مجمع کاردینالها، و سَبَقْتَنِي...
شاید فیلم بسیار اخیر «مجمع کاردینالها» را دیده باشید. مجمعی برای انتخاب پاپ جدید. با اخباری که اینک از احوال نه چندان مساعد پاپ کنونی میرسد، احتمالا برگزاری این مجمع خیلی دور نباشد...
به هر شکل فیلم خوبی است. تقریبا در همان آغاز فیلم، لورنس، کاردینالی که مسئول برگزاری این مجمع است، سخنرانیای دارد و آنجا، در بیان اهمّیت رواداری، فضیلت تردید و خطر قطعیّت، به آن سخن آخر مسیح اشاره میکند که «بر ساعت نهم» (سه عصر) بر صلیب گفت: «خدای من، خدای من، از چه روی مرا وانهادی...»
فیلم و آن سخنرانی به انگلیسی است منتهی آن عبارت را، در کلیسای رُم، به ایتالیایی میآورد:
Dio mio, Dio mio, perché mi hai abbandonato?
آن سخن مسیح بر صلیب، در لحظه آخر، و برنیامدن (یا آمدن؟) آن وعده منتظَر، ابتدا به زبان آرامی یا عبری در انجیل مرقس به صورت نویسهگردانی آمده:
اِلوی اِلوی لِما سَبَقْتانی (ب ۱۵، آ ۳۴)
Ἐλωΐ, Ἐλωΐ, λιμὰ σαβαχθανί
سپس در انجیل متی، با صورتی نزدیکتر به عبری:
ایلی ایلی لِما سَبَقْتانی... (ب ۲۷، آ ۴۶)
Ἠλί, Ἠλί, λιμὰ σαβαχθανί
ایلی صورت رایج «خدای من» است در عبری و آرامی، و الوی بیشتر حاصل شیوه ضبط آن به یونانی.
امّا این عبارت به واقع برگرفته از مطلع مزمور بیست و دوم است در عهد عتیق. نیایشی که اگر ناامیدانه آغاز میکند، در آخر به امید و امان میرسد. عیسی نظر به آغاز آن داشته یا پایان؟
متن عبری مزامیر از فعل عزب استفاده کرده که به همان معنی ترک کردن است:
ایلی ایلی لما عَزوْتنی (عزبتنی)
אֵלִי אֵלִי, לָמָה עֲזַבְתָּנִי
این عزب احتمالا همریشه عزب عربی است، به معنیِ کهن پنهان شدن و دور ماندن، چنان که در قرآن: «لَا يَعْزُبُ عَنْهُ مِثْقَالُ ذَرَّةٍ...»
چه گونه عَزبتَنی به سبقتانی بازگشته؟ کاربرد کلمات آرامی در سرودهای عبری، پس از تبعید به بابل، رایج بوده و تردید است آن عبارت به زبان رایج آرامی بوده یا عبری. این ترجمه در تارگومهای آرامی دیده شده است: «شبقتَنی» و چون زبان یونانی شین ندارد، اناجیل آن را با سین ضبط کردهاند. شاید از این رو فان دایک هم در ترجمه عربی خود آن را با شین آورده: «إِيلِي، إِيلِي، لِمَا شَبَقْتَنِي؟» أَيْ: إِلهِي، إِلهِي، لِمَاذَا تَرَكْتَنِي؟
و در نهایت، صورت آرامی شَبَقتَنی، یادآور صورت عربی آن است: «سَبَقْتَنی»... خدایا، از چه رو، مرا پسِ پشت نهادی، رها کردی، وانهادی... پرسشی که پاسخش سکوت یا شاید در سکوت است: تو همی گویی عجب، خامُش چراست؟ او همی گوید عجب، گوشش کجاست؟
.
.
Post #122
860
- ❤ 5
- 👍 2