تو نیز رقصی بکن...
داود نبی در ادب ما مظهر لحن و صدا و آواز خوش است، در کنار حکمت و قدرت و زرهسازی... منتهی رقص و سماع داود بین ما شناخته شده نبوده، و شگفتا که چقدر هم قدم و قلم صوفیه به آن نیاز داشته است.
حکایت رقص سماعوار داود در کتاب دوم سموئیل، فصل ششم و فصل پانزدهم تواریخ عهد عتیق آمده است. آنجا پس از تقدیس داود در مقام پادشاهی یهودا و اسرائیل، و تسخیر اورشلیم، داود در پی صندوق عهد، شادیکنان و چرخزنان، خاکسارانه، لباس خود را میکَند و رقصکنان، وارد شهر میشود. میکال دختر شائول، همسر اوّل داود، به این حرکت او به چشم تحقیر نظر میکند و چون داود نزد او بازمیگردد چنین طعنه میزند که «امروز پادشاه اسرائیل چقدر خویشتن را عزّت بخشید، او که خود را در برابر دیدگان کنیزکان و خادمان برهنه ساخت، آنچنان که مردی پست خود را برهنه سازد» و پاسخ داود از پس آن میآید که «من در مقابل خداوند رقصیدم، هم او که مرا بر پدر تو و خاندان او برگزید و قدرت داد، خود را در مقابل او بیشتر خوار خواهم کرد». (ترجمه پیروز سیّار)
این نقّاشی کتاب مقدّس با نمادهای آن امّا به نظرم جالب آمد.
یکی نوع تصویرسازی رقص داود است، بسیار نزدیک به سماع صوفیه و احتمالا متاثر از آن.
دیگر نقش مریم و مسیح در بطن او بر روی صندوق عهد. توصیف این صندوق، قُدس الاقداس، که حامل الواح موسی بود و نماد حضور خداوند، با جزییات در عهد عتیق آمده. جدا باید بیاوریم که برخی اوصاف آن، مثل تعداد فرشتگان و «کرّوبیان» در اطراف آن، بسیار نزدیک است به آنچه در خصوص عرش خداوند در قرآن آمده. منتهی در تفسیر مسیحی، صندوق عهد اصلی همان مریم است که در بطن خود حامل خداوند است. این رقص در مقابل مسیح است.
مسیحیان حتی حکایت تکان خوردن یحیی در شکم مادرش الیزابت را، هنگام ملاقات مریم که او هم باردار مسیح بود، رقص یحیی در مقابل مسیح دانستهاند. اصلش در لوقا آمده که میگوید طفل از شادی تکان خورد. از آنجا هم در روایات اسلامی و در مثنوی:
مادر یحیی به مریم در نهفت / پیشتر از وضعِ حَمل خویش گفت...
چون برابر اوفتادم با تو من / کرد سجده حَمل من ای ذوالفِطَن...
اما پاسخ داود، خواری در عین قدرت و رقص در برابر خداوند، یادآور دو قطعه است:
یکی سخن شیخ سررزی در مثنوی که به دستوری در عین عزّت درون، مذلّت پیشه کرده بود:
تا شوم غرقهٔ مذلّت من تمام / تا سَقَطها بشنوم از خاص و عام
او مَذَلَّت خواست، کی عزّت تنم؟ او گدایی خواست، کی میری کنم؟
و در نهایت مقالات شمس و پاسخ به ملامتها به رقص و سماع:
«گفت: دانشمندان را بدنام کردی جمله به این سماع!... گفت: تو نیز رقصی بکن، به خدا برسی؛ خطوتین و قد وصل.»
.
Post #337
944
- ❤ 24
- 👍 3