TGViewer
کاریز کاریز @kariznotes · 1.62K subscribers
Post #151 969
عاشقانی که باخبر میرند / پیش معشوق چون شکر میرند...
دور از ایشان فنا و مرگ ولیک / این به تقدیر گفتم ار میرند

عکس ابیاتی از این غزل که بر صندوقچه‌ قبر نجم‌الدّین احمد بن مسعود، درگذشته به سال ۶۴۹ هـق (یعنی بیست و سه سال پیش از وفات مولانا)، در آقشهر Akşehir ، صد کیلومتری قونیه، نقش بسته است. صندوقچه البته، چنان که از «لمولانا قدّس الله سرّه» برمی‌آید، پس از وفات مولانا ساخته شده است. عکس و توضیح بیشتر در سایت کاتبان با این نشانی‌.

ظرافت کار این صندوق‌چه‌های چوبی براستی قابل توجه است. من پیشتر اینجا از آن ضریح چوبی که بر روی مزار مولانا بوده و بر روی آن اشعاری از مثنوی و غزلیات کنده‌کاری شده است، نوشته‌ام.

به مناسبت بیفزایم که استاد عزیز شفیعی کدکنی در توضیح «به تقدیر»، آورده‌اند که «ظاهراً به معنی تاویل است. در علم نحو وقتی میگویند «به تقدیر» مقصودشان حذف كلمه‌اى است در عبارت و ابقای آن در ذهن و نێت. مولانا میخواهد بگوید لفظاً سخن از مُردن ایشان کردم ولی تقديراً ايشان نمرده‌اند...» و براستی این مقصود است یا نه، به گمانم چندان دستِ خوانندهِ محتاج شرح را نخواهد گرفت.

«به تقدیر»، در زبان مولانا، یعنی «به مثال»، «به فرض»... و بیت بالا هم با قرابت بسیار، همان است که:
به مَثَل گفتم این را و اگر نه کَرَم او / نکُشد هیچ کسی را و ز کُشتن برهاند

امّا شواهد دیگر از کاربرد «به تقدیر» یا «تقدیراً» در این معنیِ «به مثال» یا «به فرض»:
همچنان در دیوان می‌خوانیم که:
به هیچ نقش نگنجی ولیک تقدیرا (به فرض) / اگر به نقش درآیی عجب گل‌اندامی

در فیه مافیه:
«هرگز کسی پیش از پیغامبر بر پیغامبر نمی‌توانست سلام کردن، زیرا پیغامبر پیش‌دستی می‌کرد از غایت تواضع و سلام می‌داد و اگر تقدیراً (فرضاً) سلام پیشین ندادی هم متواضع او بودی»

و جای دیگر:
«طبیبان می‌گویند که هرچه مزاج را خوش آمد و مُشتَهای اوست، آن او را قوتّ دهد و خون او را صافی گرداند. امّا وقتی که بی‌علتّش خوش آید، تقدیراً اگر گِل‌خوری را گِل خوش می‌آید، آن را نگوییم مُصلح مزاج است»

و در مثنوی، وقتی از غیرت الهی می‌گوید که اجازه نمی‌دهد تا دست نامحرمی آن پرده نور را بجنباند، می‌افزاید که:
این «به تقدیرِ سخن» گفتم تو را / ور نه خود دستش کجا و آن کجا...

به تقدیر سخن، یعنی به فرض، به مَثَل و از سرِ سیر کلام، به قول فرنگی‌ها for the sake of speech، و نظیر و نزدیک به آنچه جای دیگر می‌گوید که در پاسخ تو، در پیِ حرف تو می‌گویم:
از سخن می‌گویم این ور نه خدا / از سیه‌رویان کند فردا تو را...
Telegram K-A-Images
  • 👍 8
  • ❤ 2
More from @kariznotes
  1. Oct 3, 2026«نمونه‌ای از قرآن، به چهار زبان عربی، فارسی، ترکی و لاتینی»(۱) به سال ۱۷۰۱، سیصد و سی پیش،…
  2. Sep 30, 2026از بلخ و وخش، و زادگاه مولانا در مثنوی می‌گفت که «در درخشی کی توان شد سوی وخش؟» نه، نمی‌تو…
  3. Sep 30, 2026در بیان و یادآوری آن که زادروز مولانا در نیمه‌ٔ ماه مهر بوده است، و نه در سی سپتامبر یا هش…
  4. Sep 28, 2026پیش از دعا، آمین کند... جهت یادآوری و تمرین، با ابجدخوانی، سعی می‌کردم که با خواندن کلمات…
  5. Sep 26, 2026«گفتند که ما که ماهیان این دریاییم، اوّل در این دریای حیات بوده‌ایم... جواب آمد که ای ماهی…
  6. Sep 25, 2026مُلکی‌ست محنت تو و خلقی‌ست منتظر / این کار دولت است کنون تا که را رسد بیگانه گر هزار بود و…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →