نخستین مترجم شهنامه به عربی
استاد شفیعی کدکنی مقالۀ کوتاه و مهمّی دارد دربارۀ بنداری اصفهانی (و. ۵۸۶، د.۶۴۱ یا ۶۴۶؟) که در حدود سال ۶۲۱ نخستین ترجمۀ شناختهشدۀ شاهنامه را به عربی برای حاکم ایوبی دمشق پرداخت. موضوع اصلی مقاله معرّفی تذکرۀ بنداری در قلائد الجمان ابن الشَّعّار الموصلی (۵۹۳-۶۵۴) است. استاد ضمناً بر مبنای المحمّدون من الشّعراء تألیف جمال الدّین علی بن یوسف القبطی (۵۶۸-۶۴۶) از مترجمی در خراسان، چند دهه پیش از بنداری نیز خبر دادهاست. متن قبطی چنین است:
محمّد بن إسماعیل بن الحسین الدّهّان، أثیر الملک النیسابوری
من المتصرّفین علی الأعمال البیهقیة. ذکره البیهقی فی کتاب الوشاح و قال: کان فاضلاً و عرّب شاهنامه بألفاظ صحیحة، و ذکر له نثراً و نظماً، فمن ملح منظومه ما قاله فی التبریزی (و شش بیت شعر عربی در ادامه).
استاد شفیعی متذکّر شده که نامی از این شخص در جای دیگری نیافتهاست. جستوجوی حسن معمری، یکی از دو مصحّح المحمّدون من الشّعراء، به همین نتیجه رسیدهاست.
منبع قفطی وشاح دمیة القصر ابن فندق (و.۴۹۹، د.۵۶۵ یا قدری پیش از آن) است و بنابراین این فرد مقدم بر ابن فندق یا معاصر او، و به احتمال فراوان قدری مؤخّر بر باخرزی (د. ۴۶۷) بودهاست، چون نام او در دمیة القصر نیست. شهرتش نیز ظاهراً چندان گسترده نبوده چون نامش در خریدة القصر نیز نیامده (۱). پس باید به دنبال فردی بگردیم که رشد و شهرتش (که عمدتاً محدود و محلی بوده) در اواخر قرن پنجم و اوایل قرن ششم رخ دادهاست.
آن ابیات عربی که قفطی از وشاح نقل کرده (و من آنها را متکلّف و بارد مییابم)، چنان که معمری نیز اشاره کرده، احتمالاً در وصف «خطیب تبریزی»، یعنی ابوزکریا یحیی بن علی بن محمد شیبانی (۴۲۱-۵۰۲) است که تا حدودی دورۀ فعالیت و زندگی این اثیر الملک نیشابوری (۲) را معلوم میکند و بر اساس آنچه فوقاً آمد، قاعدتاً باید مربوط به زمان جوانی-میانسالی او و میانسالی-اواخر عمر خطیب تبریزی بودهباشد.
منبع دیگری از فردی نام میبرد که اگر هم همان مترجم شاهنامه نباشد بیشک معاصر و خویشاوند اوست. سمعانی (۵۰۶-۵۶۲) در کتاب المنتخب من معجم الشیوخ از یک «أبو المعالي، محمد بن إسماعيل بن محمد بن الحسين بن القاسم الفارسي، سبط الأستاذ أبي القاسم الدّهّان، من أهل نيسابور» یاد میکند. این فرد به گزارش سمعانی متولد شعبان ۴۴۸ در نیشابور و متوفی در روز یکشنبه سوم جمادی الآخرة ۵۳۹ بوده، از ابوبکر احمد بن حسین بیهقی (۳۸۴-۴۵۸)، ابوحامد احمد بن حسن [نیشابوری] ازهری (۳۷۴-۴۶۳)، ابوعثمان سعید ابن ابی سعید صوفی (حدود ۴۲۰ تا ۵۲۰) و فضل بن ابی حرب [احمد] جرجانی (۴۰۵-۴۸۸) حدیث استماع کرده بودهاست، سمعانی میگوید که خود او را در سفرش از عراق به نیشابور دیده بودهاست، که منطقاً یعنی حدود سال ۵۳۸ و اواخر عمر این فرد.
شباهت بین این نام و آنچه قفطی آورده بسیار است و از نظر تاریخ زندگانی نیز این ترجمه بر آن فرد که بیهقی و به تبع او قفطی معرفی کردهاند منطبق است و بسیار ممکن است که هر دو ترجمۀ یک فرد باشد و فقط در گذر از ابن فندق به قفطی، یک دو نام از نسب او افتادهباشد.
اگر این انطباق درست باشد ممکن است تاریخ ترجمه را هم اوایل قرن ششم و دوران سالخوردگی محمد بن اسماعیل نیشابوری دانست، به قرینۀ الگویی که واضحتر و حدود یک سده بعد بیرون از «مشرق اسلامی» رخ مینماید. تفصیل این الگو را جایی دیگر نوشتهام و امیدوارم زودتر منتشر شود.
@fanneadab
۱. این جمله خود نیاز به ذیلی داشت که کوتاهتر از کل این نوشته نخواستبود و لذا از آن صرف نظر کردم. از اعتماد بدون استقصا بدان پرهیز کنید.
۲. این لقب در نسخه کمابیش به شکل «امىثیر الملک» آمده. هم ریاض عبدالحمید مراد و هم استاد شفیعی (شاید به تبعیت از او و شاید به اجتهاد خود) آن را «اثیر الملک» خواندهاند ولی معمری «مشیر الملک» خواندهاست. من فعلاً از نظر نخست پیروی کردهام چون خیال میکنم در حوالی سال ۵۰۰ اگر هم کسی لقب مشیرالملک میگرفت جز وزیری و خواجهای بزرگ نمیتوانست بود و به اوصاف این استاد نمیخورد خواجهای بزرگ از آن قبیل بودهباشد، و ضبط نسخه را باید به میانجی «اثىیر الملک» منحرف از اثیرالملک دانست.
*این یادداشت به حضرت محمّد سوری تقدیم میشود
Post #666
3.05K