف و حدیث هم، چنان که جان بولتون در فیلم می‌گوید، این بود که دیگر هویج جذابی نداریم، وقت چماق‌کشی نظامی است. چشمشان هم، خوش‌بختانه، از دولت اوباما آب نمی‌خورد و می‌گفتند که اسراییل باید پیشقدم شود. بیش از این ارزش صحبت ندارد اما نکته‌ی گذرایی در فیلم بود که براستی بسوخت دیده‌ زحیرت که این چه بوالعجبی‌ست.

یکی از مصاحبه‌شوندگان می‌گوید که «ما در فرهنگ آمریکایی و اروپایی نمی‌توانیم قتل‌عام عمومی را برای انگیزه‌های دینی تصور کنیم و چون این به تصوّر ما نمی‌آید فکر نمی‌کنیم که آنها (یعنی ایرانیان) می‌توانند» و همزمان با این سخنان گهربار تابلوی مینیاتوری را می‌بینیم که در آن سواری نیزه‌ای را به تن حریفی فروکرده است با برخی نوشته‌های فارسی و سپس این مینیاتور را، به عنوان شاهدی از رسوخ عمیق خشونت مذهبی در تاریخ ما، به تصویر قطع سر گروگان‌ها توسط اعضای القاعده پیوند میزند!

آن مینیاتور چیست؟ شاید از جناب کارگردان توقع نمی‌رود که این را بفهمد، امّا از شهره آغداشلو چطور که راوی این فیلم است؟ مینیاتور صحنه‌ای است از داستان عاشقانه «وَرْقَه و گلشاه». داستانی که عیّوقی شاعر، حدوداً همزمان با سرایش شاهنامه فردوسی، آن را از یک منبع عربی به فارسی برگردانده است و حکایت دلدادگی ورقه، پسر، و گلشاه، دختر عموی اوست. در روز ازدواج این دو، ربیع نامی از قبیله‌ی مجاور حمله می‌کند و گلشاه را می‌دزدد و این جنگ دو قبیله را موجب می‌شود. ربیع در این جنگ پدر ورقه را می‌کُشد، خود او را هم اسیر می‌کند و چیزی نمانده تا او را بکُشد که گلشاه، گریخته از حبسِ ربیع، با شکل و شمایل پسرانه، همچون گردآفرید در داستانِ سهراب، به آوردگاه می‌آید، نیزه‌ای به ربیع می‌زند، دست ورقه را می‌گشاید و او را نجات می‌دهد... مینیاتور راوی این صحنه جنگ است با آن دو بیت در صدر و ذیل آن:
«سنانش گذارید از سون (سوی) پشت، بر آن سان بزاری مر او را بکُشت،
به زیر آمد و دست ورقه گشاد، سوی لشکر خویش رفتند شاد».
این شادی البته دوامی ندارد که این قصه هم به فرجام پرغصه است و پر آبِ چشم. امّا خوب می‌بینید این شاهد تاریخی قتل‌عام مذهبی را در فرهنگ ما؟

من براستی نمی‌دانم امثال شهره آغداشلو که بی‌تردید از سر ایران‌دوستی با این پروژه‌ها همراه می‌شوند چه می‌اندیشند؟ فقط یاد شعر مولانا می‌افتم که «بس گریزند از بلا سوی بلا، بس جهند از مار سوی اژدها...»
.
Telegram K-A-Images
  • ❤ 20
  • 👍 2
  • 🤔 1
More from @kariznotes
  1. Sep 30, 2026از بلخ و وخش، و زادگاه مولانا در مثنوی می‌گفت که «در درخشی کی توان شد سوی وخش؟» نه، نمی‌تو…
  2. Sep 30, 2026در بیان و یادآوری آن که زادروز مولانا در نیمه‌ٔ ماه مهر بوده است، و نه در سی سپتامبر یا هش…
  3. Sep 28, 2026پیش از دعا، آمین کند... جهت یادآوری و تمرین، با ابجدخوانی، سعی می‌کردم که با خواندن کلمات…
  4. Sep 26, 2026«گفتند که ما که ماهیان این دریاییم، اوّل در این دریای حیات بوده‌ایم... جواب آمد که ای ماهی…
  5. Sep 25, 2026مُلکی‌ست محنت تو و خلقی‌ست منتظر / این کار دولت است کنون تا که را رسد بیگانه گر هزار بود و…
  6. Sep 24, 2026از کربن ۱۴ و پوست بی‌جان... تاریخ‌گذاری به روش کربن ۱۴ روشی رایج است منتهی نتایج آن در خصو…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →