TGViewer
کاریز کاریز @kariznotes · 1.61K subscribers
Post #319 2.06K
پس مگو کاین جمله دَم‌ها باطل‌اند...

«من‌ سر و کاری‌ با دین ندارم. من‌ سر و کارم‌ با اسلام است‌ و بس... تنها هر آنچه‌ با قرآن‌ و سنت‌ نبوی، جور درمی‌آید، حق‌ است. هر آنچه‌ با آن‌ منافات‌ دارد، باطل‌ است، والسلام. باقی‌ آنچه‌ می‌گویند، فقط‌ حرف‌ است».

این سخنان به دهان چه کسی می‌آید؟ به طالبان و طلّاب متعصب دینی؟ کمی ادامه بدهیم، شاید حدس زدید:

«حضرت‌ پیغمبر(ص) فرمودند «الکفرُ‌ مِلةٌ‌ و‌احدةٌ». بنابراین، مسیحیت، بت‌پرستی، یهودی‌گری، زرتشتی‌گری‌ و بهایی‌گری، همه این‌ها گرچه‌ با هم‌ متفاوت‌ هستند و شریعت‌های‌ متفاوت‌ دارند ولی‌ همه کفر است. همه‌ باطل‌ است. حق‌ با همه‌ نیست».

این سخنان از رودریک الگار است که در جوانی به ایران آمد، مسلمان شد و نام حامد الگار را انتخاب کرد، و تقریباً مانند همه تغییر دین‌دهندگان چنان راه تعصّب در دین جدید را در پیش گرفت که می‌بینید. به حامد الگار هر نسبتی دهیم، نسبت کم‌دانی و بی‌سوادی نمی‌توان داد. حدود ده زبان اروپایی و شرقی را در سطح عالی می‌داند، فقط بیش از صد مقاله در دایرة المعارف‌ ایرانیکا نوشته است، چهل سال مدرّس دروس اسلام‌شناسی در دانشگاه برکلی آمریکا بوده با تالیفات و ترجمه‌های بسیار که شرحی مختصر از آن را در صفحه دانشگاهی او می‌بینید. به ظاهر آن پیوستگی با حاکمیت این سوی عالم را هم ندارد که بگوییم آن زر و زور دولتی، صد حجاب از دل به سوی دیده آورده باشد. پس چگونه می‌شود که همچو فردی می‌گوید: «من‌ فکر می‌کنم‌ اشتغال‌ ما به‌ این‌ مفاهیم (پلورالیزم، کثرت‌‌گرایی و حقوق‌ بشر) کاری‌ عبث‌ باشد. ما در چارچوب‌ اسلام‌ و استفاده‌ از منابع‌ اسلام می‌توانیم‌ تمام‌ مشکلاتمان‌ را حل‌ کنیم...» یا در جای دیگر حتی پیشتر می‌رود که نه این‌که ما به دیگران نیازی نداریم، اصلاً دیگران چیزی ندارند: «در غرب فلسفه به عنوان یک سنت زنده تقریبا از میان رفته و آنچه ما امروز در غرب داریم فلسفه‌بافی است، بازی با الفاظ است. ایجاد اصطلاحات جدید که اکثرا بدون محتواست، جای فلسفه را گرفته... آنچه به عنوان فلسفه معاصر غرب امروزه شناخته می‌شود به هیچ عنوان از نظر عمق قابل مقایسه با فلاسفه قرون وسطی اروپا یا عالم اسلام نیست».

واقعاً چه می‌شود که گاهی اوقات، به قول مولانا، «گر بخوانی صد صُحُف بی‌سکته‌ای، بی‌قدر یادت نماند نکته‌ای»؟ جز این که بینش او به این سو رفته و دیگر آن همه دستگاه دانش او به کاری نمی‌آید؟ کسی که در آن سطح عالی فِرَق و نحل اسلامی می‌داند و تاریخ دین می‌گوید، این حرف‌های متعصّبانه مبتدیانه را چگونه تبلیغ می‌کند؟

بدتر این که ببینید گرفتاری ما چه عمقی دارد. مشکل خودِ ما کم است، این‌ها هم از آن سوی عالم می‌آیند و مدد می‌دهند. یکی چهل سال در مراتب عالی علمی و حرفه‌ای مشقِ روش و دانش آکادمیک می‌کند اما بعد به این جا که می‌رسد درس تعصّب و خامی می‌دهد که بله، این گوهر دانش شما که از صدف کون و مکان بیرون است، «اندکی صیقل‌گری او را بس است».

شما تصور کنید که توصیه این دانشمند راه یافتهِ «مهتدی» کامل‌معرفتِ ذی‌فنون تا چه حد بر دل آن طالبان علوم دینی و البته مبلّغان «اسلامی کردن علوم» خوش می‌نشسته که آن چه دارید ز بیگانه تمنا نکنید، بلکه اصلاً به سوی آن علوم لاینفع و مضر نروید که حاصلی جز اتلاف عمر ندارد و خلاصه «تا به کی این تیشه خواهی زد به پای خود؟ بس است».

این قصه خودکفایی در علوم و حَسْبُنا حَسْبُنا تا می‌آید کمی چاره شود، این‌ها پیدا می‌شوند و روز از نو روزی از نو. تا ما بیاموزیم که «علّتی بتّر ز پندار کمال، نیست اندر جان تو ای ذو دلال، از دل و از دیده‌ات بس خون رود، تا ز تو این معجبی بیرون شود» این‌ها ظاهر می‌شوند و سخنانی می‌گویند که بله، من این سو بودم و هستم و همه را بیازمودم و چیزی ندیدم و حق و سعادت همه به دست و نزد شماست.

این سخنان الگار یادآور آن قصه تلبیس وزیر است در مثنوی که همه خوانده‌ایم:
نکته‌ها می‌گفت او آمیخته / در جُلاب قند زهری ریخته
ظاهرش می‌گفت در ره چُست شو / وز اثر می‌گفت جان را سست شو...

و البته یادآور این ابیات دیگر هم:
این حقیقت دان نه حقّ‌اند این همه / نه به کلّی گمرهانند این رمه...
پس مگو کاین جمله دمَ‌ها باطل‌اند / باطلان بر بویِ حق دام دل‌اند
پس مگو جمله خیال است و ضلال / بی‌حقیقت نیست در عالم خیال

حق شب قدر است در شب‌ها نهان / تا کند جان هر شبی را امتحان
نه همه شب‌ها بود قدر ای جوان / نه همه شب‌ها بود خالی از آن
آن که گوید جمله حقّ‌اند احمقی‌ست / وآن که گوید جمله باطل او شقی‌ست...

.
Telegram کاریز سخنرانی دکتر نصرالله پورجوادی را شنیدم که حدود سه ماه پیش در دانشکده ادبیات و علوم انسانی ایراد کرده بودند. اشاره می‌کنند که اوایل انقلاب چه کارهای نه فقط بیهوده بلکه بسیار زیان‌آوری در جهت «اسلامی کردن علوم» انجام شد. این که خوشبختانه رشته‌های پزشکی و فنی…
  • ❤ 17
  • 👍 13
  • 👎 3
  • 🤔 2
More from @kariznotes
  1. Sep 30, 2026از بلخ و وخش، و زادگاه مولانا در مثنوی می‌گفت که «در درخشی کی توان شد سوی وخش؟» نه، نمی‌تو…
  2. Sep 30, 2026در بیان و یادآوری آن که زادروز مولانا در نیمه‌ٔ ماه مهر بوده است، و نه در سی سپتامبر یا هش…
  3. Sep 28, 2026پیش از دعا، آمین کند... جهت یادآوری و تمرین، با ابجدخوانی، سعی می‌کردم که با خواندن کلمات…
  4. Sep 26, 2026«گفتند که ما که ماهیان این دریاییم، اوّل در این دریای حیات بوده‌ایم... جواب آمد که ای ماهی…
  5. Sep 25, 2026مُلکی‌ست محنت تو و خلقی‌ست منتظر / این کار دولت است کنون تا که را رسد بیگانه گر هزار بود و…
  6. Sep 24, 2026از کربن ۱۴ و پوست بی‌جان... تاریخ‌گذاری به روش کربن ۱۴ روشی رایج است منتهی نتایج آن در خصو…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →