ما ز قرآن مغز را برداشتیم
پوست را بهر خران بگذاشتیم...
مختصری بگوییم از سابقه این بیت بسیار مشهور و رایج که بسیاری، هر یک به خیالی، آن را از قول مولانا میآورند.
این بیت که به چند صورت متفاوت هم رایج است، چنان که توقّع میرود، موجب واکنشهای بسیاری هم شده است. برخی همدلانه به نگاه مغزْبین آن توجّه دادهاند، بلکه آن را ستودهاند، عدّهای شیوهٔ بیان و الفاظ آن را نقد کردهاند و برخی هم به کلّ بیت را موهن و ناپسند دانستهاند و از این رو به مولانا تاختهاند. این یادداشت البته نظر به این نکات ندارد. پرسش این است که سابقهٔ این بیت چه بوده، چطور به مولانا منسوب شده و چه ردّی از آن میتوان یافت؟
ابتدا اشاره کنیم که این بیت در چاپهای انتقادی مثنوی، مبتنی بر نسخ اصیل و اوّلیه، دیده نمیشود. در مثنویهای قرون بعد چطور؟ باز تا جایی که من جُستهام، این بیت حتّی در نسخ متاخر مثنوی هم، که سرشار از ابیات الحاقیست، حضور ندارد. نسخهٔ ناسخهٔ مثنوی عبداللطیف عبّاسی گجراتی که حدود دو هزار بیت الحاقی نسبت به دستنویسهای اصیل کهن دارد، یا نسخ بعدی که ابیات افزوده متفاوتی دارند مثل مثنویهای تحریر وصال شیرازی و فرزندان او، و حتی مثنویهای چاپ هند... من کهنترین سابقهای که از آن یافتم در سخنرانی یکی از نمایندگان مجلس عهد پهلوی بود! از سوی دیگر بعید است که این بیت، با این شهرت، هیچ نسبتی هم با آثار مولانا نداشته باشد.
پس اصل و علّت شهرت این انتساب چه بوده؟
استاد احمد گلچین معانی در سال ۱۳۴۳ مقالهای منتشر کردهاند با عنوان «احوال و آثار خطائی قمی». در این شرح احوال، از قول خود خطائی قمی آمده که او، در کنار دیگر آثار نظم و نثر، گزیدهای از مثنوی فراهم کرده است با این توضیح:
«یکی از آنها لبّ مثنوی است که در سه سال ترتیب یافته، الحقّ اگر رنجی برد گنجی به جهت عارفان حقیقت که سالکان طریق معروفاند، گذاشت، و چنان میداند که مغزِ نغزِ مثنوی و جوهرِ جان کلام مولوی رومی اعلی الله مقامه را چون روح از تن کشیده باشد، و به از این لُبّی نیافته باشد:
خطائی:
مغز نغز مثنوی برداشتم / پوست را بهر خران بگذاشتم
شُکر لله در جهان بیمدار / از خطائی ماند نقشی یادگار»
استاد گلچین معانی در همان یادداشت کتاب را بیشتر معرّفی کرده است: «کتاب لبّ الالباب و مفتاح الابواب گزیدهایست از مثنوی شامل دو هزار و پانصد و پنجاه بیت که در مشهد به مدّت سه سال تنظیم کرده و در ۱۲۴۵ هـ ق پایان یافته است.»
اگر براستی از سر عمد و قصد نظیرهسازی نبوده، عجیب است که خطائی قمی عنوانی چنین نزدیک به «لبّ لباب مثنوی» ملّاحسین کاشفی برگزیده است.
چنان که میبینیم، آن بیت «مغز نغز مثنوی برداشتم...» با تصریح نویسنده، از خود خطائی است و البته اشاره به مغزِ نغز هم مناسب عنوان کتاب «لبّ الالباب». پس اگر این احتمال بعید را کنار بگذاریم که خود او هم در ساخت این قطعه، نظر به بیت رایج دیگری داشته است، که ما شاهدی بر آن نداریم و هنوز سابقه استفاده از آن را هم در متون پیش از ۱۲۴۵ هـ ق ندیدهایم، میتوانیم با احتمال زیاد چنین فرض کنیم که:
بیتِ خطائی در باب گزینشِ مغزِ «مثنوی معنوی مولوی» که در چشم برخی ادبا و عرفا «هست قرآن در زبان پهلوی»، شکل بیت سایره گرفته است و از آنجا که در خصوص مثنوی بوده، و در وزن مثنوی هم بوده، کم کم با اندکی تغییر صورت از قول مولانا در باب قرآن فرض شده و بکار رفته است. احتمالا همین سابقه کوتاه بیت دلیل غیبت آن در نسخ دستنویس و چاپی است. به واقع این صورت جدید فرصت آن را نداشته که مانند موارد نظیر متعدد، ابتدا به حاشیه و از آنجا به متن رود، منتهی صورت شفاهی بیت رایج بوده است تا این اواخر که اینجا و آنجا ظاهر شده است.
همچنان جای جستجوی حلقههای مفقوده گردش این بیت است که خطائی شاعر در اصل در خصوص مثنوی گفته بود و بعد به خود مولانا منسوب شد در باب قرآن.
...
Post #121
1.33K
- ❤ 8
- 👍 4