عالمی از حسّ نهان
این که «شش جهت حدّ است و بیرون راه نیست» یا هست، تنها دعوای عاقلان و عاشقان نیست. در فیزیک بنیادی هم این بحث به قوّت تمام مطرح است، آنجا که سخن از ابعاد نهان جهان میرود، یعنی ابعادی فرای چهار بعد مکان-زمان مشهور. آنچه در فرضیهها و حدس و ابطالها مسیر بلندی طی کرده است. از پیوستن زمان به سه بعد، در نظریه نسبیت و در توضیح چگونگی تاثیر یا انتقال نیروی گرانش، تا پیوستن بعد پنجم، به همین شیوه، این بار در خصوص نیروی بنیادی دیگر، الکترومغناطیس، تا نظریه ابرریسمان که متمرکز است بر یازده بعد، شامل زمان.
جدای بحثهای فیزیک بنیادی، آنچه جالب است، شباهت نوع نگاه است در تبیین ابعاد نهان کیهان، نزد برخی فیزیکدانان، با آنچه در عرفان مییابیم، در باب ساز و کار عالم غیب، و تاکید کنم که مقصود شباهت است و نه یکسانی یا ارتباط. مِثل نبود این مثال آن بود... و من چند مثال بیاورم.
پیش از همه، چون بپرسیم که این ابعاد اضافی عالم کجاست که ما نمیبینیم؟ میشنویم که ساختار و قدرت دریافت حسّی و ذهنی ما محدود است و به این سه بُعد خو گرفته است و نه بیشتر. همچون موری که بر زمینی مسطح حرکت میکند یا آن ماهی که همیشه در حوض است و تصوّری از عالم خارج آب ندارد. ماهیان را بحر نگذارد برون، خاکیان را بحر نگذارد درون. مثل جنین که حیات و دنیای خود را دارد امّا نمیداند که «هست بیرون عالی بس منتظم».
فیزیکدانان میگویند که این ابعاد اضافی عالم، چنان در هم فشرده و کوچک هستند، و مطابق نظری دیگر، چنان بزرگ، که در ترازوی حسّ ما نمینشینند یا آن را میشکنند. امّا ذهن بدون درک دقیق و روشنی از این ابعاد، همچنان میتواند چیزی نظیر آن تصویر و تصوّر کند. مثل همان مور که بر سطح حرکت میکند. امّا چون بالا و پایین میرود، سربالایی و سرپایینی را حس میکند و میداند که این سطح مثل آن سطح دیگر نیست. عنصری در کار است که در چشم او پیدا نیست. آن ابعاد بر ما نهان است امّا تاثیرش بر ما و این عالم پنهان نیست. انرژی، نیرو و بلکه برخی ذرّات، و این همه البته با هم پیوستهاند، در آن ابعاد نهان جاری هستند و ظهور و شدّت و ضعفشان در دنیای محسوس سه بعدی ما به گونه دیگر است. چون احساس گرما و سنگینی که به ما برسد. از این رو گاه باید خارج شش جهت رفت تا برخی پدیدههای عالم را توضیح داد.
به مثال فیزیکدانان میپرسند که چرا نیروی جاذبه این قدر ضعیف است که به قول فاینمن، اگر کسی از بالای برجی بپرد، یا فروانداخته شود! مدّتی طول میکشد تا به زمین برسد امّا در کسر ثانیه، نیروی الکترومغناطیس برخورد با زمین او را متوقف میکند؟ چطور خودکاری که به موی سر میکشیم آنقدر نیرو میگیرد که کاغذی را بلند میکند و کلّ جاذبهٔ جرم زمین را مسخره میکند؟ آیا براستی جاذبه این گونه ضعیف است یا نیروی گرانش در ابعاد نهان دیگری جاری شده است و بخش اندکی از آن به این سه بعد دنیای ما رسیده است؟ گویی از آن ابعاد مکنون، «اندک ترشّح میرسد»، مثل آن که در باغی است و جویی میبیند و با خود میگوید «میرود و میرسد، نو نو این از کجاست؟» ابعاد دیگر، راه رفت و آمد است، خارج از دریافت آدمی، به این سه بُعد ملموس و این همه آشنا نیست؟ «در وجود آدمی جان و روان، میرسد از غیب چون آب روان».
میپرسیم که آن ابعاد کی شکل گرفته؟ و میشنویم که در لحظات انفجار آغازین... ساکن دیررسیده باغی کهن، که بهاران زاد و مرگش در دی است، نمیداند که اصل باغ از که و کجاست، امّا البته اخبار و آثاری از راز آغاز آن به گوش او میرسد.
باز از همین نوع، چون از فیزیکدان میپرسیم که اصلا فکر کردن به ابعاد دیگر چه سود و ضرورتی دارد؟ میشنویم که دنیای چهار بعدی فضا زمان معمول، تنگ است و دست و پاگیر. فرضیههای بنیادین فیزیک، مزاحم هم میشوند، «قوم انبُه بود و خانه مختصر...» گویی در این چارچوب جا نمیشوند و مثل شکلها در دنیای دو بعدی سرشاخ میشوند، امّا دیوار که فرو میریزد، فضا باز میشود و این فرضیهها اگر به تمامی سازگار نشوند، دست کم همزیستی دارند و تزاحم ندارند تا بعد که با هم جفت و جور شوند. میگویند سخن از ابعاد اضافی نهان عالم، به جهت پیچیده کردن آن نیست، بلکه ساده کردن آن است. مثل آن مهندسی که بخواهد در دنیای دو بعدی، مسایل دنیای سه بعدی از قبیل حجم و غلظت و نقطه ثقل و نظایر آن را حل کند. تلاشی میکند امّا در پرسشها و مدلهای پیچیدهتر سرگردان میشود. آن ابعاد اضافی پنهان میگوید که ثوابت اساسی عالم فیزیک از کجا میآید، و از چه طریقی عمل میکند.
به همین بسنده کنیم که مقصود دیدن این نوع اشتراک نگاه در تبیینها یا دست کم تصویرهاست. از منظر تختهبند سه بُعد، سخن از ابعاد اضافی عالم، امر محال مینماید و این بار نه عارف، فیزیکدان است که میگوید محال، فوق حال آدمی است و آدمی همه عالم نیست.
Post #131
1.31K
- 👍 8
- ❤ 5
- 🤔 2