TGViewer
Channel Public Channel
Pakkonmedia

Pakkonmedia

@pakkonmediaedu

شبکه های پاک کن مدیا

تلگرام
@pakkonmediaedu

توئیتر(شبکهx)
اینستاگرام
یوتوب
@pakkonmedia

ایمیل
pakkonmedia@gmail.com
Subscribers
98
Photos
92
Videos
54
Links
184
Recent Posts 20 shown
Post #320 3.43K
✅ دانش‌آموزان سهمیه‌ای و مدارس خاص صندلی‌های دانشگاه‌های دولتی را درو می‌کنند/ هزینه آمادگی برای امتحانات نهایی به هزینه‌های کنکور اضافه شد

📌 سعید معدنی، جامعه‌شناس:

🔹وقتی خانواده‌ها مجبورند برای آماده شدن فرزندانشان برای کنکور و امتحانات نهایی، هزینه‌های خارج از مدرسه پرداخت کنند، طبیعی است که سهم خانواده‌های برخوردار مالی در قبولی دانشگاه‌های دولتی بیشتر شود.

🔹بر اساس گزارش داده‌های صندوق رفاه دانشجویان، سهم سه دهک پایین درآمدی از میان بیش از ۵۰۰ هزار دانشجوی دانشگاه‌های دولتی تنها ۵.۶ درصد، معادل ۲۵ هزار و ۹۸۶ نفر است، در حالی که دهک‌های هشتم تا دهم ۶۲ درصد این جمعیت را تشکیل می‌دهند.

🔹بررسی‌ها نشان می‌دهد ما در کشور انواع مدرسه داریم که این مدارس به نوعی بر اساس وضعیت اقتصادی خانواده‌ها شکل گرفته‌اند.

🔹حاصل این وضعیت، به نوعی طبقاتی شدن فارغ‌التحصیلان مدارس است و به همین دلیل سهم مدارس عادی دولتی از قبولی در دانشگاه‌های دولتی بسیار کم است؛ چراکه معمولاً معلمان خوب به این مدارس نمی‌روند و دانش‌آموزان امکان استفاده از آموزش‌های باکیفیت را کمتر دارند.

🔹اکنون با تأثیر ۶۰ درصدی آزمون‌های نهایی نیز برخی دانش‌آموزان در کلاس‌های آمادگی امتحانات نهایی هم شرکت می‌کنند.

🔹در کشور ما مسئله دیگری نیز وجود دارد که در بسیاری از کشورهای دیگر به این شکل دیده نمی‌شود و آن سهمیه‌های خاص است.

🔹در وضعیت مشابه شانس قبولی با کسی است که سهمیه دارد و این مسئله می‌تواند بر کاهش انگیزه و کیفیت دانشگاه‌ها تأثیرگذار باشد/ خبرآنلاین

🆔 https://t.me/pakkonmediaedu
Post #319 193
📌 لیست لوازم‌تحریر کلاس اول امسال چقدر آب می‌خورد؟‌

🔹️لیست لوازم‌التحریر کلاس اول نشان می‌دهد امسال یک خانواده برای تهیه حداقل وسایل موردنیاز دانش‌آموز خود باید دست‌کم یک میلیون و 400 هزار تومان هزینه کند. رقمی که برای خرید وسایل ساده و در ارزان‌ترین حالت محاسبه شده است.

🔹️اما اگر در این لیست لوازم‌تحریر فانتزی و گران‌تر انتخاب شود، هزینه خرید افزایش پیدا می‌کند و به حدود سه میلیون تومان می‌رسد.


🆔 https://t.me/pakkonmediaedu
Post #318 672
🎯 ظهور یک نابرابری جدید
— بگو چقدر پول داری تا بگویم چقدر می‌توانی سواد داشته باشی


🔴 آنقدر تحقیقات در این زمینه پرشمارند که حالا دیگر می‌توان با اطمینان گفت، «متوسط سواد انسان‌ها رو به کاهش است». مثلاً در بیشتر کشورهای عضو سازمان توسعه و همکاری اقتصادی، نمرات سوادآموزی بزرگسالان طی دههٔ گذشته ثابت مانده یا افت کرده است. تواناییِ خواندن و نوشتن در مدارس ابتدایی رو به کاهش است و اختلال کم‌توجهی-بیش‌فعالی در میان دانش‌آموزان به‌شکلی بی‌سابقه افزایش پیدا کرده. اما یک چیز کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد: بیشترین نشانه‌های کاهش سواد و توانایی‌های ذهنی در میان فقیرترین گروه‌ها دیده می‌شود.

🔴 آنچه جان‌برن-مرداک، روزنامه‌نگار فایننشال‌تایمز، «فرهنگ پسامتنی» می‌خواند، یعنی جایگزینی خواندن با مصرفِ تصاویر و ویدئوهای کوتاه در شبکه‌های اجتماعی، می‌تواند نوعی نابرابری جدید ایجاد کند.

🔴 اتفاقی که شباهت بسیاری با مصرف خوراکی‌های ناسالم دارد. هرچه تنقلاتِ ‌فرآوری‌شده دسترس‌پذیرتر و اعتیادآورتر شده‌اند، فاصله میان کسانی که امکانات لازم را برای سبک زندگی سالم دارند و کسانی که در برابر فرهنگ غذاییِ چاق‌کننده آسیب‌پذیرند بیشتر شده است. این شکاف آشکارا رنگ‌وبوی طبقاتی دارد؛ در سراسر غرب، چاقی با فقر پیوندی قوی دارد. بعید نیست در سال‌های آینده اختلال تمرکز، عملکرد نامناسب در مدرسه و کم‌سوادی هم پیوندی قدرتمند با سطح فقر پیدا کند.

🔴 ماریان وُلف، پژوهشگر و نویسندۀ کتاب «آهسته بشتاب» نشان داده است که پرورش توانایی خواندنِ متن‌های بلند واقعاً ذهن را دگرگون می‌کند: دایرۀ واژگان را بیشتر و فعالیت ذهنی را به نیمکرهٔ چپ که تحلیلی‌تر است می‌برد و توان تمرکز، استدلال و تفکر عمیق را بیشتر می‌کند.

🔴 اما توانایی خواندنِ متن‌های بلند، مهارتی ذاتی نیست و باید آموخته شود. در تاریخ مدرن، آموزشِ این مهارتِ بنیادین یکی از وظایف اصلی مدرسه بوده، اما محیط دیجیتال چنانکه کال نیوپورت در کتاب خود، کار عمیق، نشان می‌دهد، اساساً برای حواس‌پرتی ساخته شده: اعلان‌ها برای جلب توجه رقابت می‌کنند، شبکه‌های اجتماعی عمداً اعتیادآور طراحی شده‌اند و انبوه محتوا ما را به جابه‌جا شدنِ سریع کانونِ توجه عادت می‌دهد. این الگوریتم ذهن را به سرسری‌خوانی، یافتن الگوهای تکراری و پریدن بی‌وقفه از متنی به متن دیگر خو می‌دهند.

🔴 صریح باشیم: انتخاب شناختیِ سالم آسان نیست. در فرهنگی سرشار از سرگرمی‌های فوری، توانایی خواندن متن‌های بلند شاید به‌زودی به قلمرو خرده‌فرهنگ‌های نخبگان محدود شود.

🔴 اگر چنین اتفاقی بیفتد، چه می‌شود؟ نوجوانانی که توان اندیشیدن بلندمدت را از دست داده‌اند قبیله‌ای‌تر و غیرعقلانی‌تر می‌شوند؛ به واقعیت‌ها و حتی رویدادهای تاریخی بی‌اعتنایی می‌کنند، به «وایب» اهمیت می‌دهند تا استدلال و آمادهٔ پذیرش نظریه‌های توطئه‌اند. اگر این توصیف آشناست، شاید نشانه‌ای است از آنکه تا چه اندازه در این مسیر پیش رفته‌ایم. این وضعیت فرصت تازه‌ای برای فساد در سیاست می‌سازد، چون مردم را مستعد فریب‌خوردن و ساده‌بینی می‌کند و همیشه سیاست‌مدارانی پیدا می‌شوند که از چنین مردمی سوءاستفاده کنند.


📌 آنچه خواندید برگرفته از گزارش «تفکر دارد به کالایی لوکس بدل می‌شود»، نوشتۀ مری هرینگتون است که در شمارۀ ۳۶ مجلۀ ترجمان منتشر شده است.
ترجمان علوم انسانی

https://t.me/pakkonmediaedu
Telegram Pakkonmedia شبکه های پاک کن مدیا تلگرام @pakkonmediaedu توئیتر(شبکهx) اینستاگرام یوتوب @pakkonmedia ایمیل pakkonmedia@gmail.com
Post #317 175
نقدی بر مطالبه‌ گری از صندوق ذخیره فرهنگیان و ضرورت تغییر رویکرد مطالبات

در موضوع مطالبه گری از صندوق، تجربه سال‌های گذشته نشان می‌دهد بخش قابل توجهی از مطالبات صندوق ذخیره، با وجود تکرار فراوان، به نتایج پایدار و مؤثر منجر نشده است. یکی از دلایل اصلی این وضعیت آن است که بخش زیادی از مطالبه‌گری‌ها بر افراد و رویدادهای مقطعی متمرکز بوده، در حالی که مسائل اصلی صندوق، ریشه در ساختار حقوقی، نظام حکمرانی و قواعد اداره آن دارد.

اگر قرار است صندوق ذخیره فرهنگیان اصلاح شود، پیش از هر چیز باید رویکرد مطالبه‌گری اصلاح شود. مطالبه‌ای که دقیق، مستند، اولویت‌بندی‌شده و مبتنی بر قانون باشد، به‌مراتب اثرگذاری بیشتری نسبت به درخواست‌های پراکنده و مقطعی خواهد داشت.

برخی از مهم‌ترین نقدهای وارد بر شیوه فعلی مطالبه‌گری می تواند موارد زیر باشد.

۱. تمرکز بر افراد به جای اصلاح ساختار


در بسیاری از موارد، تغییر مدیرعامل یا اعضای هیئت‌مدیره به عنوان مطالبه اصلی مطرح شده است؛ در حالی که اگر ساختار تصمیم‌گیری، شکل نظارت و قواعد حاکم بر صندوق اصلاح نشود، جابه‌جایی افراد به‌ تنهایی نمی‌تواند تحولی پایدار ایجاد کند. مدیران همواره در رفت و آمد هستند، اما ساختارها باقی خواهند بود.

۲. نبود تعریف روشن از شفافیت


یکی از پرتکرارترین مطالبات، شفافیت است؛ اما کمتر مشخص شده که منظور از شفافیت دقیقاً چیست. آیا انتشار صورت‌های مالی حسابرسی‌شده مدنظر است؟ آیا افشای قراردادهای کلان، اعلام حقوق و مزایای مدیران، گزارش معاملات اشخاص وابسته یا انتشار عملکرد شرکت‌های تابعه؟ تا زمانی که شاخص‌های شفافیت به‌صورت دقیق تعریف نشوند، مطالبه در این حوزه نیز به‌سختی قابل پیگیری و ارزیابی خواهد بود.

۳. بی‌توجهی به اصلاح اساسنامه


بخش مهمی از اختیارات، مسئولیت‌ها و سازوکارهای اداره صندوق در اساسنامه تعیین شده است. بنابراین تا زمانی که اشکالات اساسنامه اصلاح نشود، تغییر مدیران یا سیاست‌های مقطعی نمی‌تواند مشکلات ساختاری صندوق را برطرف کند. اصلاح اساسنامه باید به یکی از مطالبات اصلی فرهنگیان تبدیل شود.

۴. پراکندگی و ناهماهنگی مطالبات


در مقاطع مختلف، موضوعاتی مانند وام، سود، انتصاب مدیران، عملکرد شرکت‌های تابعه یا مسائل دیگر به‌صورت جداگانه مطرح شده‌اند، اما کمتر شاهد یک نقشه راه منسجم برای اصلاح صندوق بوده‌ایم. این پراکندگی، علاوه بر کاهش قدرت چانه‌زنی، در برخی موارد موجب انحراف مطالبه از مسائل اصلی شده است.

۵. ضعف استناد حقوقی


بخش قابل توجهی از بیانیه‌ها و مطالبات، بر پایه انتقادهای کلی یا احساسات تنظیم شده‌اند و کمتر به قوانین، اساسنامه و مقررات مرتبط استناد می‌کنند. در حالی که مطالبه‌ای که پشتوانه حقوقی و استدلال مستند داشته باشد، هم قدرت اقناع بیشتری دارد و هم امکان پیگیری مؤثرتر آن افزایش می‌یابد.


در نهایت صندوق ذخیره فرهنگیان، سرمایه مشترک معلمان عضو در طول چند دهه گذشته است و آینده آن بیش از هر چیز به کیفیت حکمرانی، شفافیت، پاسخگویی و صیانت از حقوق اعضا بستگی دارد.

اگر مطالبه‌گری از سطح اعتراض‌های مقطعی فراتر رفته و بر اصلاح ساختارها، قوانین، اساسنامه و سازوکارهای نظارتی متمرکز شود، احتمال دستیابی به نتایج پایدار و مؤثر به‌مراتب بیشتر خواهد بود.

اکنون به نظر می‌رسد باید اصلاح ساختار حکمرانی صندوق، بازنگری در اساسنامه، تقویت حقوق مالکانه اعضا، شفافیت و پاسخگویی در صدر مطالبات قرار گیرد تا صندوق ذخیره فرهنگیان در مسیر تحقق اهداف اولیه و صیانت از منافع اعضا حرکت کند.

✍️ علی بهشتی نیا
🖇 تهیه‌شده در «پاک‌کن مدیا»
🖇 انتشار با منبع بلامانع است.
https://t.me/pakkonmediaedu
Telegram Pakkonmedia شبکه های پاک کن مدیا تلگرام @pakkonmediaedu توئیتر(شبکهx) اینستاگرام یوتوب @pakkonmedia ایمیل pakkonmedia@gmail.com
Post #316 391
مدیریت مدرسه؛ مسئولیتی که هر روز سنگین‌تر می‌شود و کمتر دیده می‌شود

در سال‌های اخیر بیشترین بحث‌های آموزش و پرورش، حول کمبود بودجه، حقوق معلمان و کیفیت آموزشی بوده و کمتر به این پرسش پرداخته شده که مدیران مدارس با چه حجم گسترده‌ از مسئولیت، فشار روانی و کار اداری روبه‌رو هستند.

هر روز کاری مدیر مدرسه با ده‌ها موضوع متفاوت آغاز می‌شود؛ از ساماندهی کلاس‌ها گرفته تا رسیدگی به اختلافات دانش‌آموزان، پاسخگویی به والدین، مکاتبات اداری، اجرای شیوه‌نامه‌ و بخشنامه‌ها، رسیدگی به مسائل انضباطی، پیگیری تعمیرات، تأمین تجهیزات و پاسخگویی به اداره آموزش و پرورش و سایر نهادهای نظارتی.

در چند سال گذشته با گسترش کلاس‌های مجازی و سامانه‌های آموزشی، وظیفه پایش و نظارت مستمر بر این فضاها نیز به مسئولیت‌های مدیران افزوده شده است. از سوی دیگر، تغییر مکرر بخشنامه‌ها، دستورالعمل‌ها و برنامه‌های وزارت آموزش و پرورش موجب شده بخش قابل توجهی از زمان مدیران صرف امور اداری شود؛ زمانی که می‌تواند صرف ارتقای کیفیت آموزش و تربیت دانش‌آموزان شود.

به این موارد افزایش انتظارات خانواده‌ها، حساسیت روزافزون نسبت به عملکرد مدارس، مسئولیت مستقیم در قبال سلامت و امنیت دانش‌آموزان و محدود بودن اختیارات مدیران در برابر حجم گسترده مسئولیت‌ها را نیز باید افزود.

شاید مهم‌ترین تفاوت مدیریت مدرسه با بسیاری از مشاغل مدیریتی دیگر، زمان مسئولیت آن باشد. با پایان ساعت اداری، مسئولیت مدیر مدرسه تمام نمی‌شود. عصرها، شب‌ها، روزهای تعطیل، ایام تابستان و حتی در سفر، همچنان باید پاسخگوی تماس‌ها، پیام‌ها و درخواست‌های دانش‌آموزان، والدین، همکاران و مسئولان باشد. در مقابل، در بسیاری از دستگاه‌ها و سازمان‌ها، ارتباط مدیر با محیط کار پس از پایان ساعت اداری، جز در شرایط خاص و اضطراری، به میزان قابل توجهی کاهش می‌یابد.

برخلاف سایر مدیران که عمدتاً مسئول عملکرد و خدمات تخصصی سازمان خود هستند، مدیر مدرسه باید به طور هم‌زمان با مسائل آموزشی، تربیتی، فرهنگی، اجتماعی، آسیب های اجتماعی دانش آموزان، مسائل حقوقی و مالی سروکار داشته باشد. کوچک‌ترین حادثه در مدرسه می‌تواند به یک بحران حقوقی یا رسانه‌ای تبدیل شود و نخستین فردی که باید پاسخگو باشد، مدیر مدرسه است.

با وجود این حجم از مسئولیت، حقوق و مزایای مدیران مدارس در سال‌های گذشته متناسب با وظایف و فشار کاری آنان افزایش نیافته است. در حالی که در بسیاری از سازمان‌ها، میان مسئولیت، اختیار و نظام پرداخت تناسب بیشتری وجود دارد، مدیران مدارس با وجود مسئولیت‌های گسترده و پاسخگویی تقریباً شبانه‌روزی، از مزایا و دریافتی پایین‌تری برخوردار هستند.

پیامد این وضعیت، کاهش انگیزه برای پذیرش مدیریت مدارس است. تجربه و ارتباط نگارنده مطلب با مدیران نشان می‌دهد بسیاری از مدیران توانمند و باتجربه، به دلیل فشار کاری بالا، مسئولیت‌های سنگین و عدم تناسب میان وظایف و مزایا، مدیریت را رها کرده و به تدریس یا سایر مسئولیت‌ها بازگشته‌اند. همچنین در بسیاری از مناطق، رغبت معلمان برای پذیرش مدیریت مدارس کاهش یافته و یافتن مدیران توانمند برای مدارس، به‌ویژه مدارس بزرگ و پرچالش، دشوارتر از گذشته شده است.

این روند، زنگ خطری جدی برای نظام تعلیم و تربیت کشور است و تا زمانی که مدیران مدارس از حمایت و امنیت شغلی برخوردار نباشند و در نظام پرداخت و مزایای مدیریت بازنگری نشود، چالش های اموزش و پرورش بیش از پیش خواهد شد.

✍️ علی بهشتی نیا
🖇 تهیه‌شده در «پاک‌کن مدیا»
🖇 انتشار با منبع بلامانع است.

https://t.me/pakkonmediaedu
Telegram Pakkonmedia شبکه های پاک کن مدیا تلگرام @pakkonmediaedu توئیتر(شبکهx) اینستاگرام یوتوب @pakkonmedia ایمیل pakkonmedia@gmail.com
  • 👏 1
Post #315 3.81K
تقویت همکاری‌ حوزه‌های علمیه و آموزش و پرورش

در نشست مشترک مسئولان حوزه‌های علمیه، وزارت آموزش و پرورش و شورای عالی آموزش و پرورش، بر گسترش همکاری‌های مشترک، توسعه «طرح امین» و افزایش نقش طلاب در مدارس تأکید شد. در این جلسه، برنامه پنج‌ساله دوم همکاری‌ها و راهکارهای تحقق اهداف سند تحول بنیادین آموزش و پرورش بررسی شد. همچنین دبیرکل شورای عالی آموزش و پرورش، طلاب فعال در مدارس را «راهبران تربیتی» خواند و با اشاره به توانمندی آنان در حل مسئله، شنیدن مؤثر و برقراری ارتباط سازنده با دانش‌آموزان، این مهارت‌ها را عاملی مؤثر در ارتقای کیفیت تربیت دانش‌آموزان دانست و بر تقویت همکاری نظام‌مند میان حوزه و آموزش و پرورش تأکید کرد.


خبر بالا و دیدار مسئولان حوزه‌های علمیه با دبیرکل شورای عالی آموزش و پرورش و تأکید بر گسترش همکاری‌های دو نهاد، اتفاق تازه‌ای نیست؛ بلکه ادامه سیاستی است که سال‌ها در قالب «طرح امین» و برنامه‌های مشابه دنبال شده و اکنون قرار است در چارچوب برنامه پنج‌ساله دوم و برنامه هفتم پیشرفت کشور تقویت شود.

پرسش اصلی اینجاست که مدارس امروز با چه مسائلی روبه‌رو هستند؟ اضطراب و مشکلات سلامت روان، افت انگیزه تحصیلی، وابستگی به فضای مجازی، نگرانی از آینده شغلی و اقتصادی و ضعف مهارت‌های ارتباطی و حل مسئله، مهم‌ترین دغدغه‌های دانش‌آموزان امروز است. آیا تجربه سال‌های گذشته و این نوع همکاری‌ها توانسته پاسخی مؤثر به این چالش‌ها بدهد؟

موفقیت هر برنامه تربیتی را نه با تعداد تفاهم‌نامه‌ها و نشست‌ها، بلکه با نتایج آن در مدرسه باید سنجید و ارزیابی کرد. باید دید طرح های مشابه پیشین سلامت روان دانش‌آموزان را بهبود داده است؟ آیا در این سال ها آسیب‌های اجتماعی کاهش یافته؟ آیا اعتماد دانش‌آموزان به مدرسه و مهارت‌های زندگی افزایش یافته است؟ اگر پاسخ این پرسش‌ها مثبت باشد، می‌توان از موفقیت این سیاست سخن گفت؛ در غیر این صورت، توسعه همکاری‌های سازمانی به‌تنهایی تضمین‌کننده تحقق اهداف تربیتی نخواهد بود.

🖇 تهیه‌شده در «پاک‌کن مدیا»
🖇 انتشار با منبع بلامانع است
.

https://t.me/pakkonmediaedu
  • ❤ 2
Post #314 219
هزینه یک ساعت تصحیح اوراق امتحان نهایی برابر با یک پفک کوچک ۶۰ گرمی و کمتر از رانندگی در اسنپ

هزینه تصحیح هر برگه امتحان نهایی ۱۵ هزار تومان است. اگر تصحیح هر برگه به‌طور متوسط ۱۲ دقیقه زمان ببرد، دستمزد معلم پس از کسرمالیات، ساعتی ۶۷ هزار تومان می‌شود.

درآمد یک ساعت فعالیت در اسنپ بیشتر از ۱۵۰ هزار تومان است با کسر ۵۰٪مالیات، هزینه‌ خودرو و سرمایه گذاری اولیه، درآمد خالص راننده۷۵ هزار تومان خواهد بود، یعنی دستمزد معلم برای تصحیح امتحان نهایی، با همه تخصص، دقت و مسئولیتی که در تعیین سرنوشت تحصیلی دانش‌آموزان بر عهده دارد، کمتر از درآمد رانندگی در اسنپ است.

این فقط یک عدد نیست؛ قیمت‌گذاری شأن معلم و ارزش کیفیت آموزشی است و نشان می دهد سیاستگذاران و برنامه ریزان آموزش و پرورش هیچ ذهنیتی نسبت به تناسب کار و دریافتی معلمان و واقعیت های جامعه ندارند.

در تصحیح اوراق نهایی معلمان باید در مانتیتور اوراق اسکن شده را ببینند و به صورت تایپی نمره و .. را وارد کنند، کاری که حتی ارزش خراب کردن چشم و سردرد ناشی از کار با مانیتور را هم ندارد.

محمد رضاخواه

https://t.me/pakkonmediaedu
  • ❤ 1
  • 👌 1
Post #313 262
گفت‌وگوی محمدرضا سرکارآرانی با عبدالحسین وهاب‌زاده
مدرسه طبیعت، نقد طبیعت مدرسه


‌به گزارش گروه رسانه‌ای شرق، ‌مدرسه طبیعت پدیده‌ نوظهوری در جامعه ماست و ریشه در ایده انسان طبیعی، نگاه به طبیعت و اندیشه‌های تربیتی با رویکرد توجه ویژه به دوران کودکی دارد. گفت‌وگوی محمدرضا سرکارآرانی با عبدالحسین وهاب‌زاده برای نشر در کتاب تازه او «امپراتوری کودکی»، فرصتی است برای تأمل در ایده مدرسه طبیعت به‌مثابه نقد طبیعت مدرسه رسمی و یافتن راهی برای بازاندیشی در ایده انسان طبیعی در مواجهه با انسان اجتماعی.

وهاب‌زاده در این گفت‌وگو از تعابیری همچون «هادی طبیعی» و «وحشی نجیب» سخن به میان می‌آورد و مرز انسان طبیعی و انسان اجتماعی را با واژه «اهلی‌‌‌سازی» جدا می‌‌کند. آقای وهاب‌زاده اهلی‌کردن را ناگزیر می‌داند؛ کاری که از عهده طبیعت ساخته نیست و وظیفه آن بر دوش جامعه بشری و نهادهای اجتماعی مدرن است. او در این گفت‌وگو از دوران کودکی و نوجوانی خود می‌گوید و از بازی‌های ساده و ارتباط‌ عمیق با محیط اطرافش. او اشاره می‌کند چگونه این تجربه‌ها به شکل‌گیری شخصیت او کمک کرده و روایت‌های رسمی را واکاوی و مبنای فکری و فلسفی خویش در باره کودکی و در نهایت مدرسه طبیعت را بنا کرده است.

دغدغه‌های وهاب زاده از حفظ زیست‌بوم و طبیعت آغاز شده‌، ولی در نهایت به نقد «کودکی ربوده‌شده کودکانمان» رسیده است؛ مسیری که برای ایشان و همراهانشان بی‌چالش نبوده است.
گفت‌وگوی سرکار‌آرانی با وهاب‌زاده بر راه‌های برگرداندن کودکی به کودکان این سرزمین متمرکز است.به گزارش گروه رسانه‌ای شرق، ‌مدرسه طبیعت پدیده‌ نوظهوری در جامعه ماست و ریشه در ایده انسان طبیعی، نگاه به طبیعت و اندیشه‌های تربیتی با رویکرد توجه ویژه به دوران کودکی دارد. گفت‌وگوی محمدرضا سرکارآرانی با عبدالحسین وهاب‌زاده برای نشر در کتاب تازه او «امپراتوری کودکی»، فرصتی است برای تأمل در ایده مدرسه طبیعت به‌مثابه نقد طبیعت مدرسه رسمی و یافتن راهی برای بازاندیشی در ایده انسان طبیعی در مواجهه با انسان اجتماعی.

وهاب‌زاده در این گفت‌وگو از تعابیری همچون «هادی طبیعی» و «وحشی نجیب» سخن به میان می‌آورد و مرز انسان طبیعی و انسان اجتماعی را با واژه «اهلی‌‌‌سازی» جدا می‌‌کند. آقای وهاب‌زاده اهلی‌کردن را ناگزیر می‌داند؛ کاری که از عهده طبیعت ساخته نیست و وظیفه آن بر دوش جامعه بشری و نهادهای اجتماعی مدرن است. او در این گفت‌وگو از دوران کودکی و نوجوانی خود می‌گوید و از بازی‌های ساده و ارتباط‌ عمیق با محیط اطرافش. او اشاره می‌کند چگونه این تجربه‌ها به شکل‌گیری شخصیت او کمک کرده و روایت‌های رسمی را واکاوی و مبنای فکری و فلسفی خویش در باره کودکی و در نهایت مدرسه طبیعت را بنا کرده است. وهاب‌زاده از دغدغه‌های مانند حفظ زیست‌بوم و طبیعت آغاز شده‌، ولی در نهایت به نقد «کودکی ربوده‌شده کودکانمان» رسیده است؛ مسیری که برای ایشان و همراهانشان بی‌چالش نبوده است. گفت‌وگوی سرکار‌آرانی با وهاب‌زاده بر راه‌های برگرداندن کودکی به کودکان این سرزمین متمرکز است.
گزارش کامل را در روزنامه شرق بخوانید
شرق مدرسه طبیعت، نقد طبیعت مدرسه ‌مدرسه طبیعت پدیده‌ نوظهوری در جامعه ماست و ریشه در ایده انسان طبیعی، نگاه به طبیعت و اندیشه‌های تربیتی با رویکرد توجه ویژه به دوران کودکی دارد. گفت‌وگوی محمدرضا سرکارآرانی با عبدالحسین وهاب‌زاده برای نشر در کتاب تازه او «امپراتوری کودکی»، فرصتی است برای…
  • 🥰 1
Post #312 1.18K
صدور حکم انفصال از خدمت مدیرعامل صندوق ذخیره فرهنگیان؛ ریشه مشکل در نبود شفافیت است

صدور حکم انفصال از خدمت مدیرعامل صندوق ذخیره فرهنگیان، تنها یک خبر نیست؛ بلکه نشانه‌ای از ضعف در نظام شفافیت و نظارت در مجموعه صندوق ذخیره فرهنگیان است.

سال‌هاست فرهنگیان از نبود دسترسی به اطلاعات دقیق درباره نحوه مدیریت سرمایه‌های خود گلایه دارند. اعضای صندوق نمی‌دانند دارایی‌های صندوق چگونه مدیریت می‌شود، عملکرد واقعی شرکت‌های تابعه چیست، قراردادهای مهم با چه سازوکاری منعقد می‌شوند و مدیران بر اساس چه شاخص‌هایی ارزیابی می‌شوند.

صندوق ذخیره فرهنگیان به جای آنکه تنها در برابر نهادهای نظارتی پاسخگو باشد، باید در برابر صاحبان اصلی سرمایه، یعنی فرهنگیان نیز پاسخگو باشد.

با وجود تکرار انتقادها و طرح مطالبات فرهنگیان در سال‌های اخیر، تاکنون نشانه روشنی از اجرای اصلاحات ساختاری، استقرار سامانه‌های جامع شفافیت و تقویت نظارت عمومی بر عملکرد صندوق دیده نشده است. این وضعیت این پرسش را ایجاد می‌کند که آیا اراده کافی برای اصلاح ریشه‌ای ساختارها وجود دارد، یا همچنان برخورد با افراد جایگزین اصلاح فرآیندها شده است؟

تا زمانی که تصمیم‌گیران، شفافیت را به یک اصل غیرقابل‌چشم‌پوشی تبدیل نکنند، تغییر مدیران به‌تنهایی نمی‌تواند مانع تکرار مشکلات شود. صندوق ذخیره فرهنگیان بیش از هر زمان دیگری به اصلاح ساختار حکمرانی، انتشار مستمر اطلاعات، پاسخگویی به اعضا و ایجاد سامانه‌های هوشمند نظارتی نیاز دارد.

شفافیت، بزرگ‌ترین ابزار پیشگیری از فساد است. هرچه اطلاعات بیشتر در دسترس اعضا قرار گیرد، احتمال تخلف، سوءمدیریت و تصمیمات غیرپاسخگو کمتر خواهد شد.

اگر امروز این پرونده به صدور حکم انفصال از خدمت منتهی شده است، مهم‌تر از تغییر یک مدیر، ایجاد سامانه‌های شفافیت و نظارتی است که اجازه ندهد چنین اتفاقاتی دوباره تکرار شود. سرمایه صندوق، متعلق به میلیون‌ها فرهنگی است و حفاظت از آن، بدون شفافیت، پاسخگویی و اراده جدی برای اصلاح ساختارها، امکان‌پذیر نخواهد بود.
#صندوق_ذخیره_فرهنگیان

🖇 تهیه‌شده در «پاک‌کن مدیا»
🖇 انتشار با منبع بلامانع است.


https://t.me/pakkonmediaedu
Telegram Pakkonmedia شبکه های پاک کن مدیا تلگرام @pakkonmediaedu توئیتر(شبکهx) اینستاگرام یوتوب @pakkonmedia ایمیل pakkonmedia@gmail.com
Post #306 324
  • ❤ 2
Post #305 528
قدرت خرید معلمان در ۲۰ سال گذشته به روایت طلا
تعداد گرم طلای ۱۸ عیار قابل خرید با حقوق یک ماه معلم است.
📌 پایان دولت خاتمی (۱۳۸۴)
میانگین حقوق: ۲۸۰ هزار تومان
هر گرم طلای ۱۸ عیار: حدود ۱۰٬۳۵۰ تومان
قدرت خرید: ۲۷٫۱ گرم طلا

📌 پایان دولت احمدی‌نژاد (۱۳۹۲)
میانگین حقوق: ۱٫۳ میلیون تومان
قدرت خرید: ۱۲٫۵ گرم طلا

📌 پایان دولت روحانی (۱۴۰۰)
میانگین حقوق: ۶٫۹ میلیون تومان
قدرت خرید: ۵٫۹ گرم طلا

📌 پایان دولت رئیسی (۱۴۰۲)
میانگین حقوق: حدود ۱۲٫۵ میلیون تومان
قدرت خرید: ۳٫۲ گرم طلا

📌 سال دوم دولت پزشکیان (۱۴۰۴)
میانگین حقوق: حدود ۱۶٫۵ میلیون تومان
هر گرم طلای ۱۸ عیار: حدود ۱۷٫۵ میلیون تومان
قدرت خرید: کمتر از یک گرم طلا (حدود ۰٫۹۴ گرم)

نتیجه: هرچند حقوق اسمی معلمان طی حدود ۲۰ سال ده‌ها برابر شده، قدرت خرید آن‌ها بر مبنای طلا از ۲۷ گرم به کمتر از یک گرم رسیده است؛ یعنی کاهش حدود ۹۶٫۵ درصدی در این شاخص.

ارقام حقوق معلمان و قیمت طلا در این مقایسه، میانگین و تقریبی هستند. برای دستیابی به نتیجه‌ دقیق و قابل استناد، باید حقوق و قیمت طلای ۱۸ عیار دقیقاً در روز پایانی هر دولت محاسبه و مقایسه شوند.

t.me/pakkonmediaedu
  • 👍 1
Post #304 174
آموزش و پرورش و فعالیت های اقتصادی ؛ ضرورت بازنگری و بازار زدایی
سید هادی عظیمی

در سال‌های اخیر، فعالیت‌های اقتصادی به یکی از برنامه‌های جدی آموزش و پرورش تبدیل شده است. کسری بودجه، مهم‌ترین دلیلی است که برای این رویکرد مطرح می‌شود. اما آیا کمبود منابع مالی می‌تواند توجیهی برای تبدیل مهم‌ترین نهاد تربیتی کشور به یک بنگاه اقتصادی باشد؟

آموزش و پرورش بر اساس قانون، مسئول تعلیم و تربیت، ارتقای کیفیت آموزش و تحقق عدالت آموزشی است؛ نه کسب درآمد. با این حال، اجاره فضاهای آموزشی، بهره‌برداری اقتصادی از سالن‌ها، اردوگاه‌ها و کانون‌های تربیتی، ساخت واحدهای تجاری و اجرای طرح‌های درآمدزا، به تدریج جای خود را در سیاست‌های این وزارتخانه باز کرده‌اند.
در قانون اهداف و وظایف وزارت آموزش و پرورش و همچنین سند تحول بنیادین، هیچ وظیفه‌ای با عنوان فعالیت اقتصادی یا بنگاه‌داری برای این وزارتخانه پیش‌بینی نشده است. تنها بر تأمین و مدیریت منابع مالی برای تحقق اهداف تربیتی تأکید شده، نه درآمدزایی.

خطر اصلی اینجاست که وقتی درآمدزایی به یک اولویت تبدیل شود، مأموریت اصلی آموزش و پرورش یعنی تعلیم و تربیت به حاشیه رانده می‌شود. مدرسه نباید با منطق بازار اداره شود و کیفیت آموزش و عدالت آموزشی نباید قربانی جبران کمبود بودجه شوند.

اصل ۳۰ قانون اساسی، آموزش رایگان را حق همه مردم می‌داند. بنابراین، تأمین هزینه‌های آموزش وظیفه دولت است، نه اینکه آموزش و پرورش برای تأمین منابع مالی به فعالیت‌های اقتصادی روی آورد.

اگر دولت بنگاه‌دار خوبی نیست، سپردن نقش بنگاه‌داری به وزارت آموزش و پرورش نیز راه‌حل مناسبی نخواهد بود. تجربه بسیاری از نهادهای عمومی نشان داده است که وابستگی به درآمدهای اقتصادی، به تدریج مأموریت اصلی آنها را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد.

آموزش و پرورش باید مطالبه‌گر بودجه عادلانه و پایدار باشد، نه بازیگر بازار. آینده کشور با سرمایه‌گذاری در آموزش ساخته می‌شود، نه با درآمدزایی از مدرسه.

رسالت آموزش و پرورش، تربیت انسان است؛ نه کسب درآمد.

برای مطالعه کامل مطلب به پیوند زیر مراجعه کنید.
آموزش و پرورش و فعالیت های اقتصادی ؛ ضرورت بازنگری و بازار زدایی

https://t.me/pakkonmediaedu
Telegram Pakkonmedia شبکه های پاک کن مدیا تلگرام @pakkonmediaedu توئیتر(شبکهx) اینستاگرام یوتوب @pakkonmedia ایمیل pakkonmedia@gmail.com
Post #303 137
کتاب رقابت یا همکاری

کتاب رقابت یا همکاری با تمرکز بر فرهنگ آموزش و یادگیری در ژاپن و امریکا نوشته شده است و از خلال گفت‌وگوهای تاکه‌ او دوای، کاترین لوئیس، یوکی‌ کو سوگا و یوشی‌ یوکی ماتسودا، دو الگوی اصلی تربیت یعنی همکاری و رقابت را در مدرسه بررسی کرده است. نویسندگان نشان داده‌اند که چگونه مفاهیمی مثل «آمائه» (وابستگی عاطفی و تکیه‌کردن به دیگری) در روابط انسانی ژاپنی‌ها ریشه دارد و بر شیوه‌ی تربیت، ساخت کلاس‌ها، رابطه‌ی معلم و دانش‌آموز و حتی تربیت رهبران اجتماعی اثر می‌گذارد. کتاب رقابت یا همکاری در چند لایه پیش می‌رود: مقدمه‌ی تحلیلی اسدالله مرادی، پیام تاکه‌ او دوای برای خوانندگان فارسی‌زبان، پیش‌گفتار مترجمان و سپس چهار فصل اصلی.

این کتاب امکان مشاهده‌ی مدرسه از زاویه‌ای فرهنگی را فراهم کرده است؛ جایی که جزئیات ساده‌ی کلاس، ناهار، بازی و گروه‌بندی دانش‌آموزان معنایی عمیق پیدا می‌کند. خواننده می‌تواند با مقایسه‌ی ژاپن و امریکا، درباره‌ی وضعیت آموزش، آزمون‌محوری، رقابت و همکاری در ایران بازاندیشی کند و زبان تازه‌ای برای نقد و طراحی تجربه‌های تربیتی پیدا کند.
نشر نی
طاقچه

https://t.me/pakkonmediaedu
Post #302 864
برای بچه ها فضای باز ایجاد کنید. همه جا غرقه گی خوبه غرقه گی در طبیعت، بازی، در فکر خوبه، ولی غرقه گی در تکنولوژی خوب نیست. دز انسانیت آدم رو با محیط زیست با بازی با انسانهای دیگر زیاد کنید.

بخشی از گفتگوی رادیو پرچین با مهدی فیروزان « بنیانگذار شهر کتاب»

«پاک کن مدیا» را با دیگران به اشتراک بگذارید.
https://t.me/pakkonmediaedu
Post #301 3.9K
🎯 بگذارید «نوشتن» برای انسان‌ها باقی بماند
دربارۀ انسان‌زدایی هوش مصنوعی

🔴 اگر به نسخه‌های دست‌نویس شعرهای امیلی دیکینسون، شاعر بزرگ آمریکایی، دقت کنید، جابه‌جا، حوضچه‌های دایره‌شکل کوچکی از جوهر را کنار کلمه‌ها می‌بینید. این حوضچه‌ها همان جاهایی است که دیکینسون مکث کرده تا تصمیم بگیرد کلمۀ بعدی باید چه باشد؛ یا از خودش پرسیده: بهتر نیست سطر قبلی را جور دیگری بنویسم؟ دن چیسون، استاد ادبیات و رئیس گروه زبان و ادبیات انگلیسی در کالج ولزلی، می‌نویسد: این حوضچه‌های جوهر انسانی‌ترین نشانه‌های دست‌نوشته‌های دیکینسون است. جایی که اندیشیدن، تردیدکردن و تعلیق او را می‌توانید ببینید.

🔴 ویلیام جیمز در کتاب اصول روان‌شناسی چنین لحظه‌‌هایی را «فضای خالی فعال» می‌نامد. جیمز می‌نویسد: «فرض کنید می‌کوشیم نامی فراموش‌شده را به یاد آوریم. وضعیت آگاهی ما در آن لحظه شگفت‌آور است. در آن فضایی خالی جاخوش کرده؛ اما نه صرفاً یک فضای خالی. شکافی است به‌شدت فعال. چیزی شبیه به شبحی از آن نام در آن حضور دارد که ما را به جهتی خاص فرامی‌خواند، گاه با احساس نزدیکی به پاسخ در ما لرزشی ایجاد می‌کند، و سپس دوباره ما را بدون آن واژه رها می‌کند، اما اگر نام‌های نادرستی به ما پیشنهاد شوند، این جای خالی، فوراً آن‌ها را رد می‌‌کند.»

🔴 «نوشتن» همیشه مسیری بوده که با این «فضاهای خالی فعال» سنگفرش می‌شده. هر کسی که روزگاری تلاش کرده است چیزی بنویسد می‌داند که گاهی در لحظه‌های جوشش فکر، می‌شود یک‌نفس چندین صفحه نوشت، و گاهی هفته‌ها طول می‌کشد تا یک جمله به آخر برسد. در این بن‌بست‌های طاقت‌فرسا، نویسنده همواره در «میانۀ راه» است. کاری ناتمام دارد که گوشۀ ذهنش آرمیده ولی راهی به تمام‌کردنش ندارد. ورود مدل‌های زبانی بزرگ مانند چت‌جی‌پی‌تی و رقبایش به عرصۀ نوشتن، این تجربه‌ها را از اساس تغییر داده است.

🔴 دن چیسون می‌گوید وقتی از چت‌جی‌پی‌تی هم سوالی می‌پرسید، برای چندثانیه می‌گوید «در حال فکرکردن» است، ولی فرایند نوشتنش با تردیدهای طولانی همراه نیست. هوش مصنوعی هیچ‌وقت به بن‌بست نمی‌خورد.

🔴 جمله‌ها با سرعت پشت سر هم چیده می‌شوند و در یک چشم‌به‌هم‌زدن، سفارش شما آماده می‌شود. این سبک نوشتن خوبی‌هایی دارد، اما بزرگترین مشکلش این است که «غیرانسانی» است. مشهور است که الیزابت بیشاپ، شاعر بزرگ انگلیسی، گاهی چند ده سال صبر می‌کرد تا جزئیات کوچک، تعبیرات یا ریتم‌های منحصربه‌فردی که می‌پسندید در شعرش ظاهر شود. اما حالا می‌توانید به هوش مصنوعی بگویید که شعری به سبک بیشاپ برایتان بگوید و سی‌ثانیه بعد تحویلش بگیرید. خب، روشن است که چه تفاوت عظیمی اینجا وجود دارد.

🔴 نوشتن در فضای خالیِ فعال بین «دانستن» و «به‌زبان آوردن» اتفاق می‌افتد. اندیشه‌ها در نبردی سهمگین با امر «ناگفتنی» از مسیر توقف‌ها، گم‌شدن‌ها و بازگشت‌های مکرر عبور می‌کنند تا بالاخره روی کاغذ بیایند. طی‌کردن این مسیر، مستلزم صبر، انتظارکشیدن و گذر «زمان» است. اما فناوری‌ دشمنِ انتظارکشیدن‌ است. منطق مسلط عصر ما زمان را به رشته‌ای از فوریت‌ها و هشدارها تبدیل کرده است. هر لحظه باید به نتیجه‌ای قابل اندازه‌گیری منجر شود. در چنین جهانی، ادبیات کُند به نظر می‌رسد، تفکرِ عمیق ناکارآمد جلوه می‌کند و تأملِ بی‌هدف نوعی اتلاف وقت است.

🔴 جیسون که خودش مانیفست بسیار مشهوری در ممنوعیت استفاده از هوش مصنوعی در کلاس‌های دانشگاهی‌اش دارد، می‌گوید: دو اتفاق همزمان در دانشگاه‌ها در حال وقوع است: دانشجویان هر روز نوشته‌های بهتری در کلاس ارائه می‌دهند، و هر روز در فهم متن و استدلال‌کردن پس‌رفت می‌کنند. چرا؟ مسئله فقط استفاده از هوش مصنوعی برای نوشتن نیست، مسئله این است که خودِ اندیشیدن پیوند بسیار عمیقی با نوشتن دارد. هنگام نوشتن است که بهترین استدلال‌ها سراغمان می‌آید. وقتی نوشتن را به هوش مصنوعی برون‌سپاری کنیم، از اندیشیدن هم محروم می‌شویم.

📌 آنچه خواندید برداشتی است از مطلب «برای خودت فکر کن» (Think for Yourself) نوشتۀ دن چیسون (Dan Chiasson) که در  نیویورک ریویو آو بوکس منتشر شده است.
ترجمان علوم انسانی

https://t.me/pakkonmediaedu
Post #300 263
کارنامه در گرویِ پول

✍️هدی هاشمی
روزنامه‌نگار

▪️اینجا ندای ماندگار است. خانه‌ای در دل دروازه‌غار تهران که یگانه جاوید، مددکار این موسسه به همراه همکارانش تلاش می‌کنند، هیچ کودکی از مدرسه جا نماند. اما این مسیر برای همه کودکان یکسان نیست.

▫️جاوید می‌گوید «سال‌هاست که برخی از خانواده‌ها با درخواست‌های مالی از سوی مدیر مدرسه مواجه می‌شوند، هزینه‌هایی که پرداخت آن برایشان دشوار یا حتی غیرممکن است. بنابراین خانواده تصمیم می‌گیرد تا فرزندش ادامه تحصیل ندهد. همین موضوع موجب شده پسران وارد بازار کار شوند و دختران کودک‌همسر.»/آتیه آنلاین /

https://t.me/pakkonmediaedu
Post #299 434
رد پای «هوم اسکول» در نظام آموزشی؛ دانش‌آموز ثبت‌نام می‌کند اما مدرسه نمی‌رود/ «برخی والدین نمی‌خواهند فرزندان‌شان آموزش ایدئولوژیک ببینند»

آموزش خانگی یا «هوم‌اسکول» اگرچه در ایران رسمیت قانونی ندارد، اما به‌تدریج در حال گسترش است. در این شیوه، برخی خانواده‌ها فرزند خود را در مدرسه ثبت‌نام می‌کنند، اما آموزش را در خانه، با معلم خصوصی یا مؤسسات آموزشی دریافت کرده و تنها برای شرکت در امتحانات به مدرسه مراجعه می‌کنند.

کارشناسان معتقدند مهم‌ترین دلایل گرایش خانواده‌ها به هوم‌اسکول عبارت‌اند از:
نارضایتی از محتوای آموزشی و فضای مدارس و تمایل به کنترل بیشتر بر آموزش و تربیت فرزندان.

نگرانی از امنیت جسمی، روانی، فرهنگی و اجتماعی دانش‌آموزان در مدرسه.
انتقاد از نظام آموزشی رسمی و اعتقاد به اینکه مدارس مهارت‌هایی مانند خلاقیت، تفکر انتقادی و کشف استعدادها را به اندازه کافی آموزش نمی‌دهند.

در مقابل، وزارت آموزش و پرورش تأکید دارد که هوم‌اسکول در ایران فاقد پشتوانه قانونی است و مدارک مراکز غیرمجاز اعتبار رسمی ندارد.

به باور کارشناسان، افزایش استقبال از آموزش خانگی بیش از آنکه یک انتخاب آموزشی باشد، نشانه‌ای از کاهش اعتماد بخشی از خانواده‌ها به نظام آموزش رسمی است.

گزارش کامل را در خبر آنلاین بخوانید..

https://t.me/pakkonmediaedu
Telegram Pakkonmedia شبکه های پاک کن مدیا تلگرام @pakkonmediaedu توئیتر(شبکهx) اینستاگرام یوتوب @pakkonmedia ایمیل pakkonmedia@gmail.com
Post #298 3.12K
چرا آموزش اولویت نیست؟

سال‌هاست که گزارش‌های کارشناسی، پژوهش‌های دانشگاهی و مطالعات مرکز پژوهش‌های مجلس بر یک واقعیت تأکید می‌کنند؛ هیچ کشوری بدون سرمایه‌گذاری در آموزش، به توسعه پایدار، رشد اقتصادی، کاهش آسیب‌های اجتماعی و ارتقای سرمایه انسانی دست نیافته است.

تقریباً هیچ‌کس در اهمیت آموزش و پرورش تردید ندارد. مسئولان، نمایندگان، اقتصاددانان و صاحب‌نظران، همگی از آموزش به عنوان زیربنای توسعه یاد می‌کنند. اما پرسش اساسی اینجاست:

اگر همه بر اهمیت آموزش اتفاق نظر دارند، چرا آموزش و پرورش هنوز به اولویت واقعی حکمرانی و بودجه کشور تبدیل نشده است؟ چرا با وجود ده‌ها پژوهش درباره افت کیفیت آموزشی، کاهش انگیزه معلمان، نابرابری آموزشی و پیامدهای اقتصادی و فرهنگی آن، همچنان آموزش و پرورش در انتهای صف تخصیص منابع قرار می‌گیرد؟

واقعیت این است که در نظام تصمیم‌گیری کشور، هنوز آموزش بیش از آنکه «سرمایه‌گذاری» تلقی شود، «هزینه» محسوب می‌شود. در نتیجه، هر زمان که کشور با محدودیت منابع روبه‌رو می‌شود، نخستین بخشی که از سرمایه‌گذاری در آن کاسته می‌شود، آموزش است؛ غافل از آنکه اگر امروز هزینه کردن در آموزش را کاهش دهیم، فردا با حجم چندین برابر هزینه ها در حوزه‌های بیکاری، آسیب‌های اجتماعی، سلامت، امنیت و کاهش بهره‌وری اقتصادی مواجه خواهیم شد.

از سوی دیگر، ثمره سرمایه‌گذاری در آموزش در کوتاه‌مدت نمایان نمی‌شود. ساختن یک نسل توانمند، فرآیندی زمان‌بر است، در حالی که سیاست‌گذاری اغلب درگیر مسائل روزمره و نتایج کوتاه‌مدت است. همین نگاه، آموزش را از اولویت عملی خارج کرده است.
پیامد این رویکرد را امروز به‌خوبی می‌توان دید؛ مدارس برای تأمین هزینه‌های خود به دریافت کمک‌های مردمی، اجرای برنامه‌های درآمدزا و مشارکت مالی خانواده‌ها روی آورده‌اند، در حالی که در اسناد رسمی همچنان بر آموزش رایگان و عدالت آموزشی تأکید می‌شود. این همان شکاف میان سیاست‌های اعلامی و واقعیت‌های اجرایی است.

شاید زمان آن رسیده باشد تا به جای تکرار این جمله که «آموزش مهم است»، پرسش دیگری را با صدای بلند مطرح کنیم:
اگر آموزش واقعاً مهم است، چرا این اهمیت در بودجه، سیاست‌گذاری و تصمیمات کلان کشور دیده نمی‌شود؟

تا زمانی که برای این پرسش پاسخی عملی پیدا نشود، فاصله میان آنچه درباره آموزش می‌گوییم و آنچه برای آموزش انجام می‌دهیم، همچنان پابرجا خواهد ماند.


🖇 تهیه‌شده در «پاک‌کن مدیا»
🖇 انتشار با منبع بلامانع است.


https://t.me/pakkonmediaedu
Telegram Pakkonmedia شبکه های پاک کن مدیا تلگرام @pakkonmediaedu توئیتر(شبکهx) اینستاگرام یوتوب @pakkonmedia ایمیل pakkonmedia@gmail.com
Post #297 393
🎯 نسل‌گوست‌شده
📌 هیچ نسلی به‌اندازۀ نسل زِد «نه» نشنیده است

🔴 در مدرسه به شما می‌گویند شما بهترینید و اگر سخت‌کوش باشید، دروازه‌های جهان به رویتان باز خواهد شد. اما وقتی بزرگتر می‌شوید، همه‌چیز رنگ می‌بازد. در دانشگاهی که دوست دارید، پذیرفته نمی‌شوید. با آدم‌ها وارد رابطه می‌شوید، اما سر هیچ‌و‌پوچ، همه‌جا بلاکتان می‌کنند و می‌روند. هرجا درخواست کار می‌کنید، «نه» می‌شنوید و وقتی با هزار بدبختی جایی استخدام می‌شوید، کارتان آن چیزی نیست که می‌خواستید. جوانان امروزی، با شدتی بی‌سابقه، ناکام می‌شوند. این‌همه «نشدن» و «نه شنیدن»، روحیۀ ویژه‌ای در آن‌ها به وجود آورده است.

🔴 هر نسلی معتقد است بدترین قرعه به نام خودش افتاده. ولی نسل‌زدی‌ها در موقعیت بغرنجی قرار گرفته‌اند؛ از یک سو به‌واسطۀ فناوری دسترسی بی‌سابقه‌ای به فرصت‌ها دارند، و از سوی دیگر به‌طرز بی‌سابقه‌ای جواب‌های سربالا می‌شنوند. آن‌ها هیچ‌گاه تا این حد به «بله»های احتمالی دسترسی نداشته‌اند. ولی در هیچ دوره‌ای هم این‌قدر «نه» نشنیده‌اند.

🔴 در حوزۀ روابط عاطفی، امروزه جوانان حدود ده سالِ پیش از ازدواج را به قرار و رابطه می‌گذرانند؛ میانگین سن ازدواج برای مردان ۳۱.۱ و برای زنان ۲۹.۲ سال است. در این ده سال، جوانان بیش از هر دورۀ دیگری به شریک‌های عاطفی بالقوه دسترسی دارند، ولی این دوره مملو از سرخوردگی‌ها و بلاتکلیفی‌های بی‌پایان و صدالبته فضای جهنمیِ رابطه‌های ناموفق است.

آدم‌ها میان «سیچویشن‌شیب‌ها»، «کراش‌ها» و «ردفلگ‌ها» و «گرین‌فلگ‌ها» دست و پا می‌زنند تا شاید عشقِ واقعی‌شان را پیدا کنند، اما اغلب چیزی گیرشان نمی‌آید.

🔴 جف گوئنتر، درمانگر متخصص نوجوانان، می‌گوید: «جوانان امروزی خیلی سریع قید رابطه را می‌زنند، چون می‌دانند افراد بی‌شماری وجود دارند که فقط با یک کلیک می‌توان سراغشان رفت.» اما این فضا لزوماً مثبت نیست. انگار نوعی بی‌حسی فراگیر است، نوعی بیگانگی با احساسات که در آن بود و نبود آدم‌ها فرقی ندارد.

🔴 در حوزۀ تحصیل هم شرایط خوب نیست. از سویی جوانان فرصت‌های آموزشی بی‌شماری در اختیار دارند، در داخل و خارج از کشور، در حوزۀ آموزش‌های رسمی دانشگاهی، یا بیرون از دانشگاه. اما درعین‌حال، معلمان و استادان دائماً از بی‌علاقگی و بی‌توجهی جوانان شکایت می‌کنند. ناتالی بوکوالد، روان‌شناس و مشاور آموزشی، می‌گوید: امروزه کمتر جوانی را پیدا می‌کنید که از پذیرفته‌نشدن در دانشگاه دلخواهش ماتم بگیرد. بیشتر اوقات، وقتی با آن‌ها حرف می‌زنی می‌گویند: «فقط درخواست داده بودم، انتظار نداشتم پذیرفته شوم، برایم اهمیت چندانی هم نداشت».

🔴 در حوزۀ کار، وضعیت «نه شنیدن» از همه بدتر است. جوانان امروزی با استفاده از برنامک‌های کاریابی، در فقط یک روز، آنقدر برای جاهای مختلف رزومه می‌فرستند که نسل‌های قبلی، در طول عمر کاری‌شان نمی‌فرستادند.

🔴 کریستوفر، جوان ۲۴‌ ساله‌ای که دلیا کای، روزنامه‌نگار و مشاور کسب‌و‌کار، با او مصاحبه کرد، گفت: در طول یک‌سال برای بیش از ۶۰۰ موقعیت شغلی در حوزۀ مالی و بازاریابی درخواست فرستاده، تا بالاخره توانسته است یک جا مشغول به کار شود. این ردشدن‌ها هم پیامدهایی عملی دارند و هم بر باورهای افراد تأثیر می‌گذارند. وقتی اعضای یک نسل به‌صورت جمعی طعم این تجربیات را بچشند، شخصیتشان بر اساس آن شکل می‌گیرد. حتماً شنیده‌اید که می‌گویند «نسل‌زدی‌ها به هیچ‌چیز اهمیت نمی‌دهند» شاید دلیلش این است که اگر اهمیت بدهند، نابود می‌شوند.

🔗 آنچه خواندید برگرفته از مطلب «هیچ نسلی به اندازۀ نسل زد گوست نشده است» است که در پروندۀ شمارۀ ۳۷ مجلۀ ترجمان آمده. این پرونده با همکاری «کانون اندیشۀ جوان» منتشر شده است.

https://t.me/pakkonmediaedu
Telegram Pakkonmedia شبکه های پاک کن مدیا تلگرام @pakkonmediaedu توئیتر(شبکهx) اینستاگرام یوتوب @pakkonmedia ایمیل pakkonmedia@gmail.com
Post #296 349
اول امنیت، بعد آموزش

روزگاری نه‌چندان دور، والدین با خیال آسوده فرزندانشان را راهی مدرسه می‌کردند. مدرسه، امتداد امنیت خانواده بود؛ جایی برای آموختن، رشد کردن و ساختن آینده.
اما به راستی چه شد که از «مدرسه امن» به جایی رسیدیم که امروز نام مدرسه، برای بسیاری از خانواده‌ها با تردید، ابهام و نگرانی گره خورده است؟ چه شد که اشتیاق ثبت‌نام، جای خود را به اضطراب سپردن فرزندانمان به مدرسه را داد؟

از قلدری و خشونت گرفته تا فشارهای روانی، از بی‌توجهی به نیازهای عاطفی دانش‌آموزان تا ضعف در پیشگیری و مداخله مؤثر، همه و همه باعث شد که بخشی از خانواده‌ها مدرسه را نه فقط یک محیط آموزشی، بلکه فضایی پر از نگرانی و تنش ببینند.

سال‌هاست که نمره، رتبه، معدل، درصد قبولی و آمار، مهم‌ترین معیارهای موفقیت نظام آموزشی شده‌ و کمتر کسی می‌پرسد: در طول سال تحصیلی چند دانش‌آموز با آرامش وارد مدرسه می‌شود؟ چند نفر احساس می‌کنند در مدرسه دیده، شنیده و درک می‌شوند؟ چند خانواده با خیال آسوده فرزندشان را تا پایان روز به مدرسه می‌سپارند؟

وقتی سلامت روان دانش‌آموز به حاشیه رانده شود، مدرسه آرام‌آرام مهم‌ترین سرمایه خود، یعنی اعتماد خانواده‌ را از دست می‌دهد. هیچ پدر و مادری نباید هر صبح، هنگام خداحافظی با فرزندش، نگران این باشد که امروز چه آسیبی ممکن است روح و روان او را تهدید کند.

اگر امنیت روانی دانش‌آموزان به اولویت نخست آموزش تبدیل نشود، دیر یا زود با بحرانی روبه‌رو خواهیم شد که نه با تغییر کتاب‌های درسی حل می‌شود و نه با افزایش ساعت آموزش.

پیش از آنکه بحران‌های امروز، سرمایه اجتماعی آموزش و پرورش را فرسوده تر کند و اندک اعتماد باقی‌مانده به مدرسه رنگ ببازد، صدای فرزندان این سرزمین و صدای معلمان و خانواده‌ها را بشنویم.

نجات مدرسه، از بازگرداندن احساس امنیت آغاز می‌شود؛ زیرا هیچ آموزشی، بدون امنیت روانی، ماندگار نخواهد بود.

🖇 تهیه‌شده در «پاک‌کن مدیا»
🖇 انتشار با منبع بلامانع است.

https://t.me/pakkonmediaedu
Older posts →

About this channel

How can I read @pakkonmediaedu without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for Pakkonmedia: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does Pakkonmedia have?
Pakkonmedia (@pakkonmediaedu) has 98 subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does Pakkonmedia know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →