TGViewer
تماشا تماشا @karamdokht · 334 subscribers
Post #3501 66
چه پاییزی‌ست....




چه پاییزی‌ست، با بغضی که دارم در گلوی خویش
نمی‌بینم نسیم تازه‌ای را رو به روی خویش

منم که از میان سنگلاخ درّه‌های دور
به شکل آب دارم می‌‌شوم جاری به جوی خویش

من و بیهوده رفتن در مسیری خالی از آواز
نچیدم در بیابان گل به رنگ آرزوی خویش

پُرم از غربت این کوچه‌ی گم در محاق مِه
نمی‌بینم هوای تازه‌ای در چارسوی خویش

شکستن همچنان کاری‌ست در قاموس شیدایی
به شکل سنگ گاهی می‌نشینم بر سبوی خویش

فقط با چشم‌های مهربانت حرف‌ها دارم
نگویم با کسی این روزها راز مگوی خویش

به دست آرد مگر آن گوهر یکدانه‌ی خود را
دل من گاه‌گاهی می‌زند جَستی به جوی خویش




شعبان کرم‌دخت
مهر ۱۴٠۵
بابلسر
کانال شعر من

@karamdokht
  • 👌 2
  • 👏 1
More from @karamdokht
  1. Sep 28, 2026غزل بداهه زود رفتی، گفته بودم بیشتر با من بمان شور عشق است این و بی امّا، اگر با من بمان ع…
  2. Sep 27, 2026رباعی در آینه‌ای پُر از تماشا دیدم چشمانم را به رنگ فردا دیدم در کوچه‌ی دلتنگی خود می‌رفتم…
  3. Sep 26, 2026می‌زنی، همچنان بزن، امّا زخم‌های ادامه‌دار نزن زرد پاییز را سراسیمه بر سر و صورت بهار نزن…
  4. Sep 25, 2026برای سمرقند و گذشته‌ی با شکوهی که با زبان ارجمند فارسی داشت. امیدوارم آنان که دلی پُر از ی…
  5. Sep 22, 2026..بخش‌هایی از یک قصیده‌ی طولانی قسم به شعر ، به زیبایی فراوانش به استعاره و تشبیه های پنها…
  6. Sep 21, 2026به احترام دکتر "سجّاد آیدنلو" و دل و جان ایران دوستش دانشی مردی، بزرگی، راوی تاریخ مایی مث…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →