یکی از روشهای متنپژوهی در خصوص قرآن، به قصد یافتن لایههای تحوّل و توسعه آن، توجّه به آیات خیلی بلند است و من اشارتوار نمونهای بیاورم.
در سوره حجّ، در حالی که ایات ابتدایی به طور متوسط حدود ۱۵ کلمه هستند، آیه پنج به ناگهان ۷۵ کلمه است، حدود پنج برابر. امّا این آیه گویی چند عبارت دیگر را، که پیشتر آمده، در دو مرحله، در خود جمع کرده است.
تصویری آوردهام.
تا نیمه آیه، در باب سیر خلقت و شکلگیری جنین و انسان، نزدیک است به آیات ۱۲ تا ۱۴ سوره مومنون. میتوان گفت تقریر به نسبت مستقل دیگری از آن است.
امّا بعد همین آیه توسعه یافته تا شامل سیر آدمی از طفلی تا مرگ شود. اینجا عین عبارتی از سوره نحل وارد شده است در باب جهل پس از علم آدمی پس از رسیدن به «ارذل عمر». عین تعبیر است با افزودن یک «مِن» برای روانی بیشتر کلام.
از آنجا، برای تکمیل اشارات در باب آیات خداوند، نکتهای در باب زمین و رویش مجدّد آن آمده. باز عین عبارت دیگری از سوره فصّلت با تغییر «خاشعه» به «هامده».
پس از آن، جهت تکمیل سخن در باب محصول رویش زمین، «مِن کلّ زوج بهیج» آمده از سوره قاف.
حال چرا بگوییم از اجزای پیشین؟ چون این ترکیبات در معنی و لفظ خاصّ هستند، ارذل عمر، اهتزّت و ربت، زوج بهیج، و تعابیر عمومی چون صفات خداوند نیستند. دیگر این که به مثال بهیج در بافت اصلی خود دور از سجعِ مریج نبوده و اینجا اساسا سجعی نیامده. دیگر جمع اجزا و مفاهیم در یک آیه است که موجب بلندی بسیار آن هم شده است.
در این خصوص، و مراحل تحوّل، مطلقا نباید این مصحف و ترتیب امروزی را در نظر داشت، بلکه، به قول صحیح بخاری، اینجا قرآن هنوز در مرحله «صحف» است و نه «مصحف». حال اگر این تحوّل و توسعه در خصوص این آیه بوده، توقع پدیده نظیری در همان نزدیکی نمیرود؟ چرا و باز این را در آیات بعدی میتوان دید که دیگر جای تفصیل نیست. از همانجا می توان پیشتر رفت و دید که به مثال صورت اوّلیه از هشدار در خصوص «الساعة» آغاز میشده و در توسعه متن، در دو مرحله، ادامه سخن در باب الساعة به آیه هفتم رفته است.
همین نمونهها شاهد آن است که بحث تعیین زمانبندی شکلگیری متن پیچیده است. در بخشهایی از متن، سوره نباید واحد متنی تلقّی شود بلکه تعیین زمان باید بر اساس آیات و قطعات باشد، منتهی همانجا هم، صرف بررسی سیر تحوّل واژگان و بلکه معانی کافی نیست چون بسا پیامها و تعابیری از لایههای پیشین در ساختار جدیدتری وارد شدهاند.
میگفت «مِثل نبْود، این مثال آن بوَد» و فارغ از بحث در باب این نمونه، مقصود میدانهای گشوده متنپژوهی است، و راههای عموما نارفته.
.
Post #253
1.03K
- ❤ 10
- 🤔 1