TGViewer
Channel Public Channel
فلسفه و دانش

فلسفه و دانش

@fargasht22

آیدی ارتباط
@sal_ashkan
Subscribers
2.59K
Photos
300
Videos
122
Links
364
Recent Posts 20 shown
Post #1245 142
Post #1244 249
یک سگ برلینی و یک مهاجر ایرانی

در روزهای اول ورودم به برلین، مردی آلمانی روی نیمکتی کنار پیاده‌رو نشسته بود.

شکوه و هیبت یک پادشاه را داشت.

در دست راستش یک بطری و یک لیوان بود و در دست دیگرش یک بند چرمی قهوه‌ای و مرغوب. در انتهای آن بند چرمی و زنجیری ظریف، سگی نشسته بود.

من و سگ با نگاه به هم سلام کردیم.

او تنها موجود زندهٔ خیابان بود که ارتباط مستقیمی با یک آلمانی داشت و من می‌توانستم کمی با او گفت‌وگو کنم.

با خودم فکر کردم:

این بیچاره حتماً مثل من هیچ‌چیز از زبان آلمانی نمی‌فهمد.

من و سگ دوستانه به هم نگاه کردیم. هر دو ساکت بودیم. بدون گفتن حتی یک کلمهٔ آلمانی، وسط برلین و وسط آلمان با یکدیگر گفت‌وگو می‌کردیم.

ناگهان مرد آلمانی مرا صدا زد.

این اولین بار بود که یک آلمانی اصلاً به من توجه می‌کرد! آن‌هم نه هنگام بازجویی در یک اداره، بلکه همین‌طور در خیابان و جلوی چشم دیگران.

با خودم گفتم:

بالاخره! مرا دیدند! یک آلمانی می‌خواهد با من حرف بزند!

مرد لبخند زد و با صدای بلند مرا صدا کرد. از حرکت دستش فهمیدم چه می‌خواهد.

من تقریباً دو سه متر با او و سگش فاصله داشتم. مرد آلمانی همچنان با صدای بلند با من حرف می‌زد.

به‌طرفش رفتم و سعی کردم پیش از رسیدن به این آقای آلمانی مهربان و قدرتمند، جمله‌ای سرهم کنم.

تمام حواسم، فکرم و عقلم مشغول آماده‌کردن اولین جملهٔ آلمانی برای گفت‌وگو با یک آلمانی واقعی بود.

وقتی به او رسیدم، گفتم:

«من کمی می‌فهمم، ولی نمی‌توانم صحبت کنم.»

مرد آلمانی خندید. بلند خندید!

بعد سگش را نشان داد و قهقهه زد.

گفت:

«دقیقاً مثل سگ من! او می‌فهمد، ولی نمی‌تواند جواب بدهد!»

و دوباره خندید.

آن‌وقت متوجه اشتباهم شدم:

این سگ آلمانی، زبان آلمانی را بهتر از من می‌فهمید!

مرد هنوز از ته دل می‌خندید و من و سگ به یکدیگر نگاه می‌کردیم.

سگ احتمالاً فکر می‌کرد:

این دیگر چه‌جور آدمی است که حتی نمی‌تواند حرف بزند؟

و من فکر می‌کردم:

خوش به حالش! زبان آلمانی‌اش از من بهتر است!

✍️یوسف اکبرزاده

🕰 برلین
  • ❤ 4
  • 💔 3
  • 👍 1
Post #1243 296
در جمهوری اسلامی جان انسان‌ها هیچ ارزشی نداره، به خاطر یک توهین جان افراد گرفته میشه
  • 💔 13
  • 🖕 3
Post #1242 415
Post #1240 413

Forwarded from نقدآگین

📺 مناظره‌ای دربارهٔ وجود خدا
(Source)
🎙#اشکان و آقای الله‌یاری

🔸 در این گفت‌وگو با آقای الله‌یاری دربارهٔ امکان اثبات وجود خدا بحث می‌کنیم.

🔸بحث از مسئلهٔ بارِ اثبات و تفاوت میان انکار وجود خدا و قانع‌نشدن به ادلهٔ خداباوران آغاز می‌شود.

🔸سپس آقای الله‌یاری با استناد به نظم و کارکرد اندام‌های انسان و با طرح مثال‌هایی مانند کتاب، خانه، انگشتر و شعر، و با تکیه بر اصلِ «اثر دلالت بر مؤثر دارد» استدلال می‌کند که انسان و جهان نمی‌توانند محصول تصادف باشند و وجود آن‌ها به یک خالق آگاه و توانا دلالت می‌کند. در خلال این بحث، به برخی استدلال‌های منسوب به امام صادق در منابع کلامی شیعه نیز پرداخته می‌شود.

🔸در مقابل، من میان «تصادفی نبودن» و «ساخته‌شدن به وسیلهٔ یک فاعل آگاه» تمایز می‌گذارم و دربارهٔ اعتبار قیاس میان مصنوعات انسانی و موجودات طبیعی بحث می‌کنم. نظریهٔ تکامل، نقد هیوم بر برهان نظم، مسئلهٔ یک یا چند طراح و این پرسش که از وجود یک «مؤثر» چگونه می‌توان به یک خالق آگاه، واحد و فراطبیعی رسید، از محورهای اصلی این بخش است.

🔻 در بخش دوم مناظره، بحث به حدوث جهان و گذشتهٔ نامتناهی می‌رسد. آقای الله‌یاری استدلال می‌کند که گذشته نمی‌تواند بی‌آغاز باشد، زیرا در این صورت رسیدن به زمان حاضر ممکن نبود؛ سپس از آغاز جهان و نیاز آن به علت سخن می‌گوید. بحث بیگ‌بنگ، مفهوم «عدم»، آغاز زمان و این پرسش که آیا می‌توان از علیت در خارج از زمان و مکان سخن گفت، بخش پایانی گفت‌وگوی اصلی را تشکیل می‌دهد.

🔺من برای ادامهٔ بحث، آغاز داشتن جهان را به‌طور جدلی می‌پذیرم و پرسش را متوجه معنای «علت فرازمانی» و امکان توجیه چنین رابطه‌ای می‌کنم. در پایان نیز تعدادی از مخاطبان وارد گفت‌وگو می‌شوند و پرسش‌هایی دربارهٔ تکامل، آفرینش، علیت و نسبت خدا با جهان مطرح می‌شود.

⏱️ فهرست زمانی مباحث
00:00 | مقدمه، بار اثبات و موضع خداباوری و خداناباوری
11:57 | برهان نظم؛ بدن انسان، تصادف و تکامل
41:36 | تمثیل مصنوعات، نقد هیوم و استدلال‌های امام صادق
01:11:49 | برهان حدوث؛ عدم و امکان گذشتهٔ نامتناهی
01:32:58 | بیگ‌بنگ، آغاز جهان و مسئلهٔ علت فرازمانی
02:13:23 | پرسش‌های مخاطبان و ادامهٔ گفت‌وگو


🆔 @fargasht22

.


#نقد_ادیان #فلسفیدن

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
YouTube مناظره با آقای اللهیاری درباره وجود خدا در این گفت‌وگو با آقای الله‌یاری دربارهٔ امکان اثبات وجود خدا بحث می‌کنیم. بحث از مسئلهٔ بار اثبات و تفاوت میان انکار وجود خدا و قانع‌نشدن به ادلهٔ خداباوران آغاز می‌شود. سپس آقای الله‌یاری با استناد به نظم و کارکرد اندام‌های انسان، مثال‌هایی مانند کتاب،…
  • 👏 4
  • 👍 2
  • ❤ 1
Post #1239 555
Post #1238 561
دوستان کسی به برنامه ایتا دسترسی داره ؟
  • 👍 8
  • 👎 4
Post #1237 561

Forwarded from نقدآگین

📺 نگاهی به مناظره آقای حسین کامکار و دکتر وحدتی نسب

تماشا در یوتیوب

🎙#اشکان

🔸در این ویدئو مناظره‌ای که به تازگی بین آقایان #حسین_کامکار و دکتر وحدتی نسب در مورد فرگشت یا تکامل داروین در برابر داستان آدم و حوا صورت گرفته پرداختم، محور اصلی بررسی من درباره صحبت‌ها و ادعای آقای کامکار است.

۱. تکامل و ذات‌گرایی
وحدتی‌نسب با استناد به فسیل‌ها و شواهد باستان‌شناسی نشان می‌دهد که گونه‌ها ثابت و تغییرناپذیر نبوده‌اند و تکامل و نیای مشترک با داده‌های علمی سازگار است.

۲. دیدگاه کامکار
کامکار اصل تکامل موجودات را تا حدی می‌پذیرد، اما معتقد است حدود ۱۰ تا ۱۱ هزار سال پیش، آدم و حوا به‌عنوان موجوداتی استثنایی و «خلیفه» وارد تاریخ شدند؛ یعنی نوعی استثنا در روند تکامل.

۳. «ثمانیة أزواج»
او آیهٔ «ثمانیة أزواج» در سورهٔ زمر را به ظهور هشت جفت حیوان اهلی ــ گوسفند، بز، گاو و شتر ــ در همان دوره مرتبط می‌کند.

«شما را از یک تن آفرید، سپس از او همسرش را پدید آورد؛ و برای شما از چهارپایان هشت جفت فروفرستاد: از گوسفند دو جفت، و از بز دو جفت، و از گاو دو جفت، و از شتر دو جفت.

شما را در شکم مادرانتان، آفرینشی پس از آفرینشی، در تاریکی‌های سه‌گانه می‌آفریند.

این است خداوند، پروردگار شما؛ فرمانروایی از آنِ اوست؛ معبودی جز او نیست. پس چگونه [از حق] روی برمی‌گردانید؟»


۴. نقد باستان‌شناختی
اشکان می‌گوید شواهد نشان می‌دهد اهلی‌سازی این حیوانات هم‌زمان نبوده است. بز، گوسفند و گاو هزاران سال پیش‌تر از شتر اهلی شده‌اند؛ بنابراین ادعای ظهور هم‌زمان آنها با داده‌های باستان‌شناسی سازگار نیست. همچنین اهلی‌سازی نتیجهٔ فرایندی تدریجی و انتخاب مصنوعی بوده است.

۵. نقد متون دینی و روش استدلال
اشکان معتقد است
کامکار برخی روایات سنتی شیعه را که با مدل علمی او ناسازگارند کنار می‌گذارد و بیشتر بر تفسیری خاص از متون تکیه می‌کند.

همچنین تأکید می‌کند که ممکن بودن یک فرضیه از نظر منطقی یا ژنتیکی، به معنای اثبات وقوع تاریخی آن نیست.

@fargasht22

👳🏿‍♂️ آخوندِ کشتیِ نوح
👳🏿‍♂️ تحریفِ قصۀ نوح توسطِ کامکار
📺 بررسی مناظره حسین کامکار
📕نقدِ تفسیر «محلی» حسین کامکار از طوفان نوح — دروغِ بزرگ: انکارِ «انقراض بزرگ» در قرآن و حدیث

🔻نوح
📺 طوفان/سیل نوح در اسلام جهانی بود
📺 نوح در بایبل و قرآن
📻 خنجرِ امت بر رگِ خانواده و ملت
📺 منبعِ پاگانیستیِ افسانۀ نوح
📕افسانهٔ عمر نوح؛ بدعاقبتی کپی‌کاران!
📺 پسر نوح و مولفان قرآن
📺 تحریف ایدئولوژیک نوح توسط مولفان قرآن
📕نوح: قدیسی قهرمان یا مردی تنها و شکست‌خورده؟
📺 چگونه یهودیان باستان تاریخ را بازنویسی کردند؟
📺 چرا «بایبل عبری» داستان حماسه گیلگمش را بازگو می‌کند؟
🐘🦒شکستِ الله در قصۀ طوفان نوح

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
YouTube نگاهی به مناظره آقای حسین کامکار و دکتر وحدتی نسب در این ویدئو مناظره‌ای که به تازگی بین آقایان کامکار و وحدتی نسب در مورد فرگشت یا تکامل داروین در برابر داستان آدم و حوا صورت گرفته پرداختم، محور اصلی بررسی من درباره صحبت‌ها و ادعای آقای کامکار است. لینک کانال تلگرام https://t.me/fargasht22
  • 👍 2
Post #1236 482
Post #1235 500
  • ❤ 6
  • 👍 5
Post #1234 617
Post #1233 656

Forwarded from مهدی نصیری

📚 مرثیه‌ای برای جریان چپ


🔖 بعضی از دوستان چپ چنان عاشق مردم‌اند که طاقت شنیدن صدای خود مردم را ندارند؛ مردم تا وقتی محترمند که همان شعاری را بدهند که از پیش برایشان پسندیده شده، اما همین که جماعتی در خیابان نام پهلوی را فریاد بزند یا از شاهزاده رضا پهلوی حمایت کند، ناگهان معلوم می‌شود اینها دیگر آن «مردم» معروف نیستند، بلکه مشتی فریب‌خورده‌اند که تبلیغات ذهنشان را ربوده و هنوز نفهمیده‌اند حقیقتاً چه می‌خواهند، البته بعد از اینکه مشخص شد که شعارها واقعی بوده و کسی صداگذاری نکرده است. در اینجا البته وظیفه‌ی روشنفکر چپ سنگین‌تر می‌شود، چون باید به مردمی که گلوله می‌خورند توضیح دهد شعار درست چیست، دشمن اصلی کیست و حتی هنگام مردن نیز بهتر است زیر کدام پرچم جان بدهند.

🔖این جماعت در دفاع از آزادی انتخاب هم بسیار پشتکار دارند، به شرط آنکه مردم انتخاب درستی بکنند. اگر رأی و شعارشان مطابق کتاب باشد، صدای اصیل جامعه‌اند و باید جهان در برابر اراده‌شان سر فرود بیاورد، اما اگر همان مردم از خاندان پهلوی نام ببرند، ناگهان معلوم می‌شود جامعه تحت تأثیر نوستالژی، رسانه، تبلیغات، هیجان جمعی و هزار بیماری ناشناخته قرار گرفته است. خلاصه مردم حق دارند سرنوشت خودشان را تعیین کنند، منتها بعد از آنکه این دوستان نتیجه را بررسی و تأیید کرده باشند.

🔖 از همه شیرین‌تر آنجاست که حکومتی هزاران نفر را می‌کشد و بعضی از همین مفسران، که در روزهای عادی برای هر بی‌عدالتی در آن سوی دنیا واژه‌ای بزرگ و نظریه‌ای مفصل در آستین دارند، ناگهان در برابر خون ایرانیان به دقت علمی خارق‌العاده‌ای مبتلا می‌شوند: «عدد دقیق معلوم نیست»، «شرایط پیچیده است»، «نباید هیجانی شد»، «باید زمینه را دید»، «احتمال نفوذ هست»؛ چنان احتیاطی که آدم گمان می‌کند اگر جلاد پیش چشمشان شمشیرش را پاک کند، نخست باید کمیته‌ای تشکیل دهند تا مشخص شود آیا خون روی تیغه واقعاً متعلق به مقتول بوده یا نه؟ تازه اگر موساد و سی آی ای را بخواهیم فاکتور بگیریم.

🔖 البته این احتیاط علمی همیشه یکسان توزیع نمی‌شود. برای محکوم کردن دشمن ایدئولوژیک، گاهی یک ویدئوی ده‌ثانیه‌ای، یک توییت یا یک نقل‌قول بی‌منبع هم برای صدور حکم تاریخی کفایت می‌کند. اما وقتی جمهوری اسلامی مردم را به گلوله می‌بندد، ناگهان روح شک‌گرایی دیوید هیوم در کالبدشان حلول می‌کند تا جایی که در وجود جهان خارج نیز به شک می‌افتند. جسد را می‌بینند، اما درباره‌ی مفهوم «جسد» خواهان تعریف دقیق‌اند؛ صدای تیر را می‌شنوند، ولی می‌پرسند آیا می‌توان رابطه‌ی عِلّی ضروری میان شلیک و سوراخ سینه را با اطمینان اثبات کرد. حتی اگر مقتول پیش از مرگ «جاوید شاه» هم گفته باشد، احتیاط فلسفی‌شان دو برابر می‌شود.

