انجیل یهودا
حدود دو دهه پیش بود که نسخه آسیبدیدهای از «انجیل یهودا»، پس از فراز و نشیبهای بسیار، به دست آمد و خوانده و ترجمه شد. این دستنویس متعلق به قرن سوم میلادی و ترجمهای قبطی از اصل یونانی بود. تاریخ متن اصلی را میانه قرن دوم تخمین زدهاند. در این انجیل، یهودا نه آن حواری خائن، بلکه نزدیکترین شاگرد عیسی است و یار و محرم و همدم او، و این بازی که بر نطع تاریخ میکند، چیزی جز خواست و دستور نهانی و نهایی عیسی نبود و یهودا اینجا هم «راه طاعت را به جان پیموده بود». او با نهایتِ ایثار، نفرین ابدی را به جان میخرد تا رسالت مسیح به سرانجام رسد.
بدنامی یهودا و آن «بوسه خیانت» مشهور است منتهی گاه فراموش میشود که صرف قرابت نام یهودا و یهود، به شکلی غیرمستقیم، به سدهها یهودیستیزی در عالم مسیحیت هم دامن زد. از همین منظر، مستقل از این دستنویس، در چند قرن اخیر تلاشهایی صورت گرفته بود تا این «سیاه رویی»، که به شکلی نمادین در شام آخر داوینچی هم تصویر شده، از چهره یهودا زدوده و تاکید شود که «گر کفر است و گر ایمان او، دستباف حضرت است و آنِ او».
امّا شکلگیری این انجیل و دفاعی که از یهودا میکند، آن هم خیلی زود و در قرن دوم میلادی، علل دیگری دارد و بیشتر برخاسته از یک موضع و مکتب الهیاتی مسیحیت نخستین بوده که در باب طبیعت الهی یا انسانی عیسی، چندان با روایات غالب در انجیلهای دیگر (که بعدها عنوان قانونی و رسمی یافتند)، همراهی نداشته است. آنجا یهودا به عیسی کمک میکند تا با پیش انداختن مرگش، روح خود را از این جسم ناسوتی رها سازد. این معنی با روایت مسیحیت غالب نمیخواند، که عیسی اساسا ماهیتی انسانی-الهی دارد و این شیوه به صلیب کشیده شدن، قربان شدن و بعد زنده شدن دوباره هم طرحی الهی است.
امّا جدای تفاسیر باطنی، علّت محتمل این «خیانت»، یا دست کم جدایی و انفصال و تقابل بین این شاگرد و استادش چه بوده است؟ روایت اناجیل که یهودا در ازای دریافت «سی سکّه نقره»، که مبلغ بزرگی هم نبوده، عیسی را تسلیم کرده است، به نظر انگیزهسازی سادهایست. از منظر مورّخان دین، احتمال جدّیتر آن است که یهودا اسخریوطی، تنها شاگرد عیسی که از شهر (بسیار مذهبیتر) یهودیه بود و نه مانند دیگران از ناحیه جلیل، یهودی زاهدی بود. او همراه عیسی شد منتهی در میان راه، شاید هوشمندانهتر و زودتر از دیگر شاگردان، دریافت که قوّت این شراب، بشکند ابریق را. عیسی که خود را برتر از قانون روز سبّت و بلکه تورات میداند، در قالب آن شریعت کهن نمیماند و این نکته برای این شاگردِ زاهد سخت و سنگین و سوزان بود و موجب رویگردانی او.
ناگفته نگذاریم که روایت این انجیل، در باب نقش نهانی یهودا، از برخی جهات، یادآور مناظره ابلیس و معاویه است در مثنوی:
چون که بر نطعش جز این بازی نبود / گفت بازی کن چه دانم درفزود
آن یکی بازی که بُد من باختم / خویشتن را در بلا انداختم
در بلا هم میچشم لذّات او / ماتِ اویم ماتِ اویم ماتِ او...
.
Post #313
993
- ❤ 20
- 👍 5