اوّلا بشنو که چون ماندم ز شست... (اوّلا با الف و نه اولاً / اوّلن) / «ثانیا» (با الف) بشنو تو ای صدر وَدود / «ثالثا» تا از تو بیرون رفتهام... / رابعا...
این تنوینهای منصوب قیدساز، دست کم و عموماً، در «نظم» فارسی کهن، الف تلفّظ میشده است. هم ضبط نسخ این را نشان میدهد (یعنی در متن، کاتب تنوین را مناسب نثر یا نظم ظاهر میکرده یا نه) و هم شواهد قوافی فراوان. از همه آشناتر آن ترجیعبند سعدی است که میدانیم:
«بسیار کسان که جانِ شیرین / در پای تو ریزد اوّلا من» که اوّلا همقافیه است با «قفا، پادشا، جفا». جای دیگر «پاکبازان برِ شمشیر تو عمدا آیند» و عمدا همقافیه است با غوغا، صحرا، پیدا... و بسیار است در اشعار سعدی و خاقانی و دیگران که به رعایت قوافی توجه داشتهاند.
پس میخوانیم که «قاصدا رفتهست و دیوانه شدهست» و «ظاهرا مصلحت وقت در آن میبینی»...
اینک میبینیم که در بسیاری از متون چاپی این تنوینها در شعر و نظم هم ظاهر شده است و اگر قاعده خوانش هم بر همین مبنا باشد به نظرم درست نیست.
نمونهای که آوردم از شرح مثنوی استاد کریم زمانی است که در همه جا این تنوینهای منصوبِ معزول دوباره بر منصب نشستهاند.
.
Post #33
1.31K

- ❤ 1