اهیه اشر اهیه...
لَمَعَ البَرقُ مِنَ الطُّورِ و آنَسْتُ بِهِ
فَلَعَلّی لَکَ آتٍ بِشهابٍ قَبَسِ
در سِفر خروج، آنجا که موسی به امید قبسی به سوی آن درخت آتشین میرود و با خداوند سخن میگوید، از او میپرسد که اگر قوم از من بپرسند نام خدایت چیست، چه بگویم؟ و پاسخی غریب میشنود:
بگو: «هستم آن که هستم»،
אֶֽהְיֶה אֲשֶׁר אֶֽהְיֶה
اِهْیِه (هستم) اَشِر (آن که) اِهْیِه (هستم)
توصیفی شگفت است، آن هم در متنی چنین کهن، امّا با همه سادگی، ترجمه و خصوصا تفسیر آن همیشه راضیکننده نبوده است.
امّا یکی از مشهورترین ترجمهها که تحسین بسیاری را نزد خود یهودیان برانگیخته، اوّلین برگردان آن به عربی است، از سعدیا (سعید) بن یوسف گئون که از مهمترین ربیهای تاریخ یهود بود که در قرن سوم در مصر زندگی میکرد و آثار بسیار مهمّی در ادب و الهیات یهودی دارد. بسیار متاثر بود از فرهنگ عربی اسلامی و آغازگر مسیر و آثاری که بعدها موجب ظهور چهره بزرگ دیگر یعنی ابن میمون شد.
ترجمه سعدیا گئون از کتاب مقدّس، حدود ۳۱۰ هجری، که آن را «تفسیر» نامیده، به زبان عربی امّا خطّ عبری است، از این رو گاه برای برخی حروف عربی که معادل سرراستی در عبری ندارند، با افزودن نقاط جدید به حروف نزدیک، معادلسازی کرده است.
مثلا در همان آیه اوّل:
אול מא כלק אללה אלסמאואת ואלארץ
اوّل من خلق الله السماوات والارض (دو نقطه نشانگر بالای حرف خ و ض و بعد ذال و غیره)
گئون در ترجمه «اهیه اشر اهیه» آورده است:
אלאזלי אלדי לא יזול
الازلی الذی لایزول...
که جدای تفسیر، جناس ازل و لایزول هم قابل توجّه است. (۱)
این برگردان بعدها در ترجمههای عربی (که بیشتر از سوی مسیحیان صورت گرفته) منعکس نشده امّا در آن ترجمه فارسی عهد نادرشاه، توسّط علمای یهود، استفاده شده است: «لم یزل ازلی و لایزال»
بیفزایم که این «اِهْیِه اَشِر اِهْیِه» در ادعیه اسلامی هم ظاهر شده است. برای مثال در رساله سیر و سلوک منسوب به بحر العلوم: «و از مداومت بر این ورد غافل نگردد... أللّهُمَّ إنّی أسْألُکَ بِاسْمِکَ الْمَکْنون... یا مُکَوِّنًا لِکُلِّ کَوْن، اهیًا شراهیًّا...» (۲)
پ.ن.
۱، ازل و ابد را عربی دانستهاند منتهی برخی همچون محمدجعفر محجوب معتقد بودند که اصل فارسی دارند، از الف نفی + سر، الف + پا، که بعد تبدیل شده به ازل و ابد. ریشهشناسان دانند.
۲. توضیح مصحح و شارح کتاب (علاّمه آیة الله حاج سیّد محمّد حسین حسینی طهرانی) را هم بیاوریم: «حضرت استاد علامۀ طباطبائى مُدّ ظلّه فرمودند که: مرحوم آیة الحق حاج میرزا على آقا قاضى رضوان الله علیه مىفرمودند که: این عبارت باید این طور تلفظ شود أهْیَأً شَرْأهْیَأً و علاّمۀ طباطبائى فرمودند که این دو کلمه عبرى است و عربى آن حَنَّانُ یا مَنَّان است» که البته درست و دقیق نیست امّا به هر شکل این کاربرد بسیار جالب است. این عناوین بلند بالای علما هم که دیگر...
.
Post #252
1.13K
- ❤ 21
- 👍 4