TGViewer
Channel Public Channel
ایبنا (خبرگزاری کتاب ایران)

ایبنا (خبرگزاری کتاب ایران)

@ibna_official

خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)
Ibna.ir

شماره تماس تحریریه ایبنا:
۰۲۱۶۶۹۶۶۲۰۶

📬 ارتباط با سرویس رسانه های اجتماعی ایبنا :

@ZA20241403


📌 ایبنا را در شبکه‌های اجتماعی با آدرس زیر دنبال کنید:


@ibna_official
Subscribers
2.53K
Photos
25.9K
Videos
751
Links
26K

Showing posts older than #32053 · Back to latest

Older Posts 20 shown
Post #32052 97
🔰آرش فرهنگ‌فر در گفت‌وگو با ایبنا مطرح کرد؛
روایت اشتباه نباید به منبع تاریخ موسیقی تبدیل شود

🔸آرش فرهنگ‌فر، با تأکید بر ضرورت ثبت به‌موقع و دقیق خاطرات هنرمندان موسیقی، می‌گوید: روایت‌های شفاهی اگر بدون بررسی و در زمان نامناسب ثبت شوند، ممکن است دستخوش خطا شده و بعدها به‌عنوان منبع تاریخی مورد استناد قرار گیرند

🔸فرهنگ‌فر با اشاره به یکی از نمونه‌های مربوط به یک تنبک قدیمی و نفیس که روایت‌های متفاوتی درباره آن وجود دارد، می‌گوید: در خاطرات مهدی کمالیان آمده که پدرم (ناصر فرهنگ‌فر) تنبکی را در یک مهمانی می‌شکند؛ آن تنبک متعلق به درویش‌خان بوده و هم‌اکنون متعلق به سعید میرحسینی است. اما واقعیت این است که این تنبک را حسن مشحون به پدرم هدیه داده بود. تنبک اهدایی حسن مشحون الان دست محسن کثیرالسفر، تنبک درویش خان متعلق به من و نخستین تنبک پدرم متعلق به سعید میرحسینی است.

🔸فرهنگ‌فر با تأکید بر اینکه مکتب هنری نباید در تقلید از استاد متوقف شود، بیان کرد: به‌روز نگه داشتن نگاه خودم باعث شد با تکیه بر مکتب فرهنگ‌فر این کتاب را بنویسم. اگر فقط به مکتب پدر تکیه کنم و آن مکتب جریان نداشته باشد، از بین می‌رود. وقتی تکاپو داریم و تلاش می‌کنیم و مطالب نو و جدید را اضافه می‌کنیم، مکتب ریشه‌دار می‌شود و ادامه پیدا می‌کند. هیچ‌کدام از شاگردان ما شبیه هم نیستند. حتی دیدگاه من با پدرم فرق دارد و این بسیار مهم است. در مکاتب هنری وقتی همه عین استادان ساز می‌زنند، پیشرفتی رخ نمی‌دهد.


ibna.ir/x6K7j

@ibna_official
ایبنا روایت اشتباه نباید به منبع تاریخ موسیقی تبدیل شود آرش فرهنگ‌فر، با تأکید بر ضرورت ثبت به‌موقع و دقیق خاطرات هنرمندان موسیقی، می‌گوید: روایت‌های شفاهی اگر بدون بررسی و در زمان نامناسب ثبت شوند، ممکن است دستخوش خطا شده و بعدها به‌عنوان منبع تاریخی مورد استناد قرار گیرند.
Post #32051 99
.🔰بررسی کارنامه فریدون مشیری به مناسبت صدمین سالروز تولدش؛
بهزاد خواجات: فریدون مشیری سردمدار نحلهٔ تغزلی رمانتیک است

🔸بهزاد خواجات، شاعر و پژوهشگر، گفت: در نحلهٔ تغزلی رمانتیک، که مشیری را من سردمدار این جریان می‌دانم یا می‌شود گفت به نوعی موفق‌ترین، ما با نوعی خیر محض مواجهیم؛ یعنی خیر و داناییِ آفرینش در مقابل شر و پلیدی، و اینکه در نهایت خیر و خوبی و شادی و آزادگی بر مسائل اهریمنی و بر جلوه‌های اهریمنی همیشه پیروز است. برای همین شما می‌بینید که مثلاً در شعر مشیری ما همیشه با نور و روشنی و جلوه‌های زیبای خلقت مواجهیم و شاعر مخاطب خودش را نسبت به بدی‌ها انذار می‌دهد و پرهیز می‌دهد.

🔸وقتی ما به جایگاه مشیری در شعر امروز ایران نگاه می‌کنیم، می‌بینیم که او در جریانی جای می‌گیرد که ما آن را «شعر رمانتیک، تغزلی یا عاشقانه» می‌نامیم. به‌باب توضیح عرض کنم که پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و بسته شدن فضای جامعه، شعر انقلابی و شعر سیاسی که بازار بسیار داغی داشت، برای مدتی به‌واسطهٔ این فضای بسته در محاق می‌رود و امکان انتشار پیدا نمی‌کند.

🔸اصولاً فریدون مشیری چندان اهل چالش با جامعه یا چالش با مفاهیم سیاسی و این‌ها نیست. اساساً شعر مشیری بر یک بستر آرام و رام اتفاق می‌افتد و این در زبان شعر مشیری هم هویداست؛ که می‌بینیم از زبانی نرم، از زبانی آرام و رام استفاده می‌کند. هیچ‌گونه فعالیت خاص زبانی و پیشروانه‌ای در شعر اتفاق نمی‌افتد، چون شعرش به این مسئله اساساً نیازی ندارد.

🔸من اساساً مشیری را در روند تفکر پوچ‌گرایانه نمی‌بینم؛ یعنی اتفاقاً او را در آن سوی این تفکر می‌بینم — یعنی شاعری که امید دارد، عشق دارد، و حتی از بدی‌ها هم که حرف می‌زند به امید این است که بدی‌ها جای خودشان را به عشق و امید بدهند. اصولاً ما چرا باید بگوییم که مشیری اصلاً می‌خواسته راهکاری برای عبور از یأس پیدا کند، حتی اگر مأیوس بوده؟ چون شاعر با شعرش نمی‌خواهد به یک فرایند روان‌درمانی یا یک فرایند درمانی برسد؛ او می‌خواهد جایگاه خود و نگاه خود را در جهان با دیگران به اشتراک بگذارد. بنابراین حالا اگر من بخواهم خیلی کلی‌تر بگویم، من اساساً نسبتی بین پوچی و مشیری نمی‌بینم؛ اگر هم باشد، که لحظه‌ها و آنات خیلی گذراست که چندان کلیت شعر او را تحت تأثیر قرار نمی‌دهد.

🔸مشیری یکی از چهره‌های برتر شعر امروز است و به نظر من یک چهرهٔ برتر شعر نو تغزلی در شعر امروز. حالا اینکه آیا این شعر هنوز هم جایی برای خواندن و خوانش دارد یا نه، خوب، کسی که می‌خواهد شعر بخواند و جریان شعر امروز ایران را بررسی کند، بله، باید همهٔ این‌ها را بخواند، همهٔ این‌ها را با نقدشان بررسی کند و ببیند که از نظر تاریخی چگونه شعر امروز چهره‌های متعددی به خود دیده و هر چهره چه چیزی برای شعر امروز ما به یادگار گذاشته است.


ibna.ir/x6KbV

@ibna_official
ایبنا بهزاد خواجات: فریدون مشیری سردمدار نحلهٔ تغزلی رمانتیک است بهزاد خواجات، شاعر و پژوهشگر، گفت: در نحلهٔ تغزلی رمانتیک، که مشیری را من سردمدار این جریان می‌دانم یا می‌شود گفت به نوعی موفق‌ترین، ما با نوعی خیر محض مواجهیم؛ یعنی خیر و داناییِ آفرینش در مقابل شر و پلیدی، و اینکه در نهایت خیر و خوبی و شادی و آزادگی بر…
Post #32050 142
🔰به مناسبت سالروز تولد مادر کتابداری مرجع ایران؛
نوش‌آفرین انصاری؛ سردار ۸۷ ساله کتابداری ایران

🔸️اگر پوری سلطانی فن کتابداری را ساخت و توران میرهادی انسان پرورد، نوش‌آفرین انصاری کتابخانه را به جامعه پیوند زد. بانوی نامدار فرهنگ ایران، در ۸۷ سالگی کارنامه‌ای درخشان از نهادسازی را پیش‌رو دارد.

🔸️وقتی از بانوان بزرگ کتابداری ایران صحبت می‌کنیم؛ باید به نسلی که آن‌ها تربیت کردند، نهادهایی که تاسیس کردند و فرهنگی که به جا گذاشتند یا تاثیری که بر افق فکری رشته کتابداری داشتند، اشاره کنیم. به‌عنوان مثال خانم توران میرهادی، انسان پرورش داد، پوری سلطانی مبانی فنی رشته کتابداری را پایه‌گذاری کرد و نوش‌آفرین انصاری میان انسان، حرفه کتابداری و جامعه پیوند برقرار کرد، میراث این سه بانوی برجسته حوزه کتابداری پیش از آنکه در کتاب‌ها تجلی پیدا کند در آدم‌هایی باید جست‌وجو کرد که بعد از آن‌ها راه این استادان را ادامه داده‌اند. انصاری ثابت کرد کتابخانه می‌تواند بیشتر از یک ساختمان باشد، کتابداری می‌تواند بیشتر از شغل باشد و کتاب می‌تواند بیشتر ازیک شی فرهنگی بخشی از زندگی اجتماعی یک ملت باشد. این استاد سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران معتقد است: «او فقط کار فرهنگی نکرده، بلکه فرهنگ کار فرهنگی را نهادینه کرده است.

🔸️کتابخانه ملی در طول دوره کتابداری ایران تنها یک مخزن نهاد یا ساختمان یا سازمان اداری نیست؛ بلکه یک نهاد مادر، برای حرفه کتابداری است. جایی که حافظه میراث مکتوب کشور، مستند آموزش، سازمان‌دهی دانش و هویت حرفه کتابداری در این سازمان به یکدیگر می‌رسند و نوش‌آفرین انصاری نیز در اکثر نوشته‌ها و گفت‌وگوهای علمی خودش نگاهش به کتابخانه ملی از همین نظر بوده است. مقاله او با عنوان «تاثیر کتابخانه ملی بر آموزش کتابداری و اطلاع‌رسانی» نشان می‌دهد که او به نقش کتابخانه ملی در ساختن و پرورش دادن یک حرفه مانند کتابداری تاکید دارد و این کتابخانه را صرفا یک نهاد فرهنگی نمی‌داند. نکته مهم این است که استادان پیشکسوت و حرفه‌مندان کتابداری فقط در کنار کتابخانه ملی حضور نداشتند و به تاثیر کتابخانه ملی و نقش این نهاد مهم در شکل‌گیری کتابداری ایران هم فکر کردند.

🔸تعامل نوش‌آفرین انصاری با کتابخانه ملی را باید در سه سطح بررسی کرد؛ در سطح نخست گفت‌وگوهای حرفه‌ای درباره مسائل کتابداری و جایگاه کتابخانه‌ها و به‌ویژه کتابخانه ملی است، در سطح دوم نقش کتابخانه ملی در آموزش و شکل‌گیری حرفه کتابداری را مد نظر قرار داده و در سطح سوم، خودش به یکی از راویان حرفه‌ای تاریخ کتابداری تبدیل شده و کتابخانه ملی این روایت را برای آیندگان ثبت کرده است.

🔸️انصاری از طریق دانشکده کتابداری به کتابداران، با شورای کتاب کودک به کودکان و نوجوانان خدمت کرد. او از راه تعامل با دانشگاهیان و استادان بزرگ کتابداری مانند ایرج افشار، عبدالله انوار، پوری سلطانی، آقای دانشی و سینایی و جهانداری که از دوستان و همکاران نزدیک نوش‌آفرین انصاری بود؛ توانست با استادان بزرگ کتابداری ارتباط بگیرد. مرادی معتقد است: اگر نوش‌آفرین انصاری را مادر کتابداری مرجع و کتابداری اجتماعی بدانیم که کتاب و کتابخانه را در خدمت جامعه آورد؛ گزاف نگفته‌ایم.

🔸میراث ماندگار نوش افرین انصاری فقط آثار مکتوب ،شورای کتاب کودک و تاسیس و انتشار دانشنامه کودک و نوجوان نیست. انصاری چهار میراث ماندگار در حوزه کتابداری دارد؛ یکی میراث نهادی است؛ یعنی او شرایط کار فرهنگی را برای دیگران مهیا کرده است، مهم ترین میراث انصاری شاید چیزی است که خودش تولید نکرده؛ بلکه امکان تولید آن را برای دیگران فراهم کرده است.

ibna.ir/x6Kdz

@ibna_official
ایبنا نوش‌آفرین انصاری؛ سردار ۸۷ ساله کتابداری ایران کتابداری که شازده قجری است، پدربزرگش نخستین وزیر امور خارجه ایران و پدرش سفیر است؛ می‌تواسنت دیپلمات قابلی هم شود اما او شیفته خدمت بود نه تشنه قدرت.
Post #32049 110
🔰تاریخچه چاپ و نشر در ایران- ۱۹/ اصفهان؛
ارامنه چگونه ۳۰۰ سال پیش در اصفهان تجربه چاپ را شکل دادند؟

🔸 تجربه چاپ در جلفای نو از یک نیاز فرهنگی و آموزشی برای تأمین کتاب دانش‌آموزان از حوالی سال ۱۶۳۸ میلادی آغاز شد، اما به‌تدریج به تجربه‌ای برای تولید بومی کتاب انجامید؛ تجربه‌ای که با شبکه تجاری و فرهنگی ارامنه پیوند خورد و بخشی مهم از تاریخ چاپ و نشر اصفهان را شکل داد.

🔸آرشیو کلیسای وانک می‌تواند برای بازسازی بخش‌هایی از این تاریخ اهمیت ویژه‌ای داشته باشد؛ زیرا در آن، اسناد و اوراقی درباره فعالیت چاپخانه، کارکنان آن و نمونه‌های چاپی دوره‌های مختلف نگهداری شده است. این اسناد در کنار خود کتاب‌های چاپ‌شده، امکان بررسی تفاوت میان چاپخانه و ناشر و نیز مسیر تاریخی گذار از چاپ مذهبی به تولیدات متنوع‌تر را فراهم می‌کنند.

🔸ایده چاپ در اصفهان از یک نیاز مشخص آموزشی و فرهنگی آغاز شد؛ یعنی فراهم کردن کتاب برای نسل جدیدی که در مدرسه آموزش می‌دید. تا پیش از آن، طبیعی بود که نسخه‌های خطی، چه آثاری که ارامنه با خود آورده بودند و چه آثاری که پس از استقرار در اصفهان نوشته می‌شدند، جایگاه اصلی را داشته باشند.


🔸در همان دوره‌هایی که فعالیت چاپ در اصفهان با مشکل مواجه بود، ارامنه در نقاط دیگری از هند تا شهرهای مختلف اروپا فعالیت‌های چاپی خود را توسعه دادند.

🔸بسیاری از این ارتباطات از جلفای نو شکل می‌گرفت. خانواده‌هایی از جلفای نو به نقاط دیگر مهاجرت می‌کردند، شبکه‌های تجاری خود را شکل می‌دادند و فعالیت‌های مختلف فرهنگی را نیز در همان نقاط دنبال می‌کردند. در زمینه چاپ هم بخشی از این تجربه در خارج از اصفهان ادامه پیدا کرد. یعنی اگر امکان ادامه فعالیت در اصفهان فراهم نبود، ایده و تجربه چاپ در دیگر مراکز ارمنی متوقف نمی‌شد.

🔸آرشیو ظرفیت زیادی دارد، اما باید توجه کرد که این آرشیو همچنان در حال بازنگری و سامان‌دهی است. بخشی از اسناد و اوراق مرتبط با فعالیت‌های مختلف، از جمله چاپخانه، در آن وجود دارد.

🔸در مورد چاپخانه، فهرست‌هایی از افرادی که در آن کار کرده‌اند وجود دارد و نمونه‌های چاپی نیز اهمیت زیادی دارند. اما این اسناد الزاماً به ما نمی‌گویند که یک ناشر مشخص چه کسی بوده یا یک مؤسسه انتشاراتی با چه ساختاری فعالیت می‌کرده است.

ibna.ir/x6JX3

@ibna_official
ایبنا ارامنه چگونه ۳۰۰ سال پیش در اصفهان تجربه چاپ را شکل دادند؟ اصفهان- تجربه چاپ در جلفای نو از یک نیاز فرهنگی و آموزشی برای تأمین کتاب دانش‌آموزان از حوالی سال ۱۶۳۸ میلادی آغاز شد، اما به‌تدریج به تجربه‌ای برای تولید بومی کتاب انجامید؛ تجربه‌ای که با شبکه تجاری و فرهنگی ارامنه پیوند خورد و بخشی مهم از تاریخ چاپ و نشر…
Post #32048 104
🔰امتداد یک سنتی ادبی که ویرجینیا وولف پایه‌گذاری کرد؛
رمانی بحث برانگیز با شخصیتی الهام گرفته از ناتالی پورتمن

🔸رمان بحث‌انگیز زندگی ام (Life of M) تازه‌ترین اثر ریچل کاسک، تازه‌ترین اثر در سنت هجو افراد مشهور است؛ سنتی که از ویرجینیا وولف تا «شیطان پرادا می‌پوشد» امتداد دارد. روایتی که مرز میان تخیل ادبی و زندگی ناتالی پورتمن را نشانه می‌رود.

🔸رمان کاسک در امتداد سنتی ادبی قرار می‌گیرد که می‌توان آن را «زیست‌شایعه» (biogossip) نامید؛ آثاری که بر وسوسه و کنجکاوی پیرامون چهره‌های واقعی استوارند. حدود یک قرن پیش، ویرجینیا وولف با رمان اورلاندو (Orlando) و بازتاب پیوندش با ویتا سکویل-وست چنین موجی آفرید. در سال ۲۰۰۲، لورن وایسبرگر با رمان شیطان پرادا می‌پوشد (The Devil Wears Prada) سایه سنگین آنا وینتور را بر جهان مد تصویر کرد و در سال ۲۰۱۸، لیسا هالیدی در عدم تقارن (Asymmetry) تجربه زیسته خود با فیلیپ راث را دستمایه داستانی چندلایه ساخت.

ibna.ir/x6JML

@ibna_official
Post #32047 140
🔰تقویت مغز و مهارت‌های اجتماعی؛
چرا داستان خواندن فقط سرگرمی نیست؟

🔸پژوهش‌های جدید نشان می‌دهد مطالعه، به‌ویژه خواندن داستان و ادبیات داستانی، تنها برای تقویت حافظه و توانایی‌های شناختی مفید نیست؛ بلکه می‌تواند مهارت ما در درک احساسات، دیدگاه‌ها و تجربه‌های دیگران را نیز تقویت کند و به شکل‌گیری نگرشی پیچیده‌تر و عمیق‌تر نسبت به جهان کمک کند.

🔸مطالعه داستانی علاوه بر تقویت شناخت اجتماعی، می‌تواند جهان ذهنی ما را گسترش دهد و درکمان را از پیچیدگی‌های زندگی افزایش دهد.

🔸نویسندگان بزرگ، ناظران دقیق وضعیت انسانی هستند و می‌توانند ما را با تجربه‌هایی روبه‌رو کنند که خارج از محدوده معمول زندگی‌مان قرار دارند.

🔸باتریک می‌گوید خواندن در واقع مواجهه با تفاوت است؛ مواجهه با ذهنی متفاوت، مکانی متفاوت و روشی متفاوت برای نگاه کردن به جهان.

🔸مهم‌ترین توصیه این است که از مطالعه لذت ببریم. کتاب خواندن نباید تجربه‌ای خشک و اجباری باشد. هر چیزی که واقعاً از خواندن آن لذت می‌بریم، می‌تواند انتخاب خوبی باشد.


ibna.ir/x6JJX

@ibna_official
ایبنا چرا داستان خواندن فقط سرگرمی نیست؟ پژوهش‌های جدید نشان می‌دهد مطالعه، به‌ویژه خواندن داستان و ادبیات داستانی، تنها برای تقویت حافظه و توانایی‌های شناختی مفید نیست؛ بلکه می‌تواند مهارت ما در درک احساسات، دیدگاه‌ها و تجربه‌های دیگران را نیز تقویت کند و به شکل‌گیری نگرشی پیچیده‌تر و عمیق‌تر نسبت…
Post #32046 266
🔰آخرین جلد مجموعه «تاریخ اندیشه روسیه» منتشر شد؛
تجربه روسی مدرنیته

🔸جلد چهارم از مجموعه «تاریخ اندیشه روسیه» نوشته ویلیام لدربارو و درک آفورد به ترجمه عباس جنگ از سوی نشر بزنگاه در دسترس علاقه مندان قرار گرفته است.

🔸«تاریخ اندیشه روسیه» تلاشی است برای ترسیم این مسیر پرفرازونشیب و نشان دادن پیوند میان اندیشه‌های روسی و تحولات اجتماعی، سیاسی و فرهنگی‌ای که این کشور را در دو قرن اخیر شکل داده‌اند. در این چهار جلد، اندیشه روسی همچون میدانی زنده و چندصدایی تصویر می‌شود؛ میدانی که در آن نویسندگان، فیلسوفان، منتقدان، دانشمندان، انقلابیون، محافظه‌کاران و متفکران دینی، هر یک از منظر خود به مسأله روسیه پرداخته‌اند. از چادایِف، بلینسکی، هرتسن، چرنیشفسکی، داستایِفسکی، تالستوی و سالاویُف تا بردیایِف، باختین، لوسِف، مارکسیست‌های شوروی و نظریه‌پردازان علم، این مجموعه نشان می‌دهد که اندیشه در روسیه همواره پیوندی مستقیم با زندگی تاریخی و اجتماعی داشته است.

ibna.ir/x6K95

@ibna_official
Post #32045 262
🔰یادداشت مهری پریرخ در آستانه سالروز تولد نوش‌آفرین انصاری؛
کتابدار نواندیش

🔸مهری پریرخ، استاد بازنشسته رشته کتابداری دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی-دانشگاه فردوسی، به‌مناسبت سالروز تولد نوش‌آفرین انصاری، درباره این کتابدار نواندیش و پیشرو نوشت.

🔸نواندیشی این استاد فرهیخته در مورد نقش کتابخانه در مدارس و پیشرفت تحصیلی، زمینه گفتمان در مورد «کتابخانه قلب مدرسه است» را باز کرد. بر پایه این مکتب فکری،‌ ارزش گنجانیدن کتابخانه مدارس در برنامه درسی زمینه موضوع تحقیقات دانشگاهی و گفت‌وگو در همایش‌ها شد. گرچه نظام آموزشی هیچ‌گاه از این درب باز شده برای تحول در برنامه‌های درسی استفاده نکرد ولی نتیجه این گفت‌وگوها و پژوهش‌ها بستر دانشی لازم را برای تغییر آماده کرده است. با این حال، جامعه پیشرو نسبت به این دیدگاه بی‌تفاوت نبوده است. شاهد اثربخشی این نگاه نو به آموزش در گروه‌های مردم‌نهاد هستیم. آن‌ها با تأسیس کتابخانه در مناطق محروم و در برخی از مدارس خصوصی از این مکتب فکری پیروی کرده و کتاب را وارد نظام فکری و برنامه‌های درسی کرده‌اند.

🔸او با تاسیس شورای کتاب کودک، ادبیات کودک را صاحب خانه و هویت کرد. علاقه‌مندان آن از سرگردانی رهایی یافته و محفلی پیدا کردند که در آنجا می‌توانند بگویند، نظر دهند، بشنوند، بخوانند و منتشر کنند. ارزیابی انتشارات ادبیات کودک، بر پایه روندی علمی و خلاقانه و اعلام منظم نتایج، کاری جسورانه، وقت‌گیر و ارزنده بوده است.

ibna.ir/x6KcK

@ibna_official
ایبنا کتابدار نواندیش مهری پریرخ، استاد بازنشسته رشته کتابداری دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی-دانشگاه فردوسی، به‌مناسبت سالروز تولد نوش‌آفرین انصاری، درباره این کتابدار نواندیش و پیشرو نوشت.
Post #32044 179
🔰مولف کتاب «جاده‌های ناتمام»:
زندگی زنی که با جنگ همخانه بود

🔸محبوبه عزیزی، مولف کتاب «جاده‌های ناتمام» گفت: تعامل با همسر یکی از فرماندهان عالی‌رتبه سپاه باعث شد من در مصاحبه و تدوین این زندگی تجربه‌های جدیدی پیدا کنم که تا به حال نداشتم. کار با آن‌ها ظرافت‌ها و دقت نظرها و ملاحظاتی دارد که در مصاحبه‌های عادی کمتر مطرح می‌شود از این جهت من بعد از این کار به تجربه تازه‌ای رسیدم.

🔸«جاده‌های ناتمام» از آن دست روایت‌هایی است که به جرأت می‌توان گفت بخشی از پازل تاریخ شفاهی جنگ تحمیلی را کامل می‌کند. در واقع جنگ را از دید کسانی روایت می‌کند که هر چند به صورت مستقیم در خط مقدم درگیری با دشمن قرار نداشتند اما به مناطق درگیری نزدیک بودند و محل‌هایی زندگی‌شان مدام زیر گلوله‌باران و بمباران هواپیماهای دشمن قرار داشت اما هرگز نخواستند شریک زندگی خودشان را تنها بگذارند و به مناطق امن بروند و بر عهد خویش با همسران‌شان پایبند ماندند.

🔸 سیر طبیعی کتاب ایجاب می‌کند که از یک فضای آرام فرهنگی خانوادگی به اتفاق‌های خشونت‌بار جنگ پرتاب شود و ناخودآگاه زندگی تغییر می‌کند و تغییر زندگی و سبک آن در طول کتاب نمود می‌یابد؛ در ابتدا می‌خواهیم با راوی آشنا شویم دختری که در خانواده عزیزکرده و دردانه است و یکباره به واسطه زندگی تازه و رویارویی با موقعیت جدید به فضای متفاوتی پرتاب می‌شود و این باید در متن کتاب نمایان می‌شد و خواننده آن را درمی‌یافت؛ این چیزی نبوده که من بخواهم برجسته‌اش کنم، خود راوی و زندگی‌اش به این سمت می‌رود. در واقع این یک سفرنامه است سفر به زندگی خانم بشردوست که از سرزمین سرسبز بابلسر شروع می‌شود و در جاده‌های خشک جنوب و در کوهستان‌های غرب ادامه می‌یابد. زندگی‌ که پیوسته سایه جنگ را بالای سر خود دارد و ناگزیر از جابه‌جایی در جاده‌هاست.


🔸من به عنوان نویسنده نمی‌توانم اطلاعات خلق کنم وقتی راوی بیش از این ورود نمی‌کند یا یادش نیست یا دوست ندارد وارد شود یا نمی‌داند آن زمان مدت کوتاهی کنار هم بودند و ارتباط معمولی داشتند حالا که شامل زمان شده این فرماندهان مطرح و شناخته شده هستند آن زمان در بین بعضی از همسرهای آن‌ها ارتباطی بیش از این نبوده است. اگر هم بوده باید راوی نقل می‌کرده و با وجود کنکاش من چیزی بیش از این نقل نکرده است.

ibna.ir/x6K5Q

@ibna_official
ایبنا زندگی زنی که با جنگ همخانه بود محبوبه عزیزی، مولف کتاب «جاده‌های ناتمام» گفت: تعامل با همسر یکی از فرماندهان عالی‌رتبه سپاه باعث شد من در مصاحبه و تدوین این زندگی تجربه‌های جدیدی پیدا کنم که تا به حال نداشتم. کار با آن‌ها ظرافت‌ها و دقت نظرها و ملاحظاتی دارد که در مصاحبه‌های عادی کمتر…
Post #32043 132
🔰روایت عشق اسماعیل یغمایی به باستان‌شناسی و میراث فرهنگی؛
باستان‌شناس عاشق
جایگاه یغمایی را باید با «ترازوی عشق» سنجید

🔸سیدمحمد بهشتی با اشاره به ویژگی‌های شخصیتی و حرفه‌ای اسماعیل یغمایی، از او به‌عنوان نمونه‌ای از «باستان‌شناس عاشق» یاد کرد و گفت: عشق، برخلاف بسیاری از انتخاب‌های انسانی، امری ارادی نیست و نمی‌توان درباره عاشق‌شدن تصمیم گرفت. به گفته او، در میان باستان‌شناسان نیز افرادی وجود دارند که عشق به این حوزه در تمام زندگی حرفه‌ای آنان جاری بوده و یغمایی از جمله این افراد بود.


🔸یغمایی از جمله چهره‌هایی بود که با خلوص و جدیت، ایران، آثار باستانی و میراث فرهنگی کشور را دوست داشت و در مسیر معرفی و حفاظت از این میراث تلاش کرد.

🔸او از نظر باستان‌شناسی در مکتب استاد عزت‌الله نگهبان آموزش دید و ویژگی‌هایی همچون پاکدستی، جدیت و وفاداری به میراث فرهنگی را از این مکتب آموخت؛ همچنین در حوزه نگارش و فرهنگ، تحت تأثیر پدرش، استاد حبیب یغمایی، قرار داشت.

🔸آثار مکتوب یغمایی صرفاً کتاب‌هایی درباره تاریخ و باستان‌شناسی نیستند؛ بلکه در بسیاری از موارد می‌توان آنها را اسنادی برای شناخت تاریخ شکل‌گیری و تحول نهادهای باستان‌شناسی و میراث فرهنگی ایران دانست. در این آثار، علاوه بر اطلاعات مربوط به محوطه‌ها و یافته‌های باستان‌شناختی، نام افراد، مکان‌ها، رویدادها و بخشی از تجربه‌های شفاهی و حرفه‌ای فعالان این حوزه نیز ثبت شده است.

ibna.ir/x6Kcx

@ibna_official
ایبنا باستان‌شناس عاشق سیدمحمد بهشتی با اشاره به ویژگی‌های شخصیتی و حرفه‌ای اسماعیل یغمایی، از او به‌عنوان نمونه‌ای از «باستان‌شناس عاشق» یاد کرد و گفت: عشق، برخلاف بسیاری از انتخاب‌های انسانی، امری ارادی نیست و نمی‌توان درباره عاشق‌شدن تصمیم گرفت. به گفته او، در میان باستان‌شناسان…
Post #32042 110
🔰به مناسبت سالروز ولادت خجسته امام یازدهم شیعیان؛
اهمیت خوانش تمدنی تقیه امام عسکری(ع) درباره حضرت حجت(عج)

🔸خوانش تمدنی سیره امام عسکری(ع) نشان می‌دهد که پنهان‌سازی تولد امام عصر(عج)، معرفی محدود ایشان به خواص، تقویت نهاد وکالت، مقابله با غلو و وکلای فاسد و فراهم کردن زمینه ارتباط واسطه‌ای با امام غایب را می‌توان در یک منظومه واحد مطالعه کرد؛ منظومه‌ای که در آن، اقدامات پراکنده تاریخی در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند و تصویری از چگونگی استمرار یک مکتب در شرایط گذار ارائه می‌دهند.

🔸امام عسکری(ع) با پنهان‌کاری در زمان تولد امام عصر(عج)، اطلاع‌رسانی محدود به عموم و در عین حال مطلع ساختن خواص، زمینه‌ای را فراهم کردند تا افرادی از خواص بتوانند بعدها بر تولد و وجود امام عصر(عج) گواهی دهند.

🔸اگر هیچ‌کس نمی‌توانست بر تولد و رؤیت امام عصر(عج) شهادت دهد، تولد و زنده بودن ایشان به‌طور جدی زیر سؤال می‌رفت و در نتیجه، شکل‌گیری جریان سفیران و غیبت صغری نیز با مشکل مواجه می‌شد؛ چه رسد به غیبت کبری.

🔸این تحلیل، یکی از ابعاد مهم «مدیریت راهبردی» امام حسن عسکری(ع) را آشکار می‌کند که می‌توان از آن با عنوان «مدیریت گواه» یاد کرد. امام عسکری(ع) در این چارچوب، نوعی سازوکار احراز و تثبیت هویت و وجود امام آینده را طراحی کردند تا غیبت از یک «فراغ رهبری» به یک «دوران آزمون و سازمان‌دهی» تبدیل شود.

🔸در یک تحلیل تمدنی، غیبت صغری را می‌توان یک «دوران گذار» دانست؛ دورانی که در آن اعتماد مردم از «رؤیت مستقیم» در عصر امام عسکری(ع) به «اعتماد به وکیل و سفیر» منتقل شد.

🔸امام عسکری(ع) با مطلع کردن خواص، در واقع بخشی از «زیرساخت اعتماد» برای سفرا را فراهم کردند. هنگامی که مردم می‌دیدند افرادی از خواص و افراد مورد اعتماد، بر تولد و وجود امام شهادت می‌دهند، پذیرش این امر نیز برای آنان امکان‌پذیرتر می‌شد که سفیران بتوانند پیام‌ها و نامه‌های امام را منتقل کنند.

🔸از این منظر، غیبت صغری را می‌توان پل ارتباطی میان «ایمان به حضور» و «ایمان به غیبت» دانست.

ibna.ir/x6KcB

@ibna_official
ایبنا اهمیت خوانش تمدنی تقیه امام عسکری(ع) درباره حضرت حجت(عج) خوانش تمدنی سیره امام عسکری(ع) نشان می‌دهد که پنهان‌سازی تولد امام عصر(عج)، معرفی محدود ایشان به خواص، تقویت نهاد وکالت، مقابله با غلو و وکلای فاسد و فراهم کردن زمینه ارتباط واسطه‌ای با امام غایب را می‌توان در یک منظومه واحد مطالعه کرد؛ منظومه‌ای که در آن،…
Post #32041 95
🔰فریاد جامعه جهانی ادبیات پس از ربع قرن سکوت؛
نامه ۱۸۰ نویسنده سرشناس برای پیگیری وضعیت نویسندگان ناپدیدشده اریتره

🔸بیش از ۱۸۰ نویسنده سرشناس جهان در نامه‌ای سرگشاده به ایسایاس افورقی، رئیس‌جمهور اریتره، خواستار ارائه مدرکی روشن و معتبر دال بر زنده بودن ۱۲ نویسنده و روزنامه‌نگاری شدند که از زمان سرکوب مطبوعات آزاد در پاییز ۲۰۰۱ در حبس انفرادی و بی‌خبری مطلق به سر می‌برند.

🔸نویسندگان در بخش پایانی نامه با مخاطب قرار دادن رئیس‌جمهور اریتره آورده‌اند: «آینده اریتره باید به دست درخشان‌ترین ذهن‌های این سرزمین رقم بخورد، نه با سرکوب آن‌ها؛ هیچ نویسنده یا روزنامه‌نگاری نباید به جرم بیان مسالمت‌آمیز اندیشه‌هایش ناپدید شود.» همچنین بورهان سونمز، رئیس انجمن جهانی قلم، با اشاره به کارزار این نهاد بین‌المللی تأکید کرد که ۲۵ سال بی‌خبری برای خانواده‌های این قربانیان شکنجه‌ای غیرقابل تحمل است و جامعه جهانی ادبیات تا روشن شدن حقیقت و آزادی آنان، نام این نویسندگان را زنده نگه خواهد داشت.


ibna.ir/x6Kct

@ibna_official
Post #32040 167
🔰عصر اسکرول و مرگ آرام کتاب؛
آیا گوشی‌های هوشمند واقعاً مطالعه را از بین برده‌اند؟

🔸یک مقاله تازه با بررسی روند تاریخی کاهش مطالعه در آمریکا استدلال می‌کند که افول کتاب‌خوانی نه با ظهور گوشی‌های هوشمند، بلکه دهه‌ها پیش‌تر آغاز شده است؛ با این حال، نویسنده معتقد است احیای فرهنگ مطالعه همچنان ممکن است، به شرط آنکه کتاب، فضاهای مناسب برای مطالعه و تجربه جمعی کتاب‌خوانی دوباره به زندگی روزمره بازگردند

🔸«جوئل هالدورف»، نویسنده و پژوهشگر، در مقاله‌ای با عنوان «آیا گوشی‌های هوشمند واقعاً مطالعه را از بین برده‌اند؟» که ۱۹ اوت ۲۰۲۶ منتشر شده، با اشاره به بحث‌های اخیر درباره پایان «عصر مطالعه» می‌نویسد مشکل اصلی را نمی‌توان صرفاً به ظهور تلفن‌های هوشمند نسبت داد.

🔸هالدورف معتقد است برای بازسازی این فرهنگ، نخست باید از کتاب چاپی محافظت کرد. به اعتقاد او، کتاب چاپی نوعی فناوری است که برای تمرکز طراحی شده است؛ متنی را بدون لینک‌ها، ویدئوها و اعلان‌های مزاحم مقابل خواننده قرار می‌دهد و امکان ماندن در مسیر یک داستان یا استدلال را فراهم می‌کند.

🔸حتی ضخامت و ساختار فیزیکی کتاب نیز به خواننده کمک می‌کند جایگاه خود را در متن به خاطر بسپارد. خواننده گاهی نه فقط محتوای یک مطلب، بلکه محل قرار گرفتن آن روی صفحه را نیز به یاد می‌آورد.

🔸هالدورف می‌گوید تمرکز صرفاً مسئله‌ای فردی و ناشی از «قدرت اراده» نیست. معماری، محیط و انتظارات اجتماعی نیز بر میزان تمرکز انسان تاثیر می‌گذارند. رفتار ما در کتابخانه با رفتارمان در یک مرکز خرید متفاوت است، زیرا هر فضا به ما می‌گوید چه فعالیتی در آنجا مناسب است.


ibna.ir/x6JGt

@ibna_official
ایبنا آیا گوشی‌های هوشمند واقعاً مطالعه را از بین برده‌اند؟ یک مقاله تازه با بررسی روند تاریخی کاهش مطالعه در آمریکا استدلال می‌کند که افول کتاب‌خوانی نه با ظهور گوشی‌های هوشمند، بلکه دهه‌ها پیش‌تر آغاز شده است؛ با این حال، نویسنده معتقد است احیای فرهنگ مطالعه همچنان ممکن است، به شرط آنکه کتاب، فضاهای مناسب برای مطالعه…
Post #32039 90
🔰چالش‌های نشر علمی در گفتگو با بهاره صفوی بررسی شد؛
معماری ذهن علمی در جامعه

🔸ترویج علم فرآیندی است که دانایی را از حصار تخصصی دانشگاه‌ها خارج کرده و به متن زندگی روزمره مردم پیوند می‌زند. بهاره صفوی، معاون انجمن ترویج علم ایران، معتقد است ناشران علمی باید با عبور از نگاه صرفا تجاری، نیازهای واقعی جامعه را بشناسند و به جای تکیه مطلق بر ترجمه، بسترهای تولید محتوای بومی و دقیق را فراهم کنند.

🔸ترجمه برای نشر علمی ضروری است و نباید آن را رقیب تألیف دانست. در واقع ترجمه یکی از ابزارهای انتقال دانش جهانی است. مشکل از جایی شروع می‌شود که ترجمه به تنها مسیر تولید محتوای علمی تبدیل شود و به دلیل حاشیه سود بالاتر و ریسک کمتر، فرصت تنفس را از نویسنده بومی بگیرد. ما در ایران پژوهشگر و دانشمند کم نداریم، اما این دانش الزاماً به کتابی خواندنی برای مردم تبدیل نمی‌شود. نویسندگی علم مهارتی است که میان دانش تخصصی و زبان عمومی پل می‌زند.

🔸ما در ایران موضوعات بسیار مهمی برای تولید کتاب علمی داریم؛ از تنوع زیستی و اقلیم گرفته تا نجوم، پزشکی، زمین‌شناسی و تاریخ علم. اما هنوز نتوانسته‌ایم این ظرفیت عظیم دانشگاهی را به یک جریان مستمر و حرفه‌ای در نشر عمومی تبدیل کنیم. یکی از دلایل اصلی، گسست میان دانشگاه و بازار نشر است. پژوهش در دانشگاه تولید می‌شود، اما مسیر تبدیل آن به محتوای قابل فهم برای مردم هنوز بسیار ضعیف است. وقتی درباره تغییرات اقلیمی حرف می‌زنیم، مخاطب ایرانی باید بداند این مسئله چه ارتباطی با آب، کشاورزی، تالاب‌ها و زندگی روزمره او دارد. شناخت علمی سرزمین زمانی اتفاق می‌افتد که مردم علم را در محیط زندگی خودشان ببینند، نه در قالب مقالات ثقیل آکادمیک.

🔸 به نظرم متن علمی خوب، متنی نیست که فقط ساده‌سازی شده باشد؛ باید قابل فهم باشد، بدون اینکه نادرست شود. ما با دو آسیب اصلی مواجهیم: از یک طرف کتاب‌هایی که آن‌قدر تخصصی‌اند که مخاطب عمومی را کنار می‌گذارند و از طرف دیگر متن‌هایی که برای جذابیت بیشتر، دقت علمی را قربانی می‌کنند. متن ترویجی باید زبان روشن، منابع معتبر و توضیح درست مفاهیم داشته باشد. همچنین باید میان یک یافته قطعی، یک فرضیه و موضوعی که هنوز درباره آن پژوهش می‌شود تفاوت بگذارد.

ibna.ir/x6Kc5

@ibna_official
ایبنا معماری ذهن علمی در جامعه ترویج علم فرآیندی است که دانایی را از حصار تخصصی دانشگاه‌ها خارج کرده و به متن زندگی روزمره مردم پیوند می‌زند. بهاره صفوی، معاون انجمن ترویج علم ایران، معتقد است ناشران علمی باید با عبور از نگاه صرفا تجاری، نیازهای واقعی جامعه را بشناسند و به جای تکیه مطلق…
Post #32038 82
🔰ایبنا به‌مناسبت شروع سال تحصیلی مرور می‌کند؛
مدرسه و ادبیات کودک و نوجوان

🔸مدرسه یکی از نخستین محیط‌هایی است که کودک در آن، خارج از خانواده، با گروهی از همسالان خود زندگی می‌کند. او در مدرسه برای نخستین‌بار با دوستی‌های مستقل از خانواده، رقابت، شکست، موفقیت، قوانین اجتماعی و گاهی حتی بی‌عدالتی مواجه می‌شود

🔸مدرسه در بسیاری از آثار کودک و نوجوان فقط محل وقوع داستان نیست؛ جایی است که شخصیت‌ها در آن دوست پیدا می‌کنند، با رقیب روبه‌رو می‌شوند، شکست می‌خورند، موفق می‌شوند، با قوانین کنار می‌آیند و نخستین تجربه‌های اجتماعی خود را پشت سر می‌گذارند. بعضی از این آثار کاملاً واقع‌گرایانه‌اند و بعضی، فضای مدرسه را با خیال، جادو و ماجراجویی درهم می‌آمیزند.

🔸وجه مشترک بسیاری از این آثار، خود مدرسه نیست؛ بلکه تجربه‌ای است که شخصیت‌ها در مدرسه از سر می‌گذرانند.حتی وقتی داستانی مانند «هری پاتر» در یک مدرسه جادویی اتفاق می‌افتد یا «مدرسه عالی شرارت» مدرسه‌ای خیالی برای خلافکارهاست، بخش مهمی از جذابیت آن از تجربه‌ای می‌آید که مخاطب واقعی نیز با آن آشناست.

🔸آغاز سال تحصیلی، بنابراین می‌تواند بهانه‌ای باشد برای بازگشت به این داستان‌ها؛ داستان‌هایی که یادآوری می‌کنند مدرسه برای بسیاری از ما فقط محل درس خواندن نبوده است. مدرسه یکی از نخستین صحنه‌هایی است که در آن دوستی کرده‌ایم، رقابت کرده‌ایم، ترسیده‌ایم، خندیده‌ایم و در نهایت، بخشی از کودکی و نوجوانی خود را ساخته‌ایم.

ibna.ir/x6Kcr

@ibna_official
ایبنا مدرسه و ادبیات کودک و نوجوان مدرسه یکی از نخستین محیط‌هایی است که کودک در آن، خارج از خانواده، با گروهی از همسالان خود زندگی می‌کند. او در مدرسه برای نخستین‌بار با دوستی‌های مستقل از خانواده، رقابت، شکست، موفقیت، قوانین اجتماعی و گاهی حتی بی‌عدالتی مواجه می‌شود.
Post #32037 90
🔰بهروز غریب‌پور، نویسنده و کارگردان تئاتر در گفت‌وگو با ایبنا:
شعر کلاسیک را باید برای صحنه دوباره کشف کرد

🔸غریب‌پور گفت: در اپرا تئاترهای عروسکی‌ام تلاش کرده‌ام همه تجاربم را در کنار موسیقی ایرانی و طراحی تجسمی به کار گیرم تا اثری درخور شأن ادبیات کلاسیک ایران ساخته شود؛ کاری که انجام داده‌ام بسیار فرساینده است به‌طوری که کسی سراغش نمی‌رود

🔸بهروز غریب‌پور، درباره استفاده از اشعار در کهن در تئاتر و اپرا تئاتر و تفاوت اشعار شاعران مختلف به ایبنا گفت: استفاده ازشعرهای شاعران مختلف در این رابطه تفاوت‌های زیادی دارد. استفاده از شاهنامه فردوسی و داستان‌های نظامی با دخل و تصرف و کم و زیاد کردن و گزینش بعضی از مصرع‌ها و ابیات آسان‌تر است، اما در مورد حافظ، مولوی و خیام قطعاً کار بسیار دشوارتر است. با اینکه خود مثنوی معنوی لبریز از داستان‌های کوتاه است ولی شایستگی تبدیل به اپرا را ندارد. مثلاً برای نوشتن اپرای مولوی ابتدا مبنا را روی غزلیات شمس گذاشتم و بعد به تناسب از مصرع‌ها و ابیات سایر شاعران هم استفاده کردم؛ به گونه‌ای که در اپرای مولوی، برای آنکه دیالوگ‌های متناسب وجود داشته باشد تحقیقات زیادی انجام دادم.

🔸انتخاب ابیاتی که خواننده قدرت اجرای آن‌ها را داشته باشد بسیار مهم است. نباید از واژگانی استفاده کرد که مخاطب را سردرگم کرده یا نیاز به توضیح اضافی داشته باشد. بیت‌ها باید ویژگی دیالوگ در اپرا را داشته باشند؛ یعنی همانند تیر، مستقیماً به هدف بخورند و مقصود کاراکتر از آن بیت روشن باشد، درست مانند تئاتر.

🔸تفاوت اپرای ما با اپرای غربی این است که در غرب، تفاوتی نمی‌کند که مادام باترفلای را چه کسی بازی کند؛ آنها صدای سوپرانو می‌خواهند؛ زیرا بر اساس تکنیک است. اما در اپرای ایرانی و تعزیه، دستگاه موسیقی باید با مضمون هماهنگ باشد؛ مثلاً در تعزیه جایی که حر می‌خواهد بخواند باید در دستگاه چهارگاه اجرا شود تا یادآور شجاعت و دلاوری باشد و همزمان دلنشین باشد. در اپراهای من، این محدودیت‌ها با استفاده از ردیف‌های متنوع و دستگاه‌های مختلف حل شده‌اند. هدفم نزدیک شدن به اجرای زنده‌ای است که تمام ویژگی‌های اپرای کلاسیک ایرانی را داشته باشد.

ibna.ir/x6z6G

@ibna_official
ایبنا شعر کلاسیک را باید برای صحنه دوباره کشف کرد غریب‌پور گفت: در اپرا تئاترهای عروسکی‌ام تلاش کرده‌ام همه تجاربم را در کنار موسیقی ایرانی و طراحی تجسمی به کار گیرم تا اثری درخور شأن ادبیات کلاسیک ایران ساخته شود؛ کاری که انجام داده‌ام بسیار فرساینده است به‌طوری که کسی سراغش نمی‌رود.
Post #32036 76
🔰«سفرنامه لرش» در گفت‌وگو با ساسان طهماسبی؛
راوی روزگار زوال نادر
نخستین سیاحی که مراسم محرم را به تصویر کشید

🔸پژوهشگر تاریخ و سفرنامه‌پژوه گفت: نادرشاه قصد داشت ایران را به یک امپراتوری بزرگ تبدیل کند، اما به این واقعیت توجه نمی‌کرد که کشور ایران بعد از شورش ویرانگر محمود افغان و سقوط صفویه، به‌شدت فقیر شده است و تاب تحمل این‌همه فشار اقتصادی را ندارد.

🔸بخش‌های پایانی سفرنامۀ لرش به گیلان اختصاص دارند. لرش در جریان همراهی سفیر روسیه که به دربار نادرشاه اعزام شده بود، مدتی در گیلان توقف کرد و شاهد وقایع و آشوب‌های پس از قتل نادر و البته درد و رنج‌هایی بود که مردم گیلان بر اثر شورش، قحطی و شیوع بیماری طاعون تحمل می‌کردند.

🔸سفری که لرش در کنار سربازان و صاحب‌منصبان نادرشاه تجربه کرد، نشان می‌دهد که آنها نیز در شرایط ناگواری زندگی می‌کردند و پافشاری نادرشاه بر ادامه جنگ‌های بی‌پایان باعث نارضایتی گسترده شده بود. حتی اطرافیان نادرشاه آزرده‌خاطر بودند و نادرشاه دیگر آن محبوبیت سال‌های نخستین را نداشت.

🔸یکی از همراهان لرش به نام دکتر جان کوک نیز سفرنامه‌ای دارد که به سفر هیئت دیپلماتیک روسیه از مسکو تا رشت می‌پردازد. این متن از لحاظ حجم اطلاعات، قابل‌مقایسه با سفرنامه لرش نیست، اما اطلاعات ارزشمندی در آن یافت می‌شود، به‌ویژه در مورد قحطی و بیماری طاعون در گیلان. جان کوک گزارش‌های تکان‌دهنده‌ای در این مورد تهیه کرده است که ارزش ترجمه دارند.


ibna.ir/x6JNk

@ibna_official
ایبنا راوی روزگار زوال نادر پژوهشگر تاریخ و سفرنامه‌پژوه گفت: نادرشاه قصد داشت ایران را به یک امپراتوری بزرگ تبدیل کند، اما به این واقعیت توجه نمی‌کرد که کشور ایران بعد از شورش ویرانگر محمود افغان و سقوط صفویه، به‌شدت فقیر شده است و تاب تحمل این‌همه فشار اقتصادی را ندارد.
Post #32035 97
🔰پدیدارشناسی «افسانه سیزیف» و شکستِ منطقیِ «عصیان»؛
آناتومی یک توهم

🔸در این گزارش، «افسانه‌ی سیزیف» آلبر کامو از منظر بدبینی فلسفی و نقدهای پدیدارشناسانه بررسی می‌شود؛ روایتی که می‌پرسد آیا «عصیان» و «خوشبختی سیزیف» واقعاً پاسخی منسجم به پوچی‌اند یا تلاشی برای زیباشناختی کردن رنج و گریز از پیامدهای نیهیلیسم

🔸کامو تجربه‌ی پوچی را با استعاره‌هایی درخشان و تأثیرگذار توصیف می‌کند. او از لحظه‌ای سخن می‌گوید که «دکورها فرو می‌ریزند» (Stage sets collapse). زندگی روزمره با ریتم مکانیکیِ «بیدار شدن، تراموا، چهار ساعت کار، غذا، تراموا، خواب» ناگهان معنای خود را از دست می‌دهد و پرسشِ «چرا» (Why) سر بر می‌آورد. در این لحظه، جهان بیگانگی و «تراکم» (Density) خود را آشکار می‌کند؛ اینکه چگونه یک سنگ یا منظره، با تمامیِ «بی‌تفاوتیِ بدوی» (Primitive Hostility) خود، در برابرِ تلاش ما برای معنابخشی و تسلطِ مفهومی مقاومت می‌کند.

🔸کامو وحشتِ عریانِ ناشی از پوچی را می‌گیرد و آن را به یک اثرِ هنریِ حماسی تبدیل می‌کند. او با خلقِ استعاره‌ی «عصیان»، در واقع در حالِ لنگر انداختن در یک ارزشِ ساختگی است تا از فروپاشیِ روانی جلوگیری کند. کامو ادعا می‌کند که با حقیقت روبرو شده است (Lucidity)، اما زاپفه استدلال می‌کند که هیچ انسانی نمی‌تواند با حقیقتِ عریانِ هستی روبرو شود و زنده بماند، مگر اینکه آن را تحریف کند. کامو صرفاً نوعِ جدیدی از لنگر را ساخته است: لنگرِ "قهرمانِ پوچ".

🔸کامو استدلال می‌کند که خودکشی، «پذیرشِ» پوچی است و بنابراین نوعی تسلیم است. او می‌خواهد پوچی را «حفظ» کند و معتقد است که خودکشی، پوچی را از بین می‌برد (چون یکی از طرفینِ معادله، یعنی انسان، حذف می‌شود). اینجا یک مغالطه منطقی آشکار وجود دارد که فیلسوفانی چون ماینلندر آن را هدف می‌گیرند. اگر پوچی بدترین وضعیت است (یا دست‌کم وضعیتی نامطلوب، فاقدِ ارزشِ ذاتی و رنج‌آور است)، چرا باید آن را «حفظ» کرد؟ کامو هیچ دلیلِ منطقی برای «ارزشِ» حفظِ پوچی ارائه نمی‌دهد، جز اینکه «این تنها حقیقت است». اما آیا «حقیقت بودن»ِ یک رنج، دلیلی برای تداوم بخشیدن به آن است؟

🔸️کامو اصطلاح «خودکشی فلسفی» را برای توصیفِ متفکرانی به کار می‌برد که با «جهش» به سوی خدا یا امرِ مطلق، عقلِ خود را قربانی می‌کنند (مانند یاسپرس، کیرکگور، و لئو شستوف). او معتقد است که آن‌ها نتوانسته‌اند تعادلِ دردناکِ پوچی را حفظ کنند و به آغوشِ گرمِ توهم پناه برده‌اند.


@ibna_official
ایبنا آناتومی یک توهم در این گزارش، «افسانه‌ی سیزیف» آلبر کامو از منظر بدبینی فلسفی و نقدهای پدیدارشناسانه بررسی می‌شود؛ روایتی که می‌پرسد آیا «عصیان» و «خوشبختی سیزیف» واقعاً پاسخی منسجم به پوچی‌اند یا تلاشی برای زیباشناختی کردن رنج و گریز از پیامدهای نیهیلیسم.
Post #32034 80
🔰ایبنا گزارش می‌دهد؛
اکران‌های پلاستیکی شعر در شهر!

🔸پایتخت ایران با جمعیت میلیونی با معابر و اتوبان‌های طولانی، از ظرفیت رویدادهای تقویمی، مثل روز شعر و ادب فارسی تنها ۱۸ سازه شهری است!

🔸با توجه به اینکه بیلبورد و سازه شهری، به دلیل گستره مخاطب و قرار گرفتن در مسیر رفت‌وآمد روزانه شهروندان، یکی از رسانه‌های در دسترس برای اطلاع‌رسانی و معرفی فرهنگی است و استفاده از این ظرفیت برای کتاب می‌تواند مخاطبانی را درگیر کند که الزاماً مخاطب مستقیم کتابفروشی‌ها، کتابخانه‌ها یا رویدادهای ادبی نیستند.

🔸تابلوهای شهری می‌توانند علاوه بر کارکردهای اطلاع‌رسانی و تبلیغاتی، به رسانه‌ای محیطی برای معرفی شعر، کتاب و چهره‌های ادبی تبدیل شوند و سازمان زیباسازی نیز در کانال خبری خود اعلام کرده است که هدف از اکران «طبیعت شعر در شهر»، قرار دادن ادبیات فارسی در موقعیت‌های روزمره و در معرض دید مخاطبان عمومی است.

🔸مروری بر اکران‌های فرهنگی و ادبی نشان می‌دهد، این اکران‌ها عمدتاً در پیوند با مناسبت‌های تقویمی مانند روز شعر و ادب فارسی یا هفته کتاب مورد توجه قرار می‌گیرند؛ درحالی که معرفی ادبیات و ایجاد ارتباط میان مخاطب و آثار ادبی، فرایندی نیست که بتوان آن را به چند مناسبت در طول سال محدود کرد.

🔸یک تصویر، نام شاعر یا یک بیت شعر در مسیر رفت‌وآمد می‌تواند نخستین مواجهه کودک و نوجوان با موضوع ادبیات یا یک چهره ادبی باشد، اگرچه این مواجهه البته جایگزین مطالعه کتاب نیست، اما می‌تواند مکمل برنامه‌های کتاب‌خوانی، آموزشی و فرهنگی باشد و زمینه آشنایی اولیه با شاعران و نویسندگان را فراهم کند.

🔸استمرار اکران‌های ادبی در طول سال می‌تواند ادبیات را به بخشی ثابت از منظر شهری تبدیل کند. برای نمونه، می‌توان در دوره‌های مختلف زمانی، به شاعران کلاسیک، شاعران معاصر، نویسندگان، ادبیات کودک و نوجوان، کتاب‌های شاخص و مناسبت‌های ادبی اختصاص داد و محتوای اکران‌ها را متناسب با گروه‌های مختلف مخاطب تغییر داد.


ibna.ir/x6Kcg

@ibna_official
ایبنا اکران‌های پلاستیکی شعر در شهر! پایتخت ایران با جمعیت میلیونی با معابر و اتوبان‌های طولانی، از ظرفیت رویدادهای تقویمی، مثل روز شعر و ادب فارسی تنها ۱۸ سازه شهری است!
Post #32033 96
🔰مترجم «فانوسی برای زن دیگر» در گفت‌وگو با ایبنا:
در جهان جوخه حارثی، عشق همیشه به مقصد نمی‌رسد

🔸عظیم طهماسبی، مترجم چهارمین مجموعه داستان کوتاه جوخه حارثی با نام «فانوسی برای زن دیگر» گفت: در بسیاری از آثار جوخه حارثی، عشق در فاصله میان خواستن و دست‌نیافتن شکل می‌گیرد و حتی پس از پایان یک رابطه، در حافظه و ذهن شخصیت‌ها ادامه پیدا می‌کند

🔸ترجمه ادبیات عرب، به‌ویژه متنی که در جغرافیا و فضای فرهنگی متفاوتی شکل گرفته، با چنین چالش‌هایی همراه باشد. معمولاً در هر جغرافیا و اقلیمی، حتی در داخل ایران، تفاوت‌های گسترده‌ای در سبک زندگی، اصطلاحات، آداب و رسوم و فضای فرهنگی وجود دارد. برای مثال، فضای زیست در سیستان و بلوچستان با گیلان، یا در خراسان با خوزستان، تفاوت‌های آشکاری دارد که ریشه در محیط، تاریخ، فرهنگ و شیوه زندگی مردم دارد. بنابراین طبیعی است که در ترجمه متنی با پیشینه فرهنگی متفاوت نیز با چنین ظرافت‌هایی روبه‌رو شویم و ترجمه از،این جهت یک هنر است و ترجمه تحت اللفظی یا بهتر است بگوییم کاملاً وفادار (از هر حیث) به متن اصلی نه شدنی است و نه مطلوب؛ ضرب‌المثلی قدیمی می‌گوید: «هر کس چهل روز در شهر و دیاری یا میان قومی باشد، از آنان است.» من نزدیک به سه دهه است که با زبان و ادبیات عربی مأنوسم یعنی از دوران تحصیل در رشته زبان و ادبیات عربی تا امروز و این انس، در کنار مطالعه گسترده متون و سپس سال‌ها معاشرت با دوستان و نویسندگان عرب، تا حد زیادی به شناخت اصطلاحات و فضاهای فرهنگی گوناگون جهان عرب کمک کرده و دسترسی مستقیم به خود نویسندگان نیز در موارد دشوار بسیار راهگشاست.

🔸ویژگی مشترک داستان‌های این مجموعه در یک موضوع یا موقعیت مشخص خلاصه نمی‌شود و بیشتر در نوع نگاه جوخه حارثی به انسان و جهان درونی او بازتاب یافته است. در بیشتر داستان‌ها با آدم‌هایی روبه‌رو هستیم که درگیر عشق، فقدان، تنهایی، خاطره، انتظار یا رؤیایی هستند که به شکلی با واقعیت زندگی‌شان گره خورده است. عشق در این مجموعه معمولاً عشقی کامل و به سرانجام‌رسیده نیست و بیشتر با فقدان، فاصله، جدایی و حسرت همراه است و از همین‌جا به لایه‌های عمیق‌تری از تجربه انسانی می‌رسد.

🔸جوخه حارثی هم در رمان و هم در داستان کوتاه، توانایی و صدای روایی مشخصی دارد و نمی‌توان داستان‌کوتاه‌نویسی او را در حاشیه کارنامه‌اش قرار داد. با این حال، اگر بخواهم میان این دو حوزه مقایسه کنم، فکر می‌کنم رمان برای او عرصه‌ای است که در آن امکان بیشتری برای بسط توانایی‌های روایی و جهان‌سازی خود پیدا کرده است. «بانوان مهتاب» نمونه روشن این توانایی است که در آن شخصیت‌ها، زمان‌ها، صداهای روایی و تحولات اجتماعی در ساختاری نسبتاً پیچیده به یکدیگر پیوند می‌خورند.

ibna.ir/x6K5f

@ibna_official
ایبنا در جهان جوخه حارثی، عشق همیشه به مقصد نمی‌رسد عظیم طهماسبی، مترجم چهارمین مجموعه داستان کوتاه جوخه حارثی با نام «فانوسی برای زن دیگر» گفت: در بسیاری از آثار جوخه حارثی، عشق در فاصله میان خواستن و دست‌نیافتن شکل می‌گیرد و حتی پس از پایان یک رابطه، در حافظه و ذهن شخصیت‌ها ادامه پیدا می‌کند.
Older posts →
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →