شهره کاریزیست پر آبِ حیات...
میگفت:
گر برکنم دل از تو و بردارم از تو مِهر،
آن مِهر بر که افکنم؟ آن دل کجا برم؟
حافظ این بیت دلنشین را از «گفته» کمال اسماعیل به یاد داشت، پیش از کمال امّا دمنه به کلیله گفته بود، و دمنه هم آن را در دفتر مسعود سعد خوانده بود.
ما هم اینک آن را خطاب به معشوق هزارساله میخوانیم: ادب پارسی
من جرعهنوش بزم تو بودم هزار سال،
کی ترک آبخورد کند طبع خوگرم؟
گر برکنم دل از تو و بردارم از تو مِهر...
Post #2
465

- ❤ 2