5️⃣ مشروعیتزداییِ کامل از نظامهای حاکم بر جوامع اسلامی و انحصارِ «حاکم مسلمان» در شخص باورمند به تفکرِ قُطبی
سید قطب در انتهای بخش، حاکم مسلمان را بازتعریف میکند:
«و حاکم مسلمان تنها کسی است که شریعت اسلام را اجرا کند.»
این سخن در واقع اعلام عدم مشروعیت مطلق تمامی نظامهای سیاسی حاکم بر جهان اسلام و مشروعیتبخشی به تشکیل گروههای مسلحِ بنیادگرایِ سَلَفی به منظور نبرد با حاکمان و جوامع اسلامی است.
6️⃣ رؤیافروشی با احاله به «آرمانشهرِ قطبی» و به تعلیق در آمدنِ حقوق انسانها تا زمانِ تحقق این آرمانشهرِ خیالی
سید قطب با ترسیم یک آرمانشهر خیالی از جامعهی تحت حاکمیت شریعت (جامعهای والا و عادل، برخوردار از تضمینهای کار و کفایت، و دارای کمترین زمینهها و انگیزههای شر و بدی)، زمینهی «دارالحرب» اعلام کردن تمام جوامع موجود را فراهم کرده است.
از دیدگاه قطب، حرمتِ جان، مال، آبرو و حقوق انسانها «ذاتیِ انسان» یا ناشی از «شهادتین» نیست؛ بلکه نتیجه و پاداشِ زیستن در آرمانشهر خیالیِ مد نظر اوست. بنابراین، وقتی جامعهای به آن نقطه نرسیده باشد، طبق منطق او ساکنانش مستحق هیچیک از این ضمانتها و حرمتها نبوده و جان و مالشان محترم نخواهد بود.
7️⃣ «انسانیتِ» انسان، در گرویِ حاکمیتِ اسلامِ قُطبی!
سید قطب در توضیحاتش پیرامون «دارالاسلام» تصریح میکند که در چنین جایی است که تمام ویژگیهای انسانی و کلیهی حقوق اجتماعی «انسان» به رسمیت شناخته میشود. همو در ادامه میافزاید که جان و مال «انسان» در «دارالحرب» فاقد حرمت است.
مقایسهی این دو فقره از کلام سید قطب و تحلیل آن، بخشی مهم از اندیشهی قُطبی را بر ما آشکار میسازد. گویی در اندیشهی قُطب، منشأِ برخورداریِ انسان از حرمت و حقوق، صرفِ «انسانبودن» او نیست، بلکه نوعِ نظم و نظامِ حاکم نیز در تعیین این حرمت و حقوق نقشِ اساسی دارد. اگر در «دارالاسلام» زیست کنی، از حقوق انسانی و اجتماعی برخورداری؛ اما اگر در «دارالحرب» باشی، جان و مالت ـ در صورتِ نبودِ عهد و پیمان با «دارالاسلام» ـ از حرمت برخوردار نخواهد بود و گویی انسانیتت نیز در ساحت حقوقی و اجتماعی به رسمیت شناخته نمیشود.
▪️فرستهی اوّل: (اینجا) | فرستهی دوم: (اینجا)
🆔 @FarshidSharafi | فرشید شرفی