🔰مولف کتاب «جادههای ناتمام»:
زندگی زنی که با جنگ همخانه بود
🔸محبوبه عزیزی، مولف کتاب «جادههای ناتمام» گفت: تعامل با همسر یکی از فرماندهان عالیرتبه سپاه باعث شد من در مصاحبه و تدوین این زندگی تجربههای جدیدی پیدا کنم که تا به حال نداشتم. کار با آنها ظرافتها و دقت نظرها و ملاحظاتی دارد که در مصاحبههای عادی کمتر مطرح میشود از این جهت من بعد از این کار به تجربه تازهای رسیدم.
🔸«جادههای ناتمام» از آن دست روایتهایی است که به جرأت میتوان گفت بخشی از پازل تاریخ شفاهی جنگ تحمیلی را کامل میکند. در واقع جنگ را از دید کسانی روایت میکند که هر چند به صورت مستقیم در خط مقدم درگیری با دشمن قرار نداشتند اما به مناطق درگیری نزدیک بودند و محلهایی زندگیشان مدام زیر گلولهباران و بمباران هواپیماهای دشمن قرار داشت اما هرگز نخواستند شریک زندگی خودشان را تنها بگذارند و به مناطق امن بروند و بر عهد خویش با همسرانشان پایبند ماندند.
🔸 سیر طبیعی کتاب ایجاب میکند که از یک فضای آرام فرهنگی خانوادگی به اتفاقهای خشونتبار جنگ پرتاب شود و ناخودآگاه زندگی تغییر میکند و تغییر زندگی و سبک آن در طول کتاب نمود مییابد؛ در ابتدا میخواهیم با راوی آشنا شویم دختری که در خانواده عزیزکرده و دردانه است و یکباره به واسطه زندگی تازه و رویارویی با موقعیت جدید به فضای متفاوتی پرتاب میشود و این باید در متن کتاب نمایان میشد و خواننده آن را درمییافت؛ این چیزی نبوده که من بخواهم برجستهاش کنم، خود راوی و زندگیاش به این سمت میرود. در واقع این یک سفرنامه است سفر به زندگی خانم بشردوست که از سرزمین سرسبز بابلسر شروع میشود و در جادههای خشک جنوب و در کوهستانهای غرب ادامه مییابد. زندگی که پیوسته سایه جنگ را بالای سر خود دارد و ناگزیر از جابهجایی در جادههاست.
🔸من به عنوان نویسنده نمیتوانم اطلاعات خلق کنم وقتی راوی بیش از این ورود نمیکند یا یادش نیست یا دوست ندارد وارد شود یا نمیداند آن زمان مدت کوتاهی کنار هم بودند و ارتباط معمولی داشتند حالا که شامل زمان شده این فرماندهان مطرح و شناخته شده هستند آن زمان در بین بعضی از همسرهای آنها ارتباطی بیش از این نبوده است. اگر هم بوده باید راوی نقل میکرده و با وجود کنکاش من چیزی بیش از این نقل نکرده است.
ibna.ir/x6K5Q
@ibna_official
Post #32044
179