TGViewer
Channel Public Channel
رویای ایرانی - جوادی یگانه

رویای ایرانی - جوادی یگانه

@javadimr

نوشته‌های محمدرضا جوادی یگانه
Subscribers
1.36K
Photos
222
Videos
74
Links
308
Recent Posts 20 shown
Post #1060 232

Forwarded from کامبیز نوروزی-حقوق و جامعه

🔴فضیلتهای اخلاقی قربانی بی‌قانونی
شرق ۷ مهر ۱۴۰۵

جامعه فقط با قانون و حقوق نیست که نظم و سامان می‌گیرد. منبع مهمتر "اخلاق" است که در اندیشه حقوق و سیاست ایرانی عملا جدی گرفته نمی‌شود. تقریبا تمام حقوق، جز بخشی اندک، بر ارزش‌های اخلاقی استوار است. درستکاری، وفای به عهد، احترام به مالکیت، احترام به جان و مال و ناموس دیگران، دروغ‌نگفتن، احترام همسر و فرزندان، پاکدستی، حفظ آرامش عمومی، صداقت، امانت‌داری، وطن‌دوستی، بخشی از ارزش‌های اخلاقی بنیادین‌ هستند که تقریبا تمام حقوق بر اساس آنها استوار شده‌اند. آنگاه که قانون در فرایند سوءاستفاده گروهی و فقط برای حفظ منافع آن گروه نوشته می‌شود و همان قانون هم به اجرا در‌نیاد، فقط قانون نیست که می‌شکند، مبانی اخلاقی آن نیز فرومی‌پاشد. اگر صاحبان قدرت هر کار غیرقانونی‌ای انجام دهند و آب از آب تکان نخورد، فقط قانون نقض نشده است؛ ارزش‌های بنیادینی مانند وفای به عهد، حرمت مال مردم، پاکدستی، راست‌گویی، امانت‌داری و... نیز سست می‌شوند. دولتمردان که باید با قانون‌گذاری درست و اجرای کامل قانون و اصول حقوقی محافظ اخلاق هم باشند، خود به منبعی برای ترویج ضد اخلاق در لایه‌های مختلف جامعه بدل می‌شوند. رذیلت‌ها رشد می‌کنند و عدالت و نظم به شکل گسترده‌تری از میان می‌رود. واضع و اجرا و تضمین قانون با نظام حکمرانی است، ولی اخلاق در زندگی اجتماعی تولید می‌شود. حکمران در شکل‌گیری و قوام و دوام ارزش‌های اخلاقی مؤثر است، ولی عامل اصلی تبیین، اجرا و تضمین اخلاق، خودِ جامعه است. جامعه با روش‌هایی مانند تقبیح، انگشت‌نماکردن، بایکوت و امثال اینها می‌تواند از ارزش‌های اخلاقی خود حراست کند. هرکس از صاحبان قدرت یا دیگران که مرتکب دروغ‌گویی، خیانت در امانت، بی‌صداقتی، تعرض به اموال دیگری، تعرض به آبرو و حیثیت دیگری و سایر ارزش‌های اخلاقی شود، جامعه می‌تواند با انگشت‌نماکردن و بایکوت، او را تنبیه و منزوی کند و از این طریق با حفظ فضیلت‌های اخلاقی جامعه، دوام و بقای خود را محفوظ نگه دارد.
در جامعه بزرگ، پیچیده و مدرن امروز پند و اندرزهای مرسوم اخلاقی‌ بد نیستند، ولی چندان کارساز نیز نیستند. جامعه مدرن بخش بزرگی از تبیین، اجرا و تضمین ارزش‌های اخلاقی را به سازمان‌های صنفی و نهادهای مدنی سپرده است.

کارکردهای مهم سازمان‌های صنفی و نهادهای مدنی آن است که معیارهای اخلاقی صنف خود را تعریف کنند و با مشاهده نقض آنها، بدون ملاحظه روابط بده‌بستان صنفی با آگاه‌کردن مردم، نقض‌کننده اخلاق حرفه‌ای را تنبیه کنند.

در ایران انواع سازمان‌های حرفه‌ای و نهادهای مدنی آن‌قدر زیادند که اگر این نهادها وظیفه مهم خود را در مورد تعریف اخلاق حرفه‌ای و مراقبت از آن به‌درستی انجام دهند، قطعا می‌توانند فضیلت‌های اخلاقی را در جامعه‌ای زنده نگه دارند که نظام اخلاقی‌اش بر اثر وضعیت بی‌قانونی و بی‌حقوقی آسیب‌های بسیار دیده است.

در ایران بیش از هشت هزار اتحادیه صنفی وجود دارد که حدود سه میلیون واحد صنفی را پوشش می‌دهند.

همچنین چند سازمان حرفه‌ای بسیار مهم نیز فعال‌ هستند‌ که عبارت‌اند از سازمان نظام پزشکی، سازمان نظام مهندسی، سازمان نظام مهندسی کشاورزی، سازمان نظام روان‌شناسی، سازمان نظام پرستاری و سازمان نظام صنفی رایانه‌ای. به اینها باید اضافه کرد اتاق بازرگانی، خانه سینما، خانه موسیقی و خانه تئاتر را. شمار بسیار زیادی نیز انجمن‌های صنفی در صنف‌های مختلف به فعالیت مشغول‌ هستند.

مسئولیت اخلاقی این نهادها نه‌فقط در محدوده صنف بلکه مرتبط با عرصه عمومی است. این نهادها باید بر اساس عرف‌های اخلاقی متداول در صنف و انطباق آنها با اخلاق عمومی، معیارهای اخلاقی خود را تعریف و تبیین کنند و به اطلاع عموم برسانند و هر نقض اخلاق حرفه‌ای را به شکل مناسب به آگاهی جامعه برسانند. ولی شواهد حاکی است که این نهادهای حرفه‌ای و صنفی تا اندازه زیادی نسبت به اخلاق حرفه‌ای صنف خود بی‌اهمیت هستند.

این نقص بزرگ در عملکرد سازمان‌های حرفه‌ای و صنفی ناشی از دو عامل مهم است. اول مداخله مستقیم حکمرانی در این نهادها که عمدتا از طریق نوعی نظارت استصوابی بر انتخابات تمام سازمان‌های حرفه‌ای و اتحادیه‌های صنفی انجام می‌شود. نظارت استصوابی در این نهادها، موجب می‌شود بسیاری از افراد صنفی معتبر و معتمد و مستقل نتوانند در مدیریت آنها شرکت کنند. عامل بعدی که ناشی از نظارت استصوابی است، ایجاد روابط بده‌بستان در درون این نهادها و نیز بین نهاد و ساخت قدرت است که عمدتا در جهت حفظ منافع شخصی و گروهی رخ می‌دهد. امروز که جامعه ما با افول فضیلت‌های اخلاقی روبه‌روست، بیش از قانون که وضع و اجرای آن برعهده حکمرانی است، باید به اخلاق بیندیشیم که جامعه خود منشأ تولید و اجرا و تضمین است. در این مسیر مسئولیت اخلاقی نهادهای حرفه‌ای و صنفی برای بقای عمومی به ضرورتی حیاتی بدل می‌شود.
Telegram کامبیز نوروزی-حقوق و جامعه تأملی در حقوق ، جامعه و فرهنگ | ارتباط با مدیر کانال @Knouroozi
  • 👍 1
Post #1059 464
رویای ایرانی - جوادی یگانه صندلی‌رزروکن‌ها و کیف‌کش‌ها ترجمه جستاری از عبدالله المغلوث كُخّة يا بابا (نکن بابا، بده) اثر عبدالله المغلوث (متولد ۱۹۷۸)، کتابی درنقد رفتارهای اجتماعی رایج در عربستان و جامعه عربی است که در سال ۲۰۱۱ توسط انتشارات مدارک لبنان منتشر شده است. نویسنده کتاب…
این مطلب امروز در روزنامه اطلاعات منتشر شده است.

با تشکر از جناب مسعود رضوی که متن را تکمیل کرد.

https://www.ettelaat.com/issue/1/29337/page/11#item-169867
  • 👍 2
Post #1058 541
اگر مخالفت با حکم زندان رسایی بر دفاع عام از آزادی بیان، حق نقد قدرت و ضرورت مدارا استوار نیست و تنها به «چرا دیگران را نگرفتید؟» یا «او زحمت کشیده» متکی است، با مطالبه «مصونیت قضایی هسته سخت» مواجهیم: نوعی قبیله‌گرایی سیاسی و عدالت دوگانه که حق همگانی را به امتیاز گروهی فرو می‌کاهد.
  • 👍 5
Post #1057 559
«یا امنیت را با هم می‌سازیم یا [مجبوریم] ناامنی را با هم تحمل ‌کنیم.»

سخن پزشکیان در سازمان ملل، منطق وابستگی متقابل را خلاصه می‌کند: امنیت (چه ملی چه منطقه‌ای) و ثبات کالاهای جمعی‌اند؛ اگر برای همه نباشند، برای هیچ‌کس پایدار نمی‌مانند. سیاستِ طرد، هزینه ناامنی را همگانی می‌کند.
  • 👍 23
  • 👎 4
Post #1056 1.73K
مسدودکردن کد ملی و شماره همراهِ متصل به آن، در جامعه شبکه‌ای‌شده، صرفا یک محدودیت فنی نیست؛ نوعی «طرد دیجیتال تنبیهی» و حصر غیررسمی از زیست اجتماعی و کنش شهروندی است. مستاصل‌کردن معترضین نه آنها را سر به راه می‌کند و نه دیگران را ترس‌خورده؛ فقط شکاف‌های پرنشدنی را بیشتر می‌کند.
  • 👍 27
  • 👎 4
Post #1055 1.9K
‏تلویزیون همیشه سیاسی بوده، به نفع هسته سخت.

‏اما آنچه تلویزیون امروز ندارد، توجه به علائق طبقه متوسط فرهنگی است. پیش از این مردم معمولی، علیرغم نارضایتی از رویکرد سیاسی تلویزیون، مخاطب برنامه‌های جذاب فیلم و سریال، کودک، ورزشی و مستند بودند.
‏برنامه‌های با ۸۰٪ بیننده استثنا نبود.
  • 👍 9
  • 👎 4
Post #1054 1.08K
دو بلوک اجتماعیِ مؤثر امروز، «طبقه متوسط فرهنگی» و «هسته سخت»‌اند. اولی پس از ۱۸ دی با بحران اعتماد، تردید در اثربخشی کنش جمعی و نوعی فرسایش امید سیاسی روبه‌رو شد؛ دومی پس از ۹ اسفند بر انسجام درونی، اعتمادبه‌نفس و ظرفیت بسیج خود افزود.
آینده ایران (فارغ از مساله سرنوشت جنگ و مساله اقتصاد)، تا حد زیادی به چگونگی تحول رابطه این دو بلوک بستگی دارد: اینکه امکان هم‌زیستی و ائتلاف‌های مقطعی میان آنها شکل بگیرد یا تنش و قطبی‌شدن تشدید شود؛ و نیز اینکه حکومت تا چه اندازه بتواند میان مطالبات، حساسیت‌ها و منابع قدرت هر دو میانجی‌گری کند و تعادل ایجاد کند.

توضیح: من نخواستم همه طبقه متوسط فرهنگی را به معترضان و آشوبگران در ۱۸ دی تقلیل بدهم. تمایز میان ۱۸‌دی‌ای‌ها و ۴۰۱‌ی‌ها هم مهم است. اما مساله وضعیت طبقه متوسط فرهنگی پس از ۱۸ دی است، که هم افسرده شدند و هم خشمگین؛ چه در اعتراضات شرکت کرده بودند چه نکرده بودند.
  • 👍 11
  • 👎 7
Post #1053 1.47K
تعریف بی‌حجابی در جامعه عوض شده است و دیگر کسانی را که پوشش سر ندارند، بی‌حجاب نمی‌دانند. «بی‌حجابی» از نظر بیشتر زنان، مترداف با بدن‌نمایی است. با عرفِ تغییرکرده و جامعه‌ی دگرگون‌شده، به شیوه گذشته نمی‌توان سخن گفت و رفتار کرد. منظورم از گذشته، سال ۱۴۰۳ است، نه چند دهه قبل!
  • 👍 24
  • 👎 9
Post #1051 868

Forwarded from مجتبی لشکربلوکی

🔲⭕️تفاوت ظریف ایران با امارات، سنگاپور، چین و آلمان
مجتبی لشکربلوکی

 
کشوری کوچک، فقیر و بدون آب و غذای کافی بود به نام سنگاپور؛ جزیره‌ای با دو میلیون نفر، بدون منابع طبیعی، بدون بازار داخلی بزرگ. پایگاه صنعتی و توان نظامی هم نداشت. سنگاپور یک تصمیم بزرگ گرفت: باید خودمان را به یکی از مهم‌ترین گره‌های اقتصاد جهانی تبدیل کنیم و شد!

دبی تصمیم گرفت چهارراه تجارت منطقه شود. بندر جبل‌علی ساخته شد و سپس منطقه آزادش. چند دهه بعد، دبی تصمیمی دیگر گرفت: ایجاد مرکز مالی بین‌المللی با هدف جذب نهادهای مالی و سرمایه‌گذاران بین‌المللی و هر دو تصمیم اجرا شد.

آلمان پس از جنگ جهانی دوم ویران شده بود. کمبود غذا و کالا داشت و نظام سهمیه‌بندی و کنترل‌های دولتی وجود داشت. اما در نهایت «اقتصاد بازار اجتماعی» به عنوان ستون فقرات نظم اقتصادی آلمان انتخاب شد؛ اقتصادی که رقابت و مالکیت خصوصی را با حمایت و عدالت اجتماعی ترکیب کرد.

و اما چین. دسامبر ۱۹۷۸، در سومین اجلاس عمومی کمیته مرکزی حزب کمونیست چین، یکی از چالشی‌ترین تصمیمات ملی قرن اعلام شد: مرکز ثقل سیاست‌گذاری از مبارزات ایدئولوژیک، صدور انقلاب کمونیستی و اقتصاد بسته و دولتی به توسعه اقتصادی، اصلاحات اقتصادی و گشایش به جهان تغییر کرد و بواسطه آن تصمیم چین اکنون دومین اقتصاد بزرگ جهان است.

 
⭕️☑️سوال راهبردی
چه چیزی در این چهار داستان مشترک است؟ چهار کشور، چهار زمینه تاریخی کاملاً متفاوت؛ اما یک وجه مشترک مهم دارند: یک ایده بزرگ خلق شد، به تصمیم جمعی تبدیل شد؛ تصمیم جمعی به سیاست تبدیل شد؛ سیاست به توسعه تبدیل شد.
اینجاست که پرسش درباره ایران جدی می‌شود. چرا در ایران ایده‌های راهبردی بزرگ خلق نمی‌شوند و، مهم‌تر از آن، چرا ایده‌ها کمتر به تغییرات بزرگ و مثبت ملی ختم می‌شوند؟
آیا ما ایرانیان خلاق نیستیم؟
ایده نداریم؟
انگیزه نداریم؟
استعداد و توان حل مسئله نداریم؟
عقل‌مان کار نمی‌کند؟
مسئله دقیقاً برعکس است. تا دلتان بخواهد ایده داریم. ایرانیان خلاق، باهوش و با انگیزه‌اند. درباره آینده کشور هزاران ایده در گردش است. پس گیر کار کجاست؟ مسئله اصلی کمبود ایده های بزرگ نیست؛ نبود اجماع بر سر ایده‌های بزرگ است. یکی از آزادسازی می‌گوید، دیگری از قیمت گذاری دولتی؛ یکی می گوید تعامل جهانی، دیگری می گوید خودکفایی. یکی از بازنویسی قانون اساسی می گوید و دیگری اصلاحات در چارچوب قانون اساسی و اینجا به مفهومی می‌رسیم که یکی از حلقه‌های مفقوده توسعه ایران است: اجماع نخبگان.

وقتی می‌گویم «نخبگان»، منظورم صرفاً دانشگاهیان، روشنفکران یا نوابغ نیست. نخبگان یعنی افراد محدودی که به دلیل برخورداری از قدرت، ثروت، منزلت (جایگاه سیاسی، توان اقتصادی، نفوذ اجتماعی یا مرجعیت فکری)، توان اثرگذاری قابل‌توجه بر مسیر جامعه را دارند.
در چنین شرایطی، با پدیده پارادکسیکال روبروییم: «فوران ایده، فقدان انتخاب»؛ تورم اسناد سیاستی و فقر اجماع نخبگانی. خفگی از دیدگاه‌های منفصل و خالی از عزم مشترک. توسعه، فقط داستان نبوغ نیست؛ داستان هم‌جهت شدن قدرت‌های پراکنده حول چند انتخاب مهم و محدود است.
خب، کشورها چگونه به اجماع می رسند؟ اجماع یا از بالا ساخته می شود یا از میانه و یا از پایین می جوشد:
مسیر اجماع سازی از بالا
◽️اجماع حول ایده‌های شخصی رهبر کاریزماتیک یا مقتدر (در کشورهای اقتدارپذیر مانند امارات)
مسیر اجماع سازی در میانه
◽️اجماع از طریق حزب واحد (در کشورهای تک حزبی مانند مانند چین)
◽️اجماع از طریق حزب مسلط (در کشورهای چند حزبی مانند ژاپن در بسیاری سال ها)
◽️اجماع از طریق ائتلاف یا چانه زنی احزاب (در کشورهای چند حزبی مانند آمریکا)
مسیر اجماع سازی از پایین
◽️اجماع از طریق تکنوبروکرات های مستقل و سپس تبدیل آن به اجماع سیاسی نخبگان
◽️اجماع از طریق گفتگوی فراگیر عمومی (گفتگوی صاحب نظران و عموم مردم در رسانه ها، تشکل ها و خلق ایده های جدید و تبدیل آن به ایده های مسلط جامعه و زمینه سازی برای اجماع سیاسی نخبگان مانند شکل گیری اجماع روی ایده اقتصاد بازار اجتماعی در آلمان)
 
حالا به یک سوال پاسخ دهیم؟ کدامیک از سه مسیر (بالا، میانه، پایین) یا هفت موتور اجماع سازی در ایران به خوبی و همیشه کار می کند؟ سازوکار اجماع سازی به اندازه خود ایده مهم است. کشور فقط با داشتن افراد باهوش و با انگیزه توسعه پیدا نمی‌کند؛ با هم‌جهت شدن افراد اثرگذار (نخبگان) توسعه پیدا می‌کند.

اگر کسی می خواهد برای آینده ایران کاری کند باید تلاش کند برای اجماع نخبگان. خب ما به عنوان افراد عادی (غیرنخبه) چه می توانیم بکنیم؟ به نظرم دست کم سه کار: تسهیل اجماع تکنوبروکرات ها، ناامید نشدن از گفتگوی عمومی برای خلق ایده های بزرگ از پایین و اصرار بی پایان بر ایجاد نظام سیاسی مبتنی بر احزاب ملی شناسنامه دار و حرفه ای به عنوان مهم ترین سازوکار اجماع نخبگان.

@Dr_Lashkarbolouki
  • 👍 4
  • 👎 1
Post #1050 704
صندلی‌رزروکن‌ها و کیف‌کش‌ها
ترجمه جستاری از عبدالله المغلوث

كُخّة يا بابا (نکن بابا، بده) اثر عبدالله المغلوث (متولد ۱۹۷۸)، کتابی درنقد رفتارهای اجتماعی رایج در عربستان و جامعه عربی است که در سال ۲۰۱۱ توسط انتشارات مدارک لبنان منتشر شده است. نویسنده کتاب در زمان نگارش کتاب، ستون‌نویس روزنامهٔ سعودی الوطن و دانشجوی دکتری رسانه دیجیتال از بریتانیا بوده است. او اکنون معاون وزیر اطلاع‌رسانی عربستان سعودی است.
یکی از جستارهای کتاب (ص ۵۱-۵۵)«حُرّاسُ الكراسي» است به معنای «نگهبانان صندلی‌ها»؛ کارمندانی که زودتر به مراسم می‌روند تا صندلی‌های ردیف جلو را برای رؤسایشان ذخیره کنند. (ترجمه بخش‌هایی از این جستار را بااستفاده از هوش مصنوعی با اندکی بازبینی و ویراستاری می‌آورم.)

گروهی از کارمندان ناچارند یک ربع پیش از آغاز هر مراسم رسمی یا کنفرانسی وارد سالن شوند. نام مهمانان دعوت‌شده راکه روی صندلی‌های خالی گذاشته شده، کنار می‌زنند و خودشان جای آنها می‌نشینند تارؤسایشان از راه برسند؛ و به نگاه‌های اعتراض‌آمیز دیگران با لبخندهایی بی‌مزه پاسخ می‌دهند.
اینها «نگهبانان صندلی‌ها» هستند. هدفشان این است که رؤسایشان در جشن‌های رسمی و کنفرانس‌ها در ردیف‌های جلو بنشینند، حتی اگر از نظر شأن و جایگاه از بسیاری از حاضران پایین‌تر باشند.
هفتهٔ گذشته زودتر از موعد در یک مراسم علمی در جده حاضر شدم و از نزدیک دیدم این افراد چگونه صندلی‌ها را تصاحب می‌کنند. مأموریتشان را با یک بررسی سریع و کامل از صندلی‌های اصلی آغاز می‌کنند. سپس صندلی‌ای را که برایش آب از دهانشان راه افتاده شناسایی می‌کنند؛ به‌ویژه صندلی‌هایی که متعلق به دانشگاهیان یا خارجی‌هاست، چون این افراد را حلقهٔ ضعیف جامعهٔ ما می‌دانند. بعدبا سرعت، صندلی را به زور تصاحب می‌کنند.
کاری که نگهبانان صندلی‌ها آشکارا در سالن‌های جشن و مناسبت‌های عمومی انجام می‌دهند، بازتاب همان کاری است که در خفا می‌کنند؛ آنجا که فرصت‌ها و حقوق دیگران را به سود مدیرانشان می‌ربایند و از نجابت و گذشت کسانی که پیرامونشان هستند سوءاستفاده می‌کنند.
این افراد برای همیشه «نگهبان» باقی نمی‌مانند. به‌سرعت رشد می‌کنند و در مدتی کوتاه به معاونان و مدیران بانفوذی تبدیل می‌شوند که نقش‌هایی بزرگ‌تر و زشت‌تر ایفا می‌کنند. آنچه بیش از همه مرا اندوهگین و خشمگین می‌کند، رسیدن افراد بی‌استعداد و ناشایست به جایگاه‌های مدیریتی است؛ زیرا آنان هر انسان خلاقی را نابود می‌کنند و هر استعدادی را که سرراهشان قرار گیرد، از میان برمی‌دارند.
دکتر صالح الفواز، استاد جامعه‌شناسی، بیش از شش کتاب در رشتهٔ تخصصی خود دارد و مقاله‌های فراوانی در مهم‌ترین نشریات تخصصی منتشر کرده است. او را اوایل ماه مارس گذشته در یکی از رستوران‌های جده،بسیار اندوهگین دیدم. وقتی از دلیل نومیدی‌ای که سراسر وجودش را فرا گرفته بود پرسیدم، پس از کشیدن نفسی عمیق پاسخ داد: «نمی‌توانم عبای (مِشلَح یا بِشت:عبای رسمی عربی) رئیس‌ام را حمل کنم (نوکر رئیس‌ام باشم)». الفواز از کار دانشگاهی کناره گرفت،چون معتقد بود پیشرفت شغلی‌اش مستلزم انجام «کارهایی غیرآکادمیک» است. هزاران نفر مانند او مورد بی‌عدالتی قرار گرفته‌اند و با سرنوشتی مشابه روبه‌رو هستند.
این نوع موجودات در بیشتر مؤسسات دولتی و خصوصی ما گسترش یافته‌اند. دیگر دیدن یک مدیر بااستعداد به امری نادر تبدیل شده است. فرد بااستعداد برای اداره و سازمانش به باری سنگین بدل می‌شود، درحالی که فردی که فاقد این استعدادهاست، در چاپلوسی مهارت پیدا می‌کند و راه‌ها دربرابرش باز و هموار می‌شوند. متأسفانه «نگهبانان صندلی‌ها» و کیف‌کش‌ها و کت‌کِش‌ها («حاملان بِِشت‌ها») هستند که با سرعت برق به جایگاه‌های بالای سازمانی می‌رسند.
فرهنگ کاری ماست که کارمندان را به موجوداتی تبدیل کرده است که برای خدمت وخوشحال‌کردن رؤسایشان، حتی بیرون از چارچوب وظایف کاری، به کار گرفته می‌شوند. و این فرهنگ را کارمند فقط در محل کار یاد نمی‌گیرد؛ بلکه از سال‌های مدرسه آن را جذب می‌کند.همهٔ ما دیده‌ایم پسر مدیر ادارهٔ گذرنامه چگونه از توجه ویژهٔ معلمان برخوردار می‌شود،چون کارهای اداری و نیازهای آنان ممکن است روزی از زیر دست کارمندانی بگذرد که رئیسشان همان پدر اوست. همچنین دیده‌ایم پسر مدیر راهنمایی و رانندگی چه لبخندهای فراوانی از معلمانمان می‌گرفت؛ لبخندهایی که حتی یک‌چهارم آنها نصیب ما نمی‌شد.
ما با تماشای چنین صحنه‌هایی بزرگ می‌شویم؛صحنه‌‌هایی که ما را به موجوداتی مطیع و آمادهٔ چشم‌پوشی از بسیاری از ارزش‌هاتبدیل می‌کنند تا بالا برویم و ارتقا پیدا کنیم. وقتی یکی از ما به جایگاه مسئولیت می‌رسد، نباید از او بپرسیم چقدر دستاورد داشته‌ای و چند دورهٔ آموزشی گذرانده‌ای؛ بلکه باید بپرسیم: چند صندلی رزرو کرده‌ای و کیف‌کشی چند نفر را کرده‌ای؟!
  • 👍 9
Post #1049 664
«به شرط آنکه قبلش...»

می‌توان از طرح فرعی یک روز بدون خودرو استفاده کرد، به شرط آنکه پیش از آن، واردات خودرو آزاد شده باشد.
می‌توان قواعد پوشش را در اماکن رسمی الزامی کرد، به شرط آنکه قبلش نظر عرف را در پوشش در اماکن عمومی بپذیریم.

قاعده حکومت تمکین به نظر اکثریت مردم است.
  • 👍 5
  • 👎 4
Post #1048 2.01K
‍ مقاله پژوهشی در باره تاثیر اجتماع اخلاقی بر رابطه دین‌داری و کج‌روی

بررسی ارتباط دین‌داری، اجتماع اخلاقی و کج‌روی در ایران

نوشته: محمدرضا طالبان
دانشیار جامعه‌شناسی پژوهشکدۀ امام خمینی و انقلاب اسلامی
مقاله منتشرشده در مجله نهادهای اجتماعی. شهریور ۱۴۰۵

اصل مقاله را در اینجا بخوانید. فایل مقاله هم پیوست است.


اجتماع اخلاقی: رادنی استارک به عنوان یک جامعه‌شناس دین، تز اجتماع اخلاقی را ارائه داد که به تعامل بین دینداری فردی و ادغام در یک اجتماع مذهبی (که آن را «اجتماع اخلاقی» نامید) در کاهش رفتارهای انحرافی اشاره داشت. از نظر او، یک اجتماع اخلاقی یا دینی، گروهی از افراد است که اکثرشان مجموعه مشترک از ارزش‌ها، هنجارها و باورهای مذهبی‌ای را به اشتراک می‌گذارند که رفتارها و تعاملات آنها را هدایت می‌کند. این ارزش‌ها و هنجارها، حس یکپارچگی اجتماعی و اخلاقی را تقویت و حس تعلق و مسئولیت جمعی را در بین اعضای آن ایجاد می‌کند. در این تز، اجتماعات اخلاقی، هنجارهای دینی را تقویت کرده و در نتیجه، تاثیرات محافظتی دین‌داری فردی را افزایش می‌دهند. به زبان آماری، ادغام در یک اجتماع اخلاقی، نقشی تعدیل‌کننده در تاثیر دین‌داری فردی بر رفتارهای کج‌روانه دارد. (ص ۷۴ و ۸۰)
در این پژوهش،‌ متغیر مستقل دین‌داری، متغیر وابسته کج‌روی و متغیر تعدیل‌گر، اجتماع اخلاقی (شهر به عنوان اجتماع اخلاقی) است. بر اساس این پژوهش، تاثیر اجتماع اخلاقی بر ارتباط بین دین‌داری و کج‌روی رد شده است.


چکیده مقاله
اهداف: این مطالعه، با پیونددادن زیررشته‌های جامعه‌شناسی دین و جامعه‌شناسی انحرافات به بررسی این پرسش می‌پردازد که آیا ویژگی‌های مذهبی اجتماعات یا بافت‌های اجتماعی می‌توانند بر ارتباط دین‌داری فردی و کج‌روی تأثیر بگذارند یا خیر؟ در حقیقت، مقالۀ پژوهشی حاضر با تکیه بر تز اجتماع اخلاقی رادنی استارک به بررسی تجربی این موضوع در میان نمونه‌ای ملّی از ایرانیان مسلمان می‌پردازد که آیا دین، وقتی به‌عنوان یک ویژگی یا دارایی جمعی درک شود، به­طور قابل توجهی با کاهش کج‌روی در بین افراد ساکن در شهرهایی که دین‌داری تجمیعی‌شان بالاست، مرتبط می‌باشد یا خیر؟ همچنین، به وارسی تجربی این موضوع می‌پردازد که آیا اثربخشی دین‌داری فردی در محیط‌های اجتماعی که دین‌داری در آن­ها بارزتر است، افزایش می‌یابد یا خیر؟
روش مطالعه: در همین راستا، داده‌های حاصل از پیمایش ملّی با ۸۲۵۰۰ نفر از ایرانیان مسلمان در ۴۲۶ شهر (بر اساس پیمایش ملی وضعیت اجتماعی، اخلاقی و فرنگی جامعه ایران، جوادی یگانه و غفاری، ۱۳۹۶) مبنا قرار گرفت تا میزان انطباق و تناظر مدعای اصلی تز اجتماع اخلاقی با شواهد تجربی مورد ارزیابی قرار گیرد.
یافته‌ها: در کل، نتایج این تحقیق نشان داد که اثر دین‌داری فردی بر کج‌روی در میان ایرانیان مسلمان به هیچ وجه با افزایش ادغام در یک اجتماع اخلاقی‌تر تقویت نمی‌گردد و شواهد تجربی مربوط به جمعیت ایرانیان مسلمان در جهتی کاملاً ناسازگار با تز اجتماع اخلاقی بوده است که برای مدعای اصلی این تز دلالت ابطالی داشته است.
نتیجه‌گیری: مشاهده تفاوت ناچیز تأثیر دین‌داری بر کج‌روی در سه سطح کاملاً متفاوت از اجتماع اخلاقی در تحقیق حاضر از این ادعا پشتیبانی می‌کند که دین‌داری در سطح جمعی یا سیستمی، به‌ویژه هنگامی که اجتماع اخلاقی در سطح شهر اندازه‌گیری می‌شود، بر ارتباط بین دین‌داری فردی و کج‌روی تأثیر نمی‌گذارد که این مشاهده نیز مطمئناً کفایت تز اجتماع اخلاقی را در جامعه‌شناسی دین زیر سؤال می‌برد.
Telegram attach 📎
Post #1047 869
آنکه این فیلم را گذاشته، توییت زده که «‏آقا نمیشه
‏باید از ریشه کوبید و از نو ساخت...»

اما من چنین نگاهی ندارم. به نظر من، ‏نیازی به از ریشه کوبیدن نیست.

‏در ⁧ #فقدان_دولت⁩ ی که بخواهد و بتواند با متخلفین، برخورد کند و یکسان هم برخورد کند، وضعیت رانندگی ما قابل قبول است؛ چون نظم فعلی در رانندگی، بویژه در تهران، محصول تعامل مردم با هم، در غیاب دولت (به معنای state) و پلیس است.

رهاشده‌ هستیم، اما افسارگسیخته نشده‌ایم. مردم خوب هستند، مقصر جای دیگری است.

و البته رانندگی نماد و نشانه است، از نحوه اداره کشور.
  • 👍 15
  • 👎 1
Post #1046 815
رویای ایرانی - جوادی یگانه ‏سطح کارشناسی تصمیمات با سطح مورد انتظار جامعه فاصله بسیار دارد و بنایی هم برای اقناع جامعه نیست. لذا در شرایط جنگی، معقول‌ترین و کم‌هزینه‌ترین راه، پرهیز از هر گونه دستکاری وضع موجود است: چه در بنزین کرمان، چه در تصمیم جدید برای غذای دانشجویی و چه در وارونه‌نمایی…
‏صف‌ پمپ بنزین‌ها به طرز محسوسی کاهش یافته. بعید است بهبود جدیدی در تولید و واردات رخ داده باشد، تنها اتفاق‌ اخیر، مصاحبه رئیس جمهور بود که به مردم توضیح داد تصمیم بدون هماهنگی، ناگهانی و عجیب گرفته نخواهد شد، میزان افزایش را هم اعلام کرد که پذیرفتنی بود.
‏جلوی یک بحران گرفته شد.
  • 👍 11
  • 👎 1
Post #1045 954
رویای ایرانی - جوادی یگانه ‏سخن پزشکیان، روایت فهم رنج و همدلی است نه ضعف و نقص و کمبود. روایت او، بیان علنی مشکلاتی است که سالهاست دغدغه مسئولان کشور نبوده؛ نه اینکه انکارش بکنند، نه، مساله‌شان نبوده. پزشکیان کنار مردم معمولی و به زبان مردم معمولی، از نگرانی‌ها و رنج‌های روزانه آنها…
‏واکنش به این نوشته، نشان می‌دهد که:

‏موافقین نظام و منتقدین دولت، منازعه فعلی را دوجبهه‌ای می‌بینند: ایران و آمریکا. و از جبهه سوم (مخالفین نظام) غافلند که هرگز به تجمعات نرفته و تشفی‌ای هم برای زخم باز و فراموش‌شده دی‌ماه نگرفته‌اند.

‏گفتار و رفتار دیگری لازم است با آنان، تا ۱۸ دی تکرار نشود.
‏

بویژه نقدهای زیر نوشته من در «فارس من» را ببینید:
https://farsnews.ir/javadi_mr/1788036537793474143

‏
  • 👍 9
  • 👎 1
Post #1043 898

Forwarded from Exegesis

Exegesis عواطف اعتراض، جیمز ام. جاسپر، ترجمه فاطمه کریمخان @anexegesis
وقتی مطالعات اعتراضات و جنبش‌های اجتماعی را بررسی می‌کنیم این الگوی رفت و آمد بین عقلانی-عاطفی شمردن بخصوص اعتراضات و تا حدودی جنبش‌های اجتماعی کاملا مشهود است.
تا همین دو سه دهه پیش اعتراض یا بر اساس ایده‌های اقتصادی کاملا عقلانی در نظر گرفته می‌شد یا بر اساس ایده‌های توده‌ای کاملا غیرعقلانی. این وسط دسته‌های از رمانتیک‌های غیرقابل مذاکره که به طور کلی با هر نوع بیان ضدسیستمِ نزدیک همدلی دارند هر روز متورم‌تر شدند و رفتار اعتراضی را تا مرحله‌ی تقدس به گونه‌ای اعتلا دادند که حرف زدن از دستور کار گرامشی و لنین هم در نظرشان محافظه‌کاری و همراستایی با سلطه‌ی نزدیک و خیانت و هم دستی و غیره تلقی شد.
در چنین وضعیتی، مطالعات گودوین، جاسپر و سایر کسانی که تلاش کردند بین پلی دو فهم مسلط از جنبش و اعتراضات اجتماعی بزنند اهمیت قابل ملاحظه‌ای دارد اقلا از این جهت که تلاش می‌کند تصویر معترضان و جنبش‌های اعتراضی را در میان دو عرصه‌ی عقل و عاطفه ترسیم کند و تاکید می‌کند که هر چند در بعضی جوامع و بعضی جنبش‌ها ممکن است یکی از این جنبه بر دیگری غلبه داشته باشد، در نهایت تصمیماتی که منجر به اعتراض می‌شود و در جریان اعتراض توسط بازیگران مختلف اتخاذ می‌شود ترکیبی از هر دوی اینها ست.
کتاب عواطف اعتراض با مروری بر بررسی‌های فلسفی در مورد عاطفه، احساسات مهمی که به اعتراض منجر می‌شود و در جریان اعتراض ایجاد می شود را معرفی می‌کند و از این منظر کتاب‌های قبلی جاسپر که تلاشی برای شناسایی یک دستورالعمل/درس‌نامه در اعتراضات و جنبش‌های بود و از این طریق سعی می‌کرد نشان دهد که اعتراضات چگونه ساخته می‌شوند را کامل می‌کند.

کتاب اخیر، مانند تمام کتاب‌های دیگر من رایگان، صرفا آنلاین و خارج از بازار رسمی کتاب در ایران با اجازه‌ی کتبی از نویسنده منتشر شده است.
کتاب را از اینجا دانلود کنید؛ لطفا کتاب را به نام خودتان کپی نکنید، از ارجاع به کتاب خودداری نکنید و اگر مایل به حمایت از کار من هستید مبلغ دلخواهی به شماره کارت

5022291044101713
واریز کنید.
در انتشار آگاهی بکوشید، شاید انتشار آگاهی تنها راه واقعی برای جلوگیری از خون‌ریزی بیشتر باشد.
@anexegesis
Post #1042 561

Forwarded from Exegesis

عواطف اعتراض، جیمز ام. جاسپر، ترجمه فاطمه کریمخان
@anexegesis
Post #1041 777
‏سخن پزشکیان، روایت فهم رنج و همدلی است نه ضعف و نقص و کمبود. روایت او، بیان علنی مشکلاتی است که سالهاست دغدغه مسئولان کشور نبوده؛ نه اینکه انکارش بکنند، نه، مساله‌شان نبوده. پزشکیان کنار مردم معمولی و به زبان مردم معمولی، از نگرانی‌ها و رنج‌های روزانه آنها می‌گوید. همین فهم رنج نیز مغتنم است. ‏
سعدی در گلستان، در سیرت پادشاهان، از زبان درویشی که به سرما، برون در خفته بوده، می‌گوید:
«ای آنکه به اقبال تو در عالم نیست
گیرم که غمت نیست، غم ما هم نیست؟»
  • 👍 16
  • 👎 7
Older posts →

About this channel

How can I read @javadimr without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for رویای ایرانی - جوادی یگانه: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does رویای ایرانی - جوادی یگانه have?
رویای ایرانی - جوادی یگانه (@javadimr) has 1.36K subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does رویای ایرانی - جوادی یگانه know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →