از «چشمبند»
یافتن ردّ و نشانه «الفاظ وحیآسای شکّربار شمس الدین» در کلام مولانا هیچ مشکل نیست. بسیار است. گرچه نوع ظهور و حضور زنده آنها در زبان مولانا، از جمله در مثنوی، تا بیست سال بعد از مصاحبت با شمس، همچنان ما را شگفتزده میکند. آنچه کمتر است، دیدن و یافتن ردّ سخنان مولانا در کلام شمس است. کلام مولانا که خاطر شمس نشسته، آنهم برای سالیان: «از مولانا به یادگار دارم از شانزده سال که میگفت...». عباراتی که به نظر سختپسند سخنشناس او خوش آمده و از همین جمله است آنچه شمس از قول مولانا میآورد در باب «چشمبند».
«سخن مولانا که چشمبندی هست، لاغ بوَد عظیم. این سِحر است. دو کس نشستهاند چشم هر دو روشن، در او سَبَلی نه؛ غباری گرهی نه؛ دَردی نه؛ این یکی میبیند، آن دگر هیچ نمیبیند...» (مقالات، ص ۷۱۰)
شمس میگوید که این کلام مولانا، به شیوهای ساده و لطیف (۱) تفاوت غریب رفتار دو آدمی را در موقعیتی یکسان بیان میکند. و نکته در لفظ «چشمبند» است، از الفاظ خاصّ مولانا.
کلمه «چشمبند» هیچ جای دیگری در مقالات شمس نیامده، جز همین یک بار، که آن هم نقل قول از مولاناست. از آن سو امّا مکرّر است در زبان مولانا، در همین معنی:
چشم باز و گوش باز و این ذُکا / خیرهام در چشمبندی خدا
همچون مُهر که بر چشم کسی نهند:
چشمبندِ خَتم چون دانستهای؟ هیچ دانی از چه دیده بستهای؟
نوعی «سِحر عین» است:
آن سلیمان پیش جمله حاضر است / لیک غیرت چشمبند و ساحر است
و همین طور تا بیست و چند بار در مثنوی:
چشمبندِ خلق جز اسباب نیست...
چشمبند از چشم روزی که رود...
چشمبند است این عجب یا هوشبند؟
این نشانهها از کلام مولانا در زبان شمس، تصویر این دو آینه رو به رو را کاملتر میکند:
آینهی کُلّی تو را دیدم ابد / دیدم اندر چشمِ تو، من نقشِ خود
گفتم آخر خویش را من یافتم / در دو چشمش راه روشن یافتم
نقشِ من از چشم تو آواز داد / که منم تو، تو منی در اتّحاد...
(۱) «سخن مولانا... لاغ بوَد عظیم». «لاغ» در زبان شمس به معنی شوخی و صحبتهای سبک نیست. نوعی «سخن» ساده و لطیف شده است. جای دیگر میگوید: «چون بزرگی مَرد معلوم شد از لاغِ او هم هیبت آید الّا در لاغ خشونت و هیبت کم باشد و خوشتر باشد». به واقع پرتکرارترین کلمه متن مقالات و «تمامی این سخن، که تمامش نیست» همین واژه «سخن» است که در چشم شمس هیبت و عظمت و مهابتی دارد، امّا «لاغ» سادهتر و لطیفتر و آرامتر است تا مخاطب نرمد. پس «سخن» مولانا به «لاغ عظیم» بیان شده. به همین معناست وقتی میگوید «لاغ گوئیم که مولانا اهل حق است، پیش خدمت او سخن لطیف باید گفتن».
.
Post #298
1.05K
- ❤ 16
- 👍 1