از روشنفکری که هر فیلم محبوبی را مبتذل میداند،
هر کتاب پرفروشی را سطحی،
هر نویسنده پرخوانندهای را عامهپسند،
و هر چیزی را که مردم دوست دارند نشانه سقوط فرهنگ،
از کسی که ده سال است کتابی ننوشته،
اما هفتهای سه سخنرانی دارد،
مقاله ندارد اما میزگرد دارد،
تحقیق ندارد اما موضع دارد،
و برای هر پرسشی جوابی آماده دارد که معمولاً از خود پرسش طولانیتر است،
از روشنفکری که به جای مدرسه فکری، محفل میسازد،
با حلقه اول، حلقه دوم، نزدیکان، نیمهنزدیکان و کسانی که هنوز افتخار «ورود به جمع» را پیدا نکردهاند،
از کسی که درباره برابری حرف میزند،
اما خودش باید همیشه وسط حلقه بنشیند،
درباره مناسبات قدرت سخنرانی میکند،
اما در محفل خودش همه راهها به شخص او ختم میشود،
از روشنفکری که عجیب دوست دارد اطرافش پر از زنان جوان، مشتاق و تحسینگر باشد،
و این را هم البته بخشی از «فضای آزاد فکری» معرفی میکند،
از کسی که شاگرد مستقل را چندان دوست ندارد،
اما شاگرد وفادار را بسیار،
نقد را تحمل میکند، به شرط آنکه از بیرون حلقه باشد،
و اگر یکی از نزدیکان نقدش کند، ناگهان معلوم میشود که «از نظر فکری سقوط کرده است»،
از کسی که شما را تا وقتی دوست دارد که به او ارجاع بدهید،
از او نقل قول کنید،
در جلسهاش بنشینید،
و گاهی هم یادآوری کنید که هنوز «استاد» است،
کمی فاصله بگیرید.
از روشنفکری که کتاب نمینویسد اما پادکست سهساعته دارد، و هر مکث و آهش قرار است نشانه عمق باشد، کمی فاصله بگیرید.
بعضی روشنفکران دنبال تولید فکر نیستند، دنبال تولید حلقهاند.
و هر جا حلقه مهمتر از فکر شد، روشنفکری تمام شده و دربار کوچک آغاز شده است.
Post #1102
1.97K
حسین قتیب ‏از آنهایی که همیشه «خبر دارند»، ‏خبری که منبعش را نمیشود گفت، ‏متنش را نمیشود فرستاد، ‏و معمولاً آخرش هم معلوم نمیشود اصلاً خبری بوده یا نه. ‏از آنهایی که «حاجآقا» را فقط حاجآقا صدا میکنند، ‏«آقایون بالا» را میشناسند، ‏با «بچهها» هماهنگاند، ‏و طوری…
- 👍 63
- 👏 5
- ❤ 2