TGViewer
کاریز کاریز @kariznotes · 1.61K subscribers
Post #298 1.05K
از «چشم‌بند»

یافتن ردّ و نشانه «الفاظ وحی‌آسای شکّربار شمس الدین» در کلام مولانا هیچ مشکل نیست. بسیار است. گرچه نوع ظهور و حضور زنده آن‌ها در زبان مولانا، از جمله در مثنوی، تا بیست سال بعد از مصاحبت با شمس، همچنان ما را شگفت‌زده ‌می‌کند. آنچه کمتر است، دیدن و یافتن ردّ سخنان مولانا در کلام شمس است. کلام مولانا که خاطر شمس نشسته، آن‌هم برای سالیان: «از مولانا به یادگار دارم از شانزده سال که می‌گفت...». عباراتی که به نظر سخت‌‌پسند سخن‌شناس او خوش آمده و از همین جمله است آنچه شمس از قول مولانا می‌آورد در باب «چشم‌بند».

«سخن مولانا که چشم‌بندی هست، لاغ بوَد عظیم. این سِحر است. دو کس نشسته‌اند چشم هر دو روشن، در او سَبَلی نه؛ غباری گرهی نه؛ دَردی نه؛ این یکی می‌بیند، آن دگر هیچ نمی‌بیند...» (مقالات، ص ۷۱۰)

شمس می‌گوید که این کلام مولانا، به شیوه‌ای ساده و لطیف (۱) تفاوت غریب رفتار دو آدمی را در موقعیتی یکسان بیان می‌کند. و نکته در لفظ «چشم‌‌بند» است، از الفاظ خاصّ مولانا.

کلمه «چشم‌بند» هیچ جای دیگری در مقالات شمس نیامده، جز همین یک بار، که آن هم نقل قول از مولاناست. از آن سو امّا مکرّر است در زبان مولانا، در همین معنی:
چشم باز و گوش باز و این ذُکا / خیره‌ام در چشم‌بندی خدا
همچون مُهر که بر چشم کسی نهند:
چشم‌بندِ خَتم چون دانسته‌ای؟ هیچ دانی از چه دیده بسته‌ای‌؟
نوعی «سِحر عین» است:
آن سلیمان پیش جمله حاضر است / لیک غیرت چشم‌بند و ساحر است
و همین طور تا بیست و چند بار در مثنوی:
چشم‌بندِ خلق جز اسباب نیست...
چشم‌بند از چشم روزی که رود...
چشم‌بند است این عجب یا هوش‌بند؟

این نشانه‌ها از کلام مولانا در زبان شمس، تصویر این دو آینه رو به رو را کامل‌تر می‌کند:
آینه‌ی کُلّی تو را دیدم ابد / دیدم اندر چشمِ تو، من نقشِ خود
گفتم آخر خویش را من یافتم / در دو چشمش راه روشن یافتم
نقشِ من از چشم تو آواز داد / که منم تو، تو منی در اتّحاد...

(۱) «سخن مولانا... لاغ بوَد عظیم». «لاغ» در زبان شمس به معنی شوخی و صحبت‌های سبک نیست. نوعی «سخن» ساده و لطیف شده است. جای دیگر می‌گوید: «چون بزرگی مَرد معلوم شد از لاغِ او هم هیبت آید الّا در لاغ خشونت و هیبت کم باشد و خوش‌تر باشد». به واقع پرتکرارترین کلمه متن مقالات و «تمامی این سخن، که تمامش نیست» همین واژه «سخن» است که در چشم شمس هیبت و عظمت و مهابتی دارد، امّا «لاغ» ساده‌تر و لطیف‌تر و آرام‌تر است تا مخاطب نرمد. پس «سخن» مولانا به «لاغ عظیم» بیان شده. به همین معناست وقتی می‌گوید «لاغ گوئیم که مولانا اهل حق است، پیش خدمت او سخن لطیف باید گفتن».
.
Telegram K-A-Images
  • ❤ 16
  • 👍 1
More from @kariznotes
  1. Sep 30, 2026از بلخ و وخش، و زادگاه مولانا در مثنوی می‌گفت که «در درخشی کی توان شد سوی وخش؟» نه، نمی‌تو…
  2. Sep 30, 2026در بیان و یادآوری آن که زادروز مولانا در نیمه‌ٔ ماه مهر بوده است، و نه در سی سپتامبر یا هش…
  3. Sep 28, 2026پیش از دعا، آمین کند... جهت یادآوری و تمرین، با ابجدخوانی، سعی می‌کردم که با خواندن کلمات…
  4. Sep 26, 2026«گفتند که ما که ماهیان این دریاییم، اوّل در این دریای حیات بوده‌ایم... جواب آمد که ای ماهی…
  5. Sep 25, 2026مُلکی‌ست محنت تو و خلقی‌ست منتظر / این کار دولت است کنون تا که را رسد بیگانه گر هزار بود و…
  6. Sep 24, 2026از کربن ۱۴ و پوست بی‌جان... تاریخ‌گذاری به روش کربن ۱۴ روشی رایج است منتهی نتایج آن در خصو…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →