🔸آنگاه که خداوند «وطن» را پاداشِ پیامبر خویش قرار میدهد!
◾️سید قطب (نظریهپرداز مشهور جریانهای سلفی-تکفیری) که در تفسیرش مدعی شده بود «عقیده، تنها وطنِ مؤمن است و گرد آمدن بر محور خاک، همچون چرای چارپایان در چراگاه است!»، در جلد چهارم از تفسیرش و در تحلیل هجرت حضرت ابراهیم(ع)، ناخواسته به حقیقت و اصالتی اعتراف میکند که تئوریهای وطنستیزانهاش را به چالش میکشد. او مینویسد:
همانا ابراهیم - علیه السلام - وطن، خانواده و قومی را [در راه خدا] رها کرد. پس خداوند، زمینِ مبارک را به عنوان وطنی بهتر از وطنش به او پاداش داد؛ و فرزندش اسحاق و نوهاش یعقوب را به عنوان خانوادهای بهتر از خانوادهاش جایگزین ساخت؛ و از نسل او، امتی بس بزرگ و پرشمار را به عنوان قومی بهتر از قومش پاداش داد.
فی ظلال القرآن، ج ۴، ص ۲۳۸۸.
◾️تحلیل انتقادیِ این پاراگراف و وجه تناقض آشکار آن با مبانی قطبی، در چهار محور زیر قابل تبیین است:
1️⃣ منطقِ کلامیِ «تَعویض» (پاداش) و اعتراف به ارزشِ ذاتیِ وطن
در الهیات اسلامی، «تعویض» به معنای جبران کردنِ یک خسارت با دادنِ عطایی معادل یا برتر است. سید قطب صریحاً میگوید خداوند به ابراهیم «وَطَناً خَيْراً مِنْ وَطَنِهِ» (وطنی بهتر از وطنش) داد. سؤال اساسی از پیروان تفکر قطبی این است: اگر «وطن» در قاموس اسلام مفهومی جاهلی، بتگونه و «مُشتی خاکِ بیارزش» است، چگونه خداوند متعال پاداشِ مجاهدتِ پیامبر خلیلش را با اعطای یک «وطنِ بهتر» جبران میکند؟! اگر اصلِ وطنداشتن رذیلت یا امر مذمومی بود، جایگزینِ آن نیز نباید از جنسِ وطن میبود. اعطای «وطنِ بهتر»، اثبات میکند که داشتنِ وطن و تعلق سرزمینی، یک «نعمت و ارزش الهی» است.
2️⃣ پذیرشِ رسمیِ سهگانهی «وطن، اهل، قوم» از سوی سنت الهی
قطب در یادداشتهای نخستینِ این سلسله، سهگانهی «خاک، نژاد و خویشاوندی» را پرچمهای جاهلیت خوانده بود. اما در این متن، او اعتراف میکند که خداوند، ابراهیم(ع) را در هر سه حوزه بازسازی کرد: به او «وطنی بهتر»، «خانوادهای بهتر» و «قومی بهتر» بخشید. این نشان میدهد که اسلام به دنبالِ نابودی و انهدامِ پیوندهای طبیعیِ انسان (وطن، قوم، خانواده) نیست، بلکه به دنبالِ «ارتقا و پاکسازیِ» آنهاست.
3️⃣ جغرافیای مادی به مثابهی «محلِ برکت»
قطب در جلد سوم مدعی شده بود «ارض (زمین) به خودی خود هیچ اعتبار و وزنی ندارد». اما در اینجا مجبور میشود اقرار کند که خداوند یک جغرافیای مشخصِ روی زمین (الْأَرْضَ الْمُبَارَكَةَ) را به عنوان وطن جدید به ابراهیم داد. این امر ثابت میکند که جغرافیا و تمامیت ارضی، بستری مادی برای تحقق برکات الهی است و نمیتوان آن را به نفعِ مفاهیم انتزاعیِ تشکیلاتی نادیده گرفت.
4️⃣ شکستِ گفتمانیِ قطب در برابرِ نصّ صریحِ قرآن
این قطعه از تفسیر قطب، تیر خلاصی بر دوقطبیِ مصنوعیِ «دین-وطن» است. سید قطب هرگاه در مقام یک «نظریهپردازِ حزبی و ایدئولوگِ خشمگین» سخن میگوید، وطن را تکفیر میکند؛ اما هرگاه در مقام یک «مفسر» با متنِ صریح قرآن و سیرهی انبیا روبهرو میشود، ناچار است اعتراف کند که داشتنِ یک «وطنِ امن و مبارک»، از بزرگترین پاداشهای الهی به بندگان صالح است.
🆔 @FarshidSharafi | فرشید شرفی