🔖 البته چپ‌ها هرگز جنایت را توجیه نمی‌کنند؛ فقط آن‌قدر «اما و اگر » پشت سر محکومان می‌گذارند که وقتی جمله تمام می‌شود، آدم دیگر یادش نمی‌آید چه کسی به چه کسی شلیک کرده بود. می‌گویند «کشتار بد است، اما باید نقش اپوزیسیون را هم دید»، «سرکوب قابل دفاع نیست، اما شعارهای سلطنت‌طلبان فاسیستی‌اند»، «جمهوری اسلامی مسئول است، اما رضا پهلوی هم...»؛ و بدین ترتیب مقتولی که با گلوله‌ی حکومت افتاده، کم‌کم خودش تبدیل می‌شود به پاورقی بحثی درباره‌ی خطر بازگشت سلطنت ارتجاعی.

🔖 جای سرگشتگی در اینجاست که بسیاری از این دوستان سالها از «عاملیت مردم» سخن گفته‌اند، اما همین که مردم عاملیت خود را در جهتی خرج کنند که ایشان نمی‌پسندند، عاملیت فوراً پس گرفته می‌شود. آن وقت مردم دیگر عامل سیاسی نیستند؛ توده‌ای‌اند که باید برایشان توضیح داد چرا شعاری که از دهان خودشان بیرون آمده در حقیقت متعلق به خودشان نیست. چپ از پشت میز می‌فهمد مردم داخل خیابان واقعاً چه می‌خواهند. اگر کسی بپرسد چرا وقتی انسان‌هایی زیر گلوله‌اند، نخستین نگرانی شما این است که مبادا از دل این اعتراض چیزی بیرون بیاید که با سلیقه‌ی سیاسی شما جور نباشد، پاسخ آماده است:
ما نگران آینده‌ایم. و چه فضیلتی بالاتر از اینکه آدم برای نجات آینده، اندکی از دیدن حال صرف‌نظر کند؟ مرده‌های امروز که دیگر رأی نمی‌دهند؛ مهم این است که مبادا زنده‌های فردا انتخاب نامناسبی بکنند.
🔖 چپ‌ها در حال حاضر از استبداد بیزارند، اما از مردم نیز توقع دارند مطابق نقشه‌ای که برای رهایی‌شان کشیده شده رفتار کنند، از قیم‌مآبی نفرت دارند، ولی اگر مردم شعار غلط بدهند فوراً قیمشان می‌شوند.
از تحریف تاریخ متنفرند، اما اگر واقعیت روز با روایت تاریخی‌شان ناسازگار باشد، ترجیح می‌دهند کمی واقعیت را بتراشند تا راحت‌تر داخل نظریه جا شود.

🔖 شاید تمام حکایت را بتوان در همین یک جمله خلاصه کرد: بعضی‌ها مردم را بسیار دوست دارند، اما به شرط آنکه مردم مزاحم عقایدشان نشوند؛ آزادی را بسیار دوست دارند، به شرط آنکه نتیجه‌ی آزادی از قبل معلوم باشد؛ با کشتار نیز سخت مخالف‌اند، مگر آنکه مقتول پیش از افتادن شعاری داده باشد که شنیدنش برایشان از صدای گلوله آزاردهنده‌تر بوده است.

✏️ اشکان بابادی
@iraneazadvaabad
  • 👏 13
  • 👍 6
  • ❤ 4
Post #1232 676
جنبش مهسا، واقعا نقطه عطفی در تاریخ اعتراضات مدنی در ایران بود، اگر کسی بخواهد تاریخ تحولات‌ سیاسی ایران در دوره جمهوری اسلامی را به رشته نگارش درآورد، باید فصلی بلند به این جنبش اختصاص دهد.
جنبشی که از سویی نور امید را در جامعه پراکند و از رویی پر بود از تضادهای فکری.
انقلاب شیر و خورشید در دی ماه را درواقع می‌توان پاسخی به همان تضادها دانست.
به عبارتی ایرانیان معترض مسیر دیگری را دنبال کردند که به بن‌ بست‌های پیشین دچار نشود.
  • ❤ 8
  • 👍 6
  • 👎 3
Post #1231 795
Post #1230 667
طبق گزارش جدید Anthropic، این شرکت یک عملیات نفوذ آنلاین را شناسایی و متوقف کرده که آن را به شبکه‌های مرتبط با مجاهدین خلق و شورای ملی مقاومت نسبت می‌دهد.
به گفته Anthropic، در این عملیات از Claude برای تقلید هویت یک فعال واقعی ایرانی استفاده شده بود. عاملان حدود ۸۴۰۰ پست تلگرامی او را به مدل داده بودند تا سبک نوشتنش را یاد بگیرد و سپس از حساب شبیه‌سازی‌شده برای گفتگو با مخاطبان واقعی استفاده می‌کردند؛ افرادی که ظاهراً نمی‌دانستند با حسابی مجهز به هوش مصنوعی در ارتباط‌اند.
این شبکه همچنین بیش از ۵۰۰ کانال شبکه‌های اجتماعی و حدود ۵۲ هزار پیام آرشیوی را بررسی کرده بود تا از افراد داخل ایران پروفایل‌های دقیق سیاسی و رفتاری بسازد.
Anthropic می‌گوید از هوش مصنوعی برای ساخت آواتارهای جعلی، مدیریت هماهنگ حساب‌های اینستاگرامی، تولید محتوای تبلیغاتی و پنهان‌کردن ارتباط محتوا با مجاهدین خلق نیز استفاده شده است.
بر اساس این گزارش، پیام‌های این عملیات عمدتاً علیه جمهوری اسلامی، سلطنت‌طلبان و جریان پهلوی تنظیم شده و هدف آن تقویت جایگاه مجاهدین خلق در فضای اپوزیسیون ایران بوده است.
Anthropic می‌گوید حساب‌های مرتبط با این عملیات را مسدود کرده، اما تأکید دارد که نتوانسته میزان دقیق کنترل متمرکز این شبکه را به‌طور مستقل مشخص کند.


تمرکز پیام‌های این عملیات بر جمهوری اسلامی، گروه‌های سلطنت‌طلب و جریان پهلوی بود. عاملان این شبکه یک ویدیوی ساختگی علیه یکی از اعضای خانواده پهلوی منتشر کردند و از چارچوب «نه شاه، نه شیخ» برای حمله به اهداف خود استفاده کردند. این محتوا با هدف تقویت جایگاه مجاهدین خلق در میان جریان‌های مخالف جمهوری اسلامی طراحی شده بود.

https://www.anthropic.com/threat-intelligence-report-september-2026
Anthropic Countering misuse of AI: September 2026 / Anthropic Case studies from threat actors disrupted between December 2025 and August 2026 across seven areas of harm, from cyber operations to biological misuse.
  • 👍 4
Post #1229 620
Post #1228 659
📚سیمپلیسیسیموسِ ماجراجو

کسانی که خوب می‌دانند پول چیست و از همین رو آن را خدای خود قرار داده‌اند، بی‌دلیل چنین نکرده‌اند؛ زیرا اگر کسی در این دنیا نیرو و تقریباً فضایل خدایی پول را با پوست و گوشت خود تجربه کرده باشد، آن شخص منم.
من خوب می‌دانم حال کسی که ذخیره‌ای درست و حسابی از پول دارد چگونه است، و نیز می‌دانم کسی که حتی یک سکه‌ی کوچک در اختیار ندارد چه حالی دارد.
پول از تمام سنگ‌های قیمتی نیرومندتر است.
مثل الماس غم و مالیخولیا را دور می‌کند؛ مثل زمرد آدم را به درس و دانش علاقه‌مند می‌سازد، و شاید به همین دلیل هم هست که معمولاً فرزندان ثروتمندان بیش از فرزندان فقرا دانشجو می‌شوند.
مثل یاقوت سرخ ترس را از آدم می‌گیرد و او را شاد و خوشبخت می‌کند. گاهی مانند سنگ گارنت نمی‌گذارد آدم بخوابد، و در عین حال قدرتی هم دارد که درست مانند یاقوت زرد آرامش و خواب برای انسان فراهم کند.
مثل یاقوت کبود و آمتیست قلب را نیرومند می‌کند و آدم را شاد، خوش‌رفتار، سرحال و بخشنده می‌سازد.
کابوس‌ها را دور می‌کند، شادی می‌آورد، عقل را تیز می‌کند و اگر با کسی دعوایی داشته باشی، مانند سنگ ساردونیکس کمک می‌کند پیروز شوی، مخصوصاً اگر قاضی را هم حسابی با همان پول چرب کنی.
حتی شهوت را نیز خاموش می‌کند، چون اگر پول داشته باشی می‌توانی زنان زیبا را با همان پول به دست بیاوری.
خلاصه، واقعاً نمی‌توان گفت این پول عزیز چه قدرت‌هایی دارد، به شرط آنکه آدم بلد باشد چگونه و کجا خرجش کند.


شرح زندگانیِ آواره‌ای شگفت‌انگیز (داستانی طنز از دوران جنگ‌های سی‌ساله در آلمان)

✍️ هانس یاکوب فون گریملسهاوزن(۱۶۷۶-۱۶۲۱)
  • 👍 4
Post #1227 552

Forwarded from شب‌های عربی

حکومت روستا؛ داستان سوریه در زمان حافظ اسد

دوگانه شهر/روستا یکی از محورهای مهم در حوادث سیاسی‌اجتماعی سوریه معاصر است. شهرهای سوریه در قرن بیستم ویترین تمدنی آن بودند؛ هنر و فرهنگ شهرهای بزرگ مثل دمشق و حلب، هویت سوریه را نمایندگی می‌کرد؛ انسان شهری در سطح بالاتری از تمدن دانسته می‌شد و نخبگان سیاسی و نظامی برآمده از شهر بودند.

در سوی دیگر، روستاها و مناطق حاشیه، بار اصلی اقتصاد روستایی کشور را با تولیدات زراعی بر دوش داشتند؛ ولی از خدمات شهری و نعمات توسعه صنعتی محروم بودند؛ فرهنگ و هنر و سبک زیست‌شان نیز با برچسب «امر غیر فاخر» نادیده گرفته می‌شد.

اما این وضعیت با حاکم‌شدن حزب بعث بر سوریه تغییر کرد. نه تغییری کامل ولی به اندازه‌ای که در خدمت منافع حزب بود. یکی از مهم‌ترین تغییرات اجتماعی سوریه از دهه ۱۹۵۰ به بعد، ورود روستاییان به ارتش، حزب بعث و دولت بود. حنا بطاطو، مورخ فلسطینی-آمریکایی، این فرایند را «Ruralization» یا «تَرییف» می‌نامد.

سوریه در آن زمان جامعه‌ای به‌شدت نابرابر بود. نخبگان اقتصادی، سیاسی و نظامی عمدتاً در شهرهای بزرگی مثل دمشق، حلب، حمص و حماة متمرکز بودند. در مقابل، روستاها از نظر اقتصادی و سیاسی در حاشیه قرار داشتند. برای یک جوان روستایی، ارتش یکی از معدود فرصت‌های صعود اجتماعی بود: حقوق ثابت، آموزش، جایگاه اجتماعی و امکان افسر شدن.

از طرف دیگر، پیش از ۱۹۶۴، مردان سوری می‌توانستند با پرداخت ۵۰۰ لیره از خدمت نظامی معاف شوند. برای یک خانواده شهری متوسط، پرداخت این مبلغ ممکن بود؛ ولی برای بسیاری از دهقانان، به‌خصوص در مناطق فقیر علوی‌نشین، معادل درآمد چند فصل کار بود. همین دو علت کافی بود که خدمت نظامی برای بسیاری از خانواده‌های فقیر روستایی جذاب‌تر از معافیت باشد.

در ۱۹۵۹، زمانی که سوریه هنوز بخشی از جمهوری متحد عربی با مصر بود، گروهی از افسران بعثی (من جمله حافظ اسد) در خفا کمیته‌ای نظامی تشکیل دادند. بخش مهمی از اعضای این کمیته از روستاها و شهرهای کوچک می‌آمدند و بسیاری از آن‌ها به اقلیت‌های مذهبی تعلق داشتند. این گروه در ابتدا قدرت زیادی نداشت. اما با کودتای ۸ مارس ۱۹۶۳، که همین افسران بعثی قدرت گرفتند، تَرییف (روستایی‌کردن) دیگر یک تغییر تدریجی در ترکیب ارتش یا تسهیل امکان صعود طبقاتی نبود. بلکه یک لازمه برای پیگیری ماموریتی مهم‌تر بود: تصفیه ارتش قدیم!

بعد از کودتای ۱۹۶۳ و صعود بعث به قدرت، تا سال ۱۹۶۷، در یک پاک‌سازی گسترده حدود ۷۰۰ افسر سوری کنار گذاشته شدند؛ بیش از یک‌سوم افسران ارتش. این افسران عمدتاً از جریان‌های سیاسی رقیب بعث بودند: ناصری‌ها، محافظه‌کاران، افسران مستقل و بخشی از افسران سنی شهری. جای آن‌ها را افسران جوان‌تری گرفتند که عمدتا از محیط‌های روستایی می‌آمدند و با حزب بعث پیوند داشتند.

روستایی‌کردن ارتش توسط حزب بعث، هم در راستای ماهیت سوشالیستی این حزب بود؛ و هم جبران تصفیه گسترده‌ای بود که برای تضمین قدرت خود لازم داشتند. با این‌که حافظ اسد علوی بود؛ اما در این مرحله فقط علوی‌ها در حال صعود نبودند؛ بلکه دروزی‌ها و سنی‌های روستایی همگی امکان صعود یافتند.

علوی‌سازی ارتش و حکومت، مرحله دیگری بود که پس از «روستایی‌سازی» رخ داد؛ و یکی از دلایلش نیز، انسجام شبکه‌ای و جغرافیایی علویان بود؛ چون در مقابل، افسران سنی روستایی و شهری پراکنده‌تر بودند: حوران، دمشق، حماة، حلب و مناطق شرقی، با گرایش‌های سیاسی متفاوت.

بعد از ۱۹۷۰، حافظ اسد مرحله دیگری را آغاز کرد. او ارتشی را که در دهه ۱۹۶۰ دائماً درگیر کودتا و پاکسازی بود، به ستون اصلی یک دولت امنیتی تبدیل کرد. حافظ اسد برای کاهش شکاف با نخبگان سنی، بعضی از آن‌ها را در پست‌های مهم دولتی و نظامی قرار داد؛ اما کنترل پست‌های حساس امنیتی و نظامی همچنان عمدتاً در اختیار علویان باقی ماند.

این پدیده در کشورهای دیگر هم با اشکالی کمی متفاوت‌تر رخ داده است. در مصر ناصری، افسران آزاد نیز عمدتاً از طبقات متوسط و روستایی آمده بودند و ارتش به مسیر صعود اجتماعی تبدیل شده بود. در عراق بعثی و در لیبی قذافی نیز، گروه‌های روستایی و حاشیه‌ای، خصوصا بر محور هم‌قبیلگی با شخص حاکم، به بدنه حکومت صعود می‌کردند.

#سوریه #عراق #لیبی #دمشق #حافظ_اسد #حزب_بعث #جامعه_شناسی #جهان_عرب

@arabian_nights_101
  • 💯 2
  • ❤ 1
  • 👍 1
  • 👌 1
Post #1226 557

Forwarded from Film Archive

🎥 فیلم سینمایی نامه‌های زرد (Yellow Letters / Gelbe Briefe) – 2026
اثر ایلکر چاتاک؛ برنده خرس طلایی بهترین فیلم از هفتادوششمین جشنواره فیلم برلین ۲۰۲۶ 🧸.

این فیلم روایتگر داستان یک زوج هنرمند تئاتر در آنکارا است که به‌دلیل مواضع سیاسی و انتقادی خود، شغل و جایگاه اجتماعی خویش را از دست می‌دهند و همراه دخترشان مجبور به ترک زندگی پیشین و انتقال به استانبول می‌شوند. فشارهای اقتصادی و سیاسی، به‌تدریج بر روابط خانوادگی این خانواده نیز اثرگذار است.
نکته‌ای شایان ذکر در مورد این اثر آن است که با وجود وقوع داستان در ترکیه، فرآیند فیلم‌برداری در آلمان صورت پذیرفته است؛ به‌گونه‌ای که برلین به‌جای آنکارا و هامبورگ به‌جای استانبول به‌کار رفته‌اند.
  • 👍 3
  • 🙏 2
Older posts →

About this channel

How can I read @fargasht22 without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for فلسفه و دانش: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does فلسفه و دانش have?
فلسفه و دانش (@fargasht22) has 2.59K subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does فلسفه و دانش know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →