ارض موعود، از نهر تا بحر...
آن سرزمین مقدّس وعده داده شده به یهودیان کجاست؟ سوابق آن در عهد عتیق چیست؟ انعکاس آن معنی در قرآن چگونه است؟
احتمالا خطایی بزرگتر از آن نیست که آدمی سابقه و بلکه خاتمه نزاعهای بزرگ را، با این همه ابعاد تاریخی و قومی و سیاسی و اقتصادی، در متون مقدّس و وعدههای آخرالزمانی بجوید منتهی البته که دین و عناصر الهیاتی هم در این میان نقشی جدّی دارند گرچه از آن هم متاثر هستند.
ارض موعود، از منظر تاریخی، حاصل و انعکاس خواست آرزومندانه عبرانیان در اسارت (مصر) و روایت آن در شرایط تبعید (بابل) و پس از آن بوده است. تورات متنی است که در تبعید و به موجب تبعید شکل گرفته.
نخستین باری که این معنی در تورات ظاهر میشود در عهد با ابراهیم است (پیدایش ۱۵):
«بدان که اعقاب تو، در سرزمین که از آن ایشان نخواهد بود به بردگی درخواهند آمد و چهار صد سال بر آنان ستم خواهد رفت» و بعد در بیان پاداش عهد که:
«اين سرزمين را به اعقاب تو مىدهم، از رود مصر تا رود بزرگ، رود فُرات».
فرات به وضوح نام برده شده گرچه احتمالا توضیح متاخر است در باب رود بزرگ. رود مصر چندان تکرار نمیشود. پس از این روایت تولّد اسماعیل است که البته خود از اعقاب ابراهیم است!
فصل بعد این عهد و وعده تکرار میشود، این بار اشاره به سرزمین کنعان: «سرزمینی را که در آن ساکن گشتهای، تمام زمین کنعان را، به تو و بعد از تو به ذریّت تو به ملکیّت ابدی دهم...»
در کتاب خروج همین روایت است که ظلم مصریان را دیدم و قوم را از آنجا بیرون آوردم و سرزمین کنعان را بدیشان دهم و دیگر، بنا به منطق روایت، منحصر است به فرزندان یعقوب، بنی اسرائیل.
اشاره به ارض مقدّس موعود به بنی اسرائیل در قرآن هم آمده، بدون ابهام، امّا در معنی و بافتاری خاصّ:
« وَأَوْرَثْنَا الْقَوْمَ الَّذِينَ كَانُوا يُسْتَضْعَفُونَ مَشَارِقَ الْأَرْضِ وَمَغَارِبَهَا الَّتِي بَارَكْنَا فِيهَا وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ الْحُسْنَى عَلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ بِمَا صَبَرُوا وَدَمَّرْنَا مَا كَانَ يَصْنَعُ فِرْعَوْنُ وَقَوْمُهُ »
مانند عهد ابراهیم، نظر دارد به آن ستم در مصر «كَانُوا يُسْتَضْعَفُونَ» و پاداش آن صبر «بِمَا صَبَرُوا» و مهم آن که آن را امری محقق شده تلقّی میکند: « وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ الْحُسْنَى عَلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ».
در کتاب اعداد، باب سیزدهم، اقدام عملی موسی است برای گرفتن آن سرزمین:
«بهوه با موسى صحبت كرد و گفت: مردانی را گسيل دار، از هر سبط يك تن، تا سرزمین كنعان را که به اسرائیلیان دهم، شناسایی کنند...»
قرآن به همین روایت هم بازمیگردد: « وَإِذْ قَالَ مُوسَى... يا قَوْمِ ادْخُلُوا الْأَرْضَ الْمُقَدَّسَةَ الَّتِي کتَبَ اللَّهُ لَکمْ»... با اشاره دقیق به دو تن (رَجُلَانِ) که قوم را تشویق کردند که پیش روند و نترسند... مقصود یوشع و کالیب هستند که جزییاتش در تورات آمده.
در آغاز کتاب یوشع، کتاب ششم پس از اسفار خمسه و پیوسته به آن:
«از این رود اردن، تو و تمامی این قوم، به سوی سرزمینی گذر کن که به بنی اسرائیل میدهم. هر مكانى را كه كف پاهاى شما بر آن نهاده خواهد شد... آنچنان كه به موسى گفتم»
بعد تکرار آن، کمی متفاوت: «از صحرا و لبنان تا رود بزرگ، يعنى فُرات... تا دريای بزرگ، به سوى مكان غروب آفتاب، قلمرو شما چنين خواهد بود».
دریای بزرگ البته مدیترانه است. برخی که سعی کردهاند این محدوده را کوتاه کنند! بیشتر در باب «نهر» بحث کردهاند، در ارجاع به جمله نخست، که مقصود همان رود اردن است، و بعد فرات نوعی «حدود آرمانی»، متاثر از تبعید بابل.
بیفزاییم که این ترتیب در متن به معنی ترتیب تاریخی شکلگیری و تألیف تورات نیست منتهی متن موجود چنین است و مورد ارجاع «مومنان» به آن.
چطور قرآن این وعده را به شکلی کلّی تایید میکند و حتی شاهد تحقق وعده میگیرد؟ از آن رو که امر غریبی نیست و منحصر به بنی اسرائیل و این و آن نیست.
در کتابهای مقدّس، همه ارض متعلّق به خداست، چنان که در کتاب لاویان هم آمده:
«زمين از آنِ من است و شما از براى من جز غريبان و ميهمانان نيستيد»،
مردم، اقوام، آن را به ارث میبرند، یا از دست میدهند، بسته به حفظ میثاقی که با خداوند دارند و عمل صالح که بر آن اساس انجام دهند، یا ندهند... همان معنی که قرآن هم آن را، همچنان در ارجاع به زبور عهد عتیق، تایید میکند که:
«وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ...»
و البته که اینجا هم در عمل و بر عرصه زمین، گزینش و تفسیر متون مقدس، راه خود را میرود، گاه بهانه و گاه توجیهگر ظلمها و فجایع انسانی بی حدّ و حصر...
پ.ن.
در خصوص نقل قرآن از مزامیر در خصوص زمین و میراث صالحان.
Post #215
1.75K