سیاوش اردلان در این نوشته یک عدد ظاهراً درست را برداشته و بعد از آن نتیجهای گرفته که خود آن عدد نه تنها اثباتش نمیکند، بلکه اگر دادههای کپلر را دقیقتر بخوانیم، بخشی از داستان دقیقاً در جهت عکس این نتیجه است.
بله، اصل خبر درست است. برآوردهای کپلر نشان میدهد جریان نفت در روزهای اخیر به حدود ۱۳.۲ میلیون بشکه در روز رسیده، یعنی چیزی در حدود ۷۷ درصد سطح پیش از جنگ. پس دعوا بر سر این عدد نیست. دعوا از جایی شروع میشود که از «افزایش حجم نفت جابهجا شده» ناگهان به این گزاره میرسیم که ایران اهرم هرمز را از دست داده و در نتیجه حمله به کشتیها در زمان آتشبس یک خطای راهبردی اثباتشده بوده است. این دیگر گزارش آمار نیست، نوعی مونتاژ روایی است.
عزیزان من! «۷۷ درصد حجم» اصلاً مترادف با «۷۷ درصد عادیشدن وضعیت» نیست. این همان جایی است که روایت اردلان از آمار فاصله میگیرد. ممکن است شما تقریباً همان مقدار نفت را از یک مسیر عبور دهید، اما با اسکورت نظامی، خاموشکردن AIS، شاتلهای کوتاهبرد، انتقال کشتی به کشتی در دریای عمان، انتظار طولانی و هزینه حملونقل چند برابر. اگر نتیجه نهایی را فقط با تعداد بشکه اندازه بگیریم، لابد بیماری که با دستگاه تنفس مصنوعی اکسیژن خونش به سطح عادی رسیده هم کاملاً سالم شده است.
گزارش آسوشیتدپرس دقیقاً همین مسئله را نشان میدهد. کشورهای خلیج فارس توانستهاند بخش مهمی از جریان نفت را احیا کنند، اما با مجموعهای از راهحلهای گران و پیچیده. نرخ اجاره بعضی نفتکشها برای عبور از هرمز در ۱۱ سپتامبر حتی به حدود یک میلیون دلار در روز رسید و هزینه حمل در مواردی به حدود ۲۶ دلار برای هر بشکه رسید، یعنی چیزی نزدیک به یک چهارم ارزش خود نفت. آسوشیتدپرس به صراحت مینویسد این ترتیبات پرهزینهاند و ممکن است در بلندمدت پایدار نباشد. پس اگر قرار است از کپلر استفاده کنیم، بهتر است تمام داستان را بخوانیم، نه فقط درصدی را که برای ساختن یک نتیجه سیاسی مناسب است.
اینکه نفت از «مسیر جنوبی عمان» میرود، به خودی خود اثبات نمیکند که اهرم جغرافیایی ایران از بین رفته است. برعکس، وقتی برای عبور نفت از یک تنگه نیاز به حفاظت نظامی آمریکا، حرکت خاموش کشتیها، انتقال محموله در دریا و پرداخت هزینههای فوقالعاده پیدا میشود، دشوار است همان وضعیت را به عنوان شاهد «بیاثر شدن» آن تنگه معرفی کرد.
عزیزان من دقت کنید بهبود جریان امروز، خسارت انباشته ماههای قبل را پاک نمیکند. آژانس بینالمللی انرژی در گزارش ۱۱ سپتامبر، کاهش موجودیهای مشاهدهشده نفت جهان را در ماه اوت ۹۵ میلیون بشکه و کاهش تجمعی از فوریه را ۵۰۷ میلیون بشکه گزارش کرده است. افزایش جریان ورودی با پرشدن دوباره ذخایر یکسان نیست. مانند خانوادهای که درآمدش دوباره بهتر شده، ولی پسانداز مصرفشدهاش هنوز بازنگشته است.
آقای اردلان هم چنین به شما نمیگوید بخشی از افزایش اخیر عبور از هرمز با بازگرداندن صادرات عربستان از مسیر دریای سرخ به بنادر خلیج فارس همراه بوده است؛ گزارشها این تغییر را به اختلال در خط لوله شرقـغرب و مسیر ینبع مرتبط کردهاند. بنابراین بخشی از رشد یک مسیر میتواند جابهجایی از مسیر دیگری باشد، نه افزودهشدن همان مقدار به صادرات خالص جهان.
بازیگر لازم نیست تمام جریان را متوقف کند تا بتواند هزینه ایجاد کند. اما توان ایجاد هزینه نیز الزاماً به معنای توان گرفتن امتیاز سیاسی نیست. این دو مرحله متفاوتاند.عبور بیشتر نفت با بازگشت امنیت و هزینههای عادی یکی نیست. اینکه «طرف مقابل در حال سازگار شدن با فشار است» یک گزاره است؛ اینکه «پس تصمیم قبلی ایران قطعاً اشتباه بوده و باید همان موقع از میز بازی بلند میشد» گزاره دیگری است. دومی از اولی نتیجه نمیشود.
Post #1106
4.41K

- 👍 69
- 👎 6
- 👏 5
- ❤ 3
- 👻 2