TGViewer
حسین قتیب حسین قتیب @hosseinghatib · 6.73K subscribers
Post #1082 2.95K
حسین قتیب ‏خیابان انقلاب هیچ‌وقت برای من فقط یک خیابان نبوده است. شاید برای کسی که تهران را از پشت شیشه ماشین می‌بیند، انقلاب همان مسیر طولانی شرق به غرب باشد؛ با ترافیک، دود، بوق و ازدحام. اما اگر پیاده راه بروی، ریتم خیابان عوض می‌شود. اینجا کتابفروشی فقط کتابفروشی…
‏این فرق دارد با اینکه بگوییم محبوب‌اند یا جامعه به آنها رأی می‌دهد. قابل فروش بودن یعنی کسی تصور می‌کند فرد دیگری ممکن است حاضر باشد پول بدهد، تصویر را بردارد، با خود به خانه ببرد و جایی در فضای شخصی‌اش قرار دهد.
‏در زبان مردم‌شناسی، اشیا گاهی زندگی اجتماعی دارند. ارزش یک عکس فقط در کاغذ و جوهر آن نیست؛ در رابطه‌ای است که خریدار با چهره روی آن برقرار می‌کند. چیزی را که روی دیوار خانه‌ات می‌گذاری، وارد فضای شخصی خودت کرده‌ای. به آن نگاه می‌کنی، مهمانت آن را می‌بیند، درباره‌اش سؤال می‌کند. به همین دلیل این کارت‌های کوچک را می‌شد نوعی فرهنگ مادیِ حافظه دید؛ چیزهایی کوچک که نشان می‌دادند گذشته چگونه وارد زندگی روزمره می‌شود.
‏و آن گذشته دیگر یک گذشته نبود.
‏این شاید مهم‌ترین چیزی بود که بساط نشانم می‌داد.
‏در روایت‌های رسمی، تاریخ معمولاً مرتب است. آدم‌ها در قفسه‌های جداگانه قرار می‌گیرند: انقلابی و ضدانقلاب، مذهبی و سکولار، چپ و راست، ملی و سلطنت‌طلب، شهید و دشمن. روایت رسمی از تناقض خوشش نمی‌آید.
‏اما بساط دستفروش هیچ الزامی برای حل این تناقض‌ها نداشت.
‏در فاصله چند سانتی‌متر، کسانی کنار هم قرار گرفته بودند که تاریخ سیاسی آنها را در دو سوی یک شکاف عمیق قرار داده است. کمی پایین‌تر خواننده‌ای بود که اساساً با جهان سیاست کاری نداشت. کنار او بازیگر، شاعر، ورزشکار و نقاشی اروپایی. نه سلسله‌مراتبی وجود داشت و نه دستگاه نظری مشخصی که توضیح دهد چرا این آدم‌ها باید کنار هم باشند.
‏بازار فقط یک منطق ساده داشت: برای همه‌شان ممکن است مشتری پیدا شود.
‏همین بی‌نظمی، به نظرم، جامعه‌شناختی بود.
‏ممکن است جامعه ایران بیش از گذشته وارد دوره‌ای شده باشد که در آن «مرجع» دیگر مفرد نیست.
‏اما این تصاویر درباره امروز چیزی می‌گویند.
‏می‌گویند بخشی از گذشته‌ای که زمانی روایت رسمی تصور می‌کرد پرونده‌اش بسته شده است، دوباره وارد تخیل سیاسی و فرهنگی شده است.
‏و احتمالاً رسانه در این بازگشت بی‌تأثیر نبوده است. طی سال‌های گذشته، برخی شبکه‌های ماهواره‌ای و سپس شبکه‌های اجتماعی مجموعه‌ای از شخصیت‌های پیش از انقلاب را دوباره به فضای عمومی بازگردانده‌اند؛ گاهی با روایت‌هایی بسیار گزینشی و قهرمان‌ساز. نسل جوانی که تجربه مستقیمی از آن دوره ندارد، این افراد را نه از تجربه زیسته، بلکه از تصاویر، مستندها، ویدئوهای کوتاه، کلیپ‌های آرشیوی و روایت‌های اینترنتی می‌شناسد.

‏اگر فقط تصاویر شخصیت‌های پیش از انقلاب را می‌دیدم، می‌شد درباره نوع خاصی از نوستالژی صحبت کرد. اما آنها کنار چهره‌های جمهوری اسلامی، روشنفکران، هنرمندان، موسیقی‌دانان و شخصیت‌های فرهنگی قرار گرفته بودند. به بیان دیگر، ما با جایگزینی یک «حافظه رسمی» توسط «حافظه پهلوی» مواجه نبودیم.
‏بیشتر با تکثر حافظه‌ها مواجه بودیم.
‏شاید حتی چیزی فراتر از تکثر: نوعی تکه‌تکه‌شدن جهان مرجع. آن روز کنار بساط، هرچه بیشتر نگاه می‌کردم، کمتر احساس می‌کردم دارم به مجموعه‌ای از «عکس‌ها» نگاه می‌کنم.
‏بیشتر شبیه نقشه‌ای کوچک از جامعه بود.
‏نکته آخر؛
‏فقط باید یک احتیاط روش‌شناختی داشت: از یک بساط نمی‌توان درباره جامعه ایران یا محبوبیت یک جریان سیاسی نتیجه‌گیری کرد. این مشاهده برای من نه یک «داده آماری»، بلکه یک نشانه فرهنگی بود؛ نشانه‌ای از اینکه چه چهره‌ها و چه روایت‌هایی امروز دوباره در فضای عمومی قابل عرضه و مصرف شده‌اند.۲
  • 👏 21
  • 👍 10
  • ❤ 6
  • ✍ 1
  • 👎 1
More from @hosseinghatib
  1. Sep 30, 2026‏سیاوش اردلان در این نوشته یک عدد ظاهراً درست را برداشته و بعد از آن نتیجه‌ای گرفته که…
  2. Sep 29, 2026خطاب به روان‌شناسان: جامعه در معرض جنگ روانی را تنها نگذارید جنگ امروز فقط در جغرافیای درگ…
  3. Sep 29, 2026‏آقایان مسوول! جامعه‌ای که به خاطر جنگ ، تحریم و محاصره از نظر اقتصادی تحت فشار قرار گ…
  4. Sep 29, 2026‏از روشنفکری که هر فیلم محبوبی را مبتذل می‌داند، ‏هر کتاب پرفروشی را سطحی، ‏هر…
  5. Sep 29, 2026‏از آنهایی که همیشه «خبر دارند»، ‏خبری که منبعش را نمی‌شود گفت، ‏متنش را نمی‌ش…
  6. Sep 29, 2026‏از استادی که جز به خودش ارجاع نمی‌دهد، ‏از شاعری که بیت خودش را بازنشر می‌کند و ا…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →