بخش 2️⃣
سوم اینکه اخلاق تنها در چارچوب دین قابل فهم نیست. من بایستی با اخلاق به طور کاملا مستقل از دین رفتار کنم. برخی دیندارها میگویند اخلاق بدون دین نمیتواند کاری انجام دهد زیرا معنای «خوب» چیزی نیست جز «آنچه خداوند روا داشته است».
افلاطون ادعای مشابهی را بیش از دو هزار سال پیش با این استدلال رد کرده است که اگر خدایان بعضی اعمال را مجاز میدانند باید به این دلیل باشد که آن اعمال خوب هستند. در غیر این صورت تجویز خدایان نمیتواند آن اعمال را خوب کند.
انتقادی دیگر تجویز الهی را کاملا قراردادی میداند. به این ترتیب که اگر خدایان شکنجه را روا میدانستند و کمک به همسایگان را ناروا، آنگاه شکنجه خوب و کمک به همسایه بد شمرده میشد. برخی دینداران مدرن تلاش کردهاند خود را از این نوع معماها با این ادعا خلاص کنند که خداوند خوب است و ممکن نیست شکنجه را مجاز بداند. اما این دیندارها در دام خودساخته خود گرفتار میشوند، با این سوال که آنها چگونه میتوانند ادعا کنند خود خداوند خوب است؟ آیا خداوند توسط خداوند تایید شده است؟
به طور سنتی، مهمترین ارتباط بین دین و اخلاق این بوده است که تصور میشده دین دلایلی برای انجام عمل خوب ارائه میکند. این دلیل آن است که پاداش پرهیزکاران رحمت ابدی است در حالیکه دیگران در جهنم سوزانده میشوند. همهی متفکران دینی چنین استدلالی را قبول نکردهاند: امانوئل کانت، بهعنوان یک مسیحی بسیار وارسته، هرچیزی را که بوی انگیزه و نفع شخصی برای پیروی از قانون اخلاقی میداد تحقیر میکرد. به گفته او ما باید از قانون اخلاقی به خاطر خود آن اطاعت کنیم.
البته لزوما نباید کانتی باشیم تا از محرکهایی که توسط دین سنتی وعده داده شده است رها شویم. یک تفکر پرسابقه وجود دارد که منبع اخلاق را در گرایش به خیرخواهی و همدردی با دیگران میبیند که بیشتر مردم دارای آن هستند. مشاهدات روزمره ما از انسانها نشان میدهد که رفتار اخلاقی نیازمند باور به بهشت و جهنم نیست.
چهارمین و آخرین نکتهای که در این مقدمه باید درباره اخلاق تکذیب کنم ادعای نسبی بودن و همچنین ذهنی بودن اخلاق است. حداقل باید این ادعاها را در برخی معانی آن که اغلب مطرح میشوند رد کنم. این نکته نیاز به بحث طولانیتری نسبت به سه مورد قبلی دارد.
پانوشت:
این مقاله ترجمه ای است از مقدمهی کتاب «اخلاق عملی» اثر پیتر سینگر
برگردان: مریم اقدمی
🆔@JOIN3AAA
Post #2833
5.09K
- 👍 20
- 👎 2
- ❤ 1
- 👏 1