از آنچه در چهار هفتۀ اخیر دیدهام یک نکته جالب توجّه است:
تقریباً هر کس، بهویژه هر ایرانی، که میدانستم در کار تحقیقش دروغگو و شارلاتان است - و از «میدانستم» منظورم این است که خودم در کارش نمونههای دروغ و تقلّب را یافتهبودم - اگر کاملاً ساکت نماند به نوعی ضدّ مردم ایران درآمد. البته همه یک کار نکردند. برخی از آیندۀ بدون آخوند بیم دادند. برخی از نبود آلترناتیو گفتند. برخی مخالف دخالت خارجی شدند. برخی از سوختن پایگاههای سرکوب (ازجمله آنها که نام مسجد دارد) احساس خطر کردند. برخی این قتل عام را به گردن هر کس جز قاتل انداختند. ولی هر کس به پدرسوختگی میشناختم و میدانستم تقوای علمی ندارد و شایستۀ اعتماد نیست اگر تکانی خورد در این راستا خورد. بسیاری از این شارلاتانها فاسد هم هستند، از جهات و به درجات گوناگون.
از طرف دیگر، تقریباً هر کس که کارش را از نزدیک و به دقت بررسی کردهبودم و میدانستم که در پژوهش پیرو اصول است و کیفیّت و حقیقت را بر هر چیز دیگر ترجیح میدهد، اگر سکوت نکرد سعی کرد صدای مردم باشد.
استثنا دو اروپایی بودهاند که کیفیّت پژوهششان بالاست ولی میدانم که یکی کلّهخر است و دیگری تا مغز استخوان فاسد. چند نفری هم هستند که در یک نظر و از دور به نظرم متقلّب نرسیدهاند ولی نظراتی که دارند موجب تداوم اسارت ایرانیان خواهدشد. کلّهخری به هیچیک از این جماعت نمیآید. حال نمیدانم شارلاتان هستند و من نفهمیدهام یا فاسدند و خبر ندارم یا هر دو.
@fanneadab
Post #657
3.66K