شراب ما ز خون خصم باشد...
استاد شفیعی کدکنی در «گزینش و تفسیر غزلیات شمس»، در توضیح غزل:
بده یک جام ای پیر خرابات / مگو فردا که فی التّاخیر آفات
به جای باده در ده خون فرعون / که آمد موسی جانم به میقات
شراب ما ز خون خصم باشد / که شیران را ز صیّادیست لذّات
آوردهاند که «خون فرعون کنایه از شراب است و ظاهراً به این دلیل باده را خونِ فرعون خوانده است که شراب را در «فرعونی» میریختهاند و فرعونی نوعی جام شراب بزرگ بوده است.»
به گمانم این معنی چندان مناسب نیست و گویا نظر مولانا سوی دیگر است. ابتدا بگوییم که مولانا از آن پیر خرابات، «به جای باده»، «خون فرعون» میطلبد و به قاعده توقع نمیرود که خون فرعون همچنان کنایه از شراب یا باده باشد. از «جام فرعونی»، چنان که در زبان دیگر گویندگان، تا «خون فرعون»، هم فاصله کوتاه نیست و این معنی «فرعونی» هم، با همه سخنپردازی در باب فرعون، در زبان مولانا سابقه ندارد.
به نظرم آنچه در بیت بعد آمده که «شراب ما ز خون خصم باشد»، و تقابل موسی و فرعون، جای تردید اندکی میگذارد که مولانا نظر دارد به «شرابُنا مِن دمِ اعدائنا» در ابیات منسوب به امام علی:
السَّیف و الخَنجرُ ریحانُنا / اُفٍّ علی النرجسِ و الآسِ
شرابنا مِن دَمِ اعدائنا / و کأسنا جمجمة الراس
و آنچه پس از آن هم میآید «که شیران را ز صیّادیست لذّات» باز مناسب است با «اسد الله» و «در شجاعت شیر ربّانیستی.» فضای کلّی غزل هم در ستایش همّت بلند و جانفشانی و سلحشوری است.
در آشنایی مولانا با آن ابیات هم جای تردید نیست چرا که مضمون آنها را دو جا آورده است، یکی در دفتر اول مثنوی:
خنجر و شمشیر شد ریحانِ من / مرگ من شد بزم و نرگسدانِ من
و بعد، حدود ده سال بعد، در دفتر پنجم:
سیف و خنجر چون علی ریحانِ او / نرگس و نسرین عدویِ جان او
همین دیگر، به دیوان بازگردیم:
نه خاک است این زمین طشتیست پرخون / ز خون عاشقان و زخم شهمات...
پ.ن.
آن «مگو فردا که فی التّاخیر آفات» هم یادآور بیت مثنوی است که «نیست فردا گفتن از شرط طریق» و جدای شاهد استاد در دیوان، مولانا در یکی از عناوین مثنوی هم از آن گفته است: «در نسیه مَیَنداز اِنجاح این حاجتِ مرا که فی التَّاخیرِ آفات و الصّوفی اِبنُ الوَقْت...»
.
Post #251
1.45K
- ❤ 19
- 👍 5