تحدید تاریخ و جغرافی پدید آمدن شاهنامهٔ سعدلو
از نقائص تحقیقات ادبی و متنی ما - که بیربط به تمرکز بر و وسواس در «تصحیح» نیست - این است که نسخههای خطی را چونان «مخازن ضبط کلمات و ابیات» میبینیم و به بافتار تاریخی آنها کمتر توجه میکنیم. این البته، دستکم بالقوه، به همان تصحیح هم آسیب میزند.
یکی از این مخازن ضبط کلمات و ابیات شاهنامهٔ سعدلوست که حال ربعقرنی هست که به لطف چاپ عکسی دایرةالمعارف بزرگ اسلامی در دسترس اهل پژوهش است و در مقالات بیشماری (اغلب در کنار زیرنویسهای تصحیح استاد خالقی مطلق و دو نسخهٔ فاکسیمیلهشدهٔ دیگر، یعنی بیروت/سنژوزف و حاشیهٔ ظفرنامه) بدان مراجعه و از آن استفاده شدهاست، بدون این که تاریخ و جغرافیای پدید آمدن نسخه معلوم باشد. استاد مجتبایی در مقدمه چاپ عکسی، نسخه را از قرن هفتم و هشتم دانستهاست؛ یعنی حولوحوش سال ۷۰۰ هجری. پژوهشگران دیگر (مثلا زندهیاد خطیبی و جناب آیدنلو) اغلب آن را از قرن هشتم (و گاهی اواخر قرن هشتم) خواندهاند. در این انتسابات خواننده باید به شمّ پژوهشگر اعتماد و اکتفا کند که به «قرائن خط و کاغذ» یا «ارزش و بیارزشی ضبطها» استناد کرده و اگرچه بر تجربه و فصل و شناخت مبتنی است، از بررسی نظاممند بهرهٔ کمتری دارد.
قرائنی هست که باعث شک در پیشاتیموری دانستن این نسخه میشود. قرینهٔ نخست به ساختار نسخه راجع است. من از «شاهنامه + خمسه» قدیمتر از نسخه شاهنامه بایسنغری ملک، کتابت محمد بن مطهر در سال ۸۳۳، خبر ندارم (۱) و اساسا آمدن شاهنامه را در ترکیب با یک متن دیگر نیز پیش از سال ۸۰۷ و ۸۰۸ هجری در دو «ظفرنامه + شاهنامه» ندیدهام (در دو مجموعهٔ مفصل ابتدای قرن نهم هم شاهنامه هست ولی اینها ترکیب دو اثر در متن و حاشیه نیست). ظاهراً پدید آوردن چنین مجموعههایی از همان حوالی سال ۸۰۰ به بعد رایج شدهاست.
دلیل دوم به مالکان نسخه - که اسم آن هم از ایشان آمده - راجع است. خاندان سعدلو یکی از قبایل اتحادیهٔ قراقویونلو بود که منطقهٔ «چخور سعد» (نخجوان و مناطق مجاور آن از اهر تا خوی و وان و ایروان) نام خود را از ایشان گرفتهاست. نسخه قرنها در دست این خاندان بوده و کاملا محتمل است که از ابتدا برای ایشان پدید آمدهباشد. قراقویونلوها ابتدا والی و دستنشانده جلایریان بودند و از حدود سال ۸۱۰ تسلطشان بر ناحیهٔ آذربایجان قطعی شد.
آنچه این تاریخ و جغرافیا را محتملتر میکند استفاده کاتب سعدلو از قلم فلزی است. این پدیده در نسخ خطی فارسی خیلی شایع نیست، ولی یک نسخه معروف دیگر هست که با قلم فلزی نوشته شده: تواریخ شیخ اویس - که به کوشش زندهیاد ایرج افشار چاپ شده - و نوشتهٔ فردی از اهر است در سال ۷۷۴ برای سلطان آویس جلایری، و نسخه طبیعتاً قدری مؤخر بر این تاریخ، که نزدیک است به همان بافت جلایری متاخر و قراقویونلوی متقدم در ناحیهای که سعدلوها در آن ساکن و حاکم شدند.
با مجموعهٔ این قرائن، منطقیتر است که شاهنامهٔ سعدلو را نسخهای «قراقویونلویی» از آغاز قرن نهم و از حوالی رود ارس بدانیم. این تاریخ و جغرافیا توضیح بسیاری اختصاصات متنی نسخه را هم سادهتر میکند که جای تفصیل آن این یادداشت نیست.
*این نوشتهٔ مختصر به جناب پژمان فیروزبخش تقدیم میشود که سالها پیش نخستین کسی بود که شنیدم احتمال میدهد این نسخه از قرن نهم باشد.
@fanneadab
۱- برای شاهنامه بایسنغری ملک نک. مقاله شیوا میهن در Shahnama Studies III به سال ۲۰۱۸.
Post #662
7.07K