درد مریم را به خرمابُن کشید...
دو
تحقیقات استفان شومیکر نشان داد که به واقع، کلیسای کاتیزما، این دو سنّت را به صورتی محلّی در یک جا جمع کرده بود. کاتیزما، به یونانی، به معنی نشیمن است یا نشیمنگاه. آن صخره میانی که زیارتگاه مسیحیان بوده، استراحتگاه مریم مقدس است که به دور آن کاتیزما را ساختند. اندک اندک، در ارتباط با آن حکایت دیگر از انجیلهای غیررسمی، چنین فرض شد که تولّد مسیح، در میانهٔ راه بیت لحم و اورشلیم، در نزدیکی همین ناحیه بوده است و کلیسای کاتیزما به تدریج در اذهان و افواه چنین شهرتی پیدا کرد که این مکان دو نقش داشته، هم محّل تولّد عیسی بوده و هم استراحتگاه مریم... در گوشهای از همین کلیسا بود که آن موزاییک نخل دیده میشود، در اشاره به همین حکایات.
آن ناحیه را امروزه در نقشهها بجویید بئر قدیس مینامند. کاتیزمای یونانی اندک اندک فراموش شد و کلمهای با ریشهای نزدیک به عربی جای آن را گرفت از ریشه قدس. در این میان، آبی که از چشمهای در شمال غربی کلیسا جاری میشد و توسط کانالی به کلیسا میرسید، همان چشمهٔ جوشیده از ریشهٔ نخل تلقّی شد، و زایران آب آن را به تبرّک میبردند که ذکری از آن در سفرنامهای کهن آمده و این همه نام بئر قدیس را به این مکان داد.
پژوهش استفان شومیکر در نهایت نتیجه میگیرد که روایت قرآن منطبق است با آن سنّت خاصّ محلّی و به واقع زمانی شکل گرفته است که حدود سالهای ۱۳ یا ۱۴ هجری مسلمانان به آنجا رسیده بودند. از نمونه مواردی که، همچون اجزای حکایت ذوالقرنین، زمانبندی سنتی تاریخ شکلگیری یا ویرایش متن قرآنی را به چالش میگیرد.
امّا تحقیق شومیکر چنان که باید دیده نشد. چند سال بعد گیوم دی، آن را توسعه داد و نکات و اجزای دیگری را که با جستجوهای بیشتر به دست آمده بود بر آن افزود و باز بر همان نظر تاکید کرد که این بخش، با توجه به همه جزییاتی که دارد، برگرفته از منابع کتبی و شفاهی منطقه خاصّی است که تا پیش از فتوحات و رسیدن به آن مکان مشخّص و برگرفتن روایات و منابع محلّی، در دسترس نبوده است. یکی از پژوهشهای درازدامن که پاسخی قابل تامل هم به یک مشکل بزرگ تاریخی دیگر، یعنی نامیدن مریم در قرآن به «اخت هارون» داد...
رک یادداشت بعد
.
Post #245
938
- ❤ 17