TGViewer
حسین قتیب حسین قتیب @hosseinghatib · 6.82K subscribers
Post #1110 3.61K
هیئت‌ها رفت‌وآمد می‌کردند، عمان میانجیگری می‌کرد، از ادامه مذاکرات سخن گفته می‌شد و حتی چند روز پیش از حمله، مقامات ایرانی از وجود چشم‌انداز مثبت و امکان رسیدن به توافق حرف می‌زدند. یک روز پیش از آغاز عملیات نیز وزیر خارجه عمان از پیشرفت در گفت‌وگوها و در دسترس بودن یک توافق سخن می‌گفت. طبیعی بود که بخشی از افکار عمومی با دیدن چنین فضایی تصور کند واقعاً چیزی پشت درهای بسته در حال شکل گرفتن است و شاید در آخرین لحظه بتوان از جنگ فاصله گرفت.

در همان زمان اما تصویر دیگری نیز کاملاً آشکار بود. لازم نبود کسی به اطلاعات محرمانه دسترسی داشته باشد. آنچه امروز در سنت اطلاعات منبع‌باز یا OSINT انجام می‌شود، یعنی کنار هم گذاشتن جابه‌جایی نیروها، استقرار تجهیزات، اظهارات رسمی و داده‌های علنی، تصویر بسیار نگران‌کننده‌ای ارائه می‌کرد. آمریکا نیروی نظامی عظیمی را در منطقه متمرکز کرده بود، ناو هواپیمابر دوم و هزاران نیروی دیگر به منطقه فرستاده شده بودند، جنگنده‌ها و ناوشکن‌های موشک‌انداز در حال استقرار بودند و رویترز از سیزدهم فوریه، یعنی حدود دو هفته پیش از حمله، گزارش داده بود که ارتش آمریکا برای احتمال یک عملیات چند هفته‌ای علیه ایران برنامه‌ریزی می‌کند. یک روز پیش از حمله نیز ترامپ آشکارا از احتمال استفاده از زور سخن گفت، در حالی که دو گروه رزمی ناو هواپیمابر آمریکا در منطقه مستقر بودند.

یعنی مسئله کمبود علامت نبود. علائم وجود داشتند و بخش بزرگی از آنها حتی محرمانه نبودند. در یک سوی صحنه، دیپلماسی از «پیشرفت» و امکان توافق سخن می‌گفت و در سوی دیگر، آرایش نظامی طرف مقابل تقریباً فریاد می‌زد که احتمال جنگ را باید بسیار جدی گرفت.

همین‌جا مصاحبه عراقچی اهمیت دیگری پیدا می‌کند. او می‌گوید خود او و نیروهای نظامی از احتمال بالای جنگ آگاه بودند و اساساً یکی از دلایل ورود به مذاکرات نیز همین بود. با این حال، صبح روز حمله چند جلسه مهم تقریباً هم‌زمان در تهران در جریان بود: جلسه‌ای در وزارت اطلاعات، جلسه شورای راهبردی روابط خارجی در مجموعه پاستور و جلسه دیگری با حضور علی شمخانی و تعدادی از فرماندهان. خود عراقچی نیز همان صبح برای ارائه گزارش مذاکرات و ارزیابی شرایط در مجموعه پاستور حضور داشت. اصل برگزاری هم‌زمان این جلسات در همان گفت‌وگو مطرح شده است.

لذا می‌توان و باید پرسش دیگری را مطرح کرد: اگر احتمال جنگ در بالاترین سطوح تا این اندازه جدی ارزیابی می‌شد، چرا رفتار عملی دستگاه حکمرانی کاملاً متناسب با چنین ارزیابی‌ای به نظر نمی‌رسید؟
این پرسش ما را به تفاوت مهمی میان «دانستن خطر» و «باور کردن خطر» می‌رساند. در تصمیم‌گیری سیاسی ممکن است گزارش‌های اطلاعاتی هشدار بدهند، تحرکات نظامی دشمن نیز کاملاً دیده شود و حتی در جلسات رسمی احتمال حمله بالا ارزیابی شود، اما هم‌زمان ادامه مذاکرات، پیام‌های مثبت میانجی و انتظار برای دور بعدی گفت‌وگو نوعی اطمینان پنهان ایجاد کند که هنوز وقت هست؛ شاید طرف مقابل هنوز تصمیم نهایی را نگرفته، شاید اتفاقی در مذاکرات بیفتد و شاید همین کانال باز دیپلماتیک مانع حمله شود.

اینجاست که مذاکره، اگر جایگاه آن درست فهمیده نشود، می‌تواند به جای کاهش عدم‌قطعیت، خود به بخشی از خطای محاسباتی تبدیل شود. نه به این دلیل که مذاکره ذاتاً خطرناک است، بلکه به این دلیل که ما ممکن است از وجود مذاکره نتیجه‌ای بگیریم که وجود خارجی ندارد: اینکه چون طرف مقابل هنوز با ما حرف می‌زند، پس هنوز میان جنگ و توافق مردد است.
این همان نقطه‌ای است که «اتمام حجت» از یک تعبیر سیاسی به مسئله‌ای راهبردی تبدیل می‌شود. وقتی مذاکره برای اثبات حسن نیت یا انجام وظیفه تعریف شود، خطر آن وجود دارد که خود فرایند دیپلماتیک اهمیت بیش از اندازه پیدا کند. جلسه برگزار می‌شود، میانجی رفت‌وآمد می‌کند، پیشنهاد ردوبدل می‌شود و همین حرکت ظاهری می‌تواند این حس را ایجاد کند که هنوز بر روند حوادث کنترل داریم. در حالی که ممکن است تصمیم اصلی در سوی دیگر، خارج از اتاق مذاکره و بر اساس منطق کاملاً متفاوتی گرفته شده باشد.

همه اینها به معنای آن نیست که ایران نباید مذاکره کند. اتفاقاً نتیجه‌ای که من می‌گیرم درست عکس آن است. ایران در شرایط امروز بیش از بسیاری از مواقع به دیپلماسی نیاز دارد.
اما دقیقاً چون مذاکره مهم است، باید از آن انتظار درست داشت. مذاکره نه برای رفع تکلیف است، نه برای آنکه بعدها بتوانیم بگوییم «دیدید ما تلاش کردیم»، و نه برای اینکه صرفاً تصویری اخلاقی از خود در برابر جهان بسازیم. مذاکره یک ابزار سیاست خارجی است و مانند هر ابزار دیگری باید برای رسیدن به هدفی مشخص به کار گرفته شود.

اگر هدف جلوگیری از جنگ است، باید بدانیم مذاکره از چه طریقی قرار است احتمال جنگ را کاهش دهد.
  • ❤ 22
  • 👍 9
More from @hosseinghatib
  1. Oct 8, 2026‏چابهار ملک شخصی هیچ وزیر و نماینده‌ای نیست! ‏محسن زنگنه، نماینده تربت حیدریه، در…
  2. Oct 8, 2026‏منافع ملی ایران چیست؟ ‏نخستین و بنیادی‌ترین منفعت ملی هر کشور، مسئله بقا (Surviva…
  3. Oct 8, 2026بازدارندگی، راه کره شمالی شدن نیست؛ راه لیبی شدن را می‌بندد. نباید میان قدرت بازدارندگی در…
  4. Oct 7, 2026البته چنین اصلاحی شرط مهم اعتبار هرگونه بازدارندگی آینده خواهد بود. آیا سلاح هسته‌ای ایران…
  5. Oct 7, 2026می‌توان میان ابهام درباره اصل برخورداری از قابلیت و عدم قطعیت درباره واکنش سیاسی تفاوت گذا…
  6. Oct 7, 2026ایران و بمب اتم؛ چرا زمان پایان دادن به ابهام هسته‌ای فرا رسیده است؟ جنگ تحمیلی دوم و سوم…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →