TGViewer
کاریز کاریز @kariznotes · 1.61K subscribers
Post #235 1.17K
مطلع شمس آی، گر اسکندری

سال ۱۸۸۹ در میان مجموعه‌ای از آثار سریانی، نوشته‌‌ای کهن یافته شد که امروزه به نام «افسانه سریانی اسکندر» معروف است. نولدکه آن را دیده و به شباهت آن با حکایت ذوالقرنین اشاره کرده بود اما حدود دو دهه پیش بود که اهمّیت آن در مباحث قرآن‌پژوهی مورد توجّه جدی قرار گرفت.

قرابت‌ها با روایت قرآن در سوره کهف را فهرست‌وار بیاوریم:

یک،
معرفی ذوالقرنین... وَ يَسْئَلُونَک عَنْ ذِي الْقَرْنَيْنِ... و متن سریانی هم از اسکندر رومی می‌گوید که خداوند به او دو شاخ داد (ذوالقرنین، یه معنی صاحب دو شاخ، نماد قدرت و تسلّط بر شرق و غرب). إِنَّا مَکنَّا لَهُ فِي الْأَرْضِ.. دو شاخ را در سکه‌های منقوش به نقش اسکندر هم می‌توان دید.

دو،
رفتن او به سرحدّ مغرب حَتَّی إِذا بَلَغَ مَغْرِبَ الشَّمْسِ... و همینطور در آن متن. اسکندر آنجا چشمه‌ای زهرآلود می‌بیند که برای امتحان، برخی از محکومان به اعدام را در آن می‌اندازد که همه می‌میرند. در قرآن: وجَدَها تَغْرُبُ فِي عَيْنٍ حَمِئَةٍ... آن متن عبارت موجز قرآن را توضیح می‌دهد که از چه رو اختیار با توست که آن‌ها را عذاب دهی یا نیکو داری: إِمَّا أَنْ تُعَذِّبَ وَ إِمَّا أَنْ تَتَّخِذَ فِيهِمْ حُسْناً... و پاسخ ذی القرنین که «قالَ أَمَّا مَنْ ظَلَمَ فَسَوْفَ نُعَذِّبُهُ» در واقع به آن محکومان به مرگ بازمی‌گردد.

سه،
بازگشت او به سوی شرق، حَتَّی إِذا بَلَغَ مَطْلِعَ الشَّمْسِ... و همچنین در آن متن. آنجا می‌خوانیم که از چه رو آن قوم پوششی نداشتند: قَوْمٍ لَمْ نَجْعَلْ لَهُمْ مِنْ دُونِها سِتْراً... به واقع از شدّت حرارت خورشید به غارها پناه می‌بردند.

چهار،
رسیدن اسکندر به مردمی در میان دو کوه... حَتَّی إِذا بَلَغَ بَيْنَ السَّدَّيْن، شکایت مردم در خصوص یاجوج و ماجوج، با صورت آگوگ و ماگوگ، در متن سریانی آمده. توصیف این قوم که زبانشان را کسی نمی‌فهمد و منشا هرج و مرج خواهند بود. ساختن آن سدّ از آهن و روی در هر دو متن یکسان است.

پنج،
و در نهایت این پیش‌بینی پیامبرانه که این سدّ مقابل آن قوم شرور ایستادگی خواهد کرد تا آن روزی که خدا بخواهد. فَإِذا جاءَ وَعْدُ رَبِّي جَعَلَهُ دَکاءَ... در متن سریانی امّا این وعده خیلی دقیق است و اصل و مقصود از این حکایت. آنجا اسکندر پیش‌بینی می‌کند و بر دیوار می‌نویسد که ۹۴۰ سال بعد، به اشاره خداوند، این دیوار خواهد شکست و جنگ و آشفتگی بین ایرانیان و اعراب و آن قوم شرور خواهد بود، زمین پوشیده از خون خواهد شد، و آنگاه لشکر مسیح عالم را فتح خواهد کرد. باز اشاره به این هرج و مرج در قرآن: وَ تَرَکنا بَعْضَهُمْ يَوْمَئِذٍ يَمُوجُ فِي بَعْضٍ... رهایشان می‌کنیم تا موج‏‌آسا بعضی با برخی درآمیزند.

امّا اساس و مقصود شکل‌گیری داستان چه بوده؟ هنگامی که ایرانیان، در میانه جنگ‌های سی ساله، تا شکست نهایی رومیان پیش رفته بودند، هراکلیوس دست به تبلیغات گسترده مذهبی زد و با بسیج عمومی، کنار دیگر عوامل، ایرانیان را شکست داد و پیروزمندانه همراه صلیب مسیح به بیت المقدس بازگشت. حکایت در اصل وعده غلبه هرقل است بر پارسیان به عهد خسرو پرویز. تبلیغات امپراطوری روم، هرقل را اسکندرِ فاتح دوم، اسکندر مسیحی می‌داند که شرق و غرب را فتح می‌کند. واضح است که وعده نهایی پیروزی مسیحیت در قرآن نیامده.

ترتیب یکسان روایت هم در بحث ارتباطات بینامتنی مهم است، و اینجا مهم‌تر با توجه به معنی نمادین این سفرها به غرب، شرق، شمال و بازگشت اسکندر در متن سریانی که چیست؟ ترسیم نقش صلیب بر پهنه زمین.

این همه تشابه در حکایت و جزییات و ترتیب، شاهد ارتباط دو متن است. از منظر برخی پژوهشگران «نقادی تاریخی»، متن سریانی نمی‌توانسته متاثر از قرآن باشد، و این امر موضوعیت و توجیهی هم نداشته. وجود منبع مشترک شفاهی که این جزییات را حفظ کرده و تا مکه و مدینه هم رفته باشد، هنگامی که اعراب، پیش از فتوحات، از منظر دینی و سیاسی در میانه این گفتمان نبوده‌اند هم محلّ بحث است.

نکته مهم دیگر تعیین تاریخ حدودی تالیف آن، ۶۲۹ میلادی، حدود ۸ هجری است. چگونه متنی که در این حدود به زبان سریانی و در اطراف اِدِسا، جنوب ترکیه کنونی تالیف شده می‌توانسته در فاصله دو سال به مدینه برسد و در گفتمان قرآنی جایی داشته باشد؟ برخی احتمال داده‌اند که انعکاس آن پس از فتوحات اولیه و در جمع و ویرایش نهایی بوده، یعنی زمانی که مسلمانان به شام رسیده بودند و آنگاه، در پاسخ به «يَسْئَلُونَک عَنْ ذِي الْقَرْنَيْنِ» و روایت مسیحی آن، روایتی اسلامی از آن ارایه داده‌اند. از این نظر شاید پیوندی داشته باشد با قطعه «اخت هارون» و قطعات مرتبط با آن ناحیه. این همه، شامل تاریخ و نوع ارتباط آن متن با قرآن، همچنان موضوع تحقیق پژوهشگران است.

و می‌پرسندت از ذوالقرنین یعنی اسکندر رومی... تفسیر نسفی

پ.ن.
برای مطالعه بیشتر
افسانه اسکندر
اسکندر، صاحب دو شاخ
Telegram K-A-Images
  • ❤ 17
  • 👍 3
More from @kariznotes
  1. Sep 30, 2026از بلخ و وخش، و زادگاه مولانا در مثنوی می‌گفت که «در درخشی کی توان شد سوی وخش؟» نه، نمی‌تو…
  2. Sep 30, 2026در بیان و یادآوری آن که زادروز مولانا در نیمه‌ٔ ماه مهر بوده است، و نه در سی سپتامبر یا هش…
  3. Sep 28, 2026پیش از دعا، آمین کند... جهت یادآوری و تمرین، با ابجدخوانی، سعی می‌کردم که با خواندن کلمات…
  4. Sep 26, 2026«گفتند که ما که ماهیان این دریاییم، اوّل در این دریای حیات بوده‌ایم... جواب آمد که ای ماهی…
  5. Sep 25, 2026مُلکی‌ست محنت تو و خلقی‌ست منتظر / این کار دولت است کنون تا که را رسد بیگانه گر هزار بود و…
  6. Sep 24, 2026از کربن ۱۴ و پوست بی‌جان... تاریخ‌گذاری به روش کربن ۱۴ روشی رایج است منتهی نتایج آن در خصو…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →