همچو مریم گوی پیش از فوت مِلک
نقش را کالعَوذُ بالرّحمن مِنْک....
آری مریم به «رحمن» پناه میبرد.
سورهٔ مریم، چنان که از نامش هم برمیآید، به وضوح درون مایهای مسیحی دارد. منبع روایت تولّد مسیح در قرآن البته از مهمّترین و جالبترین کشفیّات سالهای اخیر بوده است که جدا از آن خواهیم نوشت منتهی اینجا سراغ همان نام اعظمی برویم که در نامها مکتوم شده است. الرحمن و الله...
حدود شصت آیه آغازین سوره، حکایاتی از پیامبران است که هر بار با عبارت آغازین «و اذکر فی الکتاب» دنبال میشود: زکریا، عیسی، ابراهیم، موسی، اسماعیل و ادریس. همچنین سجع بسیار هماهنگ و مسنجمی دارد (ایّا) که در تصویر آوردهام.
امّا ناگهان در میانهٔ این حکایات، بین آیات سی و چهار تا چهل، متوجه تفاوتهایی میشویم:
۱- سجع کلام که تا آیهٔ سی و سوم رعایت شده است ناگهان عوض میشود و تغییرات تندی دارد چنان که در شش آیه سه قالب متفاوت میگیرد.
۲- سبک بیان از شکل روایی خود جدا میشود و صورتی انتقادی و جدلی مییابد.
۳- از منظر محتوایی هم انتقاد خطاب به خود مسیحیان است، حال آن که پیشتر از کیفیت معجزهآمیز میلاد مسیح سخن میرفت، از جمله شیوه باردار شدن مریم از روح خداوند و بعد سخن گفتن عیسی در مهد که مسیح را در میان نوع بشر یگانه میکند.
۴- در این میان میتوان دید دو آیهای که در اینجا آمده کم و بیش عینا در جای دیگری از قرآن هم، سوره زخرف، ذکر شده و گویی از آنجا، شاید دیرتر، به این موضع آمده تا با تغییر سلسلهٔ پیوستهٔ سبک و سجع و سخن، موضعی (شاید جدیدتر) را تصریح کند.
بعد از آن شش آیه، سخن پیشین از سر گرفته شده است، کلام سبک روایی خود را باز مییابد، سجع کلام هم مانند سی آیه ابتدایی برجای خود مینشیند و روایات پیامبران دوباره از ابراهیم دنبال میشود تا بیست آیه بعدی.
اینک که تفاوت دو متن و بافت آنها روشنتر است، به نکته خویش بازگردیم:
در آن آیات ابتدایی ما «الرحمن» را میبینیم. مریم به رحمن پناه میبرد و برای رحمن روزه میگیرد، انعکاس زیرمتنی مسیحی.
بعد آن شش آیه متفاوت انتقادی آمدهاند که در آن «الله» نقشآفرین است.
و چون کلام به سیاق پیشین خود بازگشته است، باز ابراهیم با پدر خویش از «رحمن» میگوید...
در باب سابقه مسیحی رحمانا یا الرحمن پیشتر نوشتهایم.
مریما بنگر که نقشِ مشکلم
هم هلالم هم خیال اندر دلم...
Post #213
807
- ❤ 13
- 👍 7