TGViewer
Channel Public Channel
Iranian Atheist Home خانه آتئیست‌های ایران

Iranian Atheist Home خانه آتئیست‌های ایران

@join3aaa

🕯️به جای دشنام به تاریکی، شمعی روشن میکنیم

گروه خصوصی خانه اتئیست های ایران:
⚛️ t.me/Iranian_atheist_home

فرهنگستان انسانی:
💬 t.me/farhangestan_ensani

ارتباط با ادمین‌ها:
📞 t.me/contactoadmins

مرامنامه:
⚠️❗️t.me/Iranian_atheist_home/240257
Subscribers
4.15K
Photos
796
Videos
584
Links
539

Showing posts older than #2845 · Back to latest

Older Posts 20 shown
Post #2844 5.58K
هشت میلیون کودک پیش از رسیدن به سن ۵ سالگی می‌میرند.
۲۴ هزار کودک در روز، ۱۰۰۰ تا در هر ساعت و تقریبا ۱۷ تا در هر دقیقه.
این یعنی پیش از اینکه من بتوانم این جمله رو تمام کنم، چند کودک به احتمال زیاد در هراس و زجر خواهد مرد.

هر خدایی که اجازه دهد میلیون‌ها کودک به این شکل زجر بکشند و بمیرند، یا قادر به توقف این مصیبت نیست یا برایش اهمیتی ندارد یعنی یا ناتوان هست یا پلید.


🆔@JOIN3AAA
  • 👍 88
  • ❤ 14
  • 👎 6
  • 👌 5
Post #2843 5.55K
ختنه غلط گیری مذهبیون بر خداوندیست که در کار خلقت انسان اشتباه کرده است!

🆔@JOIN3AAA
  • 👌 106
  • 👍 17
  • 👎 4
  • 🍾 4
  • 😢 3
  • 😭 2
  • 👏 1
Post #2841 6.29K
‍ کسانی که توهم توطئه مسلمان کشی توسط اسرائیل را مطرح می‌کنند آنقدر در سطح نازلی از قدرت استدلال و درک واقعیت هستند که آدمی می‌ماند به آنها چه بگوید اما شما را دعوت می‌کنم که به این آمار در عکس دقت کنید.
تا وقتی مسلمانان اینچنین همدیگر را قتل عام می‌کنند آیا نیازی به اسرائیل یا دیگر کشورها هست که مسلمان کشی کنند؟
جنگ ایران و عراق را هم یادتان هست؟
چند میلیون کشته و زخمی و آواره داد؟
اسرائیل در عمل نعمتی هست برای مسلمانان که بعنوان دشمن مشترک فعلا آنها را متحد کرده تا کمتر همدیگر را سلاخی کنند وگرنه اسلام در ذات خود آنقدر انشعاب و اختلاف دارد که حتی می‌تواند جهان اسلام را به جنگ جهانی بکشاند.
شاید تأکید مسلمانان بر بچه زایی علتش این باشد که آنها می‌دانند برادرکشی در تربیت و دین آنها امریست نهادینه شده و کاملا عادی!
بنابراین از این به بعد بجای پیله کردن به اسرائیل که هر از چندگاهی درگیر توحش اسلامی می‌شود و مجبور است برای زندگی شهروندانش با مرگ آفرینان اسلامی بجنگد، ابتدا مسلمانان توحش و مرگ خواهی و شهادت طلبی که در دیانتشان بعنوان ارزش محسوب می‌شود از ذهنشان پاک کنند بعدا ادعای صلح و طرفداری از مظلوم کنند.


🆔@JOIN3AAA
  • 👏 46
  • 👍 8
  • ❤ 4
  • 👎 4
Post #2840 4.83K
کدام سنگ برای پرستش خوبه!

🆔@JOIN3AAA
  • 👌 29
  • 🍾 3
  • 👍 1
Post #2839 5.8K
‍ خوبی را شکر؛ نه خدا را شکر

چند وقت پیش، من را با آمبولانس به بیمارستان رساندند و در آن‌جا به کمک سی‌تی‌اسکن مشخص شد که بُریدگی آئورت دارم.

خوشبختانه، من ۷ سال پیش عمل بای پس سرخرگ داشتم که از وقوع فاجعه جلوگیری کرده بود. پس از ۹ ساعت عمل جراحی که در آن قلب من ایستاده بود و برای جلوگیری از آسیب مغزی در اثر نرسیدن اکسیژن، مغز و بدنم تا دمای منفی ۴۵ درجه سرد شده بود. در حال حاضر مفتخر به داشتن یک آئورت جدید هستم که توسط جراح کار گذاشته شده است.
دوستان کنجکاو بودند بدانند که آیا تجربه‌ای در بستر مرگ داشته‌ام، اگر داشته ام تاثیری بر بی خدایی علنی‌ام داشته است.

آیا چیزی به من الهام شد؟ بله، الهام شد. با وضوح بیشتری نسبت به قبل دیدم که وقتی می‌گويم «خوبی را شکر! نه خدا را شکر»
این فقط یک معادل برای «خدا را شکر» نیست. به‌راستی خوبی را شکرگزارم که نیکی‌های بسیاری در این هستی است و هر روز نیز بیشتر خواهد بود.

که به‌راستی زندگیم را مدیون این محصول خارق‌العاده بشری هستم و خودم را سپاس‌گزار می‌دانم و این واقعیت را این‌جا و اکنون جشن می‌گیرم.

اما قدردان چه کسی هستم؟

سپاس‌گزار کاردیولوژیستی هستم که من را برای سال‌ها زنده نگه داشت. قدردان جراحان، متخصصین اعصاب، بیهوشی، پرستاران، دستیاران و تکنسین‌ها هستم که در کل مدت مواظب من بودند.

سپاس‌گزار تمام کارمندانی هستم که برایم غذا آوردند، اتاقم را تمیز کردند و مرا با صندلی گردان اینور و انور بردند. مردمانی از اگاندا، کنیا، لیبریا، هائیتی، فیلیپین، کرواسی، روسیه، چین، کره، هند و البته ایالات متحده. با این وجود کل این تیم نمی‌توانستند کارشان را درست انجام بدهند اگر کار افرادی دیگر نبود.

با قدردانی یاد دوست و همکار از دست رفته‌ام آلن کورمک را گرامی می‌دانم که جایزه نوبل را مشترکا برای اختراع دستگاه سی‌تی‌اسکن برنده شد. آلن، یک‌بار دیگر پس از مرگ زندگی را نجات دادی، البته که کسی نمی‌شمرد. جهان جای بهتریست به‌خاطر کاری که کردی. خوبی را شکر.

سپس می‌ماند کل جامعه علمی و فناوری پزشکی که بدون آن‌ها خالصانه‌ترین نیات تقریبا بی‌فایده‌اند.

پس سپاس‌گزار همه سردبیران و داوران گذشته و حال مجلات
Science،Nature، Journal of the American Medical Association، Lancet
و سایر موسسات پزشکی و علمی که در تلاش ‌برای بهبود و تشخیص نارسایی‌ها هستند.

آیا من علم پزشکی را می‌پرستم؟ آیا علم دین من است؟ نه، هرگز.
هیچ جنبه‌ای از پزشکی و یا علم وجود ندارد که از سخت‌ترین محک‌ها معاف باشد و به سادگی می‌توانم مجموعه‌ای از نارسایی‌ها را معرفی کنم که نیازمند اصلاح هستند.

البته این‌کار بسیار ساده است، زیرا جامعه علمی در حال حاضر درگیر سفت و سخت‌ترین خودآزمایی و بررسی است که تابه‌حال بشر به خود دیده است. این نقادی خردورزانه، با وجود همه کاستی‌ها، رمز موفقیت این دستاورهای بشری بوده است.

خب، با دوستان دین‌دارم (بله، تعداد اندکی دوست دین‌دار دارم.) چه سخنی دارم، که شجاعت و صداقت آن‌را داشتند که بگویند برایم دعا کرده‌اند؟ با رضایت کامل بخشیدم‌شان و سخنان‌شان را شبیه به آن‌چه دوستان بی‌دینم گفتند، ترجمه کردم.

«بهت فکر می‌کردم و از صمیم قلب آرزو داشتم که سلامتیت را بازیابی».

این حقیقت که این دوستان عزیز به من فکر می‌کردند و زحمت کشیدند و بهم گفتند، به خودی خود، بدون نیاز به چسباندنش به ماورالطبیعی ارزشمند است. اما شوخی نمی‌کنم وقتی می‌گويم که دوستانی که برایم دعا کرده‌اند را بخشیدم.

دعای آنها برای من شبیه این است که کسی بگوید: «من به یک جادوگر پول دادم که طلسم بیماری تو را بشکند».

انتظار نداشته باشید که ممنون و یا حتی بی‌تفاوت باشم. آیا تند رفته‌ام؟ قطعا دعا کردن ضرری به دنیا نمی‌رساند! ولی نه خیلی هم مطمئن نیستم. حداقل، اگر واقعا می‌خواستند کار مفیدی انجام دهند، می‌شد که زمان دعا را برای انجام کار مفیدی سپری می‌کردند. به‌علاوه، تحقیقات جدید در هاروارد نشان می‌دهد که شفاعت طلبیدن جواب نمی‌دهد. اگر شما اصرار دارید که افسانه موثر بودن دعا را زنده نگه دارید، توضیح و شواهد آوردن را به بقیه ما بدهکارید.
اگر می‌خواهید سپاس‌گزار باشید، درختی بکارید، یتیمی را سیر کنید و یا برای دختران مدرسه‌ای در جهان اسلام کتاب تهیه کنید. و یا می‌توانید خدا را شکر کنید (خدا چه احتیاجی دارد را نمی‌دانم).

وفاداری دوستان دین‌دارم را به عقایدشان تحسین می‌کنم ولی به یاد داشته باشید که وفاداری به یک سنت کافی نیست.

دائما از خودتان بپرسید: اگر در اشتباه باشم چه؟ در دراز مدت، فکر می‌کنم می‌توانیم از دین‌داران بخواهیم که در حد استانداردهای مردمان سکولار در علم و پزشکی اخلاقی باشند.

دنیل دنت

🆔@JOIN3AAA
  • 👍 62
  • 👏 5
  • 👎 1
  • 🔥 1
Post #2838 5.63K
‍ افسانه آفرینش و خلق آدم و حوا

اولين فصل از تورات که به آن "سِفر آفرینش" گفته ميشود به تشريح افسانه آفرينش پرداخته و در قرآن نيز، نعل به نعل اين داستان تکرار شده است.
به طرق بسیار ساده ای، ميتوان افسانه ی آدم و حوا را به زير سوال برد:
۱- طبق گفته ی اديان ابراهيمی، آدم ابوالبشر اولين پيامبر الهی بود و فرزندانش را به سوی خدا دعوت ميکرد. پس بنابراين از همان ابتدا بايد زبانی برای محاوره و مکالمه وجود ميداشت. در حاليکه امروز ثابت شده که بشر از ابتدا مجهز به زبان نبوده و زبان و ايضا خط، از جمله ابداعات بشری در طول ادوار تاریخی محسوب ميشوند.

۲- خدا از هابيل و قابيل درخواست کرد که برای او قربانی بياورند. هابيل يک گوسفند قربانی کرد و قابيل گندم آورد. معنای اين سخن آن است که طبق افسانه ی آفرينش، بشر از از ابتدا دارای دامپروری و کشاورزی بوده، در حاليکه اين سخن نيز از بیخ و بن، غلط و باطل است و کشاورزی و دامپروری نيز جزء ابداعات بشر بوده و در طول هزاران سال به تدریج شکل گرفته اند.
۳- بر طبق اين افسانه، بشر از ابتدا يکجانشين بوده، حال آنکه انسانها ابتدا غارنشين بود و سپس به مهاجرت و ييلاق و قشلاق پرداختند، سپس يکجانشين و روستانشين شدند و بعدها شهرها پديد آمدند.

۴- طبق نقل قولی که از اديان ابراهيمی ميشود، قدمت آدم و حوا مربوط به ۱۵ تا حداکثر ٢٠ هزار سال پيش ميشود و قبل از آن بشری وجود نداشت. اما علم تاريخ و ديرينه شناسی چيز ديگری ميگويد و قدمت انسان خردمند هومو ساپینس" را چند برابر اين مقدار ميداند.

۵- بر طبق اين افسانه، فرزندان آدم و حوا لاجرم مجبور به ازدواج با يکديگر بوده اند و همه ی انسانها تا به امروز حاصل ازدواج خواهران با برادران هستند. در نتيجه همگی ما انسانها حرامزاده ايم
مسلمانان در این مورد دو نظر مختلف دارند. برخی از آنها مدعی هستند که حرمت و ممنوعیت ازدواج محارم در آن شرایط خاص، بطور موقت از جانب خدا لغو شد و فرزندان آدم و حوا بطور استثناء میتوانستند با یکدیگر ازدواج کنند!! اما این جماعت نادان، غافل از این هستند که اگر ازدواج محارم از نظر اخلاقی و عقلانی یک فعل قبیح، شنیع و شر محسوب میشود رضایت و مجوز خدا نمیتواند ذات آن را بصورت یک عمل پسندیده و خیر درآورد. فی المثل، ظلم کردن ذاتا یک عمل شر محسوب میشود و شر بودن آن ربطی به نظر و خواست خدا ندارد و اگر خدا آن را مجاز بداند و یا چنانچه خود او نیز ظلم کند، این مسئله منجر به تغییر ماهیت آن از شر به خیر نمیشود.
دسته ی دوم از مسلمانان ادعایی مضحک تر از دسته ی نخست دارند و آن اینکه میگویند قبل از آدم و حوا، انواع مختلفی از انسان نماها یا اصطلاحا شِبه انسان ها در زمین میزیستند اند و فرزندان آدم و حوا با فرزندان آن شبه انسان ها ازدواج کرده اند. در پاسخ باید گفت که اولا، یک انسان چگونه میتواند یک غیر انسان یا شبه انسان غیر خردمند را متقاعد و مجبور به ازدواج کند؟ پس با این حساب فرزندان آدم با آن شبه انسانها فقط آمیزش کرده اند و نه ازدواج! مثلا انسان میتواند با میمون آمیزش کند اما نه ازدواج و تشکیل زندگی.
دوما، اساسا به علت وجود تفاوتهای ژنتیکی، از آمیزش میان انسان ها با آن موجودات شبه انسان، هیچ فرزندی به وجود نمیامد و بر فرض تولید نسل، آن فرزندان دیگر انسان نبودند و الان ما نمیبایستی انسان میبودیم.
۶- طبق متن کتب مقدس!! قابيل بعد از قتل هابيل او را در خاک دفن کرد. حال آنکه این مورد نیز از ابتدا مرسوم نبوده که انسان مرده های خويش را دفن کند و به مرور زمان به اين روش روی آورد.
۷- آدم و حوا بر روی فرزندانشان نامگذاری ميکردند و اين نيز مضحک و خنده دار است. نامگذاری فرزندان به مرور زمان شکل گرفت و رايج شد و از ابتدا چنين رسمی وجود نداشت.
۸- بر طبق اين افسانه، آدم و حوا از بهشت به زمين هبوط و سقوط کردند. آدم در عراق يا شام امروزی افتاد و حوا در کوه های "جنين" واقع در فلسطين امروزی، يعنی هر دو در سرزمينهای خاورميانه!

بماند که اين دو با این فاصله ی مکانی، چگونه همديگر را پيدا کردند، ولی آنچه در اين جا مهمتر است اينست که منشا پيدايش بشر نه در خاورميانه بلکه در آفريقاست.
لازم به ذکر است که به این دلایل میتوان ادله‌ای دیگری نیز افزود.


🆔@JOIN3AAA
  • 👍 58
  • 👏 5
  • ❤ 2
  • 🔥 2
Post #2837 4.82K
موج خاموش سکولاریسم در اسرائیل
.
.
در کشوری مانند اسرائیل، که به خاطر شور مذهبی اش مشهور است، قابل توجه است که بخش قابل توجهی از جمعیت آن سکولار هستند. یک نظرسنجی اداره مرکزی آمار اسرائیل در سال 2021 نشان داد که در میان یهودیان اسرائیلی بالای 20 سال، حدود 45 درصد آنها سکولار یا غیرمذهبی هستند. علاوه بر این، 33٪ عبادت مذهبی "سنتی" را انجام می دادند، در حالی که یهودیان افراطی ارتدوکس یا Haredim، 10٪ را تشکیل می دادند. ناور نارکیس، بنیانگذار اسرائیل روشن‌اندیش، از این ایده دفاع می‌کند که برای بسیاری از اسرائیلی‌های سکولار، هویت یهودی بیشتر فرهنگی است و ریشه در زبان عبری و تاریخ مشترک دارد تا عبادت مذهبی سنتی. او می گوید: «آنچه ما را تعریف می کند، زبان و میراث ماست، اما شامل ایمان به خدا نیست.» این احساس با این واقعیت تقویت می شود که تقریباً 4000 نفر در اسرائیل، یا از هر هفت فارغ التحصیل سیستم آموزشی هاردی، یک نفر، سالانه جامعه افراطی ارتدوکس را ترک می کند، که بر ماهیت در حال تکامل هویت مذهبی در داخل کشور تأکید می کند.

🆔@JOIN3AAA
  • 👍 54
  • ❤ 1
  • 👎 1
  • 🔥 1
Post #2836 6.21K
گزاره «احترام به عقاید»، یک عبارت رمز گذاری شده‌ی «ترس از دین» هست.
دین مثل سایر ایدئولوژی، سزاوار انتقاد، طنز و بله یک بی احترامی بی‌باکانه ما هست.


🆔@JOIN3AAA
  • 👍 96
  • ❤ 6
  • 🔥 6
  • 👎 3
  • 🍾 1
Post #2835 6.95K
برتراند راسل در اواخر عمرش در ۸۷ سالگی، مصاحبه ای با روزنامه گاردین داشت.

خبرنگار از او پرسید: جناب پروفسور، شما ۸۷ سال است که می گویید خدا و زندگی پس از مرگ وجود ندارد و به زودی هم از دنیا می روید؛ حال اگر از دنیا رفتید و دیدید که هم خدا هست و هم زندگی پس از مرگ، چه می کنید؟

برتراند راسل در جواب گفت: خانم خبرنگار، این خدایی که شما می گویید وجود دارد، و من می گویم وجود ندارد، بالاخره عادل است یا خیر؟

خانم خبرنگار: البته که عادل است.

برتراندراسل: اگر عادل باشد هیچ مشکلی نیست.

خانم خبرنگار: چرا؟!

برتراند راسل گفت:
چون اگر عادل باشد به او می گویم:

خدایا! یا باید دلایل فیلسوفانی را که وجود تو را اثبات می کردند، قانع کننده تر می ساختی، یا ذهن مرا ساده لوح تر و زودباورتر از این، من که نباید تاوان ضعف دلایل آن ها را بپردازم!

اینکه ذهن من دیرباور است هم که دست من نیست، چون خودت ذهن مرا درست کرده ای، و گرنه اگر من آدم ساده لوح و زودباور مانند مردم کوچه و بازار بودم این دلایل ــ ولو قانع کننده نیستند ــ برای من هم قانع کننده می شدند

🆔@JOIN3AAA
  • 👍 158
  • 👏 15
  • 👌 7
  • ❤ 6
  • 👎 4
  • 🤝 3
  • 🔥 1
Post #2834 6.02K
مسلمانان ﻫﺮﺭﻭﺯ ﻧﻤﺎﺯﻣﯿﺨﻮﺍننت ﺍﻣﺎﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺭﻭﺵ ﺧﻮﺍﻧﺪﻥ ﺍﯾﻦ ﻧﻤﺎﺯﺑﺎﯾﮑﺪﯾﮕﺮﺍﺧﺘﻼﻑ ﻧﻈﺮ دارند!!!!

خب ﭘﯿﺎﻣﺒﺮشما ممد 23ﺳﺎﻝ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮﯼ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﯾﻌﻨﯽ ﺗﻘﺮﯾﺒﺎ8000 ﻫﺰﺍﺭ ﺭﻭﺯﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﻭﺍﮔﺮ ﺭﻭﺯﯼ 5ﺑﺎﺭﻧﻤﺎﺯﺧﻮﺍﻧﺪﻩ ﺑﺎﺷﺪ ﺩﺭﮐﻞ 40ﻫﺰﺍﺭﺑﺎﺭ ﻧﻤﺎﺯﺧﻮﺍﻧﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻫﺮ ﻧﻤﺎﺯ ﻧﯿﺰ ﭼﻨﺪ ﺭﮐﻌﺖ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ!

ﺍ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎﻥ ﻫﻨﻮﺯ ﺳﺮﺍﯾﻦ ﻣﺴﺌﻠﻪ ﺑﺎﯾﮑﺪﯾﮕﺮﺍﺧﺘﻼﻑ نظر دارند ﮐﻪ ﺁﯾﺎﺩﺳﺘﻬﺎﯼ ممد هنگام ﻧﻤﺎﺯ ﺧﻮﺍﻧﺪﻥ ﺟﻤﻊ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﯾﺎﺁﻭﯾﺨﺘﻪ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ
ﺁﯾﺎﺑﺮﺭﻭﯼ ﻣﻬﺮﻧﻤﺎﺯ ﻣﯿﺨﻮﺍﻧﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﯾﺎﻧﻪ
روش وضوی صحیح چگونه است
ﻭﺣﺎﻝ ﺁﻧﮑﻪ جالب هم است که ﻧﻤﺎﺯﺳﺘﻮﻥ ﺩﯾﻦ ﺍﺳﺖ!

ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺳﺎﺳﯽ ﺗﺮﯾﻦ ﻣﺴﺌﻠﻪ ﻭﺳﺘﻮﻥ ﯾﮏ ﺩﯾﻦ ﺍﯾﻨﻘﺪﺭ ﺗﻖ ﻭﻟق ﺑﺎﺷﺪ ﭼﻪ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭﯼ ﻣﯿﺘﻮﺍﻥ ﺍﺯﺳﺎﯾﺮ ﻣﺴﺎﺋﻞ ﺩﺍﺷﺖ؟!

🆔@JOIN3AAA
  • 👍 124
  • 👎 8
  • 👌 8
  • 🔥 4
Post #2833 5.09K
بخش 2️⃣

سوم اینکه اخلاق تنها در چارچوب دین قابل فهم نیست. من بایستی با اخلاق به طور کاملا مستقل از دین رفتار کنم. برخی دین‌دار‌ها می‌گویند اخلاق بدون دین نمی‌تواند کاری انجام دهد زیرا معنای «خوب» چیزی نیست جز «آنچه خداوند روا داشته است».

افلاطون ادعای مشابهی را بیش از دو هزار سال پیش با این استدلال رد کرده است که اگر خدایان بعضی اعمال را مجاز می‌دانند باید به این دلیل باشد که آن اعمال خوب هستند. در غیر این صورت تجویز خدایان نمی‌تواند آن اعمال را خوب کند.

انتقادی دیگر تجویز الهی را کاملا قراردادی می‌داند. به این ترتیب که اگر خدایان شکنجه را روا می‌دانستند و کمک به همسایگان را ناروا، آنگاه شکنجه خوب و کمک به همسایه بد شمرده می‌شد. برخی دین‌داران مدرن تلاش کرده‌اند خود را از این نوع معماها با این ادعا خلاص کنند که خداوند خوب است و ممکن نیست شکنجه را مجاز بداند. اما این دیندارها در دام خودساخته خود گرفتار می‌شوند، با این سوال که آن‌ها چگونه می‌توانند ادعا کنند خود خداوند خوب است؟ آیا خداوند توسط خداوند تایید شده است؟

به طور سنتی، مهمترین ارتباط بین دین و اخلاق این بوده است که تصور می‌شده دین دلایلی برای انجام عمل خوب ارائه می‌کند. این دلیل آن است که پاداش پرهیزکاران رحمت ابدی است در حالی‌که دیگران در جهنم سوزانده می‌شوند. همه‌ی متفکران دینی چنین استدلالی را قبول نکرده‌اند: امانوئل کانت، به‌عنوان یک مسیحی بسیار وارسته، هرچیزی را که بوی انگیزه و نفع شخصی برای پیروی از قانون اخلاقی می‌داد تحقیر می‌کرد. به گفته او ما باید از قانون اخلاقی به خاطر خود آن اطاعت کنیم.

البته لزوما نباید کانتی باشیم تا از محرک‌هایی که توسط دین سنتی وعده داده‌ شده است رها شویم. یک تفکر پرسابقه وجود دارد که منبع اخلاق را در گرایش به خیرخواهی و هم‌دردی با دیگران می‌بیند که بیشتر مردم دارای آن هستند. مشاهدات روزمره ما از انسان‌ها نشان می‌دهد که رفتار اخلاقی نیازمند باور به بهشت و جهنم نیست.

چهارمین و آخرین نکته‌ای که در این مقدمه باید درباره اخلاق تکذیب کنم ادعای نسبی بودن و همچنین ذهنی بودن اخلاق است. حداقل باید این ادعا‌ها را در برخی معانی‌ آن که اغلب مطرح می‌شوند رد کنم. این نکته نیاز به بحث طولانی‌تری نسبت به سه مورد قبلی دارد.

پانوشت‌:
این مقاله ترجمه ای است از مقدمه‌ی کتاب «اخلاق عملی» اثر پیتر سینگر

برگردان: مریم اقدمی

🆔@JOIN3AAA
  • 👍 20
  • 👎 2
  • ❤ 1
  • 👏 1
Post #2832 4.44K
آنچه اخلاق نیست

مقدمه‌ی کتاب "اخلاق عملی"
نویسنده: پیتر سینگر

بخش 1️⃣

پیتر سینگر یکی از برجسته‌ترین فیلسوف‌های تحلیلی معاصر است. آثار او در زمینه اخلاق و به طور خاص نظریه اخلاق سودانگاری از منابع مرجع برای هر مطالعه در فلسفه اخلاق هستند. این مقاله ترجمه‌ای است از مقدمه کتاب «اخلاق عملی» او که در آن به مسائل روز اخلاق می‌پردازد. در بخش اول این مقدمه او سعی می‌کند بگوید چه چیزهایی اخلاق نیستند، تا بعد بتواند بگوید اخلاق چیست.

برخی تصور می‌کنند اخلاق دیگر قدیمی شده است. آنها اخلاقیات را مجموعه‌ای از امر و نهی‌های پرهیزکارانه می‌دانند که عمدتا برای جلوگیری از خوش گذشتن به مردم طراحی شده است. اخلاق‌گرایان سنتی ادعا می‌کنند که مدافع اخلاق به طور عام هستند، اما آن‌ها در واقع از هنجارهای اخلاقی خاصی حمایت می‌کنند. آن‌‌ها در این زمینه به قدری پیشروی کرده‌اند که وقتی روزنامه‌ای تیتر می‌زند «اسقف به افت هنجارهای اخلاقی انتقاد کرد»، ما انتظار داریم که دوباره خبری درمورد بی‌بندو باری جنسی، هم‌جنس‌گرایی، پورنوگرافی یا چیزهایی از این دست بخوانیم. نه درباره مقادیر بسیار ناچیزی که به عنوان کمک به کشورهای فقیر می‌فرستیم، و نه درباره این‌که نسبت به محیط زیست طبیعی در زمین بی‌تفاوت هستیم.

بنابراین اولین نکته درباره اخلاق آن است که اخلاق مجموعه‌ای از دستورها درباره امور جنسی نیست. حتی در عصر شیوع ایدز، سکس موضوع اخلاقی ویژه‌ای را مطرح نمی‌کند. تصمیم‌های درباره سکس می‌تواند شامل ملاحظاتی درباره صداقت، توجه به دیگران، احتیاط و موضوعات دیگر باشد که هیچ کدام به طور ویژه مربوط به سکس نیستند و می‌توانند در مورد رانندگی هم صدق کنند. بنابراین این کتاب شامل بحث‌های اخلاقیات جنسی نیست، مسائل اخلاقی بسیار مهم‌تری برای بحث وجود دارند.

دوم اینکه اخلاق یک نظام آرمانی نیست که در نظریه بسیار درخشان اما در عمل ضعیف باشد. عکس این نکته بیشتر صادق است: یک حکم اخلاقی که در عمل خوب نیست قاعدتا باید از لحاظ نظری هم ضعف داشته باشد، زیرا تمام نکته‌ی حکم‌های اخلاقی آن است که راهنمایی برای عمل باشند.

برخی تصور می‌کنند اخلاق در دنیای واقعی کاربردپذیر نیست زیرا آن را مجموعه‌ای می‌دانند از قواعد کوتاه و ساده‌ای مثل «دروغ نگو»، «دزدی نکن»، و «قتل مکن». عجیب نیست کسانی که چنین دیدگاهی از اخلاق دارند همچنین باید باور داشته باشند که اخلاق مناسب پیچیدگی‌های زندگی نیست. در موقعیت‌های غیرعادی، قواعد ساده با هم ضدیت پیدا می‌کنند؛ و حتی وقتی چنین مشکلی وجود نداشته باشد پیروی از یک قاعده ممکن است منجر به فاجعه شود. ممکن است به طور عادی دروغ گفتن نادرست باشد، اما اگر شما در آلمان نازی زندگی می‌کردید و گشتاپو به دنبال یهودی‌ها به در خانه شما می‌آمد، قطعا انکار وجود یک خانواده یهودی که در زیر شیروانی شما پنهان شده‌اند کار درستی بود.

درست مانند شکست اخلاقیات محدود کننده جنسی، شکست یک قاعده اخلاقی ساده نیز نباید به عنوان شکست اخلاق به طور کلی برداشت شود. این تنها ناکامی یک دیدگاه اخلاقی است که حتی شکستی غیرقابل درمان برای آن دیدگاه هم به شمار نمی‌رود. وظیفه‌گرایان- آن‌هایی که فکر می‌کنند اخلاق مجموعه‌ای از قواعد است- می‌توانند موضع خود را با یافتن قواعدی بسیار پیچیده‌تر و خاص‌تر که با یکدیگر نیز در تضاد نباشند نجات دهند. یا اینکه قواعد را با ساختاری سلسله‌مراتب‌گونه طبقه بندی کنند تا تقابل آن‌ها را با یکدیگر حل کنند. علاوه براین، یک رویکرد باسابقه در اخلاق وجود دارد که پیچیدگی‌هایی که باعث غیرکاربردی شدن قواعد ساده می‌شوند تاثیر زیادی بر روی آن نداشته‌اند. این دیدگاه، نتیجه‌گرایی ا ست.

نتیجه‌گراها نه از قواعد اخلاقی بلکه از هدف‌ها شروع می‌کنند. آن‌ها اعمال را از لحاظ این‌که به چه هدفی منجر می‌شوند ارزیابی می‌کنند. سود‌انگاری، معروف‌ترین نظریه نتیجه‌گرا به شمار می‌رود که البته تنها نظریه از این دیدگاه هم نیست. سودانگاری کلاسیک یک عمل را در صورتی درست می‌داند که بیشترین شادی برای همه را نسبت به اعمال دیگر در پی داشته باشد. اگر اینطور نباشد آن عمل از دیدگاه سودانگارانه نادرست به شمار می‌رود.

پیامد‌های یک عمل بسته به شرایطی که عمل در آن انجام می‌شود تغییر می‌کند. بنابراین یک سودانگار هیچ وقت نمی‌تواند به خاطر کمبود واقع‌گرایی یا به خاطر پایبندی محکم به آرمان‌ها و بی‌اعتنایی به تجربه‌ی عملی مورد اتهام قرار گیرد. سودانگار می‌تواند قضاوت کند بسته به این‌که چه پیامد‌هایی داشته باشد، در برخی شرایط دروغ گفتن بد و در موارد دیگری خوب است.

ادامه در بخش 2️⃣👇

🆔@JOIN3AAA
  • 👍 19
  • ❤ 2
Post #2831 5.87K
شخصی با هزینۀ خود در یکی از شاهراه های آمریکا مطلبی بشرح زیر در بیلیبورد آگهیها گذاشته بود :

‏Perfect man (مرد سرآمد همه)

‏- با دختر ۶ ساله ازدواج کرد.
‏- برده دار و برده فروش بود.
‏- به زنان تجاوز میکرد.
‏- در یکروز 700 یهودی را گردن زد.
‏- همسران بسیاری داشت که 11 تن از انها، همزمان زنش بودند.
‏- غیر مومنین را شکنجه میکرد و میکشت.

‏این بیلیبورد سر و صدای مسلمانان مقیم آمریکا را در آورده و کار به رسانه ها کشیده و گویا از صاحب بیلیبورد خواسته اند کسی را که این مطلب را بصورت آگهی گذاشته معرفی نماید و او گفته: ما مشخصات مشتریانمان را افشاء نمی کنیم.
‏ولی چرا شما مسلمانها اینقدر از این مطلب ناراحتید!؟!
‏کسی که از اسلام یا پیغمبر شما حرفی نزده...


🆔@JOIN3AAA
  • 👍 167
  • ❤ 6
  • 👎 3
  • 👏 1
Post #2830 5.51K
‍ ‍ ‍ ‍ #درخت_فرگشت

چرا بعد از گذشت ۱۶۰ سال از تئوری داروین کسی نمی‌تواند آن را نقض کند؟


از روز ۲۴ نوامبر ۱۸۵۹ علی رغم تلاش‌های مکرر و سرسخت مخالفان این تئوری تاکنون نتوانستند این تئوری را از بین ببرند. کجای کار آنها اشتباه هست؟

برای روشن شدن مسیله بایستی به تعاریف ‌و عملکرد علم نگاه کنیم؛

مشکل این دسته مخالفان عدم آشنایی آنها با واژه‌های علمی و به خصوص کلمه «تئوری» هست که آن را هم ردیف «فرضیه» و «اثبات‌نشده» می‌پندارند. [برداشت کوچه بازاری از واژه تئوری] هنوز هم میلیون‌ها انسان در جهان هست که برداشت اشتباه از این واژه ها رو دارند.

❌از دید اینها اگر تئوری داروین اثبات شده بود با عنوان «قانون داروین» بیان می‌شد! این برداشت غلط که نه تنها در زمینه تئوری داروین بلکه در سایر زمینه‌های دیگر علوم باعث برداشت‌های اشتباه دیگر خواهدشد.

✅در علم، هیچ زمان «تئوری» به «قانون» تبدیل نمی‌شود. همچنین «تئوری» یک عبارت و یا پیش فرض «قانون علمی» نیست. و حتی این عبارت که «قانون» همان «تئوری‌های» ثابت شده هست هم غلط هست . درواقع «تئوری»ها نوعی احاطه کننده «قوانین» علمی هستند که درستی آنها کاملا تأیید شده هست.

هیچ کسی در جامعه علمی با خطور کردن یک مطلب به ذهنش شروع به تعریف تئوری نمی‌کند، بلکه هر تحقیق علمی ابتدا با یک کشف یا مشاهده یک پدیده علمی، یا حتی رفتار اجتماعی و … شروع می‌شود. اگر یک مشاهده علمی هربار در هرجای جهان قابل تکرار باشد «قانون» نام می‌گیرد. به بیان عامیانه می‌تونیم بگوییم «قانون» یک جواب برای سوال «چه اتفاق می‌افتد» هست و جوابی توضیح بیشتری نمیدهد.

مثال: توپ را رها کنیم چه اتفاق می‌افتد؟
جواب: «قانون» جاذبه آن را به پایین می‌کشد.

ولی جواب سوالاتی مانند «چگونه؟» با بررسی تفصیلی قوانین، با آزمایش، مشاهدات مکرر و حتی مطالعات دانشمندان قبلی … با «فرضیه» شروع می‌شود ‌، فرضیه ها هیچ زمان صد درصد درست نیستند و حتی ممکن هست در مورد یک پدیده چندین «فرضیه» ارائه شود و در آخر حتی همه آنها رد شود یا برخی آنها تبدیل به تئوری می‌شود. محققین هیچ وقت تنها روی چیزهایی که نظریه آنها رو درست نشان بدهد کار نمی‌کنند بلکه درست برعکس سعی می‌کنند چیزهایی که می‌تواند نظریه آنها رو مردود کند تحقیق ‌کنند و اگر چنین چیزی هم پیدا نشود و ممکن هست چندین سالها و حتی گروهی انجام شود و پس از پایان این مراحل سخت و غربال کردن فرضیه های غلط و سرپا ماندن فرضیه های درست می‌توان «تئوری» رو ارایه داد.
همانند، «تئوری جنبشی گازها» که در مورد عملکرد گازها، یا «تئوری سلول‌ها» که در مورد عملکرد سلولها رو توضیح می‌دهد.

داروین هم در موقع بنای «تئوری داروین» اینگونه شروع کرد، یونانیان باستان در ان زمان به شواهدی فرگشت دست پیدا کرده بودند، در حقیقت داروین «تئوری داروین» را کشف نکرد، بلکه شروع به تحقیق و توضیح دادن دقیق «چرایی و چگونگی عملکرد فرگشت»کرد؛ چیزی‌ که کسی تاکنون کسی به ان نزدیک و بررسی نکرده بود؛ اینکه چگونه تنوع ژن در یک گونه باعث دادن مزایا یا معایب در داخل یک گونه می‌شود یا موجوداتی که به راحتی می‌توانند به بقا ادامه می‌دهند بابد بتوانند ژن‌های مفیدتر به نسل‌های بعدی منتقل کنند و بدین ترتیب هر نسل بعدی یک تغییراتی نسبت به اجداد قبلی دارند، (البته در زمان وی هنوز ژن کشف نشده بود و ایشون نتوانست دقیقا از دید ژنتیکی وارد این قضیه بشود)
یعنی داروین و ده‌هاهزار دانشمندان بعدی و فعلی که که شروع به تحقیق در این باره نمودند کاملاً توانستند توضیح دهند چگونه فرگشت کار ‌می‌کند.

در زمان فعلی ما هم تمام جزیئیات و ذرات فرگشت با دادهای شاخه‌های ژنتیکی، باستان‌شناسی آناتومی‌شناسی، و … تطابق و تأیید می‌شود. یعنی تاکنون حتی یک مقاله ای در سطح جهان پیدا نشده که ادعا کند یک تحقیق علمی شده که در یک گونه فرگشت اتفاق نیفتاده و یا در آن گونه صدق نمی‌کند.
حتی مقالات و فرمول‌های ریاضی(لینک)هم ارایه شده که دقیقا محاسبه می‌کنند ‌فرگشت‌ها چگونه و تحت چه شرایطی اتفاق می‌افتند و با تغییر یافتن محیط چگونه و به کدام سمت سوق پیدا خواهد کرد.

امروزه شاخه های علمی با نام‌های ریاضیات فرگشت، روانشناسی فرگشت، مهندسی فرگشت، اکولوژی فرگشت، فرگشت پزشکی …. و دهها شاخه جدید وجود دارند که هر روز به لطف فعالیتهای آکادمیک آنها در این زمینه‌ها، دانش ما در مورد فرگشت اضافه و قوی‌ترهم می‌شود.

حتی اخیرا بیولوژیک شناسان، فرگشت را با زیر دروبین گرفتن ماکروفرگشت(یعنی فرگشت از یک گونه تک سلولی به یک گونه چند سلولی) توانستند ثبت، ضبط و به ما نمایش دهند.

پ‌ن: ماکرو فرگشت تبدیل یک گونه به یک گونه دیگر هست در حالی‌که میکروفرگشت تغییر درون یک گونه هست.


نگارش و جمع‌آوری شده توسط:ⓜⓔⓗⓡⓐ

🆔@JOIN3AAA
  • 👍 44
  • ❤ 5
  • 👎 2
  • 🔥 1
Post #2829 5.12K
دیدگاه متقابل مدافع حقوق زن و یک فقره زن مسلمان!

ترحم بر پلنگ تيز دندان، ستمكاري بود بر گوسفندان.


🆔@JOIN3AAA
  • 👍 62
  • 👎 4
Post #2828 5.39K

Forwarded from M

رابطه انسان با جهان پوچ و بی معنی است

چرا؟ 👇

مواجهه اول:
از خواب بلند میشه، صبحانه میخوره، سوار ماشین میشه و به سمت محل کار میره، تا ظهر کار میکنه و بعدش همونجا ناهار میخوره، ساعت 5 به سمت خونه میاد، خستگی در میکنه، شام درست میکنه، میخوابه و دوباره از فردا صبح همون روال همیشگی رو پیش میگیره
پس فردا هم همینطور
هفته ها همبنطور
سال ها همینطور
حالا شاید یه تغییراتی در این بین باشه مثه تغییر شغل، سفر رفتن دوست پیدا کردن و... که کل ماجرارو تغییر نمیده
انسان در مواجهه با این موضوع و تجارب در نقطه ای از زندگیش میگه
«که چی؟»
«همه اینا که چی؟»
«به چه هدفی؟»
«به کجا میخوام برسم؟»
«زندگی میکنم که چی بشه؟»


و بعد انسان تلاش میکنه جوابی برای این سوالات پیدا کنه ولی نمیکنه
میبینه که هیچ هدف غایی و جهان شمولی نیست
به سمت هدفی حرکت نمیکنه
جهان به درد و رنج انسان بی اعتناس (سونامی زلزله و دیگر بلایای طبیعی)
میبینه مجبوره برده طبیعت و سازگار با طبیعت باشه تا زنده بمونه
و متوجه میشه «در نهایت» همه چیز بی معنی و پوچه

پس پوچی میشه «تلاش انسان برای یافتن معنا (چیزی که با استفاده ازش زندگی رو تحمل کنه) و پیدا نکردن معنا و بی اعتنا بودن جهان نسبت به تلاش انسان»

مواجهه دوم:
ما همواره برای بقا و زندگی بهتر «میخوایم»
برای اینکه به خواسته‌مون برسیم «تلاش» میکنیم و طبیعتا تلاش کردن ما همراه با رنجه.
بعدش هرجوری که شده به اون چیزی که میخواستیم، «میرسیم» و یک شادی و رضایت موقتی رو تجربه میکنم اما بعدش برامون عادی میشه و اون شادی و رضایت اولیه رو دیگه نداریم و به «ملال» میرسیم و دوباره اون چرخه باطل رو ادامه میدیم
پس چی شد؟

خواستن ⬅️ تلاش کردن ⬅️ رسیدن ⬅️ ملال و دوباره و دوباره ...

در یک نقطه ای از زندگی انسان متوجه این چرخه باطل میشه و با خودش میگه
«چرا؟»
«که چی؟»
«به کجا میخوام برم؟»
«چرا باید برای یک شادی و رضایت موقت گذرا این همه رنج بکشم؟»
«چرا شادی دائمی نیست؟»


و همونطور که در مواجهه اول گفتم میره به دنبال پاسخ اما چیزی دریافت نمیکنه..

با پذیرش پوچی زندگی و خلق معنا های سابجکتیو با این آگاهی که یک روزی همین معنا ها هم تموم و عادی میشن، میشه زندگی رو تحمل کرد و از فرصتی که یک بار بهمون رسیده استفاده کنیم..

در واقع با درک و پذیرش پوچی انتظار کمتری از جهان داریم پس اضطراب کمتری داریم و سعی میکنیم از کوچیک ترین فرصت و لذت های زندگی بهترین بهره رو ببریم چون دیگه میدونیم جهان پوچه و به دنبال غایت و هدف نهایی زندگی نمیریم
  • 👍 69
  • 👎 5
  • ❤ 3
  • 🔥 1
  • 😢 1
Post #2827 5.19K
‍ خديجه اولين زنی بوده كه محمد او را عقد كرده است. شواهد حاکی از آن است كه خديجه قبل از محمد، دو شوهر ديگر نيز اختيار كرده است. اولی عتيق بن عابد بن عبداالله بن عمر بن مخزوم كه حاصل ازدواج با وی، يك دختر بوده است. شوهر دومش أبوهالة بن بينها بن نباش بن بينها بن حبيب نام داشت كه از او هم يك دختر داشته است. قبل از آن كه محمد شروع به تبليغ دين اسلام كند، در سن بيست و پنچ سالگی با خديجه چهل ساله ازدواج کرد. (تاریخ طبری) همانطور که منابع اذعان میدارند، محمد در مدت زمانی که با خديجه زندگی میکرد زوجه دیگر و همسر دومی اختيار نكرد. اگر چه طبق رسوم رايج آن روزگاران، تعدد زوجات شايع بوده است. ولی مؤرخان سخن از هيچ زوجه ديگری به ميان نياورده اند، همانطور هم که گفته اند اولین تجربه سکسی که با آن روبرو شده است ازدواج با خديجه بوده است. بعد از گذراندن زندگی بیست و دو ساله ای که با هم داشته اند، سه سال قبل از هجرت به مدينه، خديجه ميميرد. در اين مدت بيست و دو سال، هفت سال آن مربوط به بعد از پيامبر شدن است. تا زمانی كه شوهر خديجه بوده است، سكس و انجام عمل جنسی را به شيوه معمول آن انجام داده است. حاصل اين ازدواج هفت بچه بوده است. (القاسم، الطیب الطاهر، رقیه، زینب، ام کلثوم، فاطمه) (سیره ابن هشام السیرهٌ نبویه، الجز الاول ص ۱۹۰)
اگر سؤال شود: چرا تا خديجه در قيد حيات بود محمد زن ديگری را اختيار نكرد اما بلافاصله پس از مرگ او پشت سر هم همسر اختيار ميكرد. مسلمانان در جواب ميگويند: چون كه خديجه را بسيار دوست ميداشت این پاسخ در عين حال گويای اين است كه ديگر همسرانش را دوست نداشته است، از این روست که پیاپی زنان ديگری اختيار كرده است. حقايقی كه با استناد به مستندات ارائه میکنم روشن ميسازد كه چنين پاسخ هايی حاكی از توجيهاتی غيرمنطقی ميباشد، در حقيقت ارتباطی به دوست داشتن نداشته، بلكه به وضع اقتصادی مناسب خديجه ارتباط داشته است، خديجه شخصيتی سرشناس بوده و صاحب دارايی و ثروت هنگفتی بوده است. محمد هم قبل از اين ازدواج شخصی فقير و تنگدست بود و توان مقابله با قدرت مادی و معنوی خديجه را نداشت و عملا قدرت اقتصادی خانواده در دست خديجه بوده است نه در دست محمد مطابق رسوم اجتماعی و ساختار اقتصادی و سيستم برده داری آن زمان محمد به سان برده ای بوده است که تنها نقش ارضای نيازهای جنسی و زنانه خديجه را داشته است. پس با وجود شخص سرمایه داری همچون خديجه، عملا نمیتوانسته زن دیگری را اختيار کند، محمد نزد خديجه مانند یتیمی فقیر و نیازمند بوده است و خديجه هم برای محمد در حکم مادر، خواهر، برادر، زن و زندگی بوده است! این عوامل باعث شده است که خديجه اقتداری کامل بر محمد داشته باشد و محمد هم نتوانسته است در فکر ازدواج های مجدد بیفتد، همچنان که این واقعیات در قرآن نیز موجود است، همزمان با فوت خديجه دگرگونی سریع و ناگهانی در زندگی محمد رخ داد و تنها پس از چند روز از فوت او همسر ديگری را اختيار كرد (زاد المعاد في هدی خیر العباد، جلد ۱، فصل فیازواجه صلی الله، ذكر سودهٌ) و بهمین منوال و پشت سر هم بیش از چهل زن به اشكال مختلف سر از زندگی او درآوردند!


🆔@JOIN3AAA
  • 👍 57
  • 👎 9
  • 😱 2
  • ❤ 1
Post #2826 5.09K
‍ برای خداناباوران، یکی از مشکلات #تربیت فرزندان، موضوع باور و عقاید هست. خداناباوران عقایدشان را به ارث نبرده‌اند و بدترین کار این است که به فرزندان‌شان اجبار کنند که همان اعتقادات را داشته باشند.

راه حل چیست؟...

#آموزش

می‌بایست به کودکان شکاکیت را آموزش داد، این‌که چیزی که زیادی خوب به‌نظر می‌رسد را به راحتی قبول نکنند. می‌بایست به کودکان آموزش داد که هر مذهبی چه باورهایی دارد. نمادهای هر مذهب را به ایشان نشان بدهید.

اجازه بدهید بدانند که چرا بعضی از مردم محمد را فرستاده خدا می‌دانند و بعضی دیگر مسیح را نجات دهنده. برایشان از قصه‌هایی که هر مذهب برا خلقت درست کرده بگویید و اگر واقعا «افسانه» هستند، از این‌که به این نام معرفی‌شان بکنید خجالت نکشید. به کودکان بیاموزید حقیقت علمی، شایسته دانستن است. این‌که به کودکان بیاموزید که موجودات زنده منشا مشترکی داشته‌اند نامش مغزشویی نیست، آموزش است.

وقتی مداخله کنید که تعصب یا نفرت را آموزش می‌بینند. در این وقت مثل هر موقعیت دیگری به مانند یک والد مسئول، به آنها گوشزد بکنید که عقایدی که نفرت از بقیه را گسترش می‌دهند برای‌شان مفید نیستند.


آن‌ها را با دانش آشنا بکنید. به آن‌ها نشان بدهید چطور هم‌زمان به دانش احترام بگذارند و شم شکاکیت‌شان را نسبت به دانش حفظ بکنند.

دانش و شبه دانش را به آن‌ها نشان بدهید و آموزش‌شان بدهید تا از هم‌دیگر باز بشناسند. به ایشان بگویید چرا بعضی افراد ادعاهای شبه علمی می‌کنند. به کودکان درباره منشا انسان، ریشه‌های حیات، و مهبانگ (بیگ‌بنگ) آموزش بدهید. به آن‌ها از عظمت هستی و پیچیدگی حیات بگویید. اینها از هر داستان و قصه‌ای که مذهب سر هم کرده باشد جالب‌تر است.

هر پدر و مادری در فرزندان‌شان اخلاق و ارزش‌های خودش را وارد می‌کنند و این کار نادرستی نیست ولی به آن‌ها بیاموزانید این ارزش‌ها نیازمند تضمین یک قدرت ماورایی نیستند. آن‌ها از حس همدلی و نوع‌دوستی انسان‌ها می‌آیند.

مهم‌ترین کار این است که عقاید و باورهایتان را به ایشان آموزش بدهید ولی طوری رفتار بکنید که بدانند وقتی بزرگ شدند نیازی نیست با شما هم عقیده باشند به آن‌ها تفکر انتقادی و اندیشیدن علمی را آموزش بدهید و آنها بقیه راه را خواهند رفت.



🆔@JOIN3AAA
  • 👍 39
  • ❤ 5
Post #2824 5.78K
سرانجام هر جنگی سنگ قبری است با این سنگ نوشته ی نامرئی : اینجا ابلهی آرمیده است که بر سر آرمانی که از آن بی اطلاع بود، با انسانهایی که نمی شناخت جنگید و سرانجام سقط شد.

رودیارد کیپلینگ

🆔@JOIN3AAA
  • 👍 93
  • ❤ 6
  • 👎 6
Post #2823 7.1K
فروغ؛ زنی که بیش‌ترین "فاحشه‌"های تاریخ معاصر را شنید!
درباره‌ اینکه چرا به فروغ می‌گفتند فاحشه؟ در آن زمان هر کس به هر بهانه ای به فروغ حمله و هتاکی می کرد. هتاکان نه فقط در میان مردم عادی جامعه، که اتفاقا بخشی از روشنفکران آن سال‌ها بودند که ظهور زن مطرح شده‌ ی دوران، داشت خفه‌ شان می‌کرد. جلال آل‌احمد مریدانی داشت که کسب و کار دائم ‌شان تمسخر، توهین و هتاکی به فروغ بود. خودِ جلال آل‌احمد هم تا قبل از انتشار کتاب "تولدی دیگر"میانه‌ ی خوبی با فروغ نداشت. شعر فروغ به نظرش پایین ‌تنه‌ای می‌آمد و آدم حسابش نمی‌کرد. فروغ فرخزاد، بی پرده، جسور، متجدد و موفق بود؛ شعر می‌گفت و از عصیان و رسوایی و تَن‌اش می‌نوشت... به نقش‌های رسمی تن نداده بود. به خودش می رسید، کمی هم بد دهن بود و نه تنها ماتیک می‌زد، که عرق هم می‌خورد و این یعنی او همه‌ی اِلمان‌های لازم را دارا بود برای آن‌ که کفر آقایان را دربیاورد و دیوانه‌شان کند، و اینها همه توهینی به "کیانِ نرینگی آقایان" بود. یادمان باشد که بیشترین فاحشه‌های تاریخ معاصر را همین فروغ فرخزاد شنیده است.

نقل قول ار خانم "شهرنوش پارسی پور

🆔@JOIN3AAA
  • 👍 83
  • ❤ 28
  • 😢 5
  • 👎 4
  • 🔥 3
Older posts →
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →