TGViewer
Channel Public Channel
مجتبی لشکربلوکی

مجتبی لشکربلوکی

@dr_lashkarbolouki

آدرس این کانال در پیام رسان ایتا
https://eitaa.com/Dr_Lashkarbolouki
مسافر، مشاور و مدرس
سهم من از توسعه ایران شاید این کانال باشد.
پایگاهی برای انتشار نوشته ها، گزارش ها و رخدادها
حوزه های مورد علاقه: استراتژی، سرمایه گذاری، توسعه
Subscribers
29.1K
Photos
117
Videos
31
Links
238
Recent Posts 20 shown
Post #442 4.92K
🔲⭕️زندگی ارزش زیستن ندارد!
اگر اندیشیده شده و سنجیده نباشد.


این جمله را قرن ها پیش سقراط گفته است. فکر می کنم آن زمان این جمله خیلی مهم بوده، اما الان خیلی مهم تر! چرا؟
چون آن موقع زندگی ها ساده و آهسته بود اما الان زندگی ها خیلی پیچیده تر شده و این قدر سریع زندگی می کنیم که اصلا وقت نمی کنیم لحظه ای بایستیم و فکر کنیم که دقیقا داریم به اسم زندگی، چه کار می کنیم؟
در غوغای اینکه همه چیز و همه کس ما را دعوت می کنند به دویدن و رسیدن!
ما اتفاقا بیش از هر زمان دیگری نیاز داریم به ایستادن و پرسیدن!

ما برای بسیاری از کارهای زندگی وقت می‌گذاریم؛ برای کار، تحصیل، مدرک، ماشین، ورزش، درآمد، سلامت و آینده. اما چقدر برای مسایل بنیادی وقت می‌گذاریم؟
◼️من چه انسانی می‌خواهم باشم؟
◼️اصلا معنای زندگی من چیست؟
◼️چه چیزی زندگی را ارزشمند می‌کند؟
◼️رابطه من با خدا، خودم و دیگران و جهان چگونه باید باشد؟

اگر این پرسش‌ها برای شما هم جدی‌اند، شما را به همراهی در این دوره‌ آموزشی دعوت می‌کنیم.
موسسه مردم نهادی است که دوره های آموزشی زندگی، دین، اخلاق و معنویت برگزار می کند.

سه شرط اصلی برای ورود:
◻️ اراده کافی برای پی‌ریزی یک زندگی متعالی و متفاوت
◻️تخصیص زمان برای مهم‌ترین فرد زندگیتان: یعنی خودِتان
◻️ آمادگی بدنی لازم برای شنا در خلاف جهت جریان آب!

تا کنون بیش از ۱۵۰۰ استاد و دانشجوی دانشگاه‌های تهران به این برنامه پیوسته‌اند

⏰☑️ فرصت ثبت نام: تا ۷ مهر ساعت ۱۰ تا ۱۸
دوره ها رایگان است در تهران و حضوری برگزار می‌شود.
اطلاعات بیشتر و مشاوره رایگان: هر سوالی دارید با این آی دی در تلگرام گفتگو کنید: @amozeshshams
  • 👍 93
Post #441 12.5K
تصویر ما از آینده ایران ۲۰۳۵.pdf1.2 MB
🔲⭕️آینده ایران چه شکلی است؟ بهتر می شود یا بدتر؟ نتایج پیمایش دو هزار نفره

برای پاسخ دادن به این سوال می‌توانستم با ۲۰ نفر از دوستان در طول سه روز در کافه های مختلف قرار بگذارم و از آنان نظرخواهی کنم. حالا آمده‌ایم به جای ۲۰ نفر با بیش از ۲۳۰۰ نفر از دوستان دیده و نادیده‌ام در سه فضای مجازی مختلف قرار گذاشته‌ام و با هم تعامل کرده‌ایم در مورد پیش‌بینی‌های‌مان در مورد ایران.
از نظر آماری این نتایج قابل تعمیم به کل جامعه ایران نیست. اما شاید اطلاعات خوبی به ما بدهد.
عمداً در سه کافه مختلف با این دوستان قرار گذاشتم.
•در کافه بله (پیام‌رسان بله)
•در کافه تلگرام (پیام‌رسان تلگرام)
•در کافه لینکدین (شبکه لینکدین)

حالا سوال‌ها و جواب‌ها را با هم مرور کنیم.
@Dr_Lashkarbolouki
  • 👍 102
  • 👎 8
Post #440 17.6K
🔲⭕️تفاوت ظریف ایران با امارات، سنگاپور، چین و آلمان
مجتبی لشکربلوکی

 
کشوری کوچک، فقیر و بدون آب و غذای کافی بود به نام سنگاپور؛ جزیره‌ای با دو میلیون نفر، بدون منابع طبیعی، بدون بازار داخلی بزرگ. پایگاه صنعتی و توان نظامی هم نداشت. سنگاپور یک تصمیم بزرگ گرفت: باید خودمان را به یکی از مهم‌ترین گره‌های اقتصاد جهانی تبدیل کنیم و شد!

دبی تصمیم گرفت چهارراه تجارت منطقه شود. بندر جبل‌علی ساخته شد و سپس منطقه آزادش. چند دهه بعد، دبی تصمیمی دیگر گرفت: ایجاد مرکز مالی بین‌المللی با هدف جذب نهادهای مالی و سرمایه‌گذاران بین‌المللی و هر دو تصمیم اجرا شد.

آلمان پس از جنگ جهانی دوم ویران شده بود. کمبود غذا و کالا داشت و نظام سهمیه‌بندی و کنترل‌های دولتی وجود داشت. اما در نهایت «اقتصاد بازار اجتماعی» به عنوان ستون فقرات نظم اقتصادی آلمان انتخاب شد؛ اقتصادی که رقابت و مالکیت خصوصی را با حمایت و عدالت اجتماعی ترکیب کرد.

و اما چین. دسامبر ۱۹۷۸، در سومین اجلاس عمومی کمیته مرکزی حزب کمونیست چین، یکی از چالشی‌ترین تصمیمات ملی قرن اعلام شد: مرکز ثقل سیاست‌گذاری از مبارزات ایدئولوژیک، صدور انقلاب کمونیستی و اقتصاد بسته و دولتی به توسعه اقتصادی، اصلاحات اقتصادی و گشایش به جهان تغییر کرد و بواسطه آن تصمیم چین اکنون دومین اقتصاد بزرگ جهان است.

 
⭕️☑️سوال راهبردی
چه چیزی در این چهار داستان مشترک است؟ چهار کشور، چهار زمینه تاریخی کاملاً متفاوت؛ اما یک وجه مشترک مهم دارند: یک ایده بزرگ خلق شد، به تصمیم جمعی تبدیل شد؛ تصمیم جمعی به سیاست تبدیل شد؛ سیاست به توسعه تبدیل شد.
اینجاست که پرسش درباره ایران جدی می‌شود. چرا در ایران ایده‌های راهبردی بزرگ خلق نمی‌شوند و، مهم‌تر از آن، چرا ایده‌ها کمتر به تغییرات بزرگ و مثبت ملی ختم می‌شوند؟
آیا ما ایرانیان خلاق نیستیم؟
ایده نداریم؟
انگیزه نداریم؟
استعداد و توان حل مسئله نداریم؟
عقل‌مان کار نمی‌کند؟
مسئله دقیقاً برعکس است. تا دلتان بخواهد ایده داریم. ایرانیان خلاق، باهوش و با انگیزه‌اند. درباره آینده کشور هزاران ایده در گردش است. پس گیر کار کجاست؟ مسئله اصلی کمبود ایده های بزرگ نیست؛ نبود اجماع بر سر ایده‌های بزرگ است. یکی از آزادسازی می‌گوید، دیگری از قیمت گذاری دولتی؛ یکی می گوید تعامل جهانی، دیگری می گوید خودکفایی. یکی از بازنویسی قانون اساسی می گوید و دیگری اصلاحات در چارچوب قانون اساسی و اینجا به مفهومی می‌رسیم که یکی از حلقه‌های مفقوده توسعه ایران است: اجماع نخبگان.

وقتی می‌گویم «نخبگان»، منظورم صرفاً دانشگاهیان، روشنفکران یا نوابغ نیست. نخبگان یعنی افراد محدودی که به دلیل برخورداری از قدرت، ثروت، منزلت (جایگاه سیاسی، توان اقتصادی، نفوذ اجتماعی یا مرجعیت فکری)، توان اثرگذاری قابل‌توجه بر مسیر جامعه را دارند.
در چنین شرایطی، با پدیده پارادکسیکال روبروییم: «فوران ایده، فقدان انتخاب»؛ تورم اسناد سیاستی و فقر اجماع نخبگانی. خفگی از دیدگاه‌های منفصل و خالی از عزم مشترک. توسعه، فقط داستان نبوغ نیست؛ داستان هم‌جهت شدن قدرت‌های پراکنده حول چند انتخاب مهم و محدود است.
خب، کشورها چگونه به اجماع می رسند؟ اجماع یا از بالا ساخته می شود یا از میانه و یا از پایین می جوشد:
مسیر اجماع سازی از بالا
◽️اجماع حول ایده‌های شخصی رهبر کاریزماتیک یا مقتدر (در کشورهای اقتدارپذیر مانند امارات)
مسیر اجماع سازی در میانه
◽️اجماع از طریق حزب واحد (در کشورهای تک حزبی مانند مانند چین)
◽️اجماع از طریق حزب مسلط (در کشورهای چند حزبی مانند ژاپن در بسیاری سال ها)
◽️اجماع از طریق ائتلاف یا چانه زنی احزاب (در کشورهای چند حزبی مانند آمریکا)
مسیر اجماع سازی از پایین
◽️اجماع از طریق تکنوبروکرات های مستقل و سپس تبدیل آن به اجماع سیاسی نخبگان
◽️اجماع از طریق گفتگوی فراگیر عمومی (گفتگوی صاحب نظران و عموم مردم در رسانه ها، تشکل ها و خلق ایده های جدید و تبدیل آن به ایده های مسلط جامعه و زمینه سازی برای اجماع سیاسی نخبگان مانند شکل گیری اجماع روی ایده اقتصاد بازار اجتماعی در آلمان)
 
حالا به یک سوال پاسخ دهیم؟ کدامیک از سه مسیر (بالا، میانه، پایین) یا هفت موتور اجماع سازی در ایران به خوبی و همیشه کار می کند؟ سازوکار اجماع سازی به اندازه خود ایده مهم است. کشور فقط با داشتن افراد باهوش و با انگیزه توسعه پیدا نمی‌کند؛ با هم‌جهت شدن افراد اثرگذار (نخبگان) توسعه پیدا می‌کند.

اگر کسی می خواهد برای آینده ایران کاری کند باید تلاش کند برای اجماع نخبگان. خب ما به عنوان افراد عادی (غیرنخبه) چه می توانیم بکنیم؟ به نظرم دست کم سه کار: تسهیل اجماع تکنوبروکرات ها، ناامید نشدن از گفتگوی عمومی برای خلق ایده های بزرگ از پایین و اصرار بی پایان بر ایجاد نظام سیاسی مبتنی بر احزاب ملی شناسنامه دار و حرفه ای به عنوان مهم ترین سازوکار اجماع نخبگان.

@Dr_Lashkarbolouki
  • 👍 172
  • 👎 22
Post #439 28.1K
اولویت های حیاتی ایران ۲۰۳۵.pdf2 MB
🔲⭕️ ایران چه باید بکند؟ اولویت‌های راهبردی ایران چیست؟ جمع بندی دیدگاه ۱۴۰ خبره و صاحب‌نظر در طرح ایران ۲۰۳۵

باور داریم نداشتن انتخاب‌های راهبردی یعنی واگذاری آینده یک ملت به جبر جغرافیایی، حوادث تاریخی و مداخلات خارجی و ایران امروز نیازمند انتخاب‌های جسورانه، منسجم و راهگشاست به گونه ای که همزمان توسعه و امنیت کشور را تامین کند.

این گزارش به ۲ سوال پاسخ می‌دهد:
◽️ایران برای ده سال آینده چه مسیری را باید طی کند؟
◽️اولویت‌های راهبردی ایران چیست؟

توضیح۱: ایران ۲۰۳۵ طرح دولتی نیست و با حمایت بخش خصوصی و هزینه شخصی انجام شد
توضیح۲: این طرح حتما نواقصی دارد، حتی اگر از نتایج آن خشمگین یا ناراضی هستید، خشم بزرگ را تبدیل کنید به کار بزرگ و پژوهشی دیگر را آغاز کنید که نواقص قبلی را نداشته باشد. زنجیره ای از تلاش‌ها مثل یک پلکان، پله پله ما را به حقیقت نهایی نزدیک می‌کند. هیچ آسانسوری وجود ندارد
توضیح۳: یکی از اهداف ایران ۲۰۳۵ آن بود که چراغ آینده را روشن کند آن هم در میانه بحران و کوران جنگ و محاصره که افق دید ما را به هفته آینده و ماه و فصل آینده محدود کرده، امیدواریم موفق بوده باشیم

@Dr_Lashkarbolouki
  • 👍 106
  • 👎 7
Post #438 17.2K
🔲⭕️ ایران در سال ۲۰۳۵ (۱۴۱۴) چه وضعیتی خواهد داشت؟ درد مشترک- درک مشترک
مجتبی لشکربلوکی

نظر شما مهم است. با تکمیل این پرسشنامه، کمک کنیم تصویری جمعی از آینده ایران داشته باشیم.
این پرسشنامه نیازی به تایپ ندارد و فقط کافیست گزینه ها را انتخاب کنید.
آینده ایران، ارزش اندیشیدن دارد. این یک آینده نگری گروهی است؛ یک یادگیری جمعی.

با تکمیل این پرسشنامه می توانیم دردهای مشترک را پیدا کنیم و به درک مشترک برسیم.

https://survey.porsline.ir/s/9cVunfDw

یادآوری مهم: لینک این پرسشنامه را فقط در تلگرام بازنشر کنید و در شبکه های اجتماعی دیگر به به اشتراک نگذارید
Porsline آینده ایران - تلگرام با پُرس‌لاین به راحتی پرسشنامه خود را طراحی و ارسال کنید و با گزارش‌های لحظه‌ای آن به سرعت تصمیم بگیرید.
  • 👍 83
  • 👎 5
Post #436 30.9K
🔲⭕️جایگاه ایران؛ قله آرمانی یا دره جهنمی؟ یک گزارش جامع
مجتبی لشکربلوکی
 
آیا ایران بر یک قله آرمانی ایستاده؟ (آن‌گونه که برخی رسانه‌های داخلی می‌گویند) یا به یک دره جهنمی سقوط کرده (آن‌گونه که در برخی رسانه‌های خارجی گفته می‌شود)؟
برای پاسخ به چنین سوالی یک راه آن است که خود را با دیگر کشورهای جهان مقایسه کنیم. به همین خاطر از ۳۲ گزارش بین‌المللی و ۵۲ شاخص مقایسه‌ای استفاده کردیم تا بفهمیم که وضعیت ایران چگونه است؟ از شاخص توسعه انسانی گرفته تا شاخص گرسنگی؛ از شکنندگی دولت تا بهبود وضعیت جامعه؛ از شادکامی روانی تا آزادی اقتصادی بررسی شدند. (گزارش جامع ۵۲ شاخص پیوست شده است).
قبل از آنکه به نتایج این بررسی بپردازیم به چالشی که قطعاً بسیاری مطرح خواهند کرد، بپردازیم. آیا شاخص‌های جهان؛
◽️۱۰۰٪ واقعیت را بازتاب می‌دهند؟ خیر!
◽️منصفانه و غیرسوگیرانه هستند؟ خیر!
◽️با دیدگاه ما از هستی، انسان و سعادت همخوانی دارند؟ خیر!
◽️همه آن چیزی که مهم است مانند اخلاق، معنویت و انسانیت را به خوبی اندازه‌گیری می‌کنند؟ خیر!
پس با توجه به چهار نقص بالا آیا نباید شاخص‌های جهانی را کنار بگذاریم؟ قطعاً خیر! شش دلیل در گزارش آورده شده که کنار گذاشتن شاخص‌های جهانی هم غیرمنطقی است و هم فرار از واقعیت.  
 
◼️⭕️ نتایج بررسی؛ کجای جهان ایستاده‌ایم؟
آنچه از مجموع این شاخص‌ها و گزارش‌ها بدست می‌آید، آن است که ایران در ۶۳٪ موارد بدتر از میانگین جهان بوده و در ۳۷٪ شاخص‌ها در میانه جهان یا بالاتر از میانگین جهانی ایستاده است.
ایران در رقابت با دو قدرت منطقه‌ای (عربستان و ترکیه)، فقط در ‌یک مورد (۲٪) از شاخص‌های مورد بررسی توانسته است برتری هم‌زمان بر هر دو رقیب را کسب کند. ایران در ۷۱٪ از موارد، ضعیف‌تر از هر دو رقیب بوده و در ۲۷٪ باقی‌مانده نیز توانسته با یکی از آن‌ها برابری کرده یا بر آن پیشی بگیرد.
 
اگر رتبه ایران را در مقایسه با کل کشورهای مورد بررسی به صورت یک نردبان ده پله‌ای در نظر بگیریم، آنگاه در شاخص‌های توسعه‌سنج (میوه‌های توسعه) مانند توسعه انسانی سازمان ملل، سرمایه انسانی بانک جهانی، کامیابی چندبعدی شورای آتلانتیک ما معمولاً در پله های ۵ الی ۷ از نردبان ۱۰ پله‌ای توسعه ایستاده‌ایم. اما بر اساس شاخص‌های توسعه‌ساز مانند آزادی اقتصادی و سیاسی در پله‌های صفر تا ۴! که این پارادوکس جذاب را در گزارش بیشتر توضیح داده‌ایم.
 
خب برگردیم به سوال: ایران بر قله آرمانی یا دره جهنمی؟
جواب آن است که بر اساس ۳۲ گزارش و ۵۲ شاخصی که ما بررسی کرده‌ایم نه قله آرمانی و نه دره جهنمی، هیچ کدام تأیید نمی‌شود. نه باید در دام سیاه‌نمایی افتاد و نه فریب سفیدنمایی را خورد؛ واقعیت، جایی میان این دو روایت است. بهترین توصیف برای موقعیت ایران چنین است: دامنه لغزان!
چرا دامنه؟ به خاطر آنکه بر اساس شاخص‌هایی که سنجش‌گر میزان توسعه‌یافتگی‌اند ما در میانه جهان ایستاده‌ایم.
و چرا لغزان؟ به خاطر آنکه در برخی شاخص‌ها که کم هم نیستند، یا در جا زده‌ایم، یا عقب‌گرد داشته‌ایم یا از رقابت با متوسط جهان یا رقبای منطقه‌ای جا مانده‌ایم. ایران در دامنه لغزان است هم به خاطر محدودیت‌های برون‌زا مانند تحریم و هم به خاطر انباشت بحران‌های برآمده از سیاست‌های غلط داخلی و این لغزندگی باعث شده که پیشرفت‌هایی که در برخی دهه‌ها داشته‌ایم را از دست بدهیم.

☑️⭕️تجویز راهبردی
باید این دامنه لغزنده را به رسمیت بشناسیم. در صورتی که درها بر همین پاشنه بچرخد، سیاست‌ها همین بماند و مسیر کشورداری تغییر نکند؛ به خاطر لغزندگی، آنچه امروز داریم شاید رویای فردای ما باشد. باور نمی‌کنید؟ رشد اقتصادی، خانواده‌های زیر خط فقر و شاخص فلاکت الان را با ۱۳۸۰ که سال فوق‌العاده‌ای هم از نظر اقتصادی نبود مقایسه کنید! همین‌ها نشان می‌دهد که کار به جایی رسیده که ۱۳۸۰ برای ما یک رویا شده.

باید نگران بود یا امیدوار؟
جواب: هم‌زمان هم امیدواری هم نگرانی. چرا که بر اساس شاخص‌ها، در کنار ۸ نقطه نگران‌کننده (تنهایی و حاشیه‌نشینی جهان، آزادی سیاسی محدود، آزادی اقتصادی نامطلوب، کارآمدی حکمرانی رو به افول، تعصبات جنسیتی (در سیاست و اشتغال)، امنیت سرمایه‌گذاری بسیار پایین، حقوق مالکیت نامطلوب و مشروعیت پایین حکومت) ایران ۸ نقطه امیدوارکننده دارد (موقعیت جغرافیایی، سرمایه انسانی، کاهش چشمگیر نابرابری جنسیتی (در آموزش و سلامت)، مهارت‌های میان‌فرهنگی و انسجام اجتماعی بالا، ظرفیت بالای نوآوری، انواع قدرت (نرم، سخت و ترکیبی)، ذخایر طبیعی و جذابیت‌های گردشگری و اندازه جمعیت و بازار بزرگ).

ترکیب استراتژی‌های اهرم‌ساز (Leveraging) در کنار استراتژی‌های آزادساز (Unblocking) می‌تواند نجات‌بخش باشد. اولی برای نقاط امیدوارکننده و دومی برای نقاط نگران‌کننده.
 
@Dr_Lashkarbolouki
Telegram گنجینه گزارش جامع جایگاه ایران در مقایسه با کشورهای جهان
  • 👍 177
  • 👎 20
Post #435 33.7K
🔲⭕️آیا کار ایران تمام است؟ راهی برای خلاصی از ساختارهای قفل شده هست؟
مجتبی لشکربلوکی

 
مدتی برای طرح ایران ۲۰۳۵ (طرحی مردم نهاد و غیردولتی برای آینده ایران) روی موقعیت ایران در شاخص‌های بین‌المللی کار کردم. با همه محدودیتی که شاخص‌های بین المللی دارند اما تصویری -هر چند نه جامع و نه دقیق و نه کاملا منصفانه- از وضعیت ایران ارایه می‌دهند. در این گزارش‌ها ما بلا استثناء در شاخص‌هایی که ساختارهای حکمرانی را نشان می دهد پایین تر از متوسط جهانیم و در برخی شان نه تنها از میانگین جهانی پایین تریم که وضعیت مان در طول زمان بدتر هم شده
شاخص ادراک فساد، رتبه ۱۵۳
شاخص حکمرانی خوب، رتبه ۱۲۵
شاخص حقوق مالکیت، رتبه ۱۱۳
شاخص آزادی اقتصادی، رتبه ۱۶۹
خب آیا این بدان معناست که کار ما تمام شده؟ و توسعه در ایران به بن بست رسیده؟ به نظر من جواب نه است!

چه چیزی من را امیدوار نگاه می دارد؟ در روزگاری که همه ما با دیدن کژنهادها (نهادهای کژکارکرد)، پوسیدگی نظام کشورداری و فرسودگی سازوکارهای حکمرانی، دچار نوعی «خستگی تاریخی» شده‌ایم، جرات می‌خواهد که میان «بن‌بست ساختاری» و «فقدان امکان» تفاوت گذاشت. ساختارها در بسیاری از حوزه‌ها ناکارآمد، ناسازگار و قفل‌کننده‌اند؛ اما این به معنای فقدان امکان توسعه نیست. این موضوع را بیشتر توضیح می دهم اول از منظر نظریات علمی و سپس تجربیات تاریخی.
 
در بخش عمده‌ای از تاریخ علوم اجتماعی، تمرکز بر جبرگرایی ساختاری بود؛ به طوری که ساختارهای کلان (نظیر طبقه، قانون، فرهنگ و دولت) بازیگران اصلی تحلیل محسوب می‌شدند و نقش عاملیتِ فردی به حاشیه می‌رفت. این تسلط تا ظهور نظریه‌پردازانی چون آنتونی گیدنز (استاد دانشگاه کمبریج) و مارگارت آرچر (استاد دانشگاه وارویک) ادامه داشت. این دو متفکر، با وجود اختلاف نظرهای عمیق در یک نکته مشترک بودند: انسان ها عروسک نیستند که فقط تابع ساختار و شرایط باشند، بلکه انسان ها می توانند با تصمیم‌ها و کنش‌هایشان، ساختارها را حفظ کنند یا تغییر دهند.
 
☑️⭕️چهار مثال تاریخی را با هم مرور کنیم!
نمونه اول؛ بنگلادش؛ در دهه ۱۹۷۰، نظام بانکی رسمی این کشور، فقرا و زنان روستایی را اساساً به رسمیت نمی‌شناخت. در چنین وضعی، محمد یونس در سال ۱۹۷۶ با یک اقدام کوچک اما سرنوشت‌ساز در روستای جبره، تنها ۲۷ دلار از پول شخصی خود را به ۴۲ زن فقیر قرض داد (تقریبا نفری نیم دلار)؛ اقدامی که بعدها به الگوی اعتبار خرد و سپس بانک گرامین با پوشش ۱۰ میلیون نفر و تسهیلات ۱.۴ میلیارد دلار شد. محمد یونس هم برنده جایزه نوبل صلح انجامید.

نمونه دوم: کنیا؛ در میانه دهه ۲۰۰۰، بخش بزرگی از جمعیت کنیا نمی توانستند حساب بانکی داشته باشند، هزینه انتقال پول بالا بود و حکومت ناتوان از حل مساله! در چنین فضایی، M-Pesa در سال ۲۰۰۷ راه‌اندازی شد، بدون آنکه منتظر اصلاح نظام بانکی توسط حکومت بماند، مبتنی بر فناوری امکان انتقال پول، پرداخت و پس‌انداز را برای میلیون‌ها نفر فراهم کرد.
خب ممکن است بگویید همه این ها نمونه های خارجی اند. صبر کنید. دو نمونه آخر در مورد ایران است:

نمونه سوم ایران؛ در سرزمینی خشک و کم‌آب، آن هم در دوره‌هایی که دولت مرکزی نه توان فنی کافی داشت و نه حضور مؤثر محلی، این جوامع محلی بودند که با دانش بومی، همکاری جمعی و قواعد عرفی، نظامی پیچیده برای حفر قنات، نگهداری و توزیع آب پدید آوردند.

نمونه چهارم ایران؛ جنبش مدارس جدید مردمی در دوره قاجار یک مثال بسیار درخشان است به‌ویژه کوشش‌های حسن رشدیه و شبکه‌ای از خیرین، انجمن‌ها و خانواده‌ها که با وجود ضعف ساختارهای رسمی، برای تأسیس و توسعه مدارس نوین پیش‌قدم شدند. این جامعه بود که با هزینه خود، با ریسک خود و با امید خود، بنیان بخشی از آموزش جدید را گذاشت.

شاید ایران درگیر نوعی قفل‌شدگی نهادی (Institutional Lock-in) است؛ یعنی نهادها به‌گونه‌ای شکل گرفته‌اند که هم مسیر توسعه را مسدود می کند و هم تغییر خودشان دشوار شده. اما ایران به بن بست نرسیده، در لحظات این چنینی، این انسان‌های خلاق‌اند که امیدی در برابر ساختارهای چلاق هستند. جامعه‌ای که هنوز می‌اندیشد، می‌آفریند، سازگار می‌شود و راه می‌گشاید، هرگز جامعه‌ای تمام‌شده نیست. کنشگر خلاق نه مطیع و نه قربانی ساختارهای چلاق نیست، بلکه در شکاف‌های آن، در لحظات سست شدن آن، و در فرصت‌های پنهان آن، امکان تازه خلق می‌کند.

☑️⭕️تجویز راهبردی
باید برای اصلاحات ساختاری تلاش کرد اما از خلاقیت های انسانی، ابتکارات میدانی و نتوکراسی (شکل گیری شبکه هایی موقت و موضوع محور از خبرگان و نخبگان غیردولتی برای حل یک مساله عمومی در تعامل با حکومت) نباید غافل بود.
ایران، اگر هنوز انسان‌های خلاق، مسئول و امیدوار دارد، هنوز امکان توسعه دارد. با وجود ساختارهای چلاق به خاطر کنشگران خلاق به آینده ایران امیدوارم.

@Dr_lashkarbolouki
  • 👍 247
  • 👎 41
Post #434 22K
چقدر آزادیم؟ چقدر کامیابیم؟.pdf1 MB
🔲⭕️ ما ایرانیان چقدر آزادیم؟ چقدر کامیابیم؟

این گزارش کوتاه به این ۳ سوال پاسخ می دهد؛
◽️ایران از منظر شاخص های آزادی و کامیابی کجای جهان ایستاده است؟
◽️ایران در مقایسه با دو رقیب منطقه ای (ترکیه و عربستان) چه وضعیتی دارد؟
◽️آیا واقعا ایران توسعه ناپذیر است؟

توضیح ۱: طرح ایران ۲۰۳۵ یک طرح دولتی نیست بلکه با هزینه شخصی و حمایت بخش خصوصی در حال انجام است.
توضیح ۲: ایران ۲۰۳۵ (یا ایران ۱۴۱۴ ) قرار نیست به سند چشم انداز مانند ۱۴۰۴ منجر شود بلکه قرار است به اولویت های راهبردی کشور برای دهه پیش رو ختم شود. این طرح چهار بخش دارد که بخش اول آن بیش از بیست فصل است در این فایل یکی از فصول بیست گانه بخش اول این طرح ارایه شده است.
توضیح ۳: هر شاخصی که توسط یک مرجع بین المللی پایش و گزارش می شود شامل محدودیت ها و مفروضاتی است و لزوما همه واقعیت را به تمامی نشان نمی دهد.

@Dr_Lashkarbolouki
  • 👍 119
  • 👎 21
Post #433 28.1K
شاخص کیفیت خواص.pdf1.6 MB
🔳⭕️ این روزها درگیر طرح ایران ۲۰۳۵ هستم. در بخشی از این مسیر (شناخت جایگاه ایران در جهان بر اساس ۵۰ شاخص و گزارش بین المللی) به شاخصی برخوردم که جالب بود نتایج آن را اینجا به اشتراک می گذارم. نقش خواص (نخبگان) در ایران چیست؟ ارزشمندند یا ارزش خوارند؟

@Dr_Lashkarbolouki
  • 👍 112
  • 👎 8
Post #430 34.9K
🔲⭕️سیندرلا چگونه دستگیر شد!
مجتبی لشکربلوکی


کسی که پلیس لندن به او لقب «سیندرلا» داده بود، دستگیر شد. داستان چیست؟ اسپنسر دوارته حدود دو ماه پیش و سوار بر دوچرخه‌ برقی، گوشی عابری را در لندن دزید و فرار کرد. چند نفر او را تعقیب کردند و در جریان تعقیب و گریز، کفش ورزشی‌اش از پایش درآمد و جا ماند. او موفق شد فرار کند، اما پلیس با استفاده از دی‌ان‌ای به‌جا مانده در آن کفش، هویتش را شناسایی کرد و بازداشت شد. تصاویر دوربین مداربسته نشان می‌داد او تنها با یک کفش صحنه جرم را ترک کرده. این مدرک غیرقابل‌انکار باعث شد او در دادگاه به جرم خود اعتراف کند.
سرقت گوشی‌های تلفن همراه در سال‌های اخیر در بریتانیا، بویژه در انگلستان و ولز، افزایش چشمگیری داشته است. بسیاری از سارقان نه فقط به دنبال گوشی‌های هوشمند و گران‌قیمت، بلکه به دنبال اطلاعات ارزشمند ذخیره‌ شده در آن هم هستند.
جهت یادآوری (هرچند احتمالا نیازی نیست) سیندرلا یکی از مشهورترین قصه‌های کلاسیک جهان است؛ دختری مهربان و فقیر که پس از مرگ پدرش، تحت ظلم نامادری و دو خواهر ناتنی‌اش زندگی می‌کند. روزی شاهزاده جشن بزرگی برگزار می‌کند، اما نامادری مانع رفتن سیندرلا می‌شود. با کمک یک پری مهربان، لباس زیبا، کالسکه جادویی و کفش‌های شیشه‌ای به او داده می‌شود تا در جشن شرکت کند. اما جادو فقط تا نیمه‌شب دوام دارد. سیندرلا هنگام بازگشت سریع در آخرین لحظه، یکی از کفش‌هایش خود را جا می‌گذارد. شاهزاده عاشق او می‌شود و برای یافتنش، کفش را به پای دختران سراسر سرزمین امتحان می‌کند. در نهایت کفش تنها به پای سیندرلا می‌خورد و شاهزاده او را پیدا کرده و با او ازدواج می‌کند.

☑️⭕️تحلیل و تجویز راهبردی:
هر حرکت ما یک داده است. هر داده یک ردپا. و همین ردپا می‌تواند در لحظه‌ای سرنوشت ما را تغییر دهد؛ درست مثل آن کفش ورزشی که سرنوشت دوارته را تعیین کرد. دوربین‌های شهری، گوشی‌های هوشمند، سنسورها، تراکنش‌های آنلاین و حتی نشانگرهای زیستی مانند دی.ان.ای همگی می‌تواند مسیر ما را ردیابی کنند. این برای ما به عنوان یک شهروند چه معنایی دارد؟

۱) رد پای دیجیتال مهم است.
ردپای دیجیتال فقط یک اصطلاح نیست. مجموعه‌ای از تمام نشانه‌هایی است که از خود در فضای آنلاین و دستگاه‌ها برجای می‌گذاریم. این ردپا می‌تواند هویت ما را آشکار کند، مسیر زندگی‌مان را تحت تأثیر قرار دهد و حتی علیه ما استفاده شود. پس باید هم آگاه باشیم و هم توانمند در مدیریت آن.

۲) داده های دیجیتال مهم است.
تلفن‌های همراه به مخزنی از هویت، اطلاعات، حساب‌های مالی، عکس‌ها، رمزها و ردپای دیجیتال تبدیل شده‌اند، ارزش واقعی آن‌ها دیگر فقط در سخت‌افزار نیست، بلکه در «گنجینه داده‌ها»ست. پس باید نسبت به حفاظت امنیت آن حساس/توانمند باشیم.

۳) دارایی های دیجیتال مهم اند.
امروز اکثر دارایی‌های ما دیجیتال‌اند یا از طریق ابزار دیجیتال قابل دسترسی‌اند: از حساب بانکی و کیف پول رمزارزی بگیر تا رمز گاو صندوق شخصی که در موبایل مان ذخیره کرده ایم.

۴) حریم دیجیتال مهم است.
جمع‌آوری داده ها بخشی از روال اداری و زندگی امروزند. اما مرز امنیت و حریم شخصی باید روشن باشد. ما باید نسبت به میزان ورود دولت یا هر نهاد دیگری به حریم خود، آگاه، حساس و کنش‌گر باشیم. پرسش کلیدی این است: «چگونه می‌توان امنیت را حفظ کرد بدون اینکه آزادی کاهش پیدا کند؟» حضور پیش از حد دولت در حریم ما، تجاوز رسمی است.

۵) هجوم دیجیتال مهم است.
موضوع فقط دزدی گوشی یا ردپای دیجیتال نیست. جهان امروز با پدیده‌ای روبه‌روست که به آن «جنگ نامرئی» می‌گویند؛ جنگی که نه پل‌ها را هدف می‌گیرد و نه پادگان‌ها را و نه کاری با زیرساخت ها و تاسیسات دارد. هدف اصلی ذهن ماست: باورها، احساسات، اعتماد و گفت‌وگوهای روزمره. نام این جنگ نامرئی چیست؟ جنگ شناختی است. میدان اصلی جنگ امروز، ذهن انسان‌هاست از طریق مهندسی اطلاعات عموما دیجیتال.
در چنین جهانی، هر شهروند باید سه سلاح ذهنی داشته باشد:
• سواد رسانه‌ای
• سواد دیجیتال
• تفکر انتقادی
در جهان پرشتاب امروز این سه توانایی فقط سه مهارت لوکس و تشریفاتی نیستند؛ شرط لازم برای داشتن یک ذهنِ آزاد، آگاه و آرام هستند.

فراموش نکنیم، جهان عوض شده است. سیندرلای گذشته با اندازه پای فیزیکی شناسایی می شد اما سیندلاری زمانه ما با ردپای دیجیتال.

@Dr_Lashkarbolouki
  • 👍 158
  • 👎 1
Post #429 24.7K
🔲⭕️من به زندگی رای می دهم!
مجتبی لشکربلوکی


زمانی که سایه جنگ روی یک کشور می‌افتد، ناگهان همه چیز کمی کند می‌شود. تصمیم‌ها به تعویق می‌افتد. خریدها عقب می‌افتد. قرارهای کاری و غیرکاری لغو می‌شود. آدم‌ها بیشتر از قبل به آینده فکر می‌کنند و کمتر از قبل خرج می‌کنند. این واکنشی طبیعی-غریزی است. وقتی آینده نامطمئن می‌شود، ذهن انسان می‌گوید: «احتیاط کن. نگه دار. صبر کن.» همان چیزی که در ژاپن پس از سونامی رخ داد. در ادامه بیشتر توضیح می دهم و می گویم که چگونه ژاپن آن را مدیریت کرد.

خب اگر این احتیاط جمعی طولانی شود، کم‌کم یک چرخه خطرناک شکل می‌گیرد.
من تصمیم می‌گیرم فعلاً کتاب نخرم.
کسی دیگر می‌گوید اصلاح موهایم را بعداً انجام می‌دهم.
یکی خرید کت و شلوار سالانه اش را عقب می‌اندازد.
دیگری لباس یا لوازم آرایشی نمی‌خرد.
دختر و پسری جوان؛ عروسی شان را به عقب می اندازند.
هر کدام از این تصمیم‌ها به تنهایی کوچک به نظر می‌رسند. اما وقتی میلیون‌ها نفر هم‌زمان همین تصمیم را بگیرند، ناگهان بخش بزرگی از اقتصاد کشور وارد حالت تعلیق و توقف می‌شود.
کافه‌ای که هر روز ده‌ها مشتری داشت، حالا صندلی‌های خالی دارد.
آرایشگاهی که چند نفر در آن کار می‌کردند، مشتری ندارد.
کتاب‌فروشی‌ای که با عشق اداره می‌شد، فروشش به صفر رسیده.
رستوران‌ها، فروشگاه‌ها، خشکشویی ها، سینماها، سالن‌های ورزشی و صدها شغل دیگر با کاهش مشتری روبه‌رو می‌شوند.
مشتری کمتر یعنی درآمد کمتر.
وقتی درآمد کم می شود، کارمند کمتر می‌شود و بیکاری زیادتر.
وقتی کار کمتر شود، نگرانی مردم بیشتر می‌شود.
و وقتی نگرانی بیشتر شود، مردم کمتر خرج می‌کنند.
این همان چرخه شوم رکود است: مردم خرج نمی‌کنند چون اقتصاد کند شده و اقتصاد کند می‌شود چون مردم خرج نمی‌کنند. اقتصاد یک ماشین نیست که با یک دکمه روشن شود. اقتصاد شبیه جریان خون در بدن است؛ تا وقتی حرکت دارد، زندگی ادامه دارد. اگر این جریان کند/متوقف شود، تمام بدن جامعه ضعیف می‌شود.

تجربه ژاپن:
پس از زلزله و سونامی بزرگ ژاپن در سال ۲۰۱۱، بسیاری از شهرهای این کشور دچار نوعی «رکود روانی» شدند. حتی در مناطقی که آسیب فیزیکی جدی ندیده بودند، مردم کمتر بیرون می‌رفتند، کمتر خرید می‌کردند و بسیاری از فعالیت‌های عادی زندگی را متوقف کرده بودند. فروش رستوران‌ها، فروشگاه‌ها و مراکز تفریحی در برخی شهرها بیش از ۲۰ درصد کاهش یافت. اقتصاددانان ژاپنی گفتند مشکل فقط تخریب زیرساخت‌ها نبود؛ مشکل بزرگ‌تر «توقف زندگی روزمره» بود. برای شکستن این فضا، یک حرکت اجتماعی جالب شکل گرفت. رسانه‌ها، شهرداری‌ها و فعالان اجتماعی پیامی ساده را تکرار کردند: «زندگی را ادامه دهید.»
مردم تشویق شدند به رستوران‌ها بروند، از فروشگاه‌های محلی خرید کنند، سفرهای داخلی انجام دهند و فعالیت‌های عادی زندگی را از سر بگیرند. این کار فقط برای تفریح نبود؛ برای زنده نگه داشتن اقتصاد بود.

اقتصاد کشور فقط با کارخانه‌های فولاد و پتروشیمی نمی‌چرخد. اقتصاد با خریدهای کوچک روزمره مردم حرکت می‌کند
هر خرید کوچک، حقوق روزانه یک نفر است
هر مشتری، امید یک کسب‌وکار است
هر فعالیت روزمره، ضربان قلب اقتصاد است

☑️⭕️تجویز راهبردی:
در روزهای بحران، شجاعت فقط در میدان‌ و خیابان معنا پیدا نمی‌کند. بلکه در روشن نگه داشتن چراغِ دکان هم هست. گاهی شجاعت یعنی ادامه دادن زندگی. یعنی اجازه ندادن که ترس، چراغ دکان ها را خاموش کند.
البته این به معنی بی‌احتیاطی یا نادیده گرفتن واقعیت‌ها نیست. هیچ جامعه‌ای در بحران نمی‌تواند مثل روزهای عادی زندگی کند. اما تفاوت بزرگی وجود دارد بین «احتیاط» و «توقف کامل».
گاهی یک خرید کوچک فقط یک خرید نیست؛ یک رأی است به ادامه زندگی. یک تیر است به قلب دشمن.
پس در روزهای سخت، یک تصمیم ساده می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند: زندگی را متوقف نکنیم و اجازه ندهیم چرخه ترس، چراغ اقتصاد را خاموش کند.

و اما دو پیشنهاد به مدیران کشور:
مدیران اقتصادی و مالی: تزریق نقدینگی هوشمند به بخش‌های کلیدی. مانند کارت خرید، یارانه خدمات، یا کارت های اعتباری با محل مصرف مشخص، کمک می‌کند جریان پول در بخش‌هایی که بیشتر آسیب دیده‌اند دوباره فعال شود.
مدیران فرهنگی و شهرداری ها: این که سراسر شهر و رادیو و تلویزیون را پر کنیم از بیلبوردها و محتوا جنگ محور کار درستی نیست. (می دانم که بر من خواهید شورید اما صبر کنید و تا انتهای متن را بخوانید) این کار با نیت خیر است و دمیدن روح حماسه در جان مردم اما زیاده روی یعنی سیگنال اضطراب، تنش و توقف و تعطیل اقتصاد. نیمی از محتوا و بیلبوردها را به کسب وکارها و زندگی تخصیص دهید. بعلاوه راه اندازی فستیوال های تجاری فرهنگی و بازارچه های محلی.

ایران نیازمند کمپین دوباره زندگی است حتی در میانه جنگ و دست کم سه ماه بعد از پایان آن.

@Dr_lashkarbolouki
  • 👍 208
  • 👎 16
Post #428 21.3K
🔲⭕دعای تحویل سال نو برای ایران امروز
مجتبی لشکربلوکی


خدایا!
در سال جدید به ما بیاموز دیگران هم فهم و شعور دارند ولی ممکن است نگاه و نظر متفاوتی به امور داشته باشند. به ما بیاموز سریعا به کسی که همفکر ما نیستند خام، خائن، فریب خورده یا فریب کار نگوییم.


مهربانا!
شرایط سختی را می گذارنیم، همه ما در سختی هستیم اما به ما بیاموز که انسانیت یعنی بخشش در شرایط دشواری. بخشش در زمانه بی نیازی ارزشمند است اما بخشش در زمانه ابهام و التهاب، نشانه انسانیت. به ما علاوه بر لذت خوردن و پوشیدن، لذت خوراندن و پوشاندن را نیز بیاموز.


مهربان خداوندا!
ما مصیبت زده ایم. دل هایمان داغدار و چشمانمان اشکبار. مگذار که اندوه مصیبت هایی که با آن روبرو شده ایم، چراغ امید را از دست ما بگیرد و بر زمین بیاندازد و خاموش کند. ما دوباره بر خواهیم خواست. دوباره تلاش خواهیم کرد و دوباره خواهیم ساخت. اگر امیدی باشد. آری! اگر امید باشد با هر اندوهی کنار خواهیم آمد.


بزرگوارا!
مدت هاست این واژگان از لغت نامه زندگی ما حذف شده اند: «حق با شماست، اشتباه کردم، نمی دانم، من به این موضوع تسلطی ندارم» این واژگان زیبا را دوباره در لغت نامه مغز ما آپلود (بارگذاری) کن.


دانا خداوندا!
ما دچار سواد مصنوعی شده ایم. تعداد اخبار زیاد در همه زمینه ها، منجر به این شده که خفگی اطلاعاتی و فقر تحلیلی داشته باشیم. به ما عمیق خوانی (و نه سطحی خوانی) و عمیق اندیشی ارزانی دار.


ای زنده و زندگی بخش!
به ما بیاموز زندگی فراتر از خوردن و پوشیدن، کار و کسب، خریدن و فروختن است. «زنده مانی» را با «زندگانی» اشتباه نگیریم. به ما تعالی، معنویت و حقیقت را ارزانی دار.


خداوندا!
به ما بیاموز در همه امور صاحب نظر نباشیم و در همه امور به راحتی اظهار نظر قطعی نکنیم. قطعیت و جزمیت ما را از ما بگیر و جایش تواضع و تردید را جایگزین کن. خشونت کلامی و خشونت فکری را از ما بگیر چرا که این دو زمینه ساز خشونت فیزیکی، برادرکشی و خواهرکشی است.


خدایاا!
در سال جدید اوضاع جهان ما– نه فقط ایرانیان که همه جهانیان- رو به خوبی و خوشی و هم‌زیستی دگرگون کن
و برای احوال جان ما– فراتر از کامیابی و شادکامی این جهانی- تعالی و رستگاری آن جهانی را رقم بزن.


پروردگارا!
تقدیری رقم بزن که انتهای سال ما تبریک گفتنی باشد و نه ابتدای سال ما.
ما به مقلب القلوبی تو دل بسته ایم و به محول الحولی ات چشم دوخته ایم. دست و قلب و چشم ما را ناامید برنگردان.

آمین

@Dr_Lashkarbolouki
  • 👍 199
  • 👎 8
Post #427 33K
🔳⭕️ در سکوت سنگین پس از بحران،
در تلخی نفس گیر بعد از ویرانی
درست زمانی که همه راه ها به بن‌بست می‌رسند، حسی در آدمی متولد می‌شود که تاریکی را نه یک پایان، بلکه بستری برای طلوعی دوباره می‌بیند. نام این نوزاد امید است.

امید، انتظارِ منفعلانه برای معجزه نیست؛ بلکه جسارتِ برافروختنِ یک شمع در اوج تاریکی است، دقیقا زمانی که دیگران معتقدند خورشید برای همیشه خاموش شده


نمی دانم چه زمانی دوباره آفتاب سر بر می آورد، اما آنقدر ایمان دارم که از همین حالا طلوع اش را تبریک بگویم.

طلوع دوباره خورشید پیشاپیش مبارک!
چراغ امید و انتظارتان گرم و تابان


مجتبی لشکربلوکی
زمان: در انتهای شب ۱۴۰۴
  • 👍 815
  • 👎 50
Post #426 81.2K
🔳⭕ برسد به دست مدیران ارشد کشور!
مجتبی لشکربلوکی


بدیهی است نهادهای امنیتی و قضایی و انتظامی، گزارش های مختلفی به مدیران ارشد کشور خواهند داد که چرا کار به اعتراضات رسید؟ اما نگرانم بخاطر ملاحظات اداری، سیاسی و روانی واقعیت را به زبان صریح و شفاف مطرح نکند.
فرصت کردم با چند معترض گفتگو کنم (با معترض و نه اغتشاشگر و تخریب‌گر). برخی از آنان «اعتراض اولی» بودند و برخی هم «اعتراض چندمی» و اینک حاصل گفتگو. چرا مردم اعتراض می کنند؟ به ۵ دلیل!

۱) بی افقی: اوایل دهه ۹۰شمسی یکی از وزرای اسبق برای فرصت مطالعاتی به چین رفته بود (حدود ۱۵سال پیش) می گفت چینی هایی که دیده بود زندگی نکبت باری داشتند. وضعیت بهداشت و زندگی شان قابل مقایسه با ایران آن‌روز نبود. اما بسیار امیدوار بودند چرا که می دیدند حکومت هر چند وقت یکبار منطقه به منطقه کل ساختمان ها را کف بُــر و تخریب می کرد و ساختمان نو می ساخت و تحویل می داد. مردم در نکبت زندگی می کردند اما چشم انداز روشنی داشتند. چرا که پیش خودشان می گفتند این ماه نه؛ ماه بعدی و امسال نه؛ سال بعدی بالاخره نوبت ما هم می شود. معترضانی که با آنان به گفتگو نشستم هیچ تصویر روشنی از آینده ندارند. (بحران بی آیندگی جمعی یا بی رویایی ملی)
شرایط برهه حساس کنونی، باعث شده ما همواره در حال عبور از این بحران برای کسب آمادگی برای بحران بعدی باشیم. «سیاست از این ستون به آن ستون»

۲) نداشتن نماینده: جمع کثیری از مردم احساس می کنند که نماینده واقعی و موثر در حاکمیت ندارند. یعنی نمی‌دانند که چه کسی، منافع، دغدغه، اولویت های آنان را در درون حاکمیت به صورت موثر تا حصول نتیجه پیگیری می‌کند.

۳) نداشتن کانال: د ر دنیا احزاب، اصناف و تشکل‌ها، محلی برای تجمیع و تلفیق نظرات، گفتگو، رایزنی مردم با حکومت است. ما در ایران مسیر آسانی برای انتقال معطوف به نتیجه نظرات نداریم. اینکه بگوییم مردم حرف هایشان را بزنند دقیقا چگونه؟ و به چه کسی؟ فرض کنید کسی منتقد سیاست فیلترینگ باشد، دقیقا به کجا باید مراجعه کنم؟ منتقد بدون کانال تبدیل می شود به معترض!

۴) تصور جهان‌های موازی
: معترضان می گویند ما در ده سال گذشته کمتر گوشت مصرف می کنیم (بر اساس آمار مصرف گوشت قرمز به حدود یک سوم ده سال پیش رسیده) کمتر سفر می رویم، بیشتر قرص اعصاب می خوریم اما مسوولان محترم از پیشرفت و رشد و توسعه صحبت می کنند. انگار که ما در جهان های موازی زندگی می کنیم.

۵) انتخاب «کمتر بدتر» در برابر «خیلی بهتر»: در طول سالیان گذشته هر بار به مردم گفته ایم برای اینکه اوضاع خیلی بد نشود فعلا گزینه «کمتر بدتر» را انتخاب کنیم. اما کسانی هستند (خارج از حکومت) که گزینه خیلی بهتر را نوید می دهند (راست یا دروغ). معترض امروز همان مردمی هستند که دیگر از گزینه «کمتر بدتر» خسته شده و به گزینه «خیلی بهتر» دل بسته.

فرمول ساده شده: نارضایتی (دلایل ۱ و ۵) + ناامیدی (دلایل ۲ و ۳ و ۴) = ناآرامی و اعتراضات سازمان نیافته
بسیار مهم است بین اعتراضات سازمان نیافته و اغتشاشات سازمان یافته تفکیک قائل شویم.

در لابه لای این گفتگوها دو نکته توجهم رو جلب کرد:
۱) عبور از مراجع ۴گانه؛ روزی روزگاری در همین سرزمین ۴ مرجع فکری و سیاسی وجود داشت: مراجع تقلید و روحانیان، پدر و مادر، روشن‌فکران و افراد شاخص سیاسی. این جمع معترضی که دیدم از همه این ها عبور کرده‌اند. شاید ما وارد جامعه بی‌مرجع شده باشیم. نمی‌دانم! فقط همین قدر می‌دانم که مراجع سنتی مدت هاست توسط جامعه کنار گذاشته شده‌اند و این در کنار یک جامعه اتمیزه تشکل‌نایافته نگران‌کننده‌تر هم می‌شود، چرا؟ چون اصلا فرض کن دولت خواست با معترضان مذاکره کند، دقیقا با چه کسی و چگونه؟
۲) شکاف ۵۰ساله؛ روسای قوای سه گانه، رئیس مجمع تشخیص و دبیر شورای عالی امنیت ملی همه در دهه هفتم و هشتم زندگی شان هستند در حالی که جمع کثیری از معترضان هنوز دهه دوم زندگی شان را کامل نکرده اند. این شکاف سنی ۵۰ ساله باعث می‌شود دیالوگ دشوار شود. تعامل مدیران ارشد متعلق به ۷٪ بالای هرم سنی(بالای ۶۵ سال) با ۹۳٪ جامعه زیر ۶۵ سال تعامل آسانی نیست.

☑️⭕ سوال راهبردی:
این معترضان (و نه تخریب گران) همان مردم کوچه و بازار و مدرسه و اداره اند. همان پرستارانی که در کرونا جان فشانی کردند. همان دانش آموزان و ورزشکارانی که در المپیادها و المپیک ها به نام ایران طلا گرفتند. باور دارم اگر همین معترضان پایش بیفتد شانه به شانه نیروهای نظامی و انتظامی مدافع امنیت این سرزمین خواهند بود در برابر اغتشاش گران و تخریب گران و مزدوران. اما اگر همان 5 دلیل بالا باقی بماند با گفتار درمانی صرف، با برخورد قضایی و انتظامی تنها و با محدودسازی رسانه‌ای می توان شعله های آتش را مهار کرد اما با آتش زیر خاکستر چه می کنیم؟
ایرانمان برقرار، یکپارچه و به دور از گزند

@Dr_Lashkarbolouki
  • 👍 570
  • 👎 107
Post #425 35.6K
برندگان‌وبازندگان25سال‌سرمایه‌گذاری.pdf2 MB
🔲⭕️این گزارش برای همه کسانی که نگران سرمایه شان هستند، مفید است و به سه سوال مهم جواب می دهد:

▪️در بازه های ۵ و ۱۰ و ۲۵ ساله کدام بازارها بیشترین میزان بازده را داشته اند؟

▪️کدام بازارها بیشترین نوسان بازده را داشته اند؟

▪️بهترین گزینه سرمایه گذاری با در نظر گرفتن همزمان بازده و ریسک چیست؟

❗️هشدار: برخی نتایج این بررسی بیست و پنج ساله خلاف انتظار شماست!

تهیه کنندگان:
مشاوره سرمایه دایان
مدیریت سرمایه دایموند

Website | Instagram | Linkedin | Telegram
  • 👍 76
  • 👎 9
Post #424 32.7K
🔲⭕️هفتاد همت؛ حماقت یا خدمت؟
مجتبی لشکربلوکی


یکی از مدیران ارشد سابق فضای مجازی گفته مردم سالانه ۷۰ هزار میلیارد تومان (همت) پول فیلترشکن می دهند. این را بگذارید کنار اینستاگرام با ۳۱ و تلگرام با ۲۴ میلیون کاربر فعال در اوج محبوبیت و کاربری‌. معنای این دو گزاره کنار هم چیست؟ شکست سیاست فیلترینگ!

برای اینکه اهمیت این مبلغ رو درک کنیم:
اصلا ۷۰ همت نه و بلکه نصف آن درست باشد یعنی ۳۵ همت؛ معادل هزینه ساخت ۳۰ هزار خانه کوچک و صاحب خانگی ۹۰ هزار نفر (سالانه).
سال ۱۴۰۳، با ۲۸ همت ۱۱ هزار زندانی جرایم غیرعمد آزاد شدند. یعنی با این پول می شد هزاران زندانی آزاد و هزاران خانواده شاد شوند.
سال گذشته مجموع بودجه عمرانی ۱۵ استان از سیستان و بلوچستان تا کردستان سرجمع کمتر از ۳۵ همت بود
دقت کنید نمی گویم اگر این ۳۵ همت صرف فیلترینگ نمی شد، صرف این امور می شد می خواهم بگویم داریم راجع به چه عددی صحبت می کنیم!

بی انصافی است اگر استدلال طرف مقابل را نشنویم:
◽️در هفتاد همت اغراق شده و اقعیت کمتر از این هاست [که نصف آن را در نظر گرفتیم]
◽️بخش قابل توجه وی.پی.ان برای امور کاری و علمی و دور زدن تحریم هاست و نه فیلترینگ داخلی. برخی حتی با سیم کارت سفید مجبورند وی.پی.ان بخرند. پس همه این مبلغ به خاطر فیلترینگ داخلی نیست.
◽️در پاسخ به توسعه جاسوس افزارها به خاطر فیلترینگ: فیلترشکن های معروف حاوی بدافزار نیستند مگر آنکه سرویس های جاسوسی هماهنگ کنند که این موضوع در مورد اپ های فیلترنشده هم احتمالش هست.
◽️در گذشته حدود چهار ترابایت از شش ترابایت کل کشور اینستا بود (دو سوم) که بعد فیلتر به کمتر از یک سوم رسید. به محض رفع فیلترینگ دوباره برمیگردد. هیچ کشوری کل ترافیکش را به یک پلتفرم (مانند اینستا) می‌دهد؟
◽️اثرات تخریبی اینستا در خانواده ها وحشتناک است. چرا امری که این قدر مضر است را آزاد بگذاریم؟
◽️خیلی از کشورها مشروط به پذیرش همکاری اینستا دسترسی را باز می کنند. ما حتی برای بستن صفحات فروش اسلحه و مواد مخدر نمی توانیم از اینستا درخواست کنیم و پاسخگویی ندارند.

علی رغم شش بند بالا (که برخی از آن ها را انصافا قابل تامل می دانم) از منظر سیاست‌گذاری، اصرار بر فیلترینگ با وجود آمارهای خیره‌کننده کاربران، مصداق شکست سیاست (Policy Failure) است با دو نشانه:

◽️عدم تناسب ابزار و هدف؛ ابزاری که این همه هزینه برایش داده شده (فیلترینگ) به هدف (کاهش دسترسی و کاربری) نرسیده.

◽️پیامدهای ناخواسته: پیامدهایی که مورد نظر سیاست گذار نیست اما نتیجه ناخواسته اجرای آن سیاست است. پیامد ناخواسته این سیاست چیست؟ شکل‌گیری بازار سیاه چند ده همتی که منجر به خروج سرمایه از اقتصاد مولد (حماقت اقتصادی) و تضعیف امنیت سایبری (ریسک امنیتی) و از همه مهم تر نفرت شهروندان از سیاست گذاران (تبعات اجتماعی) شده.

فیلترینگ، یک مالیات پنهان و تحمیلی چندین همتی است؛
مالیاتی که نه به دولت می‌رسد و نه حتی قابل تجمیع به یک سرمایه گذاری ملی است جلوی چشمان ما دود می شود و می رود هوا

سیاست‌های شکست‌خورده چرا ادامه پیدا می کنند؟
این یک نمونه است. ایران نمایشگاه سیاست‌های شکست خورده است؛ در اقتصاد، «قیمت گذاری دستوری»، در حوزه اجتماعی، «رویکردهای اقتدارگرا» و در سیاست خارجی، «تصلب در دیپلماسی». اما چرا ادامه پیدا می کند؟

دست کم سه دلیل دارد:

◼️منفعت کثیف ذینفعان: گاهی «گروه‌های ذینفع» که از وضع موجود (مانند فروش فیلترشکن یا توزیع رانت ارزی) سود می‌برند، مانع از اصلاح سیاست‌ می‌شوند و تبدیل می شوند به «گروه فشار».
◼️هزینه روانی و سیاسی پذیرش اشتباه: هزینه‌ بازگشت از یک سیاست غلط برای سیاست گذار بیش از هزینه ادامه دادن آن است. یعنی برای سیاست گذار افت دارد که بگوید اشتباه کردم!
◼️تصلب شناختی (Cognitive Rigidity): سیاست‌گذار با وجود شواهد قطعی مبنی بر ناکارآمدی، از بازنگری در سیاست اولیه خود ناتوان است و به جای اصلاح، بر تکرار خطا اصرار می‌کند. اینجا دیگر نه منفعت مطرح است و نه هزینه روانی پذیرش اشتباه، سیاست گذار اصلا درک نمی کند که اشتباه کرده.

جهان چگونه این مساله را حل می کند؟ یکی از روش هایش گردش آزاد در عرصه قدرت است. اگر سیاست مداری اشتباه کرد اشکالی ندارد. بالاخره انسان است و جایز الخطا. ولی اگر به علتی از علت های سه گانه (منفعت گروه های فشار یا به ترس از پذیرش اشتباه یا تصلب) حاضر به کنار گذاشتن سیاست شکست خورده نیست، آنگاه مردم سیاست مدار را عوض می کنند تا سیاست ها هم عوض شود. پس در عمل گردش آزاد قدرت، مکانیزمی برای «خروج و تعویض سیستماتیک» سیاست گذاران شکست‌خورده یا متصلب یا ناسالم است.

سخن آخر: در مورد تشخیص خودم متصلب نیستم، شاید سیاست فیلترینگ، «بهترین گزینه ممکن» باشد اما ایکاش کسی از این بهترین گزینه ممکن به زبان صریح و ساده دفاع کند.

@Dr_Lashkarbolouki
  • 👍 164
  • 👎 5
Post #423 31.1K
چرا کشورها سقوط می کنند؟.pdf1.3 MB
🔲⭕️چرا کشورها سقوط می کنند؟
مجتبی لشکربلوکی

موسسه رند (RAND) یکی از معتبرترین اندیشکده های جهان است. برخی از مهم ترین ابزارهای مدیریتی و نظریه های سیاستی جهان در همین اندیشکده مطرح و جهانی شده است. این موسسه یک گزارش منتشر کرده است در مورد سقوط و نوسازی حکومت ها، کشورها و تمدن ها.

این گزارش باعث شد که توجه من به این موضوع جلب شود و این نوشتار حاضر با الهام از این گزارش شروع شد و به فراتر از مرزهای آن رفت. در این نوشتار به این سوال جواب می دهیم که چه می شود که یک کشور یا حکومت یا تمدن به سمت سقوط و افول می رود و چگونه می تواند خود را بازسازی و نوسازی کند؟


@Dr_Lashkarbolouki
  • 👍 128
  • 👎 2
Post #422 28.5K
🔲⭕️نازی آباد یا تیک تاک؟ مساله این است!
مجتبی لشکربلوکی

مرحوم پدرم، حافظه فوق العاده ای داشت و همچنین ذهنی بی نظیر. همزمان تقویم، ماشین حساب و دفترچه تلفن متحرک بود. اما نسل ما حافظه و توان محاسبه مان را برون‌سپاری کرده ایم. دیگر برای به‌خاطر سپردن شماره تلفن، آدرس‌ها یا حتی تاریخ‌های مهم و ضرب و تقسیم، مغز خود را درگیر نمی‌کنيم. ما عملاً از مغز/حافظه بیرونی استفاده می کنیم: گوشی های هوشمند و اپ ها. فقط همین؟ نه مساله بیش از این هاست. پنج مثال دیگر می زنم.

◽️توانایی ما در پیدا کردن مسیر و حس جهت‌یابی فضایی به اپلیکیشن‌های مسیریاب (مانند نشان و گوگل‌مپس) برون‌سپاری شده. بدون این اپ ها زمین‌گیر می‌شویم.

◽️ساعت‌های هوشمند و مچ‌بندهای پایش سلامت، ضربان قلب، خواب و کالری ما را رصد می‌کنند. سلامت ما دیگر صرفاً یک وضعیت درون تنی نیست، بلکه مجموعه داده‌ای است که فناوری آن را تولید، تحلیل و گزارش می‌کند. قبلا خودمان به حس مان اعتماد می کردیم که حالمان خوب است یا نه؟ اکنون آن ها باید بگویند که ما خوبیم یا نه؟!

◽️قبلا من ساکن یک ساختمان بودم، عضو یک محله بودم و شهروند یک منطقه. اما اکنون مهم تر از همسایگی و هم محلگی و همشهری بودن، روابط و هویت اجتماعی دیجیتالی ام است. هویت من بیش از همسایگی و هم محلگی و هم شهری گری به شبکه های اجتماعی وابسته است. حذف شدن ناگهانی از این شبکه‌ها، نه تنها یک ابزار ارتباطی، بلکه بخش بزرگی از هویت ما را نابود می‌کند. اگر خاطرتان باشد وقتی آدم ها به هم می رسیدند یکی از 10 سوال اول این بود: بچه کجایی؟ جواب: نازی آباد. اما با این روندی که می رویم ممکن است اینکه در کدام شبکه اجتماعی عضو کدام گروه هستی یا صاحب کدام کانال یا صفحه بیشتر تعیین کننده باشد.

◽️تصمیم‌گیری‌: پیامک های پیشنهاد یا تخفیف عملا ماشه تصمیمات ما شده اند. نشسته ایم داریم فیلم نگاه می کنیم پیامک می آید تور لحظه آخری با تخفیف 50% و برنامه هفته بعد ما تغییر می کند. یا هنگام خرید آنلاین، الگوریتم‌های پیشنهاددهنده تصمیم‌های ما را هدایت می‌کنند. انتخاب ما در نهایت نتیجه درهم‌تنیدگی با چند فناوری است.

◽️و در آخر فناوری‌های تولید متن به جای ما فکر می کنند، به جای ما نقد می کنند، به جای ما مطلب می نویسند. کما اینکه بخشی از همین متنی که شما تا اینجا خواندید توسط ابزارهای هوش مصنوعی تدوین شده. ابزارهایی که فرآیند تولید ایده‌ و نوشته‌های ما را به یک گفت‌وگوی مداوم با ماشین تبدیل کرده‌اند. خروجی نهایی، حاصل درهم‌تنیدگی هوش انسانی و هوش مصنوعی است. عملا ما با ذهن گسترش یافته Extended Mind روبرو هستیم. ذهن از مرز بدن فراتر می‌رود و فناوری بخشی از فرایند شناختی می‌شود.

هر چه گشتم برای این مگاترند واژه خوبی پیدا کنم، چند اصطلاح پیدا کردم اما به دلم ننشست. فکر می کنم نام این پدیده را باید بگذاریم «فن تنیدگی»! یعنی در هم تنیدگی عمیق انسان و فناوری به گونه ای که دیگر معلوم نیست که کجا انسان به پایان می رسد و کجا فناوری آغاز می شود چنان در هم تنیده که تفکیک شان دیگر ممکن نیست. مثالش آنکه الان هویت برخی نه به عنوان یک انسان بلکه به عنوان عضو شبکه های اجتماعی معنا پیدا می کند. بسیاری از بلاگرها، اینفلوئنسرها و سلبریتی های مجازی اگر دسترسی به شبکه های اجتماعی نداشته باشند هویت و موقعیت خود را از دست می دهند. مثل آنکه از محله شان (نازی آباد) اخراج شده باشند.

☑️⭕️تجویز راهبردی:
در برابر فن‌تنیدگی چه می توان کرد؟ مجمع جهانی اقتصاد هر چند سال فهرستی از مهارت های کلیدی پیش رو ارایه می دهد. در آخرین نسخه ای که ارایه کرده یک سری مهارت ها هستند که به آن ها گفته مهارت‌های محوری و یکی از آن‌ها سواد فناوری است. خُب سواد فناوری به چه معناست؟ آن را می‌توان در سه بعد اصلی و مرتبط به هم تعریف کرد:

◼️درک چیستی و ریشه های فناوری: داشتن درک پایه از مفاهیم اصلی فناوری، مانند اینکه یک سیستم هوش مصنوعی چگونه آموزش می‌بیند. آگاهی از ریشه‌های فناوری، چگونگی تکامل آن و تأثیرات متقابل آن با فرهنگ و جامعه.
◼️کاربست عملی فناوری: توانایی استفاده مؤثر و کارآمد از ابزارهای فناوری جدید برای حل مسائل کاری و شخصی
◼️ارزیابی انتقادی فناوری: مهم‌ترین بُعد سواد فناوری، توانایی ارزیابی آگاهانه و انتقادی فناوری است؛ یعنی بتوانیم مزایا، ریسک‌ها، ملاحظات اخلاقی و تأثیرات اجتماعی یک فناوری (مانند حریم خصوصی در شبکه‌های اجتماعی یا سوگیری در هوش مصنوعی) را درک کنیم.

ایکاش سواد فناوری راهی به دبستان ها و دبیرستان ها پیدا کند. سواد فناوری کمک می‌کند تا در عصر فن‌تنیدگی، به کارگیرنده ابزار‌ (Tool User) باشیم، نه ابزارشونده و ابزار شده (Tool Used). یعنی «کاربرِ ابزار» بمانیم، نه «ابزارِ ابزار» و در زمانه فوران فناوری، همچنان یک انسان به معنای دقیق کلمه باشیم و بمانیم.

@Dr_Lashkarbolouki
  • 👍 144
  • 👎 3
Older posts →

About this channel

How can I read @dr_lashkarbolouki without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for مجتبی لشکربلوکی: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does مجتبی لشکربلوکی have?
مجتبی لشکربلوکی (@dr_lashkarbolouki) has 29.1K subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does مجتبی لشکربلوکی know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →