TGViewer
رویای ایرانی - جوادی یگانه رویای ایرانی - جوادی یگانه @javadimr · 1.36K subscribers
Post #1050 704
صندلی‌رزروکن‌ها و کیف‌کش‌ها
ترجمه جستاری از عبدالله المغلوث

كُخّة يا بابا (نکن بابا، بده) اثر عبدالله المغلوث (متولد ۱۹۷۸)، کتابی درنقد رفتارهای اجتماعی رایج در عربستان و جامعه عربی است که در سال ۲۰۱۱ توسط انتشارات مدارک لبنان منتشر شده است. نویسنده کتاب در زمان نگارش کتاب، ستون‌نویس روزنامهٔ سعودی الوطن و دانشجوی دکتری رسانه دیجیتال از بریتانیا بوده است. او اکنون معاون وزیر اطلاع‌رسانی عربستان سعودی است.
یکی از جستارهای کتاب (ص ۵۱-۵۵)«حُرّاسُ الكراسي» است به معنای «نگهبانان صندلی‌ها»؛ کارمندانی که زودتر به مراسم می‌روند تا صندلی‌های ردیف جلو را برای رؤسایشان ذخیره کنند. (ترجمه بخش‌هایی از این جستار را بااستفاده از هوش مصنوعی با اندکی بازبینی و ویراستاری می‌آورم.)

گروهی از کارمندان ناچارند یک ربع پیش از آغاز هر مراسم رسمی یا کنفرانسی وارد سالن شوند. نام مهمانان دعوت‌شده راکه روی صندلی‌های خالی گذاشته شده، کنار می‌زنند و خودشان جای آنها می‌نشینند تارؤسایشان از راه برسند؛ و به نگاه‌های اعتراض‌آمیز دیگران با لبخندهایی بی‌مزه پاسخ می‌دهند.
اینها «نگهبانان صندلی‌ها» هستند. هدفشان این است که رؤسایشان در جشن‌های رسمی و کنفرانس‌ها در ردیف‌های جلو بنشینند، حتی اگر از نظر شأن و جایگاه از بسیاری از حاضران پایین‌تر باشند.
هفتهٔ گذشته زودتر از موعد در یک مراسم علمی در جده حاضر شدم و از نزدیک دیدم این افراد چگونه صندلی‌ها را تصاحب می‌کنند. مأموریتشان را با یک بررسی سریع و کامل از صندلی‌های اصلی آغاز می‌کنند. سپس صندلی‌ای را که برایش آب از دهانشان راه افتاده شناسایی می‌کنند؛ به‌ویژه صندلی‌هایی که متعلق به دانشگاهیان یا خارجی‌هاست، چون این افراد را حلقهٔ ضعیف جامعهٔ ما می‌دانند. بعدبا سرعت، صندلی را به زور تصاحب می‌کنند.
کاری که نگهبانان صندلی‌ها آشکارا در سالن‌های جشن و مناسبت‌های عمومی انجام می‌دهند، بازتاب همان کاری است که در خفا می‌کنند؛ آنجا که فرصت‌ها و حقوق دیگران را به سود مدیرانشان می‌ربایند و از نجابت و گذشت کسانی که پیرامونشان هستند سوءاستفاده می‌کنند.
این افراد برای همیشه «نگهبان» باقی نمی‌مانند. به‌سرعت رشد می‌کنند و در مدتی کوتاه به معاونان و مدیران بانفوذی تبدیل می‌شوند که نقش‌هایی بزرگ‌تر و زشت‌تر ایفا می‌کنند. آنچه بیش از همه مرا اندوهگین و خشمگین می‌کند، رسیدن افراد بی‌استعداد و ناشایست به جایگاه‌های مدیریتی است؛ زیرا آنان هر انسان خلاقی را نابود می‌کنند و هر استعدادی را که سرراهشان قرار گیرد، از میان برمی‌دارند.
دکتر صالح الفواز، استاد جامعه‌شناسی، بیش از شش کتاب در رشتهٔ تخصصی خود دارد و مقاله‌های فراوانی در مهم‌ترین نشریات تخصصی منتشر کرده است. او را اوایل ماه مارس گذشته در یکی از رستوران‌های جده،بسیار اندوهگین دیدم. وقتی از دلیل نومیدی‌ای که سراسر وجودش را فرا گرفته بود پرسیدم، پس از کشیدن نفسی عمیق پاسخ داد: «نمی‌توانم عبای (مِشلَح یا بِشت:عبای رسمی عربی) رئیس‌ام را حمل کنم (نوکر رئیس‌ام باشم)». الفواز از کار دانشگاهی کناره گرفت،چون معتقد بود پیشرفت شغلی‌اش مستلزم انجام «کارهایی غیرآکادمیک» است. هزاران نفر مانند او مورد بی‌عدالتی قرار گرفته‌اند و با سرنوشتی مشابه روبه‌رو هستند.
این نوع موجودات در بیشتر مؤسسات دولتی و خصوصی ما گسترش یافته‌اند. دیگر دیدن یک مدیر بااستعداد به امری نادر تبدیل شده است. فرد بااستعداد برای اداره و سازمانش به باری سنگین بدل می‌شود، درحالی که فردی که فاقد این استعدادهاست، در چاپلوسی مهارت پیدا می‌کند و راه‌ها دربرابرش باز و هموار می‌شوند. متأسفانه «نگهبانان صندلی‌ها» و کیف‌کش‌ها و کت‌کِش‌ها («حاملان بِِشت‌ها») هستند که با سرعت برق به جایگاه‌های بالای سازمانی می‌رسند.
فرهنگ کاری ماست که کارمندان را به موجوداتی تبدیل کرده است که برای خدمت وخوشحال‌کردن رؤسایشان، حتی بیرون از چارچوب وظایف کاری، به کار گرفته می‌شوند. و این فرهنگ را کارمند فقط در محل کار یاد نمی‌گیرد؛ بلکه از سال‌های مدرسه آن را جذب می‌کند.همهٔ ما دیده‌ایم پسر مدیر ادارهٔ گذرنامه چگونه از توجه ویژهٔ معلمان برخوردار می‌شود،چون کارهای اداری و نیازهای آنان ممکن است روزی از زیر دست کارمندانی بگذرد که رئیسشان همان پدر اوست. همچنین دیده‌ایم پسر مدیر راهنمایی و رانندگی چه لبخندهای فراوانی از معلمانمان می‌گرفت؛ لبخندهایی که حتی یک‌چهارم آنها نصیب ما نمی‌شد.
ما با تماشای چنین صحنه‌هایی بزرگ می‌شویم؛صحنه‌‌هایی که ما را به موجوداتی مطیع و آمادهٔ چشم‌پوشی از بسیاری از ارزش‌هاتبدیل می‌کنند تا بالا برویم و ارتقا پیدا کنیم. وقتی یکی از ما به جایگاه مسئولیت می‌رسد، نباید از او بپرسیم چقدر دستاورد داشته‌ای و چند دورهٔ آموزشی گذرانده‌ای؛ بلکه باید بپرسیم: چند صندلی رزرو کرده‌ای و کیف‌کشی چند نفر را کرده‌ای؟!
  • 👍 9
More from @javadimr
  1. Sep 29, 2026🔴فضیلتهای اخلاقی قربانی بی‌قانونی شرق ۷ مهر ۱۴۰۵ جامعه فقط با قانون و حقوق نیست که نظم و…
  2. Sep 27, 2026این مطلب امروز در روزنامه اطلاعات منتشر شده است. با تشکر از جناب مسعود رضوی که متن را تکمی…
  3. Sep 27, 2026اگر مخالفت با حکم زندان رسایی بر دفاع عام از آزادی بیان، حق نقد قدرت و ضرورت مدارا استوار…
  4. Sep 24, 2026«یا امنیت را با هم می‌سازیم یا [مجبوریم] ناامنی را با هم تحمل ‌کنیم.» سخن پزشکیان در سازما…
  5. Sep 21, 2026مسدودکردن کد ملی و شماره همراهِ متصل به آن، در جامعه شبکه‌ای‌شده، صرفا یک محدودیت فنی نیست…
  6. Sep 17, 2026‏تلویزیون همیشه سیاسی بوده، به نفع هسته سخت. ‏اما آنچه تلویزیون امروز ندارد، توجه…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →