از قصهٔ بقره...
گاو موسی بود قربانگشتهای
کمترین جزوش حیاتِ کُشتهای
نام سوره بلند بقره از داستان کوتاهی در هفت آیه میآید.
حدود پنج آیه آغازین، روایت دستور قربان کردن ماده گاوی است به بنی اسرائیل، پاسخ و بلکه «بهانههای بنی اسرائیلی» آنان در خصوص چگونگی این گاو، و سخت شدن شرایط در هر مرحله: مادهگاوی نه پیر و نه جوان، میانسال، به رنگ زرد یکدستی که چشم را شاد کند، گاوی که زمین را شیار نکرده و کشتزاری را آبیاری نکرده است.
دو آیه بعدی امّا نقش این گاو قربانی را بیشتر آشکار میکند. در جایی که کُشتهای در میان بوده و قاتل آن معلوم نبوده، دستور میآید که: «پارهای از آن (گاو) را به آن (کُشته) زنید (تا زنده شود). خداوند چنین مردگان را زنده میکند و آیاتش را به شما مینمایاند.»
فَقُلْنَا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِهَا كَذَلِكَ يُحْيِي اللَّهُ الْمَوْتَى وَيُرِيكُمْ آيَاتِهِ...
بسیار موجز است امّا برداشت عمومی آن بوده که آن کُشته زنده میشود و قاتل را نشان میدهد، چنان که در تفاسیر و در مثنوی میخوانیم:
برجهید آن کشته ز آسیبش ز جا / در خطاب اِضربوهُ بعضَها
کُشته برجَست و بگفت اسرار را / وانمود آن زُمرهٔ خونخوار را
مولانا همین حکایت را نمونهای از «قطع اسباب» در قرآن میآورد. امری خارج از روابط علّت و معلولِ معقول:
جمله قرآن هست در قطعِ سبب / عزِّ درویش و هلاکِ بولهب...
دُمِّ گاوِ کُشته بر مقتول زن / تا شود زنده همان دَم در کفن
حلقببریده جَهَد از جای خویش / خونِ خود جوید ز خونپالای خویش
همچنین ز آغازِ قرآن تا تمام / رفضِ اسباب است و علّت والسّلام
کشف این نه از عقل کارافزا بود / بندگی کن تا تو را پیدا شود
امّا سابقه حکایت در متون «بنی اسرائیل» چیست؟ در تورات ما دو پاره کاملا جدا از هم میبینیم:
ابتدا، در کتاب اعداد، باب ۱۹، توصیف یک ماده گاو قربانی است، در میان انواع هدیهها و نذرها و کفّارهها و قربانیهای حیوانی و گیاهی که به مَقْدَس یا آنجا خیمه میعاد (پیش از ساخت معبد) تقدیم میشوند: «ماده گاو حنایی بیعیب و نقصی که یوغ بر گردن نکشیده باشد». این به واقع نسبتی مستقیم با قتل ندارد. آن گاو قربانی را میسوزانند و از خاکستر آن «آب تطهیر» تهیه میکنند. *
بعد، در کتاب تثنیه، باب ۲۱، در زمینهای متفاوت، سخن در باب احکام قتل است از عمد و غیر عمد. آنجا این نکته هم در میان آمده که اگر مقتولی در بیابانی یافته شود، و قاتل آن معلوم نباشد، چه باید کرد؟ میگوید که: «ماده گوسالهای که هنوز زیر یوغ نیامده برگیرند... و در کنار آب روان در آن نزدیکی... ذبح کنند». سپس دست خود در آب بشویند و بگویند که «دستان ما این خون را نریخته و دیدگان ما هیچ ندیده... مگذار خون بیگناه میان قوم تو ریخته شود و این خون بر ایشان بخشوده خواهد شد». اینجا مقتول زنده نمیشود. خون این گاو قربانی جهت احتراز از قصاص بیگناه است.
به ظاهر این دو قطعه، با واسطهای که یافتش رهن تحقیق بیشتر است، چنین در روایت قرآنی ترکیب، و به صورتی که آمد، منعکس شده است.
گاو موسی دان مرا، جاندادهای / جزو جزوم حشر هر آزادهای
تا ز زخم لَخت یابم من حیات / چون قتیل از گاوِ موسی ای ثقات
یا کِرامی اذبَحوا هذا البَقر / إن أردتُم حَشرَ أرواحِ النَّظر...
..
* در حاشیه بیاورم که بر اساس یک پیشگویی رایج، آن هم مبتنی بر اشارتی در تلمود، همین امروزه هم جُستن یا نشان دادن این گاو، با این مشخصات، و قربان کردن و سوختن و آب تطهیر ساختن از آن، برای ساختن معبد سوم، پس از ویرانی معبد دوم به دست رومیان، و اینک در جایگاه مسجد قبة الصخره با همه عواقب آن، مورد توجّه جدّی برخی یهودیان ارتدکس و بلکه مسیحیان انجیلی است. تا نپنداریم که این حکایات فقط در تفاسیر و کتابهای کهن است...
...
Post #297
1.06K
- ❤ 16
- 👍 2