ای خواهر هارون، دو
گیوم دی امّا دامنه تحقیق را، از منظر تیپشناسی و نسبت این دو مریم، به سرزمینهای دوری برده است و نکاتی را در میان آورده که به گمان من نه فقط از منظر قرآنپژوهی، بلکه مریمپژوهی در عالم مسیحیت هم قابل توجه است.
بحثش مفصل است منتهی خیلی مختصر آن که در برخی ادعیه و نیایشها، چنان که ما در متون اسلامی هم میبینیم، چهرههای مذهبی پیشین مظهری و نمودی از شخصیت اصلی و نهایی و موعودی بوده که بعدها ظاهر شده است. همچنان که نزد عرفای ما، «نام احمد نام جملهٔ انبیاست»، و پیامبران پیشین هر یک مظهری از او بودهاند و وجهی از مراتب و اوصاف او را ظاهر کردهاند، همین نوع است نسبت آن مریم عمران، پیامبر بانو و مریم باکره مقدّس. این که هر دو نامی یکسان دارند، نقشی به نسبت نظیر، یکی خواهر موسی و هارون بوده است، پیامبران شریعتگذار، و دیگری مادر مسیح، که باز شریعتی نو در میان آورده است. این که هر دو بشارتی دارند، مریم عمران در باب حکایات طفلی موسی، و بعد مریم در باب خود مسیح. نقش آن مریم نخست در حفظ صندوق عهد و دیگری که خود حامل صندوق عهد اصلی یعنی مسیح بوده است... این را در چند وجه پیش برده است که به گمان من برخی از نوع توجیهات پسینی است امّا این نکته مهمی است که بین این دو مریم، نزد برخی مسیحیان، رابطه و نسبت خاصی برقرار بوده است و ظاهرا همین پیوستگی و نسبت است که به نوعی در قرآن منعکس است.
امّا، فارغ از تفاسیر و تحلیلها، شواهد متنی هم یافته شده است؟ در متنی کهن تقویم مراسم نیایش و جشنهای مذهبی در همان کلیسای کاتیزما دیده شده که در آن جشن عروج مریم در پانزدهم اوت بوده است. بعدها به دلیل برخی مسایل حکومتی، به سیزدهم تغییر کرده چرا که همین جشن در کلیسای مهمتری به صورت خاص برگزار میشد منتهی این دیگر جزییات امر است. متن نیایشهای کلیسای کاتیزما در این روز، که به یونانی بوده، به دست نیامده است منتهی ترجمهای از آنها به زبان گرجی پیدا شده است و البته مشهور است که کلیسای گرجستان بسیار به طریقت ارتدوکس یونانی وفادار بوده است.
در آن متن که به «قرائتنامه ارمیا» مشهور است و به ظاهر در قرن هفتم در کلیسای کاتیزما به تاریخ ۱۳ اوت خوانده میشده، میخوانیم «و نبی گفت: آمدنش نشانهایست برای شما، و دیگر فرزندان آخر الزمان، و هیچ کس آن صندوق عهد پنهان را از معبد بیرون نخواهد برد، مگر هارون، برادر مریم...» و این کدام مریم است؟ در کمال شگفتی، اشاره است به مریم مقدس، و اندکی پس از آن دوباره از «مریم باکره مقدس» سخن میگوید. اصل و اساس آن متن و مراسم و مناسبت و تصریح متن تردیدی نمیگذارد که اشاره به مریم مقدس است گرچه این بار هارون را برادر مریم میخواند.. و این، در کل ادبیات مسیحی شناخته شده، تنها موضعی است که این چنین مریم مقدّس را، و نه میریام را، به هارون متّصل میکند.
با توجه به آنچه پیشتر در خصوص روایت قرآن و تولّد مسیح و حکایت نخل و سخن گفتن در مهد و قرابت آن با سنت و روایات محلّی کلیسای کاتیزما آمد، چنین مینماید که تعبیر «اخت هارون» و نسبت برادری با هارون هم، به معنایی که آمد، ابتدا در دنیای مسیحی و به معنای خاصی رایج بوده، و خصوصا بیارتباط با سنن و نیایشهای همان کلیسای کاتیزما نبوده است و شاید از آنجا همراه با روایات میلاد مسیح به کتاب مقدس مسلمانان راه یافته است.
ناگفته نماند که برخی پژوهشگران بین دو روایت معراج مریم و معراج پیامبر اسلام، در سایهٔ تاثیر کلیسای کاتیزما بر قبة الصخره، نسبت و پیوستگی دیدهاند که آن نکته دیگر است. میبین که آن مریم، رنگی دگر است هر دم...
.
پ.ن.
ای خواهر هارون، یک
Post #246
1.13K
- ❤ 15
- 👍 2