مومنان را ز انبیا «آزادی» است...
یکی از معانی آزادی، خصوصاً در کلام مولانا، شُکر و سپاسگزاری است چنان که دست کم سه بار در مکتوبات به این معنی آمده است، از جمله:
در نامهٔ ششم خطاب به سلطان ولد، در رعایت حال فاطمه خاتون که: «هیچ گلهای نکردهاند... بلکه شکرها و دعاى متواتر... و صد آزادى از حسنِ معاشرت و مروّت و دلدارى»
و جای دیگر: «آرنده تحیّت... شکرهای خدمت میگفت و آزادیهای شما، و کیست که از آن حضرت شاکر و ذاکر نیست؟» (نامه پنجاه و هفتم)
و باز نظیر آن: «آرنده تحیّت... از خدمت شکرها کرد و آزادی نمود» (نامه صد و یازدهم).
این معنی در دیوان شمس هم آمده است:
ای خجل از تو شکر و آزادی / لایق آن وصال کو شادی؟
و در متون دیگر هم سابقه دارد.
پیش از آن که بر سر بیت خود در مثنوی برویم، بگوییم که این از خصوصیات سبکی مولاناست که کلمهای را در بیت تکرار کند، امّا با معنی متفاوت. چند مثال از دیوان:
تو دیدی هیچ نقشی را که از نقّاش بگریزد؟ تو دیدی هیچ وامق را که عَذرا خواهد از عَذرا؟
(عذرای معشوق و عذرا به معنی جدایی و تنهایی)
گویند عشق چیست؟ بگو ترکِ اختیار / هر کو ز اختیار نرَست اختیار نیست
(اختیار در مقابل جبر و از آن سو اختیار به معنی برگزیده)
یکی جانیست در عالم که ننگش آید از صورت / بپوشد صورتِ انسان ولی انسانِ من باشد
(انسان به معنی آدمی و دیگر انسان العین، مردمک چشم)
اینک در سایه آنچه آمد، ابیات مشهور مثنوی در دفتر ششم را دوباره بخوانیم:
کیست مولا؟ آن که آزادت کُند / بندِ رِقّیّت ز پایت برکَنَد
چون به آزادی نبوّت هادی است / مومنان را ز انبیا آزادی است
آزادی آغازین به همان معنی غالب و رایج است، رهایی از بند، و آزادی دوم به معنی شکر و سپاسگزاری که پیشتر آمد. مولانا به واقع توضیح میدهد که پیامبران مؤمنان را «آزاد» میکنند و از این رو مؤمنان «سپاسگزار» انبیا هستند و ابیات بعد هم این معنی را بسط میدهد:
ای گروه مؤمنان شادی کنید / همچو سرو و سوسن آزادی کنید
لیک میگویید هر دم «شُکرِ آب» / بیزبان چون گلستان خوشخِضاب...
بیزبان گویند سرو و سبزهزار / «شُکرِ آب و شُکرِ عدلِ نوبهار»
این نکته را آوردیم چون عموم شارحان مثنوی، اگر اصلا نیازی به توضیح دیده باشند، هر دو آزادی را به یک معنی گرفتهاند و از این رو یا مصراع دوم را تکرار و تاکید مصراع اوّل دانستهاند یا آزادی را در مصراع دوم به معنی «آزادی واقعی» و نظایر آن ترجمه کردهاند.
به عنوان مثال:
استاد کریم زمانی آوردهاند: «از آن رو که مقام نبوّت، مردم را به سوی آزادی و حرّیت هدایت میکند، آزادی و حرّیت اهل ایمان مرهون پیامبران است» (شرح جامع مثنوی معنوی، جلد ششم، ص ۱۱۶۲).
نیکلسون هم در ترجمه مثنوی خود آزادی را تکرار کرده:
Since prophethood is the guide to freedom, freedom is bestowed on true believers by the prophets.
ترجمه فرانسوی میروویچ هم از ترجمه نیکلسون پیروی کرده است.
در نهایت، دسوقی هم در ترجمه عربی خود چنین آورده است که: «وما دامت النبوة هادیّ الی الحریّة، فالحریة تکون للمومنین من الانبیاء...»
چنان که میبینیم، مترجمان و شارحان، به آن معنی دوم آزادی، که مناسبت تمام با ابیات بعدی دارد، توجّهی نشان ندادهاند.
Post #108
978
- ❤ 14
- 👍 1