از پاریس هم راهی به روم بیابیم؟
ترانه بسیار زیبایی است، به نام «سرودی برای عشق»، از از ادیت پیاف، خواننده سرشناس و شگفتانگیز فرانسوی.
سطر پایانی آن ترانه این است که:
Mon amour, crois-tu qu'on s’aime ?
Dieu réunit ceux qui s'aiment
محبوبم، فکر میکنی که ما همدیگر را دوست داریم؟
(چون) خدا دوستداران را به هم میرساند...
به هم میرساند، وصل میکند، و اگر از صورتها بگذریم و بین زبانها پل بزنیم، همان است که «الله یجمع بینهم!»
این سطر پایانی ترانه، مضمون یا آرزوی عامی است، منتهی «در سر آنچه هست، گوش آنجا رود» و از این رو یادآور آنچه مولانا مکرّر در نامههای دوستانه خود، اخوانیات، بکار برده است و این تکرار، آن هم نزد چنین گوینده زبانآوری، نشان علاقمندی و دلبستگیست به آن:
«اَللهُ یجمَعُ بینَنا و یرفَعُ البُعدَ عن بینِنا»
از جمله اینهاست:
نامه چهارم مجموعه مکتوبات،
نامه چهل و نهم،
و نامه شصت و پنجم خطاب به صلاح الدین که:
الله میسِّر الاجتماع*
به خدایی که فیض رحمت او / در خم آسمان نمیگنجد
که ز هجران و آرزومندی / سخنم در دهان نمیگنجد
و نامه شصت و ششم،
و باز نامه هفتاد و یکم که:
اَللهُ یجمَعُ بینَنا...
که آن را در صورت رباعی هم آورده:
عَنْدی جَمَلٌ مِنْ اِشتیاقٍ وَ فُصُول / لا یمْکِنُ شَرحُها بِکُتْبٍ و رَسُول
بَلْ اَنتَظِرُ الزَّمانَ وَ الْحالُ یحُول / اَنْ یَجمَعَ بَیْنَنا فَتُصغی وَ اَقُول
و تفسیر کرده که: «تُصغی و اقول (بشنوی و بگویم)، تفسیرِ یجمع بیننا است...»
همچنان:
نامه نود و هفت:
جعلنا الله اخوانا و جمع بیننا...
و نامه صد و سه:
اَللهُ یجمَعُ بینَنا و یرفَعُ البُعدَ عن بینِنا...
و نامه صد و هفت،
و صد و بیست و سه
و نامه صد و سی، این بار خطاب به حسام الدّین
به خدایی که عزّش از عظمت / در خم آسمان نمیگنجد
که اشارات آرزومندی / در بیان بنان نمیگنجد
الله یجمع بیننا، وراء الجمع...
پ.ن.
یک،
*اجتماع هم به معنی وصل و جمع، در مقابل دوری و هجران، چنان که در بیت مشهور:
پس غذای عاشقان آمد سماع / که در او باشد خیالِ اجتماع...
دو،
آن ترانه و اجرای ۱۹۵۰ ادیت پیاف.
.
Post #345
1.09K
- ❤ 11
- 👍 3