#درخت_فرگشت
چرا بعد از گذشت ۱۶۰ سال از تئوری داروین کسی نمیتواند آن را نقض کند؟
از روز ۲۴ نوامبر ۱۸۵۹ علی رغم تلاشهای مکرر و سرسخت مخالفان این تئوری تاکنون نتوانستند این تئوری را از بین ببرند. کجای کار آنها اشتباه هست؟
برای روشن شدن مسیله بایستی به تعاریف و عملکرد علم نگاه کنیم؛
مشکل این دسته مخالفان عدم آشنایی آنها با واژههای علمی و به خصوص کلمه «تئوری» هست که آن را هم ردیف «فرضیه» و «اثباتنشده» میپندارند. [برداشت کوچه بازاری از واژه تئوری] هنوز هم میلیونها انسان در جهان هست که برداشت اشتباه از این واژه ها رو دارند.
❌از دید اینها اگر تئوری داروین اثبات شده بود با عنوان «قانون داروین» بیان میشد! این برداشت غلط که نه تنها در زمینه تئوری داروین بلکه در سایر زمینههای دیگر علوم باعث برداشتهای اشتباه دیگر خواهدشد.
✅در علم، هیچ زمان «تئوری» به «قانون» تبدیل نمیشود. همچنین «تئوری» یک عبارت و یا پیش فرض «قانون علمی» نیست. و حتی این عبارت که «قانون» همان «تئوریهای» ثابت شده هست هم غلط هست . درواقع «تئوری»ها نوعی احاطه کننده «قوانین» علمی هستند که درستی آنها کاملا تأیید شده هست.
هیچ کسی در جامعه علمی با خطور کردن یک مطلب به ذهنش شروع به تعریف تئوری نمیکند، بلکه هر تحقیق علمی ابتدا با یک کشف یا مشاهده یک پدیده علمی، یا حتی رفتار اجتماعی و … شروع میشود. اگر یک مشاهده علمی هربار در هرجای جهان قابل تکرار باشد «قانون» نام میگیرد. به بیان عامیانه میتونیم بگوییم «قانون» یک جواب برای سوال «چه اتفاق میافتد» هست و جوابی توضیح بیشتری نمیدهد.
مثال: توپ را رها کنیم چه اتفاق میافتد؟
جواب: «قانون» جاذبه آن را به پایین میکشد.
ولی جواب سوالاتی مانند «چگونه؟» با بررسی تفصیلی قوانین، با آزمایش، مشاهدات مکرر و حتی مطالعات دانشمندان قبلی … با «فرضیه» شروع میشود ، فرضیه ها هیچ زمان صد درصد درست نیستند و حتی ممکن هست در مورد یک پدیده چندین «فرضیه» ارائه شود و در آخر حتی همه آنها رد شود یا برخی آنها تبدیل به تئوری میشود. محققین هیچ وقت تنها روی چیزهایی که نظریه آنها رو درست نشان بدهد کار نمیکنند بلکه درست برعکس سعی میکنند چیزهایی که میتواند نظریه آنها رو مردود کند تحقیق کنند و اگر چنین چیزی هم پیدا نشود و ممکن هست چندین سالها و حتی گروهی انجام شود و پس از پایان این مراحل سخت و غربال کردن فرضیه های غلط و سرپا ماندن فرضیه های درست میتوان «تئوری» رو ارایه داد.
همانند، «تئوری جنبشی گازها» که در مورد عملکرد گازها، یا «تئوری سلولها» که در مورد عملکرد سلولها رو توضیح میدهد.
داروین هم در موقع بنای «تئوری داروین» اینگونه شروع کرد، یونانیان باستان در ان زمان به شواهدی فرگشت دست پیدا کرده بودند، در حقیقت داروین «تئوری داروین» را کشف نکرد، بلکه شروع به تحقیق و توضیح دادن دقیق «چرایی و چگونگی عملکرد فرگشت»کرد؛ چیزی که کسی تاکنون کسی به ان نزدیک و بررسی نکرده بود؛ اینکه چگونه تنوع ژن در یک گونه باعث دادن مزایا یا معایب در داخل یک گونه میشود یا موجوداتی که به راحتی میتوانند به بقا ادامه میدهند بابد بتوانند ژنهای مفیدتر به نسلهای بعدی منتقل کنند و بدین ترتیب هر نسل بعدی یک تغییراتی نسبت به اجداد قبلی دارند، (البته در زمان وی هنوز ژن کشف نشده بود و ایشون نتوانست دقیقا از دید ژنتیکی وارد این قضیه بشود)
یعنی داروین و دههاهزار دانشمندان بعدی و فعلی که که شروع به تحقیق در این باره نمودند کاملاً توانستند توضیح دهند چگونه فرگشت کار میکند.
در زمان فعلی ما هم تمام جزیئیات و ذرات فرگشت با دادهای شاخههای ژنتیکی، باستانشناسی آناتومیشناسی، و … تطابق و تأیید میشود. یعنی تاکنون حتی یک مقاله ای در سطح جهان پیدا نشده که ادعا کند یک تحقیق علمی شده که در یک گونه فرگشت اتفاق نیفتاده و یا در آن گونه صدق نمیکند.
حتی مقالات و فرمولهای ریاضی(لینک)هم ارایه شده که دقیقا محاسبه میکنند فرگشتها چگونه و تحت چه شرایطی اتفاق میافتند و با تغییر یافتن محیط چگونه و به کدام سمت سوق پیدا خواهد کرد.
امروزه شاخه های علمی با نامهای ریاضیات فرگشت، روانشناسی فرگشت، مهندسی فرگشت، اکولوژی فرگشت، فرگشت پزشکی …. و دهها شاخه جدید وجود دارند که هر روز به لطف فعالیتهای آکادمیک آنها در این زمینهها، دانش ما در مورد فرگشت اضافه و قویترهم میشود.
حتی اخیرا بیولوژیک شناسان، فرگشت را با زیر دروبین گرفتن ماکروفرگشت(یعنی فرگشت از یک گونه تک سلولی به یک گونه چند سلولی) توانستند ثبت، ضبط و به ما نمایش دهند.
پن: ماکرو فرگشت تبدیل یک گونه به یک گونه دیگر هست در حالیکه میکروفرگشت تغییر درون یک گونه هست.
نگارش و جمعآوری شده توسط:ⓜⓔⓗⓡⓐ
🆔@JOIN3AAA
Post #2830
5.51K