ندانم کجا خواندهام در کتاب، یا شاید شنیدهام در خطاب، که زینب گفته بود پیامبر در حقّ ما سفارش به نیکی کرده بود، اگر امر به سختگیری و شدّت کرده بود، این بر ما نمیرفت که رفت... مرجعش را به خاطر نمیآورم. منتهی روایتی نزدیک به آن را در آثار الباقیه بیرونی دیدهام.
ابوریحان در ذکر روزهای مهم محرّم از عاشورا میگوید که مشهور است به خیر و برکت و اینکه شیعیان آن را گرامی میدارند چرا که کُشتن حسین بن علی در این روز بود «و با او و با آنان کردند آنچه هیچ ملّتی با شریرترینِ خلق نمیکند از تشنه گذاشتن و قتل و سوختن و قطع سر و راندن اسبان بر اجساد...» و بعد میگوید، و این نقل مهم است، که به راستی بنیامیه این روز را جشن میگرفتهاند، با لباس نو، شیرینی و میهمانی، چنان که این رسم بین مردم جاری شد و حتی بعد از زوال مُلک آنان باقی ماند. باز دوباره به احوال شیعیان باز میگردد که در این روز از غم قتل «سیّد الشهدا» میگریند و سوگواری خود را هم در شهرها آشکار میکنند و به زیارت تربت حسین میروند... بعد مضمون آن سخن منقول آغازین را از قول دختر عقیل بن ابیطالب، در سه بیت، میآورد که چون خبر مصیبت کربلا به مدینه رسید، بیرون آمد و گفت: «چه میگویید اگر پیامبر از شما بپرسد...»
ماذا تقولون اِنْ قال النبی لکم / ماذا فعلتم و انتم آخرُ الاممِ
بعترتی و باهلی بعد مُفتقدی / نصفٌ اساری و نصفٌ ضُرِجوا بِدَمِ (نیمی اسیر و نیمی آغشته به خون)
ما کان هذا جزائی اذ نصحتُ لکم / اَنْ تخلفونی بسوء فی ذَوی رَحِمی...
این هم گزارشی هزار ساله از ابوریحان...
Post #192
1.02K
- ❤ 22
- 👎 3
- 👍 2
- 🤔 1