آفرین بر ذوق همچو اوستاد / کرده واوی را بهانهٔ «اتّحاد»
فارغ از موضوع کتاب، ببینیم که کاتب چه ذوقی داشته است در کتابت عناوین «و الاتّحادها فی...».
این حرف «واو»، که پرتکرارترین حرف در عموم زبانها از جمله فارسی است، در اصلِ فینقیایی یا به واقع «کنعانی» خود به معنی «قلاب» یا گیره است. چیزی برای ربط و اتّصال. در سیر شکلهای مختلف آن هم به آرامی و عربی و لاتین میتوان همچنان صورتی از آن شکل قلّاب اولیه را دید. برخی هم آن را میخ دیدهاند که باز نوعی از گیره یا قلّاب است.
لفظ «واو» در معنی قلّاب چندین بار در سفر خروج تورات آمده است. آنجا در توصیف ساخت خیمه مَقْدَس (معبد متحرّک پیش از عهد سلیمان) و پردههای آن میگوید که «از كتانِ نازک تابیده باشد، بيست ستون (برای پرده یک ضلع) از مفرغ و قلابهای ستونها وميلههاى آنها از نقره باشد» و این «قلاب ستونها» به عبری וָוֵי הָעַמֻּדִים «وَوی عمودیم» است. وَو به معنی قلّاب و عمود به معنی ستون، هر دو در صورت جمع و در ترکیب اضافی.
در سخن از سنن کاتبان، بگوییم که چون بسیاری از عبارات عهد عتیق با واو آغاز میشوند (حرف عطف و کاربردهای دیگر)، کاتبان تورات هم ستونهای اسفار را با همین واو آغاز میکردند و این سنّت را هم در ارجاع به همان توصیف که آمد، «قلاب ستونها» (ووی عمودیم) مینامیدند، و به این ترتیب اسفار به شکلی نمادین همان مَقدَس متحرّک میشد، و این ستونهای تورات آن پردههای آویختهٔ خیمهٔ مسکن (اهل میشکن به عبری) که در آن سکینه است. شخینه به عبری שְׁכִינָה، به معنی سکونت یا حضور خداوند است و ناگفته نماند که این معنی سکینه در حکایت طالوت یا شائول در قرآن آمده است: وَقَالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ آيَةَ مُلْكِهِ أَنْ يَأْتِيَكُمُ التَّابُوتُ فِيهِ سَكِينَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ...
Post #132
860
- ❤ 9
- 👍 1