خوبی را شکر؛ نه خدا را شکر
چند وقت پیش، من را با آمبولانس به بیمارستان رساندند و در آنجا به کمک سیتیاسکن مشخص شد که بُریدگی آئورت دارم.
خوشبختانه، من ۷ سال پیش عمل بای پس سرخرگ داشتم که از وقوع فاجعه جلوگیری کرده بود. پس از ۹ ساعت عمل جراحی که در آن قلب من ایستاده بود و برای جلوگیری از آسیب مغزی در اثر نرسیدن اکسیژن، مغز و بدنم تا دمای منفی ۴۵ درجه سرد شده بود. در حال حاضر مفتخر به داشتن یک آئورت جدید هستم که توسط جراح کار گذاشته شده است.
دوستان کنجکاو بودند بدانند که آیا تجربهای در بستر مرگ داشتهام، اگر داشته ام تاثیری بر بی خدایی علنیام داشته است.
آیا چیزی به من الهام شد؟ بله، الهام شد. با وضوح بیشتری نسبت به قبل دیدم که وقتی میگويم «خوبی را شکر! نه خدا را شکر»
این فقط یک معادل برای «خدا را شکر» نیست. بهراستی خوبی را شکرگزارم که نیکیهای بسیاری در این هستی است و هر روز نیز بیشتر خواهد بود.
که بهراستی زندگیم را مدیون این محصول خارقالعاده بشری هستم و خودم را سپاسگزار میدانم و این واقعیت را اینجا و اکنون جشن میگیرم.
اما قدردان چه کسی هستم؟
سپاسگزار کاردیولوژیستی هستم که من را برای سالها زنده نگه داشت. قدردان جراحان، متخصصین اعصاب، بیهوشی، پرستاران، دستیاران و تکنسینها هستم که در کل مدت مواظب من بودند.
سپاسگزار تمام کارمندانی هستم که برایم غذا آوردند، اتاقم را تمیز کردند و مرا با صندلی گردان اینور و انور بردند. مردمانی از اگاندا، کنیا، لیبریا، هائیتی، فیلیپین، کرواسی، روسیه، چین، کره، هند و البته ایالات متحده. با این وجود کل این تیم نمیتوانستند کارشان را درست انجام بدهند اگر کار افرادی دیگر نبود.
با قدردانی یاد دوست و همکار از دست رفتهام آلن کورمک را گرامی میدانم که جایزه نوبل را مشترکا برای اختراع دستگاه سیتیاسکن برنده شد. آلن، یکبار دیگر پس از مرگ زندگی را نجات دادی، البته که کسی نمیشمرد. جهان جای بهتریست بهخاطر کاری که کردی. خوبی را شکر.
سپس میماند کل جامعه علمی و فناوری پزشکی که بدون آنها خالصانهترین نیات تقریبا بیفایدهاند.
پس سپاسگزار همه سردبیران و داوران گذشته و حال مجلات
Science،Nature، Journal of the American Medical Association، Lancet
و سایر موسسات پزشکی و علمی که در تلاش برای بهبود و تشخیص نارساییها هستند.
آیا من علم پزشکی را میپرستم؟ آیا علم دین من است؟ نه، هرگز.
هیچ جنبهای از پزشکی و یا علم وجود ندارد که از سختترین محکها معاف باشد و به سادگی میتوانم مجموعهای از نارساییها را معرفی کنم که نیازمند اصلاح هستند.
البته اینکار بسیار ساده است، زیرا جامعه علمی در حال حاضر درگیر سفت و سختترین خودآزمایی و بررسی است که تابهحال بشر به خود دیده است. این نقادی خردورزانه، با وجود همه کاستیها، رمز موفقیت این دستاورهای بشری بوده است.
خب، با دوستان دیندارم (بله، تعداد اندکی دوست دیندار دارم.) چه سخنی دارم، که شجاعت و صداقت آنرا داشتند که بگویند برایم دعا کردهاند؟ با رضایت کامل بخشیدمشان و سخنانشان را شبیه به آنچه دوستان بیدینم گفتند، ترجمه کردم.
«بهت فکر میکردم و از صمیم قلب آرزو داشتم که سلامتیت را بازیابی».
این حقیقت که این دوستان عزیز به من فکر میکردند و زحمت کشیدند و بهم گفتند، به خودی خود، بدون نیاز به چسباندنش به ماورالطبیعی ارزشمند است. اما شوخی نمیکنم وقتی میگويم که دوستانی که برایم دعا کردهاند را بخشیدم.
دعای آنها برای من شبیه این است که کسی بگوید: «من به یک جادوگر پول دادم که طلسم بیماری تو را بشکند».
انتظار نداشته باشید که ممنون و یا حتی بیتفاوت باشم. آیا تند رفتهام؟ قطعا دعا کردن ضرری به دنیا نمیرساند! ولی نه خیلی هم مطمئن نیستم. حداقل، اگر واقعا میخواستند کار مفیدی انجام دهند، میشد که زمان دعا را برای انجام کار مفیدی سپری میکردند. بهعلاوه، تحقیقات جدید در هاروارد نشان میدهد که شفاعت طلبیدن جواب نمیدهد. اگر شما اصرار دارید که افسانه موثر بودن دعا را زنده نگه دارید، توضیح و شواهد آوردن را به بقیه ما بدهکارید.
اگر میخواهید سپاسگزار باشید، درختی بکارید، یتیمی را سیر کنید و یا برای دختران مدرسهای در جهان اسلام کتاب تهیه کنید. و یا میتوانید خدا را شکر کنید (خدا چه احتیاجی دارد را نمیدانم).
وفاداری دوستان دیندارم را به عقایدشان تحسین میکنم ولی به یاد داشته باشید که وفاداری به یک سنت کافی نیست.
دائما از خودتان بپرسید: اگر در اشتباه باشم چه؟ در دراز مدت، فکر میکنم میتوانیم از دینداران بخواهیم که در حد استانداردهای مردمان سکولار در علم و پزشکی اخلاقی باشند.
دنیل دنت
🆔@JOIN3AAA
Post #2839
5.8K