از میشل کویپرس و کتاب او،
باورهای مرسوم در باب قرآن، بین سنّت اسلامی و خوانشهای مدرن*
میشل کویپرس، بلژیکی و فرانسوی زبان، سالهای بلندی بین ۱۹۶۶ تا ۱۹۸۶، در ایران بود و مشغول درس و کار و تحقیق در حوزه ادب عرفانی فارسی و همچنین ادبیات معاصر. رساله نهایی او هم در باب تحلیل ساختار داستانهای کوتاه فارسی بود. سال ۱۹۸۶، پیرو بحران سیاسی بین ایران و بلژیک، ناچار به ترک ایران شد. مدّتی در دمشق بود و بعد هم قاهره که تا کنون منزل نهایی او بوده است.
نام میشل کویپرس امروزه با تحلیل ساختار بلاغی متن قرآن و بلکه فرمهای ادبی و سبکهای متون کهن سامی شناخته شده است. دو تحلیل هم از متون مذهبی فراعنه دارد، شامل دعای رمسس دوم خطاب به خدای آمون! کارهای مفصّل او امّا پس از خروج از ایران در باب قرآن است، از اوّلین آنها در ۱۹۹۵ تا کتاب بسیار مهم او، تحلیل «سوره مائده»،با پیشگفتار دکتر امیرمعزّی، تا بعد که به سورههای کوتاه برسد و در نهایت «نظم القرآن» خود را منتشر کند.
بحث دیدگاه تحلیل ساختاری او یادداشت جدایی میطلبد منتهی مختصر آن که، پیرو رولاند مینه که همین مسیر رادر خصوص عهد عتیق رفته است، میگوید آثار سامی را، عهد عتیق عبری و قرآن، نباید بر اساس میراث سبکشناسی یونانی و لاتین قضاوت کرد. این آثار ساختار مرکزی و دایروی و قرینهواری دارند و از نوع فرم ادبی و روایتگری دیگری بهره میجویند. نگاه انتقادی هم نه به اصل رهیافت، بلکه به غلبه رویکرد تاریخی-انتقادی دارد که بیش از آن که سعی کند ساختار متن را در سنّت ادبی خودش دریابد، ابزارهای تحلیلی خود را بر آن اعمال میکند. او البته منکر ویرایشهای چندلایه قرآن نیست، منتهی میگوید آن حلقه کاتبان هم در همان سنّت عصر عمل میکردهاند.
امّا این کتاب بحث عمومیتری دارد. باورهای مرسوم و رایج در باب قرآن را مطرح میکند و به آنها میپردازد. پیش و بیش از نقد، وجوه و جوانب دیگر بحث را مطرح میکند از جمله علّت غلبه این گزارهها و باورها، در شرق و غرب و تحوّلات آنها بحث در سایه تحوّلات اجتماعی، سیاسی و گاه معرفتی شامل تحقیقات جدید. به پرسشهای کلان و کلیدی میپردازد که خواننده هم توقع ندارد که آنجا فصل الخطابی بیابد منتهی چشماندازهای تاریخی بحث را ببیند و حوزههای پژوهشی رایج را. این باورها و گزارهها هم عموما همراه نقل قولی از یکی از نویسندگان مطرح میآید.
برای مثال، آیا محمّد مؤلف قرآن است؟ متن قرآن همواره ثابت بوده؟ خطاب اصلی قرآن به مشرکانِ بیدین است؟ قرآن قابل ترجمه نیست؟ آیا روایت قرآن مشوّش و بینظم است؟ قرآن به نوعی بازگویی محتوای کتاب مقدس است؟ آیا قرآن با فرهنگ یونانی بیگانه است؟ هر کس خواسته خود را در آن مییابد؟ قرآن جبرگراست؟ آیا بهشت موعود قرآن بسیار «تنانه» است؟
برخی پرسشها هم صراحت قابل توجهی دارد و ای بسا از منظر مسلمانان کمی هم گزنده باشد. نقد یک گزاره مرسوم با نقل قولی از نولدکه آغاز میشود که «خوانش متن قرآن، با تکرارها و تقطیعات آن، ملالآور است» و کویپرس میگوید، علاوه بر تفاوت ذوق و علاقه آدمها، که این بستگی به انتظار افراد از متن دارد. «قرآن» را باید همانطور خواند که خودش را معرّفی میکند، یعنی متنی است جهت «قرائت» (قریانا) و نه خوانش معمول. قرآن را «تلاوت» میکنند، یعنی با صدای خوش، به مدّت کوتاه و عموما نزد جمع، مانند مزامیر، که پیامش کوتاه از جنس ذکر و یادآوری و اشاره است. همچون کتب حکایات یا حکمت نیست که از آن توقع پیوستگی روایی یا حکمی داشت، از نوع بلاغت خطّی یونانی-لاتینی... بعید است که اصل پرسش و پاسخ هیچ یک از دو طرف را راضی کند.
به برخی گزارههای تاریخی میپردازد. آیا همچنان در جوامع اسلامی راه مطالعه علمی قرآن بسته است و امری «غربی» تلقّی میشود؟ و به جای «مطالعه علمی متن مقدّس»، تلاش بر آن است که، مثل تجربه بایبل، مطالب آن را علمی بدانند؟ در باب کارکردهای تشریعی قرآن، میپرسد که آیا براستی قرآن مسئول تبعیضهای جنسی در باب زنان در جوامع اسلامی است؟ یا برخی خشونتهای مذهبی؟ بحث قرآن و رواداری دینی، و خوانشها در طول تاریخ و البته بحث بلند قرآن و آمیختگی حوزههای سیاست و دین. باورهای مرسوم را طرح و نقد میکند و گاه پاسخش هم از آن خیلی دور نیست منتهی از منظر متفاوتی به آن مینگرد.
کویپرس، در عمل و نظر و براستی همدلانه «بین سنّت اسلامی و خوانشهای مدرن» ایستاده است و از این رو گاه اصرار دارد که ریشه برخی مباحث تحلیلی جدید را در سنتهای اسلامی هم بجوید تا همچنان بین این دو پلی بزند، چنان که نام کتاب دیگر سبکشناسانه خود را «نظم القرآن» نامیده و بر روی جلد آورده است.
...
*Idées reçues sur le Coran, entre tradition islamique et lecture modern, Michel CUYPERS, Geneviève GOBILLOT
Roland Meynet, Traité de rhétorique biblique
.
Post #289
905
- 👍 8
- ❤ 5