TGViewer
تماشا تماشا @karamdokht · 334 subscribers
Post #3500 136
برای سمرقند و گذشته‌ی با شکوهی که با زبان ارجمند فارسی داشت.
امیدوارم آنان که دلی پُر از یاد رودکی و فردوسی دارند،همچنان چراغ زبان این دو شاعر فرزانه و بزرگ را روشن نگاه دارند.




ای راوی زیبایی بسیار سمرقند
تاریخ تو رازی‌ست در اعصار سمرقند

گاهی نَفَست با نفس ماست هماهنگ
گاهی پُرم از حسرت دیدار سمرقند

تصویر تو مانند چراغی‌ست دل‌افروز
در توست روان شعله‌ی اسرار سمرقند

دست چه کسی بود، در این عهد کشیده‌ست
بین من و تو این‌همه دیوار سمرقند

خوبان تو در کوچه و بازار غریبند
کو آن‌همه چشمان پری‌وار سمرقند

چون رودکیت چنگ به دستیم در این شهر
داریم به دل سوز غم یار سمرقند

از انوری و نامه‌ی او هیچ نگویند
نام تو غریب است به بازار سمرقند

آه از دل بی‌تاب نظامی که شکسته‌ست
کو سوزنی و لذّت اشعار سمرقند

خیّام در آن دوره که جان تو جوان بود
می‌داد به تو باده‌ی گلنار سمرقند

کو آن‌همه غرّایی شعر و سخن تو
با آن‌همه گل سهم تو شد خار سمرقند

کو آن‌همه زیبایی تاجیکی تو، کو؟
این بر تو نبوده‌ست سزاوار سمرقند

در خاطر تاریخ نگاه تو روان بود
بودی چو نشابور تو معیار سمرقند

تاریخ تو گویاست، تو می‌دانی و من هم
آن هیمنه را باز به دست آر سمرقند

هر صبح به همراه نسیم سحر آرام
نام تو روان است به فرخار سمرقند

شهری که پُر از روشنی شعر و شعـــور است
دیده‌ست کجا گنبد دوّار سمرقند

هر جور اگر فرّ ترا از تو بدزدند
میراث تو باقی‌ست در انظار سمرقند

آیینه به دست آمدنت را همه دیدند
حال تو نبوده‌ست چنین زار سمرقند

با رودکی از رودکِ جان آمده بودی
اصلاً نشود مهر تو انکار سمرقند

تو هیمنه‌ای داشتی و نام و نشانی
گشته‌ست چرا کار تو دشوار سمرقند

آنان که به دیدار تو نائل شده بودند
مثل تو ندیدند در اعصار سمرقند

تاریخ تو، تاریخ پُر از فرّ و شکوه است
تو بودی و شیدایی بسیار سمرقند

با شعر به زیبایی بسیار رسیدی
برده‌ست ترا شعر به دربار سمرقند

کو فرّ و فروغ تو و آن نام بلندت
این‌قدر مبادا شب تو تار سمرقند

تاریخ تو این نیست که یک عدّه نوشتند
بر حاشیه‌ی دفتر و طومار سمرقند

چون مولوی و سعدی و فردوسی و حافظ
هستیم به نام تو وفادار سمرقند

تاریخ گواه است که نام تو روان بود
روی لب شوریده‌ی عطّار سمرقند

تاریخ درخشان ترا هر که بخواند
با تو بشود یارترین یار سمرقند

مردان تو با خامه‌ی بیدار نوشتند
مانده‌ست ز تو این‌همه آثار سمرقند

از انوری و نامه‌ی او حرف بزن باز
آن نامه که شعری‌ست گهربار سمرقند

با آن‌که به قاب دل ما نقش تو پیداست
شد شوکت تاجیکیت انکار سمرقند

دیری‌ست در آیینه‌ات انگار سمرقند
ماه نو تو نیست پدیدار سمرقند

کو آن‌همه زیبایی دیروزی تو، کو؟
خورده‌ست نگاه تو به دیوار سمرقند

با آن‌همه دانایی و فرهنگ که داری
ماندی تو و تنهایی غمبار سمرقند

با حسرت بسیار نگاهم به تو افتاد
اندوه تو پیداست ز رخسار سمرقند

حال تو خراب است به تاریخ تو سوگند
دیگر نشود فرّ تو تکرار سمرقند

مانند تو شهری که پُر از شعر و شعور است
نه پار کسی دید، نه پیرار سمرقند

در بلخ و خجند و ری و تهران و دوشنبه
گویند ز تو مردم هوشیار سمرقند

تو اهل همین خطّه و آبادی مایی
باید تو هم این را کنی اقرار سمرقند

مانند بخارا سر و جان تو کبود است
مانند بخاراست دلت زار سمرقند

آن خار شد و رفت فرو در دل و دستت
این نیش به جانت زده چون مار سمرقند

گاهی به تو آن زخم فراوان برساند
گاهی شود این از تو طلب‌کار سمرقند

ویرانی بسیار نصیب تو مبادا
گم باد ز دور سرت آوار سمرقند

همواره دعا گوی توام در دل تاریخ
هر کس که بدت خواست، شود خوار سمرقند



شعبان کرم‌دخت
شهریور ۱۴٠۵
بابلسر
کانال شعر من

@karamdokht
  • 👏 2
  • 👌 1
More from @karamdokht
  1. Sep 28, 2026غزل بداهه زود رفتی، گفته بودم بیشتر با من بمان شور عشق است این و بی امّا، اگر با من بمان ع…
  2. Sep 27, 2026رباعی در آینه‌ای پُر از تماشا دیدم چشمانم را به رنگ فردا دیدم در کوچه‌ی دلتنگی خود می‌رفتم…
  3. Sep 26, 2026می‌زنی، همچنان بزن، امّا زخم‌های ادامه‌دار نزن زرد پاییز را سراسیمه بر سر و صورت بهار نزن…
  4. Sep 25, 2026چه پاییزی‌ست.... چه پاییزی‌ست، با بغضی که دارم در گلوی خویش نمی‌بینم نسیم تازه‌ای را رو به…
  5. Sep 22, 2026..بخش‌هایی از یک قصیده‌ی طولانی قسم به شعر ، به زیبایی فراوانش به استعاره و تشبیه های پنها…
  6. Sep 21, 2026به احترام دکتر "سجّاد آیدنلو" و دل و جان ایران دوستش دانشی مردی، بزرگی، راوی تاریخ مایی مث…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →