TGViewer
Channel Public Channel
گاهنامه فرهیزش

گاهنامه فرهیزش

@farhizesh_mag

Subscribers
266
Photos
154
Videos
24
Links
564
Recent Posts 20 shown
Post #930 18

Forwarded from سیاست‌گذاری اجتماعی

ریزمدرسه‌های جدید: مسجدمدرسه‌ها و هوم‌اسکول‌ها

در نیمۀ دوم دهۀ ۹۰ برخی خانوارها با این استدلال که مدارس به اندازۀ کافی مذهبی نیستند فرزندان خود را از مدارس خارج کردند و گونه‌ای از مدارس خانگی را ایجاد کردند. شیوع کووید-۱۹ هم این وضعیت را، هرچند در دامنه‌ای بسیار محدود، تثبیت کرد. از بطن این جریان به‌تدریج مسجد-مدرسه‌ها؛ ابتدا در قم، تأسیس شدند و با شتاب افزایش یافتند و امروزه در ۲۲ استان شعبه دارند و ذیل یک ستاد مرکزی راهبری می‌شوند. تعداد این نوع مدارس طی ۴ سال اخیر با رشدی دو برابری به بیش از ۴۵۰ باب رسیده است؛ با میانگین حدود ۳۰ دانش‌آموز در هر مدرسه. این مدارس بعد از چند سال فعالیت، در نهایت از سال ۱۴۰۲ به‌عنوان گونه‌ای از مدارس غیردولتی مجوز فعالیت گرفتند و تفاهم‌نامه‌هایی را هم با دولت برای گسترش این مدارس به مناطق روستایی منعقد کردند. این مدارس چون از امکانات مساجد استفاده می‌کنند شهریه‌های پایین‌تری دارند و علاوه‌بر آموزش‌های مذهبی بیشتر، آموزش‌های مهارتی و درآمدزایی هم در برنامه‌های خود دارند؛ به‌ویژه درآمدزایی از فضای مجازی و رمز ارزها.

همزمان با این جریان، روندی از تأسیس هوم‌اسکول‌ها نیز از تهران شروع شده و با سرعت رو به افزایش است. این‌ها نیز مدرسه‌هایی با جمعیت دانش‌آموزی بین ۴۰-۲۰ نفر هستند با شهریه‌های بسیار بالا که اغلب با برنامه‌های درسی مکمل و در فضاهای شخصی‌تری اداره می‌شوند. بسیاری از این هوم‌اسکول‌ها عملاً شعبۀ کوچک‌تری از یک مدرسۀ خصوصی یا مرتبط با آن هستند. این مدارس به‌رغم مخالفت‌های فعلی آموزش‌وپرورش، با منطق کلی سیاست‌گذاری در این وزارتخانه تعارضی ندارند و چالشی هم برای گسترش ندارند. هوم‌اسکول‌ها در مراحل اولیۀ تثبیت هستند و فعلاً در برخی از مناطق تهران و همچنین کلان‌شهرهای تبریز و اصفهان فعالیت‌های آن‌ها گزارش شده است.

گسترش این ریزمدرسه‌ها نشانۀ تداوم و تشدید تمایزیابی و لایه‌لایه‌شدن هر چه بیشتر بخش‌هایی از جامعه در واحدهای کوچکتر است؛ نوعی خُردشدگی درون‌گروهی و درون‌طبقاتی. مسجدمدرسه‌ها نوعی تمایزیابی در بین خود خانواده‌های مذهبی‌تر است، همانگونه که هوم‌اسکول‌ها تمایزیابی بیشتر در بین لایه‌های بالای جامعه. این مدارس را نباید با تنوع در نظام آموزشی یکی گرفت، زیرا تنوع آموزشی زمانی مثبت است که با دسترسی همگانی و امکان انتخاب واقعی برای همۀ گروه‌های اجتماعی همراه باشد. این مدارس هرچند فعلاً سهم ناچیزی از نظام آموزشی دارند، اما به‌لحاظ تحلیل نهادی مهم‌اند.
@Omidi_Reza
Post #929 27

Forwarded from آتیه آنلاین

کیفیت آموزش در این سال‌ها چگونه افت کرد؟ کارنامه سیاه آموزش مجازی

✍️هدی هاشمی
روزنامه‌نگار

▪️سال‌هاست که نخستین تصمیم آموزش و پرورش در مواجهه با چالش‌ها، تعطیلی مدارس بوده است.موضوعی که موجی از اعتراض خانواده‌ها و کارشناسان را به همراه داشته است.

تامین ۲۴
📢@atiye_online
Post #928 28

Forwarded from کانال فارسی INEE برای آموزشگران در شرایط اضطرار ایران

📌 راهنمای جیبی معلمان: بازگشت به مدرسه پس از بحران 🏫🌱

بازگشت به کلاس پس از روزهای سخت، نیازمند همدلی و ایجاد امنیت قبل از جبران عقب‌افتادگی‌های درسی است.

این راهنمای کاربردی با همکاری و بر اساس استانداردهای بین‌المللی شبکه بینابخشی آموزش در شرایط اضطرار (INEE) به‌عنوان مرجعی سریع و گام به گام برای بازگشت معلمان ایران به یادگیری تهیه شده است.

محورهای کلیدی:

▫️پیش از بازگشت: آمادگی روانی، شناخت طرح اضطراری و آماده‌سازی فضای کلاس.

▫️ هفته‌های اول: بازسازی صبورانه روال‌های قبلی و اجرای الگوی «مشاهده، شنیدن، ارجاع»

▫️ یادگیری بدون فشار: آموزش تدریجی، کاهش فشار امتحانات و ارزیابی منصفانه.

▫️ گفتگو درباره اتفاقات: شنیدن احساسات و تمرکز بر امنیت، بدون ورود به حواشی.

▫️ مراقبت از خود: توجه معلمان به سلامت روان خود و حمایت همکاران.

📥 نسخه کامل این فایل را به شکل pdf از فایل زیر دریافت کنید و آن را با سایر همکاران‌تان به اشتراک بگذارید.

اگر سوالی یا پیشنهادی درباره آن داشتید کامنت بگذارید.

#آموزش_در_شرایط_اضطرار
#آموزش_بدون_وقفه

@Iran_INEE_Cop
Post #927 46
Post #926 36

Forwarded from آموزش و اندیشه‌‌

آموزش در شرایط اضطرار!

محمدرضا نیک‌نژاد، روزنامه شرق، 1/مهر/ 405


در شرایطی به استقبال سال آموزشی می‌رویم که همچنان چگونگی شروع و ادامه‌ی کار مدرسه‌ها با اما‌و‌اگرهای فراوانی روبروست!شرایطِ جنگی فرساینده، وضعیت اقتصادی به شدت آسیب‌زا، دلنگرانی‌های گسترده‌ی اجتماعی و ... آموزش را از اولویت‌های حاکمیتی، اجتماعی و حتی خانوادگی خارج کرده‌است. از سویی دست‌و‌پنجه نرم کردن خانواده‌ها با گرفتاری‌های گوناگون و فشارهای وارد بر پدر‌و‌مادرها، فرزندان آنان را نیز درگیر کرده و از دیگر سو فشارهای فزاینده‌ی اقتصادی سرراست بر خواسته و نیازهاشان کارگر می‌افتد و آسایش،آرامش و تمرکز ذهنی- که از مهمترین زمینه‌های یادگیری‌اند- را با چالش روبرو کرده‌است. به همه این گرفتاری‌ها نبودِ راهکارهای روشن و متناسب با شرایط ویژه‌ی کشور در اجرا و پیشبرد سیاست‌های خرد و کلانِ آموزشیِ از سوی کاربدستان را نیز بیفزایید و... .

اما چه می‌شود کرد!؟

به تازگی با اصطلاحِ "آموزش در شرایط بحرانی یا اضطرار" آشنا شدم که به گمانم در شرایط کنونی کشور می‌تواند از آسیب‌هایبیشتر به نوآموزان در هر سطحی جلوگیری کند. گرچه در میان معلمان، کنشگران آموزشی واجتماعی و حتی خانواده‌های درگیر با آموزش، نخستین برداشت از واژه"بحران" این است که خب! آموزش ایران سال‌هاست دچار بحران‌های گوناگون است و راه برونرفت از این بحران‌ها نیازمند سال‌ها برنامه‌ریزی، توجه و هزینه‌های مادی و غیر‌مادی است. بحران و اضطرار مورد تاکید در این اصطلاح گرچه می‌تواند پیوندهای محکمی با بحران‌های ریشه‌دار در آموزش‌و‌پرورش ما داشته‌باشد اما بیش از آن راهکارها و تجربه‌هایی فوری‌ای را در‌بر‌می‌گیرد که سرراست در پیِ گره‌گشایی از گرفتاری‌های آموزشی برآمده از حادثه‌های طبیعی مانند سیل و زلزله، مهاجرت‌های گسترده به علت دگرگونی‌های اقلیمی یا درگیری‌هاو جنگ‌های قومی، منطقه‌ای و ملی یا رویدادهایی از این دست است. گمانی نیست که شرایط بغرنج و گرفتاری‌های چند بُعدی جامعه کنونی ما، به ویژه در مناطق جنگ زده‌تر، نیازمند راهکارها و تجربه‌‌هایی است که"آموزش در شرایط اضطرار" می‌تواند در دسترس ما قرار دهد. از این رو کنشگران آموزشی، صنفی، سمن‌های فعال در حوزه کودکی و معلمان دلسوز و پیگیر، فراخوانده می‌شوند تا در این زمینه آگاهی‌های بیشتری به دست آورده و تجربه‌ها ومهارت‌های خود را با همکاران خود و دیگر گروه‌های اجتماعی هم‌رسانی کنند*.

در پایان بخشی از یادداشتی کوتاه درباره ضرورت توجه به "آموزش در شرایط اضطرار" را با هم می‌خوانیم، باشد که بتوانیم از راهکارها و تجربه‌های جهانی و ملی در این زمینه بهره بگیریم و امیدوار باشیم به تاثیر آن بر آموزش، آموزشگران و دانش‌آموزان گرفتار در بحران‌های گوناگون.

«آموزش در شرایط اضطرار فقط به معنای ادامه‌ی فرایند یادگیری نیست؛ بلکه در شرایط بحران،آموزش می‌تواند نقشی اساسی در حفظ حقوق کودکان، حمایت و حفاظت از آنان و حتی کاهش یا تشدید منازعات داشته‌باشد. در بررسی "آموزش در شرایط اضطرار" سه رویکرد کلیدی قابل توجه است:

1- آموزش بعنوان یک حق بنیادین انسانی: حتی در تاریک‌ترین زمان‌ها، یعنی در میانه جنگ‌های ویرانگر دسترسی به یادگیری و محیط‌های آموزشی نباید به عنوان یک امتیاز یا اولویت درجه دوم تلقی شود. آموزش همچنان یک حق اساسی انسانی است که سلب آن، به معنای تضعیف کرامت انسانی و آینده نسل‌های آسیب‌دیده از بحران است. صیانت از این حق در شرایط اضطراری، تعهدی اخلاقی و بین‌المللی برای تمام جوامع محسوب می‌شود.

2- آموزش بعنوان سازوکاری برای حمایت و حفاظت همه‌جانبه: در شرایط بحران، مدارس و فضاهای یادگیری فراتر از مکان صرف برای انتقال دانش عمل می‌کنند. این فضاها می‌توانند نقش پناهگاهی امن را ایفا کرده و احساس امنیت روانی را برای کودکان و نوجوانان بازگردانند. بازگشت به کلاس درس، به زندگی روزمره و آشفته کودکان نظم می‌بخشد، از سلامت روان و رفاه روانی یادگیرندگان در برابر آسیب‌های جنگ حمایت می‌کند و با ایجاد شبکه‌های اجتماعی و حمایتی، پیوندهای انسانی را میان دانش‌آموزان و معلمان مستحکم می‌سازد تا از انزوا و آسیب‌هایبیشتر جلوگیری شود.

3- آموزش به عنوان عاملی دوگانه برای صلح یا تشدید منازعه: اگر ساختار آموزشی عادلانه و فراگیر باشد، می‌تواند انسجام اجتماعی را تقویت کند، حس تعلق به جامعه را افزایش دهد، گفت‌وگو، تسامح و تفکر انتقادی را میان نسل‌ها ترویج کند و با کاهش نارضایتی‌ها، پایه‌گذار صلح پایدار باشد. و اگر سیستم آموزشی ناعادلانه، تبعیض‌آمیز یا طردکننده طراحی شود، به ابزاری برای بازتولید نابرابری‌های ساختاری تبدیل می‌گردد. چنین آموزشی بادامن زدن به احساس طردشدگی در میان گروه‌های خاص و عمیق‌تر کردن شکاف‌های قومی،مذهبی یا اجتماعی، می‌تواند ناخواسته به تشدید، تداوم و حتی شکل‌گیری دور تازه‌ای از منازعات دامن می‌زند.»
Post #925 50

Forwarded from Pakkonmedia

✅ دانش‌آموزان سهمیه‌ای و مدارس خاص صندلی‌های دانشگاه‌های دولتی را درو می‌کنند/ هزینه آمادگی برای امتحانات نهایی به هزینه‌های کنکور اضافه شد

📌 سعید معدنی، جامعه‌شناس:

🔹وقتی خانواده‌ها مجبورند برای آماده شدن فرزندانشان برای کنکور و امتحانات نهایی، هزینه‌های خارج از مدرسه پرداخت کنند، طبیعی است که سهم خانواده‌های برخوردار مالی در قبولی دانشگاه‌های دولتی بیشتر شود.

🔹بر اساس گزارش داده‌های صندوق رفاه دانشجویان، سهم سه دهک پایین درآمدی از میان بیش از ۵۰۰ هزار دانشجوی دانشگاه‌های دولتی تنها ۵.۶ درصد، معادل ۲۵ هزار و ۹۸۶ نفر است، در حالی که دهک‌های هشتم تا دهم ۶۲ درصد این جمعیت را تشکیل می‌دهند.

🔹بررسی‌ها نشان می‌دهد ما در کشور انواع مدرسه داریم که این مدارس به نوعی بر اساس وضعیت اقتصادی خانواده‌ها شکل گرفته‌اند.

🔹حاصل این وضعیت، به نوعی طبقاتی شدن فارغ‌التحصیلان مدارس است و به همین دلیل سهم مدارس عادی دولتی از قبولی در دانشگاه‌های دولتی بسیار کم است؛ چراکه معمولاً معلمان خوب به این مدارس نمی‌روند و دانش‌آموزان امکان استفاده از آموزش‌های باکیفیت را کمتر دارند.

🔹اکنون با تأثیر ۶۰ درصدی آزمون‌های نهایی نیز برخی دانش‌آموزان در کلاس‌های آمادگی امتحانات نهایی هم شرکت می‌کنند.

🔹در کشور ما مسئله دیگری نیز وجود دارد که در بسیاری از کشورهای دیگر به این شکل دیده نمی‌شود و آن سهمیه‌های خاص است.

🔹در وضعیت مشابه شانس قبولی با کسی است که سهمیه دارد و این مسئله می‌تواند بر کاهش انگیزه و کیفیت دانشگاه‌ها تأثیرگذار باشد/ خبرآنلاین

🆔 https://t.me/pakkonmediaedu
Post #924 72

Forwarded from سیاست‌گذاری اجتماعی

آموزش و سلامت در ساختار اشتغال

در اتحادیۀ اروپا سهم آموزش و سلامت از کل اشتغال حدود ۲۲ درصد است. در برخی کشورهای شمال اروپا این نسبت به ۳۰ درصد هم می‌رسد. بیش از ۷۰ درصد مشاغل در این دو بخش در اختیار زنان است (تقريبأ یک‌سوم کل اشتغال زنان در این دو بخش است).

در کشورهای ترکیه، مالزی، ژاپن، کرهٔ جنوبی، الجزایر، و تونس سهم این دو بخش از کل اشتغال حدود ۱۱ درصد، و در آمریکای جنوبی هم به‌طور متوسط بین ۱۱ تا ۱۲ درصد است.

سهم آموزش و سلامت از اشتغال در ایران، اندونزی، پاکستان، و بنگلادش حدود ۸ درصد است.

جدای از نقشی که آموزش و سلامت در خودبنیادی جامعه، خودمختاری فرد، شهروندی، و بازتولید اجتماعی دارند، حتی از منظر اقتصادی هم سرمایه‌گذاری در این دو بخش در بازتولید اقتصادی و رشد اقتصادی بسیار مؤثر است. در ایران جداول داده و ستانده این تأثیر را تأیید می‌کند. بااین‌حال این دو بخش در ایران به‌لحاظ تأمین مالی، نیروی انسانی، و زیرساختی با کمبود جدی مواجه است. این مسئله به‌ویژه با توجه به پراکندگی جمعیت و مساحت ایران اهمیت دارد.
در این باره این مقایسه شاید جالب باشد: تعداد دانش‌آموزان ایران تقریبا دو برابر انگلستان است و تعداد مدارس ایران بیش از چهار برابر. مساحت ایران هم تقریباً ۱۲ برابر انگلستان. در ایران بیش از ۳۰ درصد دانش‌آموزان در مدارس خصوصی و شبه‌خصوصی تحصیل می‌کنند و در انگلستان حدود ۶ درصد. اما کادر آموزشی دو کشور تقریباً برابر است.

در ایران از اواخر دهۀ ۱۳۶۰ این دو بخش محور کوچک‌سازی دولت قرار گرفتند. لایه‌هایی از طبقات متوسط و بالا نیز با این سیاست‌ها همراه شدند. اما ورای مسئلۀ کوچک‌سازی دولت، دو نهادی که هم برای بازتولید جامعه و هم برای رشد اقتصادی ضروری‌اند، به‌عنوان هزینه‌های مازاد دیده شدند.
بنا به روایت یکی از وزیران دولت اول هاشمی، برخی اقتصاددانان توجیه کردند که این دو بخش بیشترین سهم را از بودجۀ دولت دارند و اگر فقط کمی از این دو، به بخش خصوصی واگذار شود کسری بودجۀ دولت به صفر می‌رسد. او می‌گوید ما "فریب" خوردیم و پذیرفتیم، اما هر چه بیشتر از این دو بخش واگذار کردیم، کسری بودجه بیشتر شد.

پی‌نوشت: آموزش و سلامت دو حوزۀ اصلی سرمایه‌گذاری اجتماعی هستند و برای مواجهه با ریسک‌های جدید، بر سرمایه‌گذاری در این دو حوزه بسیار تأکید می‌شود. در تجربه‌های موفق، به‌دلیل مسائل مرتبط و درهم‌تنیده‌ای که این دو حوزه دارند، خوشه‌های شغلی گسترده‌ای در سطح ملی و محلی شکل گرفته است.
@Omidi_Reza
Post #923 74

Forwarded from کانال کانون صنفی معلمان ایران(تهران)

💠 #بیانیه

❇️ بیانیه انجمن‌ها و نهادهای فعال در حوزه حقوق کودک درباره حق آموزش کودکان در شرایط بحران

🔹ما، جمعی از انجمن‌ها و نهادهای فعال در حوزه حقوق کودک، با ابراز نگرانی عمیق نسبت به پیامدهای بحران‌های اخیر بر حق آموزش کودکان، تأکید می‌کنیم که
حفظ جان، امنیت، سلامت روان و تداوم یادگیری کودکان، مسئولیتی غیرقابل تعویق و از وظایف بنیادین نظام آموزشی کشور است.
در شرایطی که نگرانی خانواده‌ها نسبت به
امنیت فرزندانشان طبیعی و قابل درک است و در برخی مناطق ادامه آموزش حضوری امکان‌پذیر نیست،
مسئولیت وزارت آموزش و پرورش صرفاً به تعطیلی یا بازگشایی مدارس محدود نمی‌شود؛ بلکه تضمین دسترسی همه کودکان به آموزش باکیفیت، ایمن، عادلانه و مستمر، حتی در شرایط جنگ، بلایای طبیعی، ناترازی انرژی و دیگر بحران‌ها، از وظایف اصلی آن است.
🔹آنچه در سال تحصیلی گذشته شاهد آن بودیم، بیش از آنکه نشان‌دهنده مدیریت مؤثر بحران باشد، بیانگر نبود برنامه‌ای منسجم برای استمرار آموزش بود. در بسیاری از استان‌ها، حتی مناطقی که مستقیماً درگیر جنگ نبودند، مدارس تعطیل شدند؛ بدون آنکه راهکارهای آموزشی استاندارد، متناسب با شرایط سنی و نیازهای کودکان برای ادامه یادگیری ارائه شود.

🔹تجربه سال‌های گذشته نشان داده است که آموزش مجازی، به‌ویژه برای کودکان دوره ابتدایی و خصوصاً دانش‌آموزان پایه اول، نمی‌تواند جایگزین کامل آموزش حضوری باشد. این وضعیت برای کودکان خانواده‌های کم‌برخوردار، کودکان دارای معلولیت و کودکانی که دسترسی کافی به امکانات آموزشی ندارند، پیامدهای جدی‌تری به همراه دارد و شکاف آموزشی را افزایش می‌دهد.

🔹تداوم آموزش نیز صرفاً به فراهم بودن یک بستر مجازی محدود نیست؛ کیفیت، استاندارد و قابلیت اعتماد آن نیز اهمیت اساسی دارد. سامانه «شاد»، با وجود نقدهای گسترده معلمان، خانواده‌ها و دانش‌آموزان، همچنان بستر اصلی آموزش مجازی کشور است، در حالی که کاستی‌های آموزشی، فنی و دسترسی آن بارها مورد توجه قرار گرفته است.

🔹همچنین رسانه ملی، که می‌تواند در شرایط بحران نقش مؤثری در آموزش عمومی ایفا کند، به دلیل انتقادهای مطرح‌شده درباره محتوای برخی برنامه‌های کودک و آمیختگی آن با رویکردهای سیاسی، نتوانسته اعتماد کامل خانواده‌ها و فعالان حوزه کودک را جلب کند. آموزش کودکان باید بر پایه معیارهای علمی، تخصصی، بی‌طرفانه و منطبق با منافع عالیه کودک طراحی و اجرا شود.

🔹نگران‌کننده‌تر آنکه
کشور همچنان فاقد «پروتکل ملی تداوم آموزش در شرایط بحران» است. همان‌گونه که برای آلودگی هوا ضوابط مشخصی برای تعطیلی مدارس وجود دارد، لازم است برای شرایطی مانند جنگ، بلایای طبیعی، ناترازی انرژی و دیگر بحران‌ها نیز سازوکارهای روشن، از پیش طراحی‌شده و مبتنی بر حقوق کودک تدوین شود؛ به‌گونه‌ای که تعطیلی مدارس آخرین راهکار باشد، نه نخستین واکنش.


🔹بر اساس قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، قوانین داخلی و تعهدات بین‌المللی ایران، آموزش از حقوق بنیادین همه کودکان است و دولت موظف است دسترسی برابر و بدون تبعیض به این حق را در همه شرایط، از جمله دوران بحران، تضمین کند.

🔹از وزارت آموزش و پرورش انتظار داریم:

🔻گزارشی شفاف از اقدامات انجام‌شده و مبانی تصمیمات اتخاذشده در دوره بحران منتشر کند.
🔻برنامه‌ای علمی و عملیاتی برای جبران افت یادگیری، به‌ویژه برای دانش‌آموزان پایه اول و دوره ابتدایی، تدوین و اجرا کند.
🔻با همکاری متخصصان، دانشگاهیان، معلمان، روان‌شناسان، سازمان‌های مردم‌نهاد و فعالان حوزه حقوق کودک، «پروتکل ملی تداوم آموزش در شرایط بحران» را تدوین و منتشر کند.
🔻کیفیت و استاندارد منابع آموزشی حضوری، مجازی و رسانه‌ای را ارتقا داده و نسبت به رفع کاستی‌های موجود در سامانه شاد و برنامه‌های آموزشی رسانه ملی اقدام کند.
🔻با پرهیز از هرگونه بهره‌برداری سیاسی از آموزش کودکان و با پایبندی به اصل منافع عالیه کودک، زمینه بازسازی اعتماد خانواده‌ها به نظام آموزشی را فراهم آورد.

🔹حق آموزش، حقی بنیادین و لازمه تحقق سایر حقوق کودکان است. آینده کودکان را نمی‌توان به پایان بحران‌ها موکول کرد. نظام آموزشی کشور باید با برنامه‌ریزی علمی، شفافیت، پاسخگویی و رعایت استانداردهای حقوق کودک، شرایطی فراهم کند که هیچ کودکی، حتی در دشوارترین شرایط، از حق یادگیری، رشد و آینده خود محروم نماند.

🔹در پایان، از همه نهادهای مسئول، دانشگاهیان، معلمان، سازمان‌های مردم‌نهاد، متخصصان حوزه کودک و خانواده‌ها دعوت می‌کنیم با مشارکت در تدوین راهکارهای علمی و پایدار، برای صیانت از حق آموزش کودکان در همه شرایط تلاش کنند.

مرداد ۱۴۰۵

#شبکه_کمک
#آموزش_در_بحران
#حق_آموزش
#پروتکل‌ملی‌تداوم‌آموزش‌درشرایط‌بحران

https://t.me/httpsksmtehran2/388

🔹🔹🔹

🖋 کانال کانون صنفی معلمان ایران

🆔 @KSMtehran
Telegram ..
Post #922 70

Forwarded from آموزش و اندیشه‌‌

#گزیده خوانی

دغدغه سندل و والزر پیامدهای مدنی نابرابری و به خصوص نابرابری آموزشی است. والزر مخالف پولی سازی آموزش است، زیرا معتقد است مزایا و امتیازات اجتماعی کلان آموزش با پولی شدن آن، تنها به طبقه‌ای خاص اختصاص می‌یابد. سندل هم با توجه به تضعیف همبستگی اجتماعی به مسئله خصوصی سازی آموزش پرداخته است. به باور او پولی و خصوصی شدن آموزش دو پیامد نامطلوب مالی و مدنی دارد. نخست این‌ که موجب تضعیف خدمات عمومی می‌شود، چون کسانی که دیگر از این خدمات استفاده نمی‌کنند، تمایل چندانی به پرداخت مالیات برای حمایت از آن ندارند. دوم این‌ که نهادی عمومی مانند مدرسه که در گذشته جایی برای گرد هم آوردن مردم بود، دیگر مکان ملاقات شهروندانی از گروه‌های مختلف نیست. تهی شدن حوزۀ عمومی، پرورش همبستگی و حس زندگی در اجتماع را دشوارتر می‌کند که شهروندی مردم‌سالار بر آن مبتنی است و به فرسایش فضائل مدنی یا، به تعبیر دقیق‌تر، «فرسایش حوزۀ عمومی»‌ منجر می‌شود. سندل معتقد است مدارس دولتی از قدیم یکی از پایگاه‌های تربیت مدنی بوده‌اند. تربیت مدنی امری است که به صورت غیرعمدی در گرد هم‌آیی جوانانی که به طبقات اقتصادی، پیشینه‌های دینی و جوامع قومی مختلف تعلق دارند، در نهادهای مشترک منتقل می‌شود. به باور او در زمان‌های که بسیاری از مدارس دولتی در شرایط خطرناکی قرار دارند، این پرسش مطرح می‌شود که چگونه جامعه مردم‌سالار می‌تواند به پرورش همبستگی و احساس مسئولیت متقابل در میان اعضایش امیدوار باشد و جامعه‌ای عادلانه بسازد.

ص 53 از کتاب "آموزش در پاورقی" / فاطمه مقدسی/ نشر نی
Post #921 60

Forwarded from سیاست‌گذاری اجتماعی

جهان درحالی‌که با تشدید بحران اقلیم، تعمیق نابرابری، فرسایش اعتماد اجتماعی، و تمرکز شدید ثروت مواجه است، دولت‌ها همچنان به‌دنبال وصله‌کردن بازارها هستند و علم اقتصاد نیز به «خیر»؛ چه در معنای کالاهای عمومی و چه در معنای منابع مشترک، تاکنون صرفاً از منظر اصلاح شکست‌های بازار یا دولت نگریسته است.

مازوکاتو، استاد دانشگاه لندن و بنیانگذار مؤسسۀ نوآوری و ارزش عمومی، در کتاب جدیدش با عنوان «اقتصاد خیر عمومی: قطب‌نمای جدید» به ضرورت بازاندیشی در رابطۀ دولت، بازار، و شهروندان می‌پردازد. از نظر او، دولت باید فراتر از نقش ترمیم‌گر شکست‌های بازار، فعالانه بازارها را حول خیر عمومی جهت‌دهی کند. او استدلال می‌کند که اقتصاد سالم فقط با تکیه بر بازار ساخته نمی‌شود، بلکه نیازمند جهت‌دهی هدفمند نهادهای عمومی است. او به‌جای نگاه حداقلی به دولت، از نقشی سخن می‌گوید که دولت، کسب‌وکارها و جامعه را حول مأموریت‌های مشترک هماهنگ می‌کند؛ مأموریت‌هایی مثل کاهش نابرابری و مقابله با تغییرات اقلیم.

فهرست و مقدمۀ کتاب را می‌توانید در اینجا ببینید.

پی‌نوشت: از مازوکاتو کتاب‌های «دولت کارآفرین» و «ارزش همه چیز» به فارسی ترجمه شده است.
Post #920 46

Forwarded from Pakkonmedia

🎯 ظهور یک نابرابری جدید
— بگو چقدر پول داری تا بگویم چقدر می‌توانی سواد داشته باشی


🔴 آنقدر تحقیقات در این زمینه پرشمارند که حالا دیگر می‌توان با اطمینان گفت، «متوسط سواد انسان‌ها رو به کاهش است». مثلاً در بیشتر کشورهای عضو سازمان توسعه و همکاری اقتصادی، نمرات سوادآموزی بزرگسالان طی دههٔ گذشته ثابت مانده یا افت کرده است. تواناییِ خواندن و نوشتن در مدارس ابتدایی رو به کاهش است و اختلال کم‌توجهی-بیش‌فعالی در میان دانش‌آموزان به‌شکلی بی‌سابقه افزایش پیدا کرده. اما یک چیز کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد: بیشترین نشانه‌های کاهش سواد و توانایی‌های ذهنی در میان فقیرترین گروه‌ها دیده می‌شود.

🔴 آنچه جان‌برن-مرداک، روزنامه‌نگار فایننشال‌تایمز، «فرهنگ پسامتنی» می‌خواند، یعنی جایگزینی خواندن با مصرفِ تصاویر و ویدئوهای کوتاه در شبکه‌های اجتماعی، می‌تواند نوعی نابرابری جدید ایجاد کند.

🔴 اتفاقی که شباهت بسیاری با مصرف خوراکی‌های ناسالم دارد. هرچه تنقلاتِ ‌فرآوری‌شده دسترس‌پذیرتر و اعتیادآورتر شده‌اند، فاصله میان کسانی که امکانات لازم را برای سبک زندگی سالم دارند و کسانی که در برابر فرهنگ غذاییِ چاق‌کننده آسیب‌پذیرند بیشتر شده است. این شکاف آشکارا رنگ‌وبوی طبقاتی دارد؛ در سراسر غرب، چاقی با فقر پیوندی قوی دارد. بعید نیست در سال‌های آینده اختلال تمرکز، عملکرد نامناسب در مدرسه و کم‌سوادی هم پیوندی قدرتمند با سطح فقر پیدا کند.

🔴 ماریان وُلف، پژوهشگر و نویسندۀ کتاب «آهسته بشتاب» نشان داده است که پرورش توانایی خواندنِ متن‌های بلند واقعاً ذهن را دگرگون می‌کند: دایرۀ واژگان را بیشتر و فعالیت ذهنی را به نیمکرهٔ چپ که تحلیلی‌تر است می‌برد و توان تمرکز، استدلال و تفکر عمیق را بیشتر می‌کند.

🔴 اما توانایی خواندنِ متن‌های بلند، مهارتی ذاتی نیست و باید آموخته شود. در تاریخ مدرن، آموزشِ این مهارتِ بنیادین یکی از وظایف اصلی مدرسه بوده، اما محیط دیجیتال چنانکه کال نیوپورت در کتاب خود، کار عمیق، نشان می‌دهد، اساساً برای حواس‌پرتی ساخته شده: اعلان‌ها برای جلب توجه رقابت می‌کنند، شبکه‌های اجتماعی عمداً اعتیادآور طراحی شده‌اند و انبوه محتوا ما را به جابه‌جا شدنِ سریع کانونِ توجه عادت می‌دهد. این الگوریتم ذهن را به سرسری‌خوانی، یافتن الگوهای تکراری و پریدن بی‌وقفه از متنی به متن دیگر خو می‌دهند.

🔴 صریح باشیم: انتخاب شناختیِ سالم آسان نیست. در فرهنگی سرشار از سرگرمی‌های فوری، توانایی خواندن متن‌های بلند شاید به‌زودی به قلمرو خرده‌فرهنگ‌های نخبگان محدود شود.

🔴 اگر چنین اتفاقی بیفتد، چه می‌شود؟ نوجوانانی که توان اندیشیدن بلندمدت را از دست داده‌اند قبیله‌ای‌تر و غیرعقلانی‌تر می‌شوند؛ به واقعیت‌ها و حتی رویدادهای تاریخی بی‌اعتنایی می‌کنند، به «وایب» اهمیت می‌دهند تا استدلال و آمادهٔ پذیرش نظریه‌های توطئه‌اند. اگر این توصیف آشناست، شاید نشانه‌ای است از آنکه تا چه اندازه در این مسیر پیش رفته‌ایم. این وضعیت فرصت تازه‌ای برای فساد در سیاست می‌سازد، چون مردم را مستعد فریب‌خوردن و ساده‌بینی می‌کند و همیشه سیاست‌مدارانی پیدا می‌شوند که از چنین مردمی سوءاستفاده کنند.


📌 آنچه خواندید برگرفته از گزارش «تفکر دارد به کالایی لوکس بدل می‌شود»، نوشتۀ مری هرینگتون است که در شمارۀ ۳۶ مجلۀ ترجمان منتشر شده است.
ترجمان علوم انسانی

https://t.me/pakkonmediaedu
Telegram Pakkonmedia شبکه های پاک کن مدیا تلگرام @pakkonmediaedu توئیتر(شبکهx) اینستاگرام یوتوب @pakkonmedia ایمیل pakkonmedia@gmail.com
Post #919 90

Forwarded from سیاست‌گذاری اجتماعی

آموزش در شرایط بحران

بر اساس گزارش شاخص توسعۀ انسانی بانک جهانی، سال‌های هدررفتۀ یادگیری (شکاف یادگیری) برای ایران در سال ۲۰۱۹ (۱۳۹۸) حدود ۳.۶ سال بوده است. یعنی برای مثال اگر سال‌های مورد انتظار آموزش در مدرسه برای دانش‌آموزی ۱۱.۷ سال باشد، به‌لحاظ کیفیت آموزشی در حد ۸.۱ سال یادگیری (سال‌های تعدیل‌شدۀ یادگیری) خواهد داشت. سال‌های تعدیل‌شدۀ یادگیری در این سال برای ترکیه ۸.۹، برای مالزی ۹.۱، و برای عربستان ۷.۹ سال گزارش شده است.

از مهر ۱۳۹۸ تاکنون نظام آموزش در ایران عملاً نمونه‌ای از آموزش در شرایط بحران بوده است. مدارس تقریباً در نیمی از این ۶ سال پرالتهاب به دلیل شیوع کووید-۱۹، آلودگی هوا، اعتراضات اجتماعی، کمبود انرژی، و جنگ تعطیل بوده است. میانگین وضعیت شاخص یادگیری برای دانش‌آموزانی که از مهر ۱۳۹۸ وارد پایۀ اول ابتدایی شده‌اند و امسال دورۀ ۶سالۀ ابتدایی را تمام کرده‌اند، احتمالاً بدتر از میانگین کل دانش‌آموزان است. مواجهه با این وضعیت فراتر از مسئلۀ یادگیری، الزامات و اقدامات ویژۀ آموزشی را می‌طلبد؛ هم برای دانش‌آموزان، هم برای والدین، و هم برای معلمان.
@Omidi_Reza
Post #918 78

Forwarded from آموزش و اندیشه‌‌

🔰«آموزش در پاورقی» اثر فاطمه مقدسی در گفت‌وگو با محمود مهرمحمدی؛
کالایی‌شدن آموزش، خروج از خیر عمومی است

آموزش را نمی‌توان به پاورقی فرستاد

🔸محمود مهرمحمدی گفت:‌ دولت نمی‌تواند در سند مسئولیت‌های خود، آموزش را به حاشیه یا پاورقی بفرستد؛ بلکه باید در متن باشد. این تعبیر، موضوع خصوصی‌سازی را به ذهن متبادر می‌کند؛ یعنی دولت مسئولیت خود را در حوزه‌ی آموزش عمومی به درستی انجام نمی‌دهد و آموزش به سمت کالایی شدن و خروج از خیر عمومی می‌رود.

🔸هم در مقیاس خرد و هم در مقیاس کلان، نباید به هیچ وجه از توجه به مسئله‌ی آموزش و پرورش و ایجاد تحول در آن غافل شویم، حتی در شرایط نامساعد اقتصادی و اجتماعی. دولت نمی‌تواند از پاسخگویی در قبال عملکرد آموزش و پرورش و انتظارات جامعه شانه خالی کند و آن را موکول به تحقق عدالت اجتماعی در خارج از نظام آموزشی نماید.

🔸نباید تحول در آموزش و پرورش را گروگان جهش در منابع مالی کنیم. گرچه افزایش منابع مالی بدون شک یکی از شریان‌های مهم بهبود عملکرد است، ولی نخبگان باید راه‌حل‌ها و ابتکارعمل‌هایی بیابند که تحول را ممکن کند.

🔸توسعه‌ی مدارس خصوصی و خصوصی‌سازی تا حد زیادی ناشی از همین مأیوس شدن جامعه از مدارس دولتی است. خانواده‌هایی که توان اقتصادی دارند به سمت مدارس خصوصی می‌روند. این پیام را می‌دهد که به تحول در مدارس دولتی امیدی نیست.

🔸برای ارتقای کیفیت در مدارس دولتی نیز نباید موضوع را چنان گره بزنیم به تأمین منابع مالی که بگوییم اگر منابع نرسید، هیچ کاری نمی‌شود کرد. بدترین اتفاق این است که مسئولان نظام آموزشی به این مرحله برسند که بگویند «کاری نمی‌توان کرد». به همین خاطر تأکید می‌کنم که باید برای اندیشه‌ورزی و یافتن راه‌حل، تلاش بیشتری کنیم.

ibna.ir/x6Hyq

@ibna_official
ایبنا کالایی‌شدن آموزش، خروج از خیر عمومی است محمود مهرمحمدی گفت:‌ دولت نمی‌تواند در سند مسئولیت‌های خود، آموزش را به حاشیه یا پاورقی بفرستد؛ بلکه باید در متن باشد. این تعبیر، موضوع خصوصی‌سازی را به ذهن متبادر می‌کند؛ یعنی دولت مسئولیت خود را در حوزه‌ی آموزش عمومی به درستی انجام نمی‌دهد و آموزش به سمت…
Post #917 101

Forwarded from آموزش و اندیشه‌‌

توران ،بانوی صلح

نسرین محمدباقری، تارنمای روزنامه شرق، ۲۵ خرداد ۱۴۰۵ (به فراخور زادروز توران میرهادی)

🔻در یک سال گذشته، شاهد دو جنگ بودیم؛ جنگ دوازده‌روزه و جنگ چهل‌روزه. این روزها نیز در التهاب جنگ، آتش‌بس و پیامدهای آن به سر می‌بریم.

🔻آنچه بر ما گذشت، از ما انسان‌های دیگری ساخت. ما دیگر آدم‌های پیش از جنگ نیستیم. اضطراب بمباران و موشک‌باران، ویرانی بخشی از زیرساخت‌ها، آسیب‌دیدن پل‌ها، تورم، گرانی و مشکلات اقتصادی، در جسم و جان ما چنان رخنه کرده است که بعید است زخم‌های این روزها به این زودی‌ها التیام یابد.

🔻در شب‌ها و روزهای جنگ، به یاد توران میرهادی، بودم. حدود یک سال با خواندن گروهی کتاب های توران خانم ؛تحت تاثیر افکار و اندیشه هایش قرار گرفتیم.

🔻توران میرهادی را به‌حق می‌توان «بانوی صلح» نامید؛ شخصیت ارزشمندی که همه فعالیت‌های آموزشی و فرهنگی خود را در مسیر ترویج فرهنگ صلح، همدلی و انسانیت قرار داد. به گمان من جهان همواره  به انسان‌هایی مانند او نیاز دارد تا صدای صلح، خرد و انسانیت باشند عطش قدرت، لجاجت زمامداران و ویرانی‌های جنگ اخیر، مرا به یاد توران خانم  پس از جنگ جهانی دوم می‌اندازد. او در سفر به اروپا از نزدیک خرابی‌های جنگ را دید . او و گروهی از دانشجویان در کار بازسازی خرابی های جنگ بودند  و این پرسش برایش شکل گرفت که چگونه ملت‌هایی که خود را صاحب فرهنگ می‌دانند، دست به چنین ویرانی‌هایی می‌زنند.
او پس از تحقیق ، ریشه جنگ را در نظام تعلیم و تربیت یافت و دریافت که نظام آموزشی  اروپا سرباز ساز است نه انسان ساز.
نظام تعلیم و تربیتی که  مبتنی بر اطاعت، رقابت، ترس و تبعیت کورکورانه باشد؛ انسان صلح جو تربیت نمی کند.

🔻توران میرهادی صلح را در دو شکل، صلح درون و صلح برون، تعریف می‌کرد. از نگاه او، صلح یک فرهنگ است و این فرهنگ از کودکی و از تجربه امنیت ؛امنیت عاطفی، اجتماعی، معنوی و مادی  آغاز می‌شود.
او نقش خانواده را در شکل‌گیری فرهنگ صلح، بنیادی و پایدار می‌دانست و خود، این حقیقت را در زندگی‌اش تجربه کرده بود.
مادر آلمانی توران خانم ؛ نقش ارزنده ای در شکل گیری شخصیت او داشت. ریشه بسیاری از اندیشه‌های تربیتی او و نگاه متفاوتش به آموزش را باید در تجربه‌های کودکی او جست‌وجو کرد.

🔻پس از خانواده، مدرسه نقشی تعیین‌کننده پیدا می‌کند. توران میرهادی معتقد بود مدرسه نباید محلی برای مقایسه، رقابت و تولید احساس ناامنی باشد. مقایسه دائمی کودکان، شاگرداولی و نخبه‌پروری، انسان‌ها را از یکدیگر دور می‌کند و ناامنی درونی می‌آفریند. در مقابل، مشارکت، کار گروهی، مسئولیت‌پذیری و فرصت اندیشیدن مستقل، زمینه شکل‌گیری فرهنگ صلح را فراهم می‌کند.

🔻توران خانم پس از بازگشت از اروپا؛با تاسیس مدارس فرهاد تلاش کرد ؛ ایده های خود را در این مدرسه پیاده کند. مدرسه ای که در آن رقابتی در میان نبود؛ مدرسه ای که شاگرد اول نداشت؛ معلم و دانش آموزان باهم کتاب درسی را می نوشتند.مدرسه ای که عادت کتابخوانی را در وجود بچه ها نهادینه ساخت.مدرسه ای که مشوق مشاهده وکشف بود.مدرسه ای که تلاش می کرد بچه های متعهد و مسیول تربیت کند.

🔻توران میرهادی بر خودسازی نیز تأکید فراوان داشت.  در مدرسه فرهاد با روشهای مختلف تربیتی روی این مقوله کار می کرد.
او معتقد بود انسان تا آخرین لحظه زندگی باید بر روی خود کار کند و می‌تواند آگاهانه در وجود خویش تغییر ایجاد کند.

🔻از نظر او، صلح پایدار از انسان‌هایی آغاز می‌شود که در مسیر خودسازی گام برمی‌دارند و هر روز می‌کوشند انسانی‌تر، مهربان‌تر و آگاه‌تر باشند شاید به همین دلیل است که در این روزها ، بیش از هر زمان دیگری به یاد توران میرهادی می‌افتم؛ زنی که از میان خرابه‌های جنگ جهانی دوم به این حقیقت رسید که صلح را باید از کودکی آموخت، در خانواده و مدرسه پرورش داد و با ساختن انسان‌هایی آگاه، مسئول و مستقل، آن را به فرهنگی پایدار تبدیل کرد.
آدرس یادداشت https://www.sharghdaily.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%87%D9%86%D8%B1-70/1109812-%D8%AA%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D9%86%D9%88%DB%8C-%D8%B5%D9%84%D8%AD#:~:text=%D8%AA%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86%20%D9%85%DB%8C%D8%B1%D9%87%D8%A7%D8%AF%DB%8C%20%D8%B5%D9%84%D8%AD%20%D8%B1%D8%A7%20%D8%AF%D8%B1,%D8%AF%D8%B1%20%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C%E2%80%8C%D8%A7%D8%B4%20%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87%20%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%87%20%D8%A8%D9%88%D8%AF.
شرق توران، بانوی صلح در شب‌ها و روزهای جنگ، به یاد توران میرهادی، بودم. حدود یک سال با خواندن گروهی کتاب های توران خانم ؛تحت تاثیر افکار و اندیشه هایش قرار گرفتیم.
Post #916 87
Post #915 69

Forwarded from سیاست‌گذاری اجتماعی

بازپس‌گرفتن دموکراسی از بازار.pdf243.1 KB
این فایل ترجمۀ گفتگوی دارون عجم‌اوغلو با مایکل سندل است دربارۀ بحران‌های معاصر دموکراسی در سایۀ قدرت بازار و ظهور هوش مصنوعی. گفتگو حول دو کتاب سندل؛ «استبداد شایستگی» و «آنچه با پول نمی‌توان خرید» است. آن‌ها با نقد مفهوم شایسته‌سالاری، استدلال می‌کنند که سلسله‌مراتب منزلتی، کرامت کار و انسجام اجتماعی را از بین برده است، و باید با تأکید بر عدالت مشارکتی مانع از آن شد که منزلت اجتماعی تنها براساس بازدهی اقتصادی تعیین شود.

بخش مهمی از بحث به تقابل میان آزادی‌های فردی و پیوندهای اجتماعی و لزوم احیای گفتمان اخلاقی در فضای عمومی می‌پردازد. آن‌ها هشدار می‌دهند که مسیر فناوری و اقتصاد نباید صرفاً توسط نخبگان تعیین شود، بلکه باید با ارادۀ جمعی شهروندان و در جهت خیر عمومی بازطراحی شود و این مستلزم گفت‌وگوی فعال شهروندان دربارۀ پرسش‌های بنیادین است. چنین گفت‌وگویی تنها زمانی ممکن است که احساس کنیم زندگی مشترکی داریم؛ چیزی که نابرابری آن‌را فرسوده است.

این گفتگو تلاشی است برای یافتن راهی برای نجات حیات مدنی و فضیلت‌های جمعی پیش از آنکه نابرابری و اتوماسیون بنیان‌های دموکراسی را به‌طور کامل ویران کنند.
@Omidi_Reza
Post #914 67

Forwarded from سیاست‌گذاری اجتماعی

بیانیۀ انجمن جامعه‌شناسی دربارۀ تداوم محدودیت بر شبکۀ بین‌المللی اینترنت و اتصال اینترنت‌ طبقاتی

بیش از دو ماه است که انسداد گسترده و مداوم اینترنت، سازمانِ زندگی روزمره در ایران را با اختلالی عمیق مواجه کرده است. در جهان شبکه‌ای امروز، دسترسی به اینترنت نه یک امتیاز اعطایی، بلکه «حق طبیعی» و زیرساخت بنیادینِ زیست‌جهان شهروندان است. هرگونه تحدید در این عرصه، به‌معنای تعرض به «حق بر فضای عمومی» و مخدوش‌کردن پیوندهایی است که قوام‌بخش جامعه در لایه‌های مختلف اقتصادی، فرهنگی، و آموزشی است.

توجیهاتِ ناظر بر «امنیت زیرساختی و ضرورت‌های جنگی» در حالی دسترسی تودۀ مردم را مخلِ ثبات می‌پندارند که تداوم بهره‌مندی مسئولان از این فناوری و از سوی دیگر، فروش اینترنت آزاد با قیمت‌های گزاف در بازارهای غیررسمی، اعتبار این استدلال‌ها را مخدوش کرده است. این رویکرد دوگانه نشان می‌دهد که امنیت، به ابزاری برای فرصت‌طلبی‌های مالی و تبدیل یک حق عمومی به «کالایی طبقاتی» بدل شده که تنها برای صاحبان نفوذ و اقشار برخوردارِ اقتصادی در دسترس است. از سوی دیگر، نسبت‌دادن «ساخت‌یابی اعتراضات» به فضای مجازی، نادیده‌گرفتن ریشه‌های عینی نارضایتی در بطن جامعه است؛ ابزارها صرفاً حامل پیام‌اند و انسداد آن‌ها نمی‌تواند جایگزین تدبیر برای حل بحران‌های ساختاری شود. همچنین، رویکرد حذفی با هدف کنترل تربیتیِ «نسل ارتباط‌بنیادِ جوان و نوجوان»، نشان از عدم درک هویتی نسلی دارد که کار، آموزش، و فراغت خود را در این بستر معنا کرده است؛ این نگاه قیم‌مآبانه تنها به انباشت خشم و بیگانگیِ بیشتر میان این نسل و ساختار حکمرانی دامن می‌زند.

پیامدهای این وضعیت، فراتر از نابودی معیشتِ میلیون‌ها نفر در کسب‌وکارهای خرد، به شکل‌گیری یک «شکاف دیجیتال» عمیق و «بی‌اعتمادی ساخت‌یافته» منجر شده است. تداوم این روند، فاصلۀ میان مردم و حاکمیت را به مرزی نگران‌کننده رسانده و سرمایۀ اجتماعی را به‌شدت فرسوده می‌کند. در این میان، اصرار بر طرح‌هایی چون «اینترنت طبقاتی» (که در قالب‌های تبعیض‌آمیزی چون اینترنت پرو یا ویژه مطرح می‌شود)، مصداق بارز «نابرابری ساختاری» است. ایجاد شهروندان درجه‌بندی‌شده در دسترسی به اطلاعات، احساس محرومیتِ نسبی را در اکثریت جامعه به خشمی پایدار بدل کرده و انسجام ملی را بیش‌ازپیش تهدید می‌کند.

انجمن جامعه‌شناسی ایران هشدار می‌دهد که تضعیف بی‌محابای پیوندهای ارتباطی جامعه در لوای تصمیمات کوتاه‌مدت، گسست‌های جبران‌ناپذیری را در آینده رقم خواهد زد. ما خواهان بازگشایی فوری، پایدار، و بدون تبعیض اینترنت هستیم و باور داریم که راه رسیدن به ثبات، نه در انسداد فضای مجازی، بلکه در احترام به حقوق شهروندی و بازسازی اعتمادِ آسیب‌دیده میان دولت و ملت نهفته است.

‏@iran_sociology
Post #913 67

Forwarded from کانال کانون صنفی معلمان ایران(تهران)

💠 #گزارش

گزارش «شرق» از قربانی‌شدن کلاس‌اولی‌ها با مجازی‌شدن مدارس و پایین‌بودن کیفیت آموزش غیرحضوری:

صداوسیما آنتن نمی‌دهد


✍🏻نیلوفر حامدی

تعطیلی‌های مکرر ناشی از آلودگی هوا و ناترازی انرژی، حالا و با تجربه دوباره جنگ و سایه آن که کماکان بالای سر کشور و مردم قرار دارد، حال نزاری برای وضعیت آموزش کشور ایجاد کرده است. وضعیت وخیمی که اثر آن بر کیفیت آموزش، به‌ویژه برای مقطع ابتدایی و کلاس اولی‌ها بیشتر هم ملموس است. این شرایط نه‌تنها آینده تحصیلی دانش‌آموزان را مخدوش می‌کند، بلکه برای والدین آنها هم دردسرهای متعددی ایجاد کرده است؛ به‌ویژه حالا که سخنگوی وزارت آموزش و پروش اعلام کرده این وزارتخانه تا اطلاع ثانوی برنامه‌ای برای راه‌اندازی برنامه آموزش حضوری ندارد.

🔹در این شرایط، ضرورت وجود امکان‌های جایگزین کلاس‌های درسی به شکلی دیگر، بیش‌از‌پیش خود را نشان می‌دهد. راهکارهای جایگزینی مانند کلاس‌های مجازی، مدرسه‌های تلویزیونی، تهیه درسنامه‌های فیزیکی و آفلاین و... برخی از این راهکارهاست. آموزش‌ و‌ پرورش ادعا می‌کند این مسیرها را در دستور کار خود قرار داده است، اما گفت‌وگو با خانواده‌ها و اولیای مدرسه و فعالان آموزشی گواه دیگری می‌دهد؛ که این گزینه‌های جایگزین اگرچه روی کاغذ شکل گرفته‌اند، اما در حقیقت نتوانسته‌اند کیفیت آموزشی درخورتوجهی را برای دانش‌آموزان فراهم کنند.

🔹«یک لحظه به خودم آمدم و دیدم ۲۰ دقیقه است فقط در حال هوارکشیدن بر سر بچه هفت‌ساله‌ای هستم که هیچ گناهی نکرده، جز اینکه مدرسه‌اش تعطیل شده است». این را «مهسا» می‌گوید. مادر ۳۹ساله‌ای که در کنار هزاران مشغله دشوار زندگی، حالا تعلیم درس‌های مدرسه هم به کارهایش اضافه شده است. تدریس کتاب‌های ریاضی و فارسی و علومی که دیگر هیچ شباهتی به دروس سال‌های تحصیلی خودش ندارد و این بار اضافه، فضای خانه آنها را وارد یک جنگ دائمی کرده است: «شاید پدر و مادر بتوانند روی تکالیف نظارت داشته باشند. اما آموزش ممکن نیست؛ به‌ویژه برای کلاس‌ اولی‌ها. جز ایجاد تنش در خانه سودی ندارد».

🔹«رضوان حکیم‌زاده» معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش‌و‌پرورش در گفت‌و‌گو با «شرق» از محدودیت موجود در رسانه‌ ملی برای موضوع آموزش که امری ملی است، انتقاد می‌کند: «در شرایط عادی غیرجنگی هم‌ بیشتر کشورهای دنیا و حتی همین کشورهای همسایه، در تلویزیون ملی خود‌ به ازای هر کلاس درسی یک شبکه دارند. اما صداوسیمای ما با اینکه هزینه پخش برنامه آموزشی را هم از ما می‌گیرد، اما حتی در دوران جنگ محدودیت ساعتی داشت و برای تمام مقاطع تحصیلی فقط ۵ ساعت به ما داد».

🔹این در حالی است که همه، امکان دسترسی به سامانه شاد را هم ندارند: «ما پیش از جنگ برای تقویت سرورهای «شاد» اقدام کرده بودیم. حتی رئیس‌جمهوری نیز دستور داده بودند تا این موضوع در صدر فهرست امور قرار گیرد. اما متأسفانه این دستور هنوز در مسیر بوروکراسی اداری گیر کرده است. همین هفته گذشته هم به تکرار در جلسه‌ای که با آقای پزشکیان داشتیم، دستوری از سوی او به وزیر ارتباطات داده شد تا در اسرع وقت این کار انجام شود و هزار سرور جدید به «شاد» بدهند. در حالی که بسیاری از سرورهای کشور صرف پیام‌های رسان‌های متعدد داخلی شده‌، آموزش کشور در این زمینه دستش خالی مانده است».

🔹«علیرضا وردستی»، از فعالان آموزشی کشور نیز از ضرورت افزایش زمان آنتن صداوسیما به امر امر آموزش می‌گوید: «در چنین موقعیتی، صداوسیما که رسانه ملی کشور است، باید در خدمت آموزش کودکان این کشور باشد. طراحی کانال‌های تلویزیونی با عناوینی همچون مدرسه من باید جایگزین کلاس‌های درس از‌دست‌رفته‌ باشد. ‌چنین کاری در وهله نخست نیاز به افزایش نیروی خود وزارت آموزش‌ و‌ پرورش دارد؛ در شرایطی که ما همین حالا هم با مشکل کمبود نیرو در این وزارتخانه روبه‌رو هستیم»/ شرق

🔸بیشتر بخوانید
https://www.sharghdaily.com/fa/tiny/news-1099216

#امتداد

🔹🔹🔹

🖋 کانال کانون صنفی معلمان ایران

🆔 @KSMtehran
Post #912 70

Forwarded from کانال کانون صنفی معلمان ایران(تهران)

💠 #یادداشت

آموزش در محاصره: از کرونا تا سیاست و جنگ

تجربۀ زیستۀ آموزشیِ بخش بزرگی از جوانان ایرانی طی سال‌های اخیر در بستر رشته‌ای از وقایع پرتنش و گسسته شکل گرفته است: همه‌گیری کرونا که مدرسه و دانشگاه را برای مدتی طولانی به خانه‌ها تبعید کرد، اعتراضات خیابانی و واکنش‌های امنیتیِ متعاقبۀ حاکمیت که دوباره نظم تقویم آموزشی را برهم زد، تنش‌های نظامی ایران با متجاوزان خارجی که حتی زمان‌بندی امتحانات در مدارس و دانشگاه‌ها را دستخوش تعویق و تعلیق قرار داد، به‌اضافۀ تعطیلی‌های مکرر به‌ سبب آلودگی هوا. تکرار این وقفه‌ها آموزش رسمی را از یک مسیر پیوسته و پیش‌بینی‌پذیر به تجربه‌ای ناپایدار بدل کرده است. از همین‌جا نگرانی‌ها موضوعیت می‌یابد: وقتی نهاد مدرسه و دانشگاه دیگر نتوانند کارکرد حداقلیِ استمرار و انباشت دانش را تضمین کنند، چه بر سر کیفیت یادگیری و شکل‌گیری افق‌های فکری یک نسل خواهد آمد؟

نسلی در چنین بستر ناپایداری بالیده است که مدرسه و دانشگاه را نه همچون ستون‌های استوار بلکه به‌ صورت ایستگاه‌هایی موقت و گاه لغزان تجربه کرده است. آموزش رسمی در این وضعیت نه سازوکاری منظم و انباشتی بلکه شبکه‌ای از تجربه‌های گسسته است با پیوندهایی غالباً سست و ناپایدار. نتیجۀ طبیعی چنین وضعیتی علی‌القاعده تضعیف حافظۀ آموزشی و کاهش عمق یادگیری و شکل‌گیری نوعی مواجهۀ گذرا با دانش است.

بااین‌حال، این تصویر به‌هیچ‌وجه به معنای تهی‌بودن این نسل از امکان یادگیری نیست بلکه بیش‌تر نشان‌دهندۀ دگرگونی مسیرهای آموزش است. بخشی از این نسل، به‌ویژه در طبقات متوسط و فرادست، به‌واسطۀ دسترسی به منابع مالی و فرهنگی به سوی مسیرهای موازی یادگیری رفته‌اند: کلاس‌های زبان، مهارت‌های دیجیتال، هنر و سایر آموزش‌های غیررسمی. اما همین‌جا شکافی تعیین‌کننده سر برمی‌آورد: چنین امکاناتی برای بخش‌های فرودست جامعه به‌مراتب کم‌تر در دسترس است. از‌این‌رو، تلاطم‌های آموزشی نه‌فقط مسئلۀ کیفیت یادگیری را پیش می‌کشند بلکه به تعمیق نابرابری‌های آموزشی نیز دامن می‌زنند.

از سوی دیگر، دسترسی گستردۀ این نسل به اینترنت و رسانه‌های فرامرزی در حالت عادی می‌توانسته افق زبانی و شناختی‌شان را گسترش دهد. تسلط نسبی به زبان انگلیسی برای بسیاری از آنان امکان اتصال مستقیم به جریان‌های جهانی دانش و فرهنگ را فراهم کرده است. اما این امکان نیز خود در بستر همان تلاطم‌های سیاسی مستمراً دچار اختلال می‌شده است. قطع یا محدودسازی اینترنت جهانی اصولاً این شاهراه دسترسی به دانش را به مسیری ناپایدار بدل کرده است. در نتیجه، حتی این ابزار جبرانی نیز از ثبات لازم برخوردار نیست و تجربه‌ای گسسته از یادگیری را بازتولید می‌کند.

با‌این‌همه، مسئلۀ اصلی نه فقدان استعداد یا انگیزه بلکه نبود ساختاری منسجم برای هدایت این ظرفیت‌هاست. آموزش رسمی، با همۀ کاستی‌هایش، کارکردی اساسی در نظم‌بخشی به فرایند یادگیری دارد، کارکردی که اکنون به‌شدت تضعیف شده است. در غیاب این نظم، خطر پراکندگی و سطحی‌خوانی و فقدان عمق نظری افزایش یافته است. این خطر برای آن بخش‌هایی از جامعه که از منابع جبرانی محروم‌اند البته دوچندان است.

از‌همین‌رو،
شاید مهم‌ترین وظیفۀ این نسل فعلاً ایستادن بر پای خویش در عرصۀ یادگیری باشد: ساختن نوعی انضباط درونی که بتواند تا حدی جای خالی انضباط نهادی را پر کند، بی‌آن‌که از نابرابری‌های واقعی غافل بماند. این به معنای انتخاب آگاهانۀ مسیرهای مطالعاتی و تعمیق دانسته‌ها و پرهیز از سرگردانی در انبوه اطلاعات است

اگر آموزش رسمی به هر دلیل دچار اختلال شده، جبران این خلأ نه با حسرت بلکه با کنش فعال ممکن است. در دل همین تلاطم‌هاست که امکان زایش نوعی سوژۀ خودآموز و خوداتکا نهفته است، سوژه‌ای که اگر بتواند بر پراکندگی غلبه کند و در‌عین‌حال نسبت به شکاف‌های اجتماعی حساس بماند شاید بتواند از دل محدودیت‌ها افقی تازه برای نسل خویش بگشاید.

#محمد_مالجو

🔹🔹🔹

🖋 کانال کانون صنفی معلمان ایران

🆔 @KSMtehran
Post #911 119

Forwarded from آموزش و اندیشه‌‌

https://www.ettelaat.com/issue/1/29152/page/11

زهرا علی‌اکبری

روز جهانی آموزش- ۲۴ ژانویه برابر با چهارم بهمن امسال با شعار «قدرت و نیروی جوانان در بازآفرینی آموزش»، بار دیگر بر این نکته تأکید می‌کند که برای توسعه پایدار، نوآوری و تحول اجتماعی، نیاز به بستری است که در آن فکر نو و اندیشه‌ای تازه، اجازه رشد و ایده‌پردازی داشته باشد. در زمانه‌ای که روش‌های آموزشی و محیط‌های یادگیری تحت تأثیر تحولات فناوری و ارتباطی، به‌طور مستمر در تغییر و بازسازی مسیر خود هستند، سیاستگذار آموزشی نیاز به آن دارد که  از اندیشه، دانش و مهارتی بهره بگیرد که فاصله زیادی با کلاس درس و مدرسه نداشته باشد.
چند سالی است که بازنگری در هدف و روش‌های آموزش و یادگیری  جزو ضروریات تحول در نظام‌های آموزشی گنجانده شده است. برای دستیابی به این تحول، نیاز است که ذی‌نفعان آموزش که قشری از نوجوانان و جوانان را دربرمی‌گیرد، با این تحولات همخوانی و همراهی داشته باشند. بدون تردید نقش مشارکتی این گروه از جامعه مخاطبان با نظام آموزشی، می‌تواند نویدبخش طراوت و تازگی در برنامه‌های آموزشی و پرورشی باشد.
تجارب نوین آموزشی نشان می‌دهند که در به‌روزآوری روش‌های آموزش و موفقیت‌های تکنولوژی‌محور، خلاقیت و ایده‌پردازی  یک عنصر ثابت است؛ عنصری که از دل جوانی و تازگی اندیشه برمی‌آید و در پی کسب علاقمندی ذائقه مخاطب و تحقق اهداف آموزشی است.
سیاستگذاران کهنسال!
یکی از چالش‌های نظام‌های آموزشی که نتواستند با سرعت تحولات این حوزه خود را سازگار کنند و حرفی برای برتری و اشتراک تجربه  داشته باشند، سن بالای افکاری است که بر مسند سیاست‌گذاری آن تکیه زده‌اند.
بر کسی پوشیده نیست که تجربه افراد پیشکسوت و دانش اندوخته آنان، تا چه حد می‌تواند مسائل روزمره و تکراری آموزشی و پرورشی را حل و چاره‌سازی کند، اما از طرفی نمی‌توان این را هم در نظر نگرفت که جوانی و نیروی انگیزشی آن تا چه میزان می‌تواند در ارائه راه‌حل‌های متعدد و نو کمک کند.
در حال حاضر در کشور ما یکی از بسترهایی که در آن می‌توان نیروی جوانی و بازآفرینی آموزش را پیگیری کرد و امیدی به تغییرات مثبت داشت، دانشگاه‌های تربیت معلم و دانشجو معلمان است. هر چند که محتوای آموزشی و مهارتی دانشگاه فرهنگیان و دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی بارها و بارها از طرف متخصصان علوم تربیتی و چه‌بسا دانشجویان مورد نقد و چالش قرار گرفته است، اما آثارجشنواره‌های علمی و فرهنگی، الگوهای تدریس در کلاس نومعلمان، پژوهش‌های معلمانه و اقدامات‌ تربیتی و پرورشی آنان نشان داده است که دانشجومعلمان با انگیزه و نیروی جوانی که دارند، قادر به بازآفرینی نظام آموزشی هستند.
اگر این باور به یقین تبدیل شود که این دانشگاه‌ها بابت مهارت‌ورزی که دارند، مسیر درست تربیت معلم و تأمین نیروی انسانی آموزشی قلمداد می‌شوند، باید به این فکر هم افتاد که روش‌های قدیمی و ازکارافتاده آکادمی تربیت معلمی را کنار گذاشت و طرحی نو درانداخت؛ طرحی که در آن آموزش‌های نوین و چندفرهنگی نقشی برای گفتمان معلمی داشته باشند.
نسل جویای محتوای ساندویچی
موضوع شعار روز جهانی آموزش را نیز می‌توان از زاویه علایق آموزشی و مهارت فناوری دانش‌آموزان بررسی کرد. امروزه دانش‌آموزان، خواستار روش‌هایی از آموزش هستند که به آنها نقش مشارکتی و پویا بدهد و محتوایی را دنبال می‌کنند که صرفا متکی بر متن و حافظه‌محوری نباشد. آنها محتوایی را می‌پسندند که ساندویچی و در کمترین زمان، بیشترین آموزش را داشته باشد. باید پذیرفت که در بین دانش‌آموزان، کتاب‌های قطور درسی پر از خودآزمایی و پرسش‌های تشریحی و توضیحی خواهانی ندارد و این نسل زمانی از حضورش در مدرسه احساس رضایت می‌کند و با اشتیاق نسبی آن را طلب می‌کند که آموزش خسته‌کننده‌ای نداشته باشد.
در یکی دو دهه اخیر،  تغییر مسیر ریل یاددهی-یادگیری در راستای تحولات فناوری و تغییرات نسلی دانش‌آموزان، باعث شده است‌ تا بازآفرینی آموزش بیش ‌از گذشته محل بحث، برنامه‌ریزی و اقدام باشد. هر چه آموزش و پرورش در این مسیر دیرتر دست به کار شود، بیشتر دانش‌آموزان و نسل جوان آینده‌ساز خود را از دست می‌دهد. نظام آموزشی باید با زمانه خود و مطالبات دانش‌آموزی هماهنگ‌تر شود،. روزگار تدریس صرف معلم و بدون نقش بودن دانش‌آموز در کلاس درس گذشته است. اگر پرورش تفکر انتقادی  از کلاس درس حذف و ذائقه دانش‌آموزان نادیده گرفته شود، باید منتظر بود که نیروی جوانی سازنده‌ای که در این قشر فوران می‌کند، در مسیری تخلیه شود که  محلی از سود و فایده برای کشور ندارد.
به اندازه کافی در کوچه علی چپ گیر کرده ایم، بهتر است از این بن‌بست دور بزنیم و برای رهایی از مشکلات، به خلاقیت و نوآوری اعتماد کرده و جوانان را برای ترسیم اوضاع بهتر آموزشی و پرورشی فرابخوانیم.
Older posts →

About this channel

How can I read @farhizesh_mag without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for گاهنامه فرهیزش: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does گاهنامه فرهیزش have?
گاهنامه فرهیزش (@farhizesh_mag) has 266 subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does گاهنامه فرهیزش know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →