فی العشق / اندر عشق...
۱/ هذا مرض وسواسی شبیه بمالیخولیا.. (قانون ابن سینا)
عشق بیماری باشد با وسواس، مانند مالیخولیا... (ذخیره خوارزمشاهی، جرجانی)
.
مثنوی: نادر افتد اهل این ماخولیا / منتظر که روید از آهن گیا...
.
۲/ يكون الإنسان قد جلبه إلى نفسه... (قانون)
مردم آن را خود به خویشتن کشد.. (ذخیره)
.
مثنوی: تو مگر آیی و صید او شوی / دام بگذاری به دام او روی...
.
۳/ وعلامته غؤر العين ويبسها وعدم الدمع إلا عند البكاء... فيكون كثير الصعداء... (قانون)
چشمهای عاشق به گو فرو رفته باشد، و خشک باشد، الا بوقت گریستن تر شود... و دَم سرد بسیار کشد. (ذخیره)
.
این نداری خود ولیکن گر تو این را طالبی / آه سرد و اشک گرم و چهرههای زرد کو... (دیوان)
.
۴/ ويتغيّر حاله إلى فرح وضحك أو إلى غم وبكاء عند سماع الغزل... (قانون)
و هر وقت که غزلی یا بیتی بشنود که در وی ذکر وصال باشد، طربی اندر وی پدید آید... (ذخیره)
.
پس غذای عاشقان آمد سماع / که در او باشد خیالِ اجتماع
قوّتی گیرد خیالاتِ ضمیر / بلکه صورت گردد از بانگ و صفیر،
آتش عشق از نواها گشت تیز...
.
۵/ ويكون نبضه نبضاً مختلفاً بلا انتظام... و یتغیر نبضه و حاله عند ذکر المعشوق. (قانون)
و نبض او مختلف و بینظام باشد، خاصه آن وقت که ناگاه معشوق خویش را بیند. (ذخیره)
.
نبضِ عاشق بیادب بر میجهد، خویش را در کفّهٔ شَه مینهد...
.
۶/ ويمكن من ذلك أن يستدلّ على المعشوق أنه من هو إذا لم يعترف به. (قانون)
و کسی که نام عشق و معشوق پنهان دارد بدین طریق توان دانست که معشوق او کیست. (ذخیره)
.
آن حکیم خارچین استاد بود / دست میزد جابجا میآزمود،
سوی قصّه گفتنش میداشت گوش / سوی نبض و جَستنش میداشت هوش
تا که نبض از نام کی گردد جَهان / او بود مقصود جانش در جهان...
...
و همینطور، سطر به سطر، روایت طبیبان و حکایت حبیبان
...
Post #369
1.88K
- ❤ 18
- 👍 1
- 🤔 1