نیکبخت آن که بر رای ستیزهگران نرود،
و در راه خطاکاران نایستد،
و در مجلس استهزاگران ننشیند...
(مزامیر، کتاب اول، باب اول، آیه اول)
چون که میبینی، چه میجویی مقال؟ منتهی چند نکته هم بیاورم!
۱/ این مزمور اوّل را به نوعی «درآمد» یا «فاتحة المزامیر» دانستهاند، مانند فاتحة الکتاب و همان بحثها مطرح بوده که آیا بخشی از کتاب بوده یا مقدمه آن.
۲/ مزامیر به عبری تهیللیم و به صورت مفرد تهیلله از ریشه هلل است به معنی ستایش کردن. در قرآن از این ریشه به معنی نثار و تخصیص در معنی مذهبی و آیینی آمده، چهار بار در ترکیب و متن و سیاق یکسان: وَمَا أُهِلَّ بِهِ لِغَيْرِ اللَّهِ.
۳/ صورت مزمور هم کهن است. زبور در قرآن به احتمال زیاد صورتی از مزمور است گرچه قطعی نیست. صورت جمع زُبَر در معنی ورقهها هم آمده، زُبَر الحدید، و شاید از این رو مرتبط باشد به یافتن معادلی نزدیک آن کلمه برگرفته از برگه یا ورق.
۴/ عموم مزامیر با عبارتی آغاز میشوند از جنس «ل+داود» یا «ل+سلیمان...» منتهی ل عبری (همچون عربی) به چه معنی؟ یعنی از داود است؟ ساخته و پرداخته او و رسیده از او؟ یا ل در معنی تقدیم به داود؟ ساخته برای داود؟ بحث است!
همچنین اینجا هم، مثل «بسم الله...» در آغاز سور قرآن، اختلاف بوده که این عنوان را باید آیه محسوب کرد یا نه؟ این است که در کتابهای مختلف شماره آیات یکی بالا پایین هستند.
۵/ دستنویس نیمه دوم قرن هشتم هجری در مصر. کاتب یا تذهیبکار، برخی معادلها را هم بر متن افزوده و جالب آن که گاه به یونانی.
۶/ چهره تیرهفام داود خصوصا جالب است. در سموئیل میخوانیم که داود سرخروی بود، نشان شادابی.
۷/ بر رای ستیزهگران نرود... رفتن از ریشه «هلخ/هلک». علاقمندان رک به یادداشت «لخ لخا» و تفسیر جمع کن خود را، جماعت رحمت است!
۸/ ظرافت عبارت در این میان گم نشود: نرود، نایستد، ننشیند.
.
Post #329
984
- ❤ 